كشمكش خارجي ها ودولت افغانستان براي چه؟
.امروز با گذشت زمان زياد ومصارف همگفت پول هنوز اولين گام دراين راستا برداشته نشده است ؛ اما ايا تغير فر ماندهي جنگ وجانشيتي جنرال پتراوس مي تواند به اين هدف دست يابد وهم عمليان نظامي متوقف شده را راه بيندازد وهم بر كار كرد دولت افغانستان نظارت داشته باشد ؟ برخي صاحب نظران بدين باورند كه تغير فرماندهي جنگ ونظارت بردولت افغانستان وقتي مي تواند موثر باشدكه دولت افغانستان نيز بپيذيرد كه نياز به تغير راهبرد جديد دارد.؛ اما آنچه در افغانستان ودر ذهنيت دولت مردان افغانستان مي گذردتبريه كردن خود از اشتباهاتي است كه درطي سال هاي گذشته مرتكب شده است هر زمان انتقاد خارجي ها بر دولت كرزي افزايش يافته است حكومت با تردستي توانسته است اذهان عمومي را بر خارجي ها بشوراند واذهان را متوجه اشتباهات آنها كند امرو.ز نيزوضعيت به همان منوال سابق است دولت اقاي كرزي نمام هم وغم خويش را متوجه صلح با طالبان كرده است بدون اين كه قدمي دراين راستا برداشته باشد .
بدون شك پي امد هاي تغير راهبرد وابسته به نحوه ي عمل سران وسياست مداران كشور است كه چگونه با آن مواجه مي شوند ؛اماآ نچه ازعملكرد حكومت كرزي بر مي ايد آنست كه اين حكومت دوراه را دررسيدن به مقصد در بر گزيده است .
يك؛ تشديد نفاق قومي. دو،ايجاد فاصيله ميان افغانستان وكشور هاي غربي.
از مجموع عمل كرد اقاي كرزي برمي ايد كه او تمام همت خويش را در جهت تامين صلح با طالبان گذاشته است ومي توان چنين بيان داشت كه غايت آمال اقاي كرزي راصلح با ان گروه تشكيل مي دهد .البته قابل ياد اوري است كه هيچ فردي در كشور مخالف صلح نيست ااگر حكومت مي كوشد صلح طلبي را براي كسب وجاهت سياسي به ثمر برساند؛ اما صلح براي مردم افغانستان ازآب خوردن بيشترضروت دارد. آنچه مهم است اين كه هدف از صلح نيز در ذهنيت پريشان حكومت چنان تعريف شده نيست.
غرض از صلح بايدتامين منافع ملي ازراه مسالت آميزباشد؛بنابراين اولين گام انست كه منافع ملي باز شناخته شود دوم اين كه از ايجاد حركت هاي انحرافي جلو گيري صورت گيرد ؛ اما آنچه در افغانستان صورت مي گيرد گسست منافع ملي و تنش هاي قومي را به دنبال داشته ااست. حدود يك سال ازانتخابات مي گذرد؛ اما هنوز كابينه آقاي كرزي تكميل نشده است.
وتشكيل كابينه باعث گرديده كه نارضايتي حكومت ومتحدان او افزايش يابد،تشديد اختلاف ها به كاهش محبوبيت حكومت خواهد انجاميد ودر نتيجه ميزان نا امني ها در كشور افزايش خواهد يافت. اظهار نظر هاي برخي عناصر معلوم حال وبد سابقه پيرامون اقاي كرزي ،مي تواند فاصله ميان حكومت وبرخي جناح هاي سياسي را شدت بخشد لذا اين گونه موضع گيري ها قبل ازآن كه باعث ايجاد صلح در كشور گرددفاصيله ميان حكومت وساير اقوام را تشديد خواهد كرد وبي ترديد روياي صلح با طلبان نيز محقق نخواهد شد.
آن گونه كه روز نامه اي امريكايي از قول پتراوس گفته است ميان دولت افغانستان وسران كشور هاي خارجي اختلاف وجود دارد؛ اما اقاي كرزي بدون اين كه مصالح كشوررا در نظر داشته باشد اين اختلاف هارا نيز براي دل خوشي طالبان به راه مي اندازد تا توجه آن هارا بيشتر جلب كند و وجهه ضد خارجي خود رابه نمايش بگذارد؛ وليكن تصور مي شود كه در نهايت تلاش هاي صلح خواهانه اي كرزي به فر جام نيكو نخواهد انجاميد ؛امافاصيله ميان حكومت ونيرو هاي خارجي افزايش خواهد يافت. اگرحكومت از درايت سياسي ومديريتي بر خوردارد بود مي توانست از حضور نيرو هاي خارجي در جهت خواسته هاي ملي سود ببرد،زيرانيرو هاي خارجي براي تامين امنيت در افغانستان حضور دارند وبايد حضور شان در همين راستا تعريف گردد. اگر از كارويژه هاي تعريف شده تخطي صورت مي گيرد بايد دولت افغانستان آن هارا به وظايف شان آگاه سازد؛نه اين كه با آنها ازدر مخاصمت وارد شو د وتمام منافع كشوررا فداي اين دور باطل خصومت ها كند ، بسياري را گمان برآنست كه اقاي كرزي در صددايفاي نقش يك قهرمان افسانه اي است كه نا گهان از گم نامي به نامي رسيده واينك در صدد فراهم اوري قوم شكست خورده اي است كه نا گواري هاي روز گار آنهارا از هم پاشانده بود ! و گرنه چه معنا دارد كه دولت تمام منافع ملي را به يك سو نهد و.درصدد مذاكره ومفاهمه با كساني باشد كه هر گز به صلح نينديشيده اند..
حتا اگر اقاي كرزي با بر افراشتن پرچم صلح خواهي در صد د ايفاي نقش يك قهرمان باشد بايد بداند كه ايفاي اين نقش بدون در نظر گرفتن ساير پارامتر ها امكان پذير نيست. حال اواخر قرن نزده نيست كه با حذف ساير اقوام بتوان بر كرسي رياست تكيه زد ونقش سايرين را محو يا كم رنگ كرد.
به هرحال هر تغيير وقتي مي تواند مثبت ارزيابي گردد كه مديريت قوي وقدرت مندي آن را رهبري كند در غيرآن صورت هر تغيري ممكن است به فاجعه اي تبديل گرددو تغير راهبرد امريكا نيز ازاين قاعد ه مستثنا نيست .