ابتدا چادرش را كمي جابجا مي كند مي گويد : منظور از متود يا شيوه ي جديد شاگرد محوري است هم چنان اظهار مي دارد كه در كشور هاي پيش رفته حتا در كشور هاي همسايه افغانستان اين متود(شيوه) عملي شده اس تونتايج مثبت داده است . اين قدر مي فهممكه در متود جديد معلمين بيشتر حيثيت راهنمارا دارد وشا گردان را بايد راهنمايي كند وشا گردان بايد خود تلاش ورزند

   سوال دومم از خانم فروتن اين بود  كه ايا مي توان با تدوير چنين كا رگاه هاي اموزشي، شيوه هاي جديد ي راجاي گزين شيوه هاي  قديم كرد ؟در حالي كه وقتي شاگرد محوري مطرح مي شود به معناي جزاين ندارد كه معلماني شيوه هايي را ياد داشته باشند كه مسئوليت را به شاگردان بسپارند واين نياز مند تعليم وآموزش دراز مدت است كه بايد  معلمان دردوره تربيت معلم فراگيرند

؛ خانم فروتن مي گويد معلمان ما اكثرتا دووزاده درس خوانده اند گرچه بسيار مشكل است كه آنها بتوانند با تدوير يك سمينار شيوه هاي جديد درس آموزي را فراگيرند وليكن بايد بعد از آموزش دهي نيز پي گيري شود او اضافه مي كند كه معلمين

ما بسيار شان چنان پير وفرتوت واز كار افتاده اند كه شرم شان مي ايد كه بيايند بنشينند ونواسه هاي شان بهآ نها درس دهد .برخي هاي شان نيز بسيار جوان وبي تجربه هستند ؛هم چنان اضافه مي كند كه من پيش نهاد كردم كه معلمين صنف دواوزده پاس بايد از وزارت معارف اخراج شود.

    گرچه اين پيش نهاد به نظر او درست مي ايد ؛ اما تصور نمي شود كه راه حل معارف كشور اخراج معلمان باشد . بحران دروزارت معارف ريشه دار تر ازانست  كه با اين گونه راهكارها ي ساده حل و فصل شود، قدم اول آنست ه كه طرز ديد يا نگاه به معارف بايد تغيرپيدا كند  اين طرز ديد ازاين قرار است كه بايد كساني به معارف راه پيدا كنند كه از توانايي واستعداد بهتري برخوردار باشند؛ يعني  از ميان كساني كه در امتحان كانكور شر كت مي جويند، كساني به دارالمعلمين ها راه پيدا كند كه حد اقل از نمرات متوسط بر خوردارباشند در حالي كه امروز ه كساني به مراكز تربيت معلم راه مي يابند كه حايز حد اقل نمره در امتحان كانكور هستند براي كسي كه وارد دانشگاه مي شوند آخرين انتخاب دارا لمعلمين ها مي باشد با اين وصف كساني كه از تربيت معلم ها فارغ مي شوند چندان سوادي ندارند؛ لذا بايد وزارنت معارف امتيازات مادي ويژه اي به معلمان بدهند وهم چنان ارج واحترامي به آنها قايل باشند تا  فارغ التحصيلان صنوف دووزاده رغبت پيدا كنند تامعلم شوند .

     از خانم فروتن در باره روش جديد مي پرسم كه در افغانستان تنبيه بدني امر شايع ومعمول است شما دراين رابطه نيز تذكر مي دهيد ؟/

    خانم فروتن مي گويد بله !در مواردي كه  درسمينار مطرح مي شود اين قبيل نذكر ها به معلم ها داده مي شود تا آنها ازاين گونه تببيه ها استفاده نكنند

 خانم فروتن حرف هايي فراواني براي گفتن دارد اما فرصت من اندك است از فروتن تشكر مي كنم واورا به خدا  مي سپارم ،از مدير صاحب اجازه مي گيرم تا بيرون ازاداره سري بزنم، بيرون مي شوم تا ازنزديك برخي قسمت هاي ليسه راه ببينم هنوز چند قدمي برنداشته ام كه مديرصدا مي زند  كه عكس كه نمي گيري ؟مي كويم نه خيال تان راحت باشد به گشت وگزارم ادامه مي دهمم تزديك مخزن اب مي شوم كه قبلا از دوستم پرسيده بودم .نزديك مي شوم آرم ومهر خارجي كلاني را حك شده درروي مخزن مي بينم معلوم مي دارد كه يكي از موءسسه هاي خارجي درست كرده است دوربر آن چند كودكي را مشاهده مي گويم كه در اطراف  مخزن همانند حاجيا ن درحال طواف كعبه مي چرخند، تعجب مي كنم پيشتر مي روم مي بينم چند كودك لب هاي شان به شيردان هاي مخزن چسپانده اند هي مي كشند، نزديك مي شوم خيره خيرهخ به من مي نگرند؛ مي گويم چرا اب نمي خوريد مي گويند اب ندارد مي گويم ادره برويد مديريت را در جريان بگذاريد . نا اميدانه مي گويند كه مدير مارا لت مي كند مي گويم چرا؟ مي گونيد با يد از خانه تان بياوريد

   فكر مي كنم سوال وجواب دردي را دوا نمي كند وبراي شاگردان تشنه نيز اب نمي شود راهم مي گيرم به صفني مي روم كه دوستم مشغول درس دادن است در مي زنم در گشوده مي شود با انبوه كودكان مواجه مي شوم كه سر يك چوكي با بسيار مشكل نشسته اند .

   به هر حال روزي است مي گذرد اما مشكلات ودشواري هايي  فرزندان اين كشور تحمل مي كند لحظه اي مرا به حال خودم نمي گذاردو شايد اگر آنچه دراين ليسه ديدم در جايي دور تر ازمركز ديده بودمن برايم چند ناراحت كنند وازار دهنده ه نبود ؛اما وقتي مي بينم كه در پايتخت اين كشور فرزندان اين كشور اين گونه با محروميت زندگي مي كنند ،سخت ناراحت مي شوم.وقتي به لفاظي هاي وزارت معارف مي نگرم وبه عمل كردضعيف اين جمع كم كار پر مدعا .جز اين كه به خدا پناه ببرم واز خداوند بخواهم كه به ابروي اين همه مظلومين حكومتي نصيب ما كند كه حد اقل درد اين مردم را بشناسدو ديگر چاره اي به نظرم نمي رسد.