مجلس نمايندگان كشور امروز حكم همان راهرو راه داشتند كه حال به انتهاي راه رسيده اند و لازم است كه نمايندگان مجلس هم خود صادقانه در كنار هم قرار گيرند، و خود را مورد نقد و ارزيابي قرار دهند، مقاصد و مرام هايي كه در قانون اساسي كشور براي آنها تعريف شده است رسيده اند يا نه؟ و هم رسانه ها و مطبوعات كشور راه و راهروان را مورد تحليل قرار دهند و چشم اندازي به آينده داشته باشند.

   اولين موردي كه درچند سال گذشته مورد توجه وامعان نظر اصحاب رسانه ها قرار داشت و گاهي نيز با انتقادهاي تند و برهنه اي مواجه شده است، تركيب نمايندگان مردم  در مجلس بوده است. قبل ازانتخابات پارلماني گذشته نيز قابل پيش بيني بود كه بسياري نامزدنمايندگان فاقد صلاحيت علمي و عملي مي باشند و ليكن آنچه در مجلس نمايندگان حضور يافت نه تنها بسياري فاقدآن صلاحيت ها بودند بلكه بسياري نيزازداشتن حد اقل سواد و دانش نيز محروم بودند علاوه براين ها برخي افراد باندباز نيز درمجلس نمايندگان حضور يافتند كه متأسفانه هيچ دركي از سمت نمايندگي نداشتند و نه هم در صدد برآمدند تاخودرا با شرايطي جديدي كه در آن قرار گرفته بودند هماهنگ سازند

   برخي نيز بافتنه انگيزي و آشوب آفريني خواستند – وچه بساتوانستند -مجلس نمايندگانرا به سمت  سوي ديگري  كه مي خواستند سوق دهند كه با روح وتعريف آن مجلس چندان ساز گار نبود.

دومين موردي كه باز هم به عنوان يك كاستي در گذشته مطرح مي شد، عدم شناخت اكثريت نمايندگان با اهداف پارلمان بود، اين امر به اين معنا است كه افراد مجلس با قانون اساسي كشور آشنايي نداشتندتعريفي كه در قانون اساسي براي نمايندگان در نظر گرفته شده است، عبارت تصويب قوانين براي كشور و نظارت بر اجراي قانون و هم چنان دفاع از حقوق مردم است.

كه غرض از تصويب قانون به معناي آنست كه هر نماينده اي به تمام مردم افغانستان تعلق دارد، نمي تواند و نبايد اصرار ورزد تا قانوني را به نفع تعدادي وبه ضرر تعداد ديگر به تصويب برساند، هم چنان نظارت بر قانون نيز همان باشد كه هيچ كسي  از چهار چوب قانون پاي فراتر نگذارند.

دفاع از حقوق مردم به معناي دفاع از حقوق تمام مردم افغانستان در برابر تجاوزگران به حقوق آنانست امادرطول ساليان گذشته اين حق مسلم و انساني و مدني به گونه  ي بازگوو تعريف گرديدكه حق انساني و مدني مردم به حقوق قومي و نژادي تقليل يافت تعدادي ازنمايندگان بيشتراز آن كه خود را نماينده ي مردم افغانستان بدانند و در يك چها چوب قانوني و مدني در صدد احقاق آن حقوق باشند به عنوان نماينده ي يك قوم تبارز يافند و حقوق قومي را برجسته كردند و بر آن تأكيد نهادند.

اين دسته بندي قومي و برجسته ساختن حقوق قومي عوارض وپي آمد هايي رابه دنبال داشته است ؛اول اين كه جايگاه مجلس نمايندگان كه بايد يك نهاد مدني باشد به يك نهاد قومي تنزل يافت و آنچه به عنوان كار ويژه هاي براي مجلس نمايندگان تعريف مي گردد به شدت تقليل پيدا كرد. البته اين پي آمد منفي ؟؟ در چهار سال گذشته ب نخواهدماند بلكه در سالهاي آتي نيز تسري پيدا خواهد كرد. و به نحوي مجلس نمايندگان را تحت تاثير خواهد برد. دوم آن كه حقوق قومي كه بايددر نمود يافت.

 حال كه در آستانه ي انتخابات پارلماني قرارگرفته ايم، بازهم مشكلات ودشواري هاي گذشته فراروي مردم قرار دارد، نام هايي كه منتشر شده است، هم تعدادي فراواني افرادي وجوددارند كه سواد خواندن و نوشتن ندارند چه رسد به سواد اجتماعي. كساني هم هستند كه سركرده قومي و يا قوماندان بوده اند آنها برداشتي ازقانون دارند و نه نظارت بر قانون را مي دانند و نه هم دفاع از حقوق مردم در هندسه ي ذهن آنها وجود دارد؛ بنابرآن باراه يافتن آنان در مجلس نمايندگان كشو، وضعيت كشور بهبود نخواهديافت و مردم به حقوق تعيين شده ي خويش  نخواهند رسيد.

علاوه برآن، افراد فاقد و جاهت سياسي و فرهنگي پيش تر و بيش از سايرين در حلقات تنگ و تحت تاثير ديگران قرار خواهند گرفت و باندهايي را در داخل پارلمان بوجود خواهد آورد كه به انحراف كشيدن پارلمان از هداف اصلي آنان واهد بود  و در غلطيدن به كارهاي جانبي و غير ضروري، نقش پارلمان را كم رنگ  ترخواهد كرد. بنابرآن در يك ارزيابي كلي پارلمان گذشته متأسفانه توفيقي چنداني در احقاق مردم نداشته است،  ليكن بنابر تازه كار بودن و بي تجربگي نمايندگان و هم مردم درانتخاب  نمايندگان ،اين ناكامي قابل چشم بيني بود. اما ازناكامي گذشته تنها نمايندگان نيستند كه بايددرس گيرند و اشتباهات گذشته را تكرار نكنند؛ بلكه مردم كشور درانتخاب نمايندگان، عالم و با سواد و داراي حسن سابقه نقش بسيار مهم رامي توانند بازي كنند.

اگر مردم كشور اين واقعيت را در نظر گيرند كه بدون هم كاري يك ديگر و تأمين منافع يك ديگر نمي توانند زندگي آرام و راحتي داشته باشند، مي توانند بايد افرادي راانتخاب كنند كه گرايش هاي تنگ نژادي و تعصب  هاي كورقومي را نداشته باشدو افغانستان را براي تمام افغانها بخواهد نه براي خود. اگر افغانستان آباد و مرفه  بود همگي به رفاه خواهد رسيد و اگر يكي از اقوام كشور به آرامش و امنيت دست نيايند بدين معنا است كه ساير اقوام نيز از رنج آن قوم، در امان نخواهند ماند بنابرآن فهم درست، آينده نگري و شناخت نامزدهاي انتخاباتي مي تواند نقش ارزنده ي در تكوين آينده داشته باشند.