افغان ها در مدت نه سال گذشته و بعد از سقوط دولت طالبان همواره اين واقعيت را گوش زده كرده اند، كه تروريست ها در داخل خاك پاكستان تربيه و تجهيز شده و در داخل افغانستان گسيل مي شوند؛ هر بار كه اين سخن مطرح شده است چندان جدي تلقي نشده است اما دولت پاكستان واكنش تندي نشان داده است  دولت هاي غربي آن گزارش ها وتذكر هارا چندان جدي تلقي نكرده اند؛ گاهي نيز  طالبان را  به دسته هاي سه گانه ميانه رو و افراطي  تقسيم نموده اند و بعد از آن راهكارهايي ارائه دادند كه با طالبان ميانه رو مي توان مصالحه كرد، ارايه همين راهكارها بوده است كه حكومت افغانستان را نيز ترغيب  وتشويق كرده است كه راه مصالحه با آن گروه را در پيش گيرد، اما از آن جايي كه بر نامه‌ي صلح دولت افغانستان بر اساس يك منطق درست تبيين نه گرديده بود با آن كه تاهنوز هزينه هاي هنگفتي دراين راه صرف شده  است؛ اما گامي جدي در راه صلح برداشته نشده است ،  امروز دولت افغانستان وسازمان استخبارات پاكستان دردو سر يك طيف قرار گرفته اند. پاكستاني ها با فرستادن تروريست ها همان كاري را انجام مي دهند كه دولت افغانستان.

ازادي بدون قيد وشرط طالبان از سوي حكومت افغانستان همان تقويت طالبان است، كاري كه پاكستاني‌ها در آن سوي مرز انجام مي‌دهند. اين روند چنان شتاب گرفته است كه حتا نزديك ترين آدم ها به آقاي كرزي قرباني اين ايده شدند ووظايف خــود را رها كردند.

سياست دولت افغانستان دقيقاً در جهت سياست هاي استخبارات پاكستان عمل كرده است.

آنان از پاكستان گسيل مي دارند ودولت افغانستان از زندانها رها مي سازند يعني چرخه توليد خشونت  از دوسوي مرز هماهنگ ادامه دارد، برخي سران غرب اظهار مي دارند كه تابستان امسال براي افغان ها تابستان پر از خشونت و درنده خويي از سوي طالبان خواهد بود.با توجه به توليدات هردو سوي مرز امر بعيدي نيست.

به هرحال آنچه آن پژوهشگران افتخار كشف آن را به خود نسبت مي دهند، امر بديعي نيست اما پرسشي كه ايجاد مي شود آنست كه چرا اين كشف خارق العاده را دراين مقطع زماني آشكار ساخته اند؟

چه هدفي در زير اين اعلام پنهان شده است؟

برخي ها گمان مي برند كه ميان كشف جديد و به قدرت رسيدن حزب محافظه كار انگليس رابطه اي وجود دارد، تعين زمان افشاي آن نيز بي تناسب به زمان به قدرت رسيدن حزب محافظه كار نيست، و دولت جديد انگليس مي خواهد  استراتژي جديد ي در قبال طالبان اتخاذ كند وپژوهش جديد  مي تواند مستمسك خوبي براي آن حزب باشد تادر پرتو آن تحقيق سياست هاي حزب محافظه كار را عيارسازد ، در حالي كه سياست مداران حزب كارگر، سياست زدن به نعل و ميخ را در پيش گرفته بود، ارتباط هاي نزديك با طالبان در هلمند و حتا كمك هاي آن حكومت به گروه طالبان ازيك سو ،كمك هاي آن حزب به دولت افغانستان بيانگر همين سياست دو گانه اي بود كه در پيش گرفته بود و شايد اين گونه وانمود مي كرد كه آن حكومت از ارتباط آن گروه بااستخبارات پاكستان اطلاعي ندارد و از اين رو مي خواهد به نحوي آنها را از گردونه ي خشونت ورزي بيرون آورد. و دولت كنوني انگليس شايد بخواهد سياست هاي ديگري را در قبال طالبان اتخاذ كند و مفاد آن پژوهش نيز براي حكومت جديد انگليس يك دست آويز باشد.

برخي نيز بدين گمان اند كه پژوهش جديد هر چه باشد، مي تواند از رقابت پنهان ميان دو قدرت غربي يعني امريكا و انگليس بكاهد و بي اعتمادي مزمن ميان دو كشور از ميان بردارد.

در اين كه سربازان انگليس در هلمند كاري از پيش نبرده اند و يا آن كه تصميمي در آن نداشته اند براي هيچ كس پوشيده نيست و حتا گفته مي شد كه مقام هاي امريكايي را بي عملي انگليس ها آشفته كرده است، تقويت سربازان امريكايي در هلمند و گرفتن ابتكار عمل از دست نيروهاي انگليس ناظر به همين رابطه مشكوك سربازان انگليس در آن ولايت است و شايد مفاد پژوهش بتواند دركاهش حسن بي اعتمادي ميان دو كشور موءثر باشد و امريكايي ها بار ديگر بر انگليس اعتماد نمايد.

اما اين پژوهش جديد بر دولت افغانستان چه تاثيري مي تواند داشته باشد؟ بي شك دولت افغانستان و نهاد هاي امنيتي در كشور مي دانستند كه طالبان دست پخت سازمان "آي اس آي "است اما ايجاد اين باور براي مجامع جهاني و كشورهاي غربي دشوار بود، بويژه از وقتي كه پاكستان، خود در دام تروريزم گرفتار آمده است و دولت پاكستان نيز هزينه هاي گزافي را هر روز مي پردازد كم كم ذهنيت ها از پاكستان برگشته بود و تصور مي رفت كه پاكستان در صدور تروريست ها نقشي كم تري دارد اما اين تحقيق حد اقل كشورهاي غربي را مجاب مي كند كه با ديد ديگري به طالبان بنگرند ورويكردي جديدي را نسبت به طالبان در پيش گيرند.