انتخابات؛ حق مدني يا تكليف ديني؟
كثيري از كساني راكه رفتن به پارلمان وسوسه كرده است تا به گرم خانه ي پارلمان راه يابند جايگاه اين مفهوم و شكل گيري آن را وهم چنان چهارچوب گفتماني آن را درنيافته اند.
چنانست كه مسحور شد ن در سحر قدرت به انواع حيل و نيرنگ پناه مي برند تاراي مردم را از آن خود كنند و به مجلس راه يابند، براي می شوندنيز نمي دانند چه بگويند و از چه دفاع كنند و چه چيز را فرو كوبند، دفاع از مليت و مذهب مي كنند و سايرين را به مخالفت يا معاضدت با آن متهم مي دارند، نزاع عنيفي درمي گيرد و به جان يگديگر مي افتند عرصه و صحنه ي مجلس نمايندگان مي شود همانند بازار خرفروشان.
لذا قبل از آن كه اين مسحور شدگان چوكي قدرت به پارلمان راه يابند انبان تهي خويش را پركنند لازمست كه يك بار برذهن تهي خويش نظر افگنند و بدانند كه با اين مغزهاي تهي و با اين دست مايه هاي علمي اندك و بااين بضاعت هاي كم نمي توان به آن گرم خانه راه يافت. آخر گفته اند :كارهربز نيست خرمن كوبيدن" هنوز انتخابات را ندانسته اند كه در كدام گفتمان شكل گرفته است و نه هم جايگاه آن را مي دانند كه چگونه بايد از آن سود جسته شود.
انتخابات و سيستم را ي گيري و پارلمان از مفاهيمي است كه نه در فرهنگ ملي ما و نه هم در فرهنگ ديني تعريف نداشته و ندارد و جواب خواستن و فتوا گرفتن از آنها به معناي نشناختن اين گوهر است.
انتخابات حق شهروندي هر انساني است كه در قالب و قوافي دنياي مدرن شكل گرفته است و متأسفانه اين مفهوم همانند بسياري از مفاهم ديگر بدون چهارچوب گفتمانی آن دركشور هاي شرقي از جمله كشور ما آمده است ، مثل موتري كه وارد شده باشد اما نه جاده اي براي گشت و گذار آن در نظر گرفته شده باشد و نه هم جايي براي ايستادن او. لذا اين مفهوم در گفتمان ديني هيچ جايگاهي ندارد . متوليان و مراجع ديني نيز نبايد خود را ذي دخل بدانند و براي همه چيز لباس دين بپوشانند و همه چيز را رنگ ديني بزنند، البته دين نيز حق فخيم و فاخري است كه تماميت فرهنگ مسلمان را تحت تاثير برده است و چنان ساحه ي وسيع زندگي مسلمان را فرا گرفته؛ اما بسياري ازمفاهيم مدرن نه در قالب دين تعريف شده و هم هيچ حكم ديني نيز بر آن ناظر نيست ؛اگر دين در اين عرصه دستي داشته باشد و اظهار رايي كند، بي شك احكام ديني نيست بلكه اخلاق ديني است كه نامزدان و داوران و شمارندگان راي را به رعايت عدالت و انصاف مي خواند.
لذا مراجع ديني به جاي تمجيد و تعريف آدم هايي كه نه سابقه درخشاني در دينداري دارند و نه هم لاحقه اي در اخلاق. بكوشند تا دامن دين را به هر سوي نكشند و ازدين همانند ابزاري سود نجويند و بگذارند، تمرين و ممارست ادامه يابد و شهروندان آزمون و خطا را تجربه كنند تا كم كم به حقوق خويش آگاهي يابند و برسرنوشت خويش حاكم شوند، مراجع ديني به جاي دخالت در هر مورد اعم اجتماعي و سياسي به نقش و جايگاه اصيل دين بپردازند و از اين كه اخلاق و باورهاي ديني چنان وارونه وجود دارد دغدغه داشته باشند. و به كساني كه با فتواي آنها مي خواهند به جايي برسند بايد بگويند كه آنها نمي توانند راجع به انتخابات نظر دهند، آن مرجع كه فتوا داده است كه به غير مسلمانان راي ندهيد يا راي بدهيد؛ ندانسته است كه دين و اسلام در اين حدود و جغرافيا حكمي ندارد، اين جا قانون مدون افغانستان است كه حكم مي كند نه فتواي ديني . و تفس انتخابات نيز به دستور وفتواي مراجع ديني ايجاد نشده است بلكه تشخيص خود مردم بوده است كه بهترين راه گزينش مسئولان را انتخابات تشخيص داده اند، ودر انتخاب شدن وانتخاب كردن نيز دينداري شرط لازم نيست، به جاي اين شرط و شروطي كه در هيچ جاي دين تعريف نشده است، اگر مراجع به مردم توصيه كنند كه قبل از انتخابات به كسي راي دهند كه صداقت، راستكاري، آگاهي داشته باشند بسيار نكو خواهد بود تا ساحت دين را با انتخابات در آميزند از آن ملغمه اي بسازند .
به هر حال دراين زمينه مي توان سخن فراوان گفت؛ وليكن براي عاقلان يك نكته كفايت است كه بدانند كه دراثناي انتخابات كسي يا كساني از وجهه اي آن ها سوي استفاده نبرند وهم دين را از بازاري شدن نجات دهند وحرمت اورا نشكنند وهم افراد ناپاك ونا لايق به مجلس نمايندگان راه نيابد كه دران صورت صاحب دين فتوا دهندگان را مواخذه خواهد نمود.