چه كاسه اي زير نيم كاسه است؟
. پرسش هاي فراواني را مي توان مطرح كرد وجواب هاي گو ناگوني را مي توان بدست اورد.زيرا امر بديعي است كه مشتي مزدور چنان جرات نمايند كه تيغ بررخ ارباب خويش كشندو سربازان ارباب را به اسارت ببرند! اما در ميان پاسخ هاي بي شمار ي كه در اذهان ايجاد مي شود به چند مورد آن مي توان اشاره داشت.
يك؛ اين كه طالبان افغاني و پاكستاني در يك موضع مشترك قرار گرفته اند و هر دو استراتيژي جديدي را در قبال هردوكشور اتخاذ كرده اند در صورتي كه تحليل هاي پيش از اين، بدين مبنا بود كه ميان طالبان افغاني و پاكستاني ارتباط استراتژيك وجود ندارد؛ طالبان پاكستاني با دولت پاكستان در حال نبرد و دشمني اند و از هر امكاني سود مي برند تا ضربه اي به دولت پاكستان وارد سازند، در حالي كه طالبان افغاني از حمايت پاكستان بويژه از سازمان استخبارات آن كشوربرخوردار بوده وازآنها فرمان مي برند و در خدمت اهداف آنان قرار دارند آخرين پژوهشي كه هم از سوي كالج اقتصاد انگليس منتشر شدپرده از همين روابط تنگاتنگ ميان استخبارات پاكستان وطالبان بر مي دارد و تأكيد مي كند كه طالبان فرمان بران سازمان استخبارات پاكستان مي باشند.
برداشت ديگر آنست كه شايد ميان دولت پاكستان و افغانستان نزديكي هايي ايجاد شده باشد ،به سخن ديگر مي توان اين چنين بيان داشت كه آقاي كرزي بيشتر از هر وقت احساس نزديكي با پاكستان مي كند و اين نزديكي شايد سبب شده باشد كه طالبان افغاني اينك خود را بي پناه احساس مي كنند و همين حس باعث گرديده تا با طالبان آن سوي مرز احساس همدردي كنند و در يك جهت گام بردارند وحمله به آن سوي مرزوگروگان گرفتن سر بازان پاكستاني درحقيقت نشان از نزديكي هردو گروه مي تواند داشته باشد.
ديدگاه ديگر نيز آنست كه ممكن است بخشي از طالبان افغاني با دولت افغانستان ارتباط برقرار كرده باشند و در اثر تطميعي در جهت اهداف دولت افغانستان حركت كنند، و حمله به مواضع ارتش پاكستان بدين منظور باشد كه حس بي اعتمادي ميان ساير طالبان و سازمان استخبارات پاكستان بوجود آورد و به سران استخبارات پاكستان هوشدارداده است كه كمك هاي بي حساب و كتاب آن سازمان به طالبان هميشه در جهت اهداف آن سازمان نخواهد بود، لذا در آن روابط بايد تجديد نظر صورت گيردو بيش از اين عملي انجام ندهد كه روزي خطري را متوجه خود آن كشور سازد.
به هر حال، اين حمله هرچه باشد و با هر انگيزه اي صورت گرفته باشد از دو حال خارج نيست. دولت افغانستان توانسته است شكافي ميان طالبان ايجاد كنديا حد اقل بخشي از آن ها را با خود همراه سازد ودر جهت اهداف خود به كار گمارد و امروز حملات تلافي جويانه اي را عليه پاكستان انجام دهد، يا آن كه نزديكي دولت افغانستان و پاكستان باعث گرديده كه حس مشتركي ميان آن گروه ها ايجاد شود و هر دو در يك سو حركت كند. گرچند كه مبادي و مباني فكري و ايدولوژيك هر دو گروه تفاوتي چنداني ندارد و هر دو از يك آبشخور سيراب مي شوند؛اما وابستگي سياسي و امكاناتي هردو گروه سبب شده است كه به ظاهر هردو گروه مخالف هم قرار باشند و در جهت هاي مختلف حركت كنند، يكي به نام اسلام در پاكستان جنايت بيافرينند و آدم بكشند و ديگري در افغانستان خشونت بورزند و دد منشي راه اندازند.