سرشت نشست ها وسرنوشت افغان ها(نگاهی به نشست توکیو)

 

 

   با نزدیک شدن به سال 2014 نشست  های بین المللی در باره افغانستان نیز شتاب گرفته است. در سال روان شاهد نشست های متعدد ومختلفی در باره افغانستان وسرنوشت کشور بودیم .اینک در استانه نشست توکیو قرار داریم که مقدمات آن آماده می شود؛این در حالی است که نشست قلب آسیا  در هفته های اخیر برگزار شد ودر آن کشور های همسایه افغانستان وشماری از کشور های مهم جهان در کابل گرد هم آمدند تا در باره افغانستان به بحث ومذاکره بپرازند. اینک مقدمات نشست توکیو آماده می شود ونشست هایی دراینده نیز صورت خواهد گرفت. گرچه تدویر این گونه نشست ها می تواند خبر خوش آیندی برای مردم افغانستان باشد  ونشان می دهد که افغانستان جایگاه خویش را در معادلات سیاسی واقتصادی بین المللی یافته است واین همه نشست وهزینه برای رضای خدا انجام نمی یابد وکشور هایی که این گونه نشست هارا میزبانی می کنند می  دانند که با یک گنج پنهان معامله می کنند و کشیدن بار رنج میزبانی، از گنجی که  از زیر خاک افغانستان بیرون خواهد شد آنها نیز بی بهره نخواهد ماند. این ها خوش بینی هایی است که وجوددارد واظهار نظر هایی که صورت می گیرد وکار شناسی هایی که انجام یافته است، می رساند که افغانستان کشور بالقوه فقیری نیست وسرمایه گزاری برروی آن هدر نخواهد رفت است. اما این نشست ها پرسش های اساسی را از ذهن وضمیر تحلیل گران افغانی بیرون نبرده است که بدین نکته توجه کنند که این کشور بالقوه مهم چگونه می تواند راه خودرا از میان این همه دشواری هابیابد وبتواند مقام بالقوه خودرا به صورت بالفعل درآورد؟

ادامه نوشته

آینده روشن با مبارزه با فساد ممکن است

         دردید برخی کار شناسان ،آفغانستان آینده درخشانی پیشروی دارد. این پیش بینی  بسته به بیرون کشیدن منابع  ومعادنی است که درزیر زمین نهفته است . مهرداد عمادی مشاوراقتصادی اتحادیه ارو پایکی ازاین تحلیل گرانستکه کلید حل بحران افغانستان ذرا درزیر زمین می داند ودر مطلبی که زیر همین عنوان برای وبسایت بی بی سی نوشته است به بررسی وتحلیل همین عنوئالن پرداخته  واهمیت ذخایررا درحل بحران افغانستان وتاثیری را که بر  رویکرد همسایگان افغانستان خواهد  داشت بر شمرده است . او بدین باور است که رویکرد چین وروسیه به افغانستان به معنای آنست که دروازه های جدیدی به روی افغانستان گشوده شده است واین دو کشور دانسته اند که افغانستان اینده میتواند نفعیکلانی برآن آن دو کشور داشته باشد ازاین رو در نشست شانگهای استقبالی خوبی از افغانستان صورت گرفت.او می گویدافغانستان درده یا پانزده سال آینده به یکی از کشور های مهم اقتصادی همانند مالزی وترکیه تبدیل خواهد شد  او محور این توسعه اقتصادی را در معادنی می داند که به وفور در افغانستان وجوددارد وتوسط کراشاسان روسی در گذشته وامریکایی ها در چند سال گذشته برآورد شده است

ادامه نوشته

حاشیه های نشست شیکا گو

    نشست شیکا گو با همه امید ها وانتظاراتی که ازآن می رفت آمد  به پایان رسید. اما  متن وبطن آن ان قدر پررنگ وخبر ساز بود که حاشیه های آن ازدید ونظر دور ماند ومورد توجه کسی یاگروهی قرار نگرفت.

    یکی از حواشی آن که  برای ما افغان ها قابل توجه است؛ دیدار رئیس جمهور امریکا با آقای کرزی بود. بر اساس  برخی گزارش ها،اقای اوباما از آقای کرزی خواسته است که با فساد اداری جدی  تر از گذشته برخورد کند. البته این هشدار اولین بار نیست که مطرح می شود؛ واکنش مقام های امریکا یی نسبت به فساد  دردستگاه اداری افغانستان از گذشته ها بدین سو مطرح بوده است وهشدار کنونی نیز درادامه گذشته بیان شده است.
ادامه نوشته

دردفاع از وآژه ها

برخی ها تفاوت دنیای کهنه ونو را فقط در ابزار ها می دانند ومی بینند ؛اما واقعیت آنست که دنیای کنونی وگذشته، هم  به لحاظ کمی متفاوت است وهم به لحاظ کیفی. کهنه ونو بودن تنها این نیست که انسان امروز با موترویا هوا پیما  حرکت می کند و گذشتگان با مرکب وقاطر. بلکه دنیای جدید با دنیای کهن هم به لحاظ اهداف تغیریافته است وبه لحاظ ابزار.  این تغیرات در همه ابعاد زندگی انسان قابل مشاهده است . یکی ازاین تغیرات استفاده از واژه ها وکلمات است. در گذشته آدمیان با الفاظ وکلماتی یک دگررا می نواختند ویا دشنام می دادند و دردنیای کنونی با الفاظ وکلمات دگر این امر را انجام می دهند.

ادامه نوشته

تکیه برعقلانیت تنها راه بیرون رفت از دشواری ها

    دموکراسی ازآن جهت اقبال عام یافته است که وجهه وجنبه ی عقلانی دارد ومی کوشد با دشواری های سیاسی واجتماعی با عقلانیت مواجه شود. برگزاری انتخابات ازاین جهت مورد توجه جامعه های کنونی قرار گرفته است که عقل جمعی را در سر نوشت خود شریک می شمارد وباور مند است که فرد حاکم هر قدر عاقل هم باشد باز هم خطا خواهد کرد وبرای کاستن از خطا باید عقلانیت جمعی را در اداره جامعه دخالت  دهد. این مقدمه را گفتیم تا براین مطلب تاکید کنیم که افغانستان درده سال گذشته شعار دموکراسی داده است وبسیاری از نهاد ها براساس همین  اندیشه ایجاد شده است تا باری از دوش حکومت بردارد وجامعه با رویکرد عقلانی اداره شود. نهاد های قضایی نیز برای آنست که اختلاف ها با تکیه بر عقلانیت حل وفصل شود واز برخورد های احساسی وعاطفی پرهیز صورت گیرد. اما به رغم این تدابیرو واندیشه هایی که دراین را ستا به وجود آمده است ؛باز هم دیده وشنیده می شود که افرادی با تکیه بر احساسات مردم  به افواهات وشایعاتی مبادرت می ورزند که اتکا وابتنا برآن ها می تواند زمینه های آشو ب را فراهم کند. شایعاتی که در هفته های گذشته درسطح رسا نه های کشور مطرح شد ویکی از جنرالان را متهم به خیانت ملی کرد؛،گویای آنست  که  متاسفانه بسیاری از محافل سیاسی انحصار طلب وخشونت ورز بدین باور هستند که با گل آلودکردن آب بهتر می توانند ماهی مراد برگیرند وبه منافع خود دست پیدا کنندوبه هوس های نا میمون خود برسند. درده سال گذشته  انواع حیله ها به کار بسته شد تا جناح های گونا گون یک دگر را از صحنه سیاست بیرون برانند وتنها خود شان گرداننده باشندوقدرت وثروت را برای خود گرد کنند. وتنها زمام حکومت را به دست گیرند وسایربازیگران از میدان بیرونکنند  تا منافع بیشتری را تصاحب کنند این همه زیاده خواهی وفزون طلبی نه تنها منافعی را به جیب مدعیان نریخت که سبب شد که التهاب سیاسی بیش از پیش شود و اندک آرامش نیز با خطر مواجه گردد.

    غرض این نبشته دفاع از فلان جنرال ویاشایعه پراگنان وفرصت طلبان  نیست بلکه توجه وتفطن بدین امر است که با گرم شدن شایعات  واتهام زنی ها اندک ثبات سیاسی که دراین سال ها نصیب مردم ما شده است نیز مختل خواهد شد وهیچ سودی به هیچ کسی نخواهد رسید.    طیف های سیاسی کشور،گاهی از سر نادانی ونا آگاهی چنان در خیال های خام خود غوطه وراند که وضعیت دشوار کنونی را درک م نمی کنند، کشوری که بیش از چهل کشور دنیا برای ایجاد امنیت وثبات دران حضور دارندوبا رفتن ان ممکن است همه چیز به شکل اولی برگردد چه جای مناقشه ومتهم داشتن یک دگر است؟ مردمی که هنوز اطمینان نیافته اند که نیرو های امنیتی آن بتواند از مرز های کشور دفاع کند به جان هم افتادن ویک دیگررا متهم داشتن نشان از ضعف آگاهی وجهل است.   شایعه پراگنان از هر طیف ودسته ای که باشد چه خودرا طر فدار حکومت بداند وچه در جامه مخالفان سیاسی حکومت تبارز کرده باشد  وبه هررنگ وجامه ای باشد می خواهد آب را گل آلود کند تا ماهی مراد بر گیرد. آنان که به نام ضدیت با منافع ملی  درصدد حذف دیگران هستند در حقیقت می خواهند زمینه های سوءاستفاده خودوخویشاوندان خویش را فراهم آورند وحکومت وتوان اورا در خدمت خود قرار دهند.  فراموش نباید کرد که آشوب طلبان وکینه جویان نسبت به مردم افغانستان همیشه دنبال ایجاد شایعه وبزرگ نمایی برخی سخنانست تا اندک امنیتی که وجودارد برهم خورد وافغانستان به سوی گذشته بر گردد. آنان که دگران را متهم می دارند اگر نیک نگریسته شود خود از موضع منافع ملی سخن نمی گویند بیشترینه  تلاش می ورزند  تا با الفاظ والقابی سایر ملیت هار ابشورانند تا مردم عوام را در خدمت گیرند وبه سود خود مورد استفاده واستعمال قرا ردهند.

    ما گمان دار یم که شایعه پراگنان گرچه به نام و عنوان منافع ملی سخن می گویند ولیکن هیچ گاه به منافع ملی نیندیشیده اند وآن را جدی نگرفته ان.  حتا می توان گفت که منافع ملی را دست مایه رسیدن به خواسته های نا مشروع ونا موجه ونا میمون خودخود ساخته اند.کسانی که به منافع ملی می اندیشند ومنافع ملی برای شان ارجحیت واولویت دارد شاید بدانند که امنیت وثبات سیاسی واستحکام پایه های نظام کنونی از مهم ترین پایه های منافع ملی کشور است . هر حرکتی که به نام منافع  ملی ،اندک ثبات وامنیت  ایجاد شده ی مردم را برهم زند وشورش اغتشاش ایجاد کند؛ بی تردید که ضد منافع ملی است. منافع تنها آن نیست که مبلغی  به نام حکومت به بانک های کشور سرازیر شودیا حکومت به سود مادی دست پیدا کند؛بلکه منافع ملی ساحه ومولفه بسیاری وسیعی را احتوا می کند که باید هر مدعی رسیدن به منافع ملی برای خود تعریف کند وآنگاه از منافع ملی سخن گوید. منافع ساخته وپرداخته اذهان واندیشه های بیمار نیست که شب از بستر نرم بلند شوند ومنافع ملی را تعریف کنند وآنگاه شایعه پراگنی کنندد وبه نام منافع ملی تحرکاتی به وجود آورند.

    به هر حال  منافع ملی با خرد سیاسی تعریف می شود وبا عمل آگاهانه به دست می اید .متهم کردن فرد یا گروهی زیر عنوان ضد منافع ملی  ویا در خدمت گرفتن نهاد های حکومتی برای کوبیدن مخالفان با منافع ملی تناسب وتناسخ ندارد ونباید زیاده خواهی ویا کژ اندیشی های فزون طلبان را با منافع ملی در آمیخت وازان سوء استفاده کرد. آنچه برای مردم ما، مایه نگرانی  است آنست که درده سال گذشته گروه های سیاسی با ذهن های عقب مانده با اصطلاحات ووآژه ها بازی کرده اند وکوشیده اند تا اذهان توسعه ی نایافته خویش را در قالب های موجه به خورد مردم دهند. بر حکومت است که شرایط کنونی  کشوررا درک کند ونیازمندی های کنونی را بشناسد حتا در استفاده از واژه هاو کنایه ها، عقل منطق را به کار بندد تا مورد سوی استفاده مشتی  عناصر فرصت طلب وزیاده خواه قرار نگیرد. جای خوش بختی است که اقای کرزی با سخنان واضح خود دهان کثیری ازفرصت طلبان هردو طرف را بست واگر نه ممکن بود به بهانه اختلاف حکومت ودوستم  اوضاع روز به روز تغیر پیدا می کرد وزمینه های آشوب بیشتر فراهم می گردید. ما امید واریم که حکومت هیچ گاه عقلانیت را دربرخورد با مخالفان سیاسی خویش ازدست ندهد ومصالح علیای کشوررا که در شرایط کنونی ثبات سیاسی وغلبه بر مخالفان مسلح حکومت است از نظر دور ندارد.

آینده در آئینه پیمان های راهبردی

     اگر متر ومیزان موفقیت حکومت هارا بتوان در امضای پیمان های راهبردی دانست؛ بی تردید که حکومت افغانستان یکی از موفق ترین حکومت ها در ده های اول هزاره سوم است .زیرا دریکی دوسال اخیر موافقت نامه های راهبردی میان حکومت افغانستان و کشور هایگونا گون به امضا رسیده است وآخرین موافقت نامه ازاین دست با چین امضا شد که خود می تواند قابل توجه باشد.

ادامه نوشته

موافقت نامه راهبردی با چین؛ توازنی میان شرق و غرب

   امضای موافقت نامه های راهبردی با کشورهای غربی به ویژه با ایالات متحده امریکا، این ذهنیت را القا کرده بود که حکومت افغانستان درصدد  ایجاد رابطه با کشور های غربی به ویژه با ایالات متحده امریکا است ورابطه با امریکا به معنای پشت پا زدن به ارزش های معنوی و دینی و قطع رابطه با جهان اسلام وکشور های شرقی است . برای آن که این روابط مخدوش شوداز مفاهیم دینی ومعنوی سود برده شد، تلاش های فراوان به کاررفت تا مردم افغانستان دربرابر موافقت نامه با ایالات متحده امریکا تحریک شوندو این گونه رابطه هارا به  چالش بکشند. گرچه در توجیه این گونه رابطه ها بار ها ها گفته شد واز سوی حکومت افغانستان سخن رفت  واز طرق رسا نه ها به مردم ابلاغ گردید که این گونه رابطه ها،یک رابطه سیاسی دو طرفه است که حقوق مساوی ر ا بر دو طرف قرار داد تحمیل می کند  ودر متن موافقت نامه راهبردی نیز به نحوی به آن تاکید رفته است؛ اما مخالفان داخلی چه انان که آگاهانه بدین باور رسیده اند وچه آنهایی که دین را وسیله کسب معیشت قرار داده اند بار ها براین نکته تاکید ورزیدند که امضای پیمان با کشور های غربی بر خلاف آیت خدا وحدیث پیامبر است. حکومت افغانستان یا برای خنثا کردن بار منفی این گونه تبلیغات  یا بر اساس ضرورتی که احساس می کرده است؛  کوشید این ذهنیت را از طریق امضای موافقت نامه با سایر کشور ها نشان دهد وبه مردم وبرخی مخالفان خود بفهماند که افغانستان هیچ گاه درصدد وابستگی به کشور های غربی وبسط فرهنگ غربی در کشور نیست وامضای پیمان نیز به معنای پای نهادن  به روی ارزش های دینی وفرهنگی نیز نباید تلقی گردد. ازاین رو در صدد امضای پیمان با کشور ترکیه برامد که امروزه در میان مسلمانان از جایگاه بلندی برخور دار است ودر خدمت رسانی وکمک به مردم افغانستان نیز موقف ممتازی در تاریخ گذشته افغانستان به ویژه درده سال گذشته احراز کرده است . اما به رغم  این عمل مثبت که از سوی حکومت افغانستان برداشته شد وکثیری از ذهنیت هارا باطل کرد وبرای پاسخ به برخی خرده گیری کژ اندیشانه مخالفان، این بار حکومت افغانستان درصدد امضای موافقت نامه با چین بر آمد . که امضای موافقت نامه با چین مزایا فراوان برای افغانستان به همراه دارد.

اولین مزایا ومفاد آن، اینست که دهان مخالفان بسته می شود ودیگر کسی افغانستان را به غرب گرایی وزمینه ساز تهاجم فرهنگی در کشور متهم نمی دارند؛زیرا رابطه با چین به معنای رابطه با یک کشور کهن سال ویکی از اقتصادهای  رو به رشد وهم چنان یکی از ابر قدرت های سیاسی ونظامی در دنیای کنونی است و این  رابطه به معنای آنست که افغانستان همان گونه که برای ایجاد  ثبات وامنیت به کشور های غربی نیازمند است به همان میزان کمک های کشور بزرگ چین را خواهان است ومی خواهد میان این روابط توازنی ایجاد کند.

نفع دوم این موافقت نامه آنست که به کشور بزرگ آسیایی می فهماند که افغانستان برای تامین امنیت  .توسعه اقتصادی به همه کشور های جهان از جمله همسایگان افغانستان نیز نیازمند است ودراین راه هیچ اولویتی برای هیچ کشوری قایل نیست وهر کشوری که بخواهدبا افغانستان موافقت نامه دو جانبه امضا کند، افغانستان بدون هیچ ملاحظه ای با آن کشور موافقت نامه امضا خواهد کرد هیچ امری برتر وار جمند تر از منافع ملی افغانستان نیست.      نفع سومی که باز هم افغانستان از امضای پیمان با چین خواهد برد جلو گیری از در غلطیدن به دامن غرب است . گمان برده می شد که باامضای موافقت نامه راهبردی با ایالات متحده امریکا وبی اعتنایی به کشور بزرگ چین ممکن است بلو ک بندی های جدیدی در منطقه ایجادشود که به نفع افغانستان نباشد. برخی از روز نامه نگاران وتحلیلگران بدین باور بودند که با توجه به سردی ای که برروابط ایالات متحده امریکا وپاکستان سایه افگنده است؛ اگر افغانستان با ایالات متحده  پیمان امضا کند ورابطه پاکستان نیز با ایالات متحده بهبود نیابد ممکن است پاکستان دراین بازی ها به سوی چین در غلطد وبخواهد منافع امریکا را ضربه بزند که دراین میان افغانستان از شر شرارت پاکستان نیز ایمن نخواهد ماند ودر نیتجه افغانستان باز هم به محل رقابت چین وایالات متحده امریکا در خواهد آمد وانتظارات افغانستان از امضای پیمان های راهبردی برآورده نخواهد شد. به تعبیر برخی تحلیل گران ازاین کشمکش ها نه تنها سودی عاید افغانستان نخواهد شد که چه بسا زیان های بیشتری متوجه مردم افغانستان نیز شود. اما امضای پیمان با چین می تواند ازبلوک بندی های جدید جلو گیری کند اگر چنان اتفاقی حادث شود و بلوک بندی ها شکل گیرد؛ افغانستان به عنوان متحد هردو قدرت بزرگ جهانی محل ومیدان تنازع هردو کشور واقع نخواهد شد.

   اما وهزار اما؛با همه استفاده هایی که پیمان های راهبردی برای افغانستان می تواند داشته باشد  ولیکن برای رسیدن به منافع ملی،باید مولفه ها وپارامتر های فراوانی را مد نظر قرار داد. اولین و مهم ترین پارامتر تقویت ساختار داخلی حکومت وکار آمدی آنست .

اگر حکومت های اینده افغانستان نتواند ظرفیت های متناسب را درداخل کشور ایجاد کند، یا بیرون شدن نیرو های خارجی افغانستان را به سوی بحران های دگری سوق خواهد داد دهد که امکان مهار آن از دست حکومت بیرون باشد واحتمال این که افغانستان اازین گونه پیمان ها سود ببرد اندک است. بنابراین افغانستان باید تمهید های مناسب را مد نظر قرار دهد وبکوشد برای سختی های بعد 2014 ازخودرا آماده کند ودر غیر آن صوردت امضای پیمان ها کار آمد نخواهد بود ودردی از مردم افغانستان رامداوا نخواهد کرد.

 

مسموم کردن کودکان دشمنی با آینده کشور

    دشمنی با افغانستان و با اینده درخشان کشور تا هنوز به صورت های گونا گون بروز وظهور داشته است . از بدو ورورد مخالفان مسلح در افغانستان ،اثار باستانی کشور مورد هجوم وحشیانه قرار گرفت وتلاش کردند تا مردم افغانستان را از گذشته تاریخی شان تهی کنند؛  بر اساس بر خی اظهارنظر هایی که از سوی مسئولان موزه ملی کشور صورت گرفته است ؛ بیش از دو هزار وپنجصد ا ثر باستانی قربانی نادانی های مخالفان مسلح افغانستان گردید وپاره ای ازآثار ارزش مند گذشته که میراث نیاکان کشور  وباز تاب دهنده گذشته  تابناک مردم کشور بود؛ تخریب گردید .بزرگترین اثار تاریخی که قرن های ممتد ومتوالی را پشت سر گذاشته بود ومورد عنایت جهان گردان قرا رداشت به آتش کینه مشتی انسان های نادان ومغرض  فروریخت. به نظر می رسد که امروز این دشمنی به صورت دیگری خودرا باز نموده است. با وجود آمدن شرایط جدید در افغانستان و اقبال عام مرد م افغانستان به دانش وتعلیم وتعلم ،حال این ذهنیت درنزد مخالفان مسلح ایجاد شده است که با نسل بالنده ودوستدار دانش نمی توان اینده را ازاین مردم گرفت  وروزگار سیاه را دوباره بر این مردم تحمیل کرد. این بار اما تلاش می شود تا نسل کنونی کشوررا از مکتب ودرس دلسرد سازند وآینده ی کشوررا تهی از مغز های متفکر واندیشمند نمایند. بنابراین، تلاش در جهت دور کردن کودکان کشور از مکتب و مدرسه به صورت های گونا گون خودرا نموده است.  این روند باسوزاندن مکاتب وکشتن معلمان آغاز یافت وده ها انسان بی گناه موردمورد حقد وکینه مخالفان مسلح قرا رگرفت اما این همه دشمنی نه تنها خللی دراراده نسل جوان وکودکان کشور ایجاد نه کرده است بلکه مکاتب ومدارس را پررنگ ورونق نیز کرده است. این بار برای آن که کودکان وجوانان کشوررا از تعلیم ودرس دلسر سازند کوشش صورت می گیرد تا با مسموم کردن کودکان مکاتب، کینه خود نسبت به تعلیم وتعلم وبه آینده کشوررا نشان دهند. این گونه عمل کرد ها نه تنها مخالفان مسلح را به اهداف خود نمی رسانند بلکه تنفر وانز جار عمومی را سبب می شود. مسموم ساختن  شاگردان مکاتب برای چندمین بار است که در مدارس کشور صورت می گیرد واین عمل نه تنهامنع دینی وشرعی دارد بلکه بر خلاف همه ارزش های پذیرفته شده انسانی است . این عمل نشان ازان دارد که مخالفان مسلح هیچ گاه خواهان افغانستان آرام ،سر بلنذ وبا دین ودانش نیست؛ بلکه می خواهن ددست این مر دم به سوی بیگانگان دراز باشد وهمیشه فقر ومسکنت با زندگی مردم توام باشد بنایراین ؛عمل مسموم سازی کودکان وجوانان دانش آموز کشور نه تنها  یک عمل دینی وشرعی نیست بلکه نشان می دهد که دشمنان مردم افغانستان به هیچ یک از موازین دینی وبین ا لمللی پای بندی ندارد.

   پیشنهاد ما آنست که حکومت افغانستان باید تلاش مضاعف به خرج دهد تا این تروریستان فرهنگی را شناسایی کند ، مردم را از نیات واقعی این ها آگاه سازد وبا تشکیل محاکم عادلانه آنان را به اشد مجازات برساند. ما عقیده داریم که خشونت ورزی وگرفتن جان آدمیان بی گناه یک عمل غیر اسلامی وغیر انسانی است وهیچ آئینی این گونه عمل های نا انسانی را نمی پذیرند اما خشونت فرهنگی ودشمنی با معارف به معنای  دشمنی با اینده ونسل فردای این کشور است  واین گونه اعمال مبغوض تر ومنفور تر ومنزجر کننده تر از ترور فزیکی  است؛ لذا بر حکومت ونیرو ها ی امنیتی کشور وهم چنان به اولیای کودکان است که دریک اقدام وتلاش هماهنگ بتواند راه منطقی مبارزه با این پدیده زشت  را بیابند تا مدارس ومکانب ما شاهد این گونه عمل های غیر انسانی نباشد

 

 

دیدگاه های متناقض اسلام اباد وواشنگتن

تنش درروابط اسلام آباد ادامه دارد           

 


   درکنفرانس شیکا گو به پیشنهادهای پاکستان وقعی نهاده نشد وبه به تعبیر برخی رسا نه های گروهی اقای زرداری با دست خالی از آن نشست بر گشت.   زرداری به امید گشوده شدن راه های تدارکاتی ناتواز خاک پاکستان، به آن نشست  دعوت شده بود وامید می رفت آقای زرداری با دست پر درآن نشست شرکت کند وبا دست پر نیز برگردد . گرچه باز گشایی راه های عبور اکمالات ناتو از سوی حکومت پاکستان اعلام شده بود اما پارلمان  آن کشور برای گرفتن امیتاز بیشتر از گشودن آن راه جلو گیری کرد. راه اکمالاتی نا تو گشوده نشد، وپاکستان نیز برای نشان دادن خشم خود داکتر پاکستانی ای راکه در یافتن بن لادن همکارساز مان استخبارات امریکا بود دستگیر وروانه زندان کرد  .داد  گاه پاکستان اورا به خیانت ملی متهم کرد واعلام داشت  که او بدون خواست منافع پاکستان باسرویس های جاسوسی خارجی هم کاری کرده است . خانم کلینتون وزیر خارجه ایالات متحده  امریکا در یک سخن رانی صریح وبی پرده، زندانی شدن داکتور پاکستانی را محکوم کرد و حکم داد گاه را خلاف موازین حقوق بشر دانست
ادامه نوشته

تحلیل گفتمانی پیمانهای راهبردی    رسا نه های گروهی؛

این عنوان می تواند متضمن گفتمان های بسیار دراز دامنی باشد اما نگارنده تحت این عنوان سعی می کند نگاه کوتاهی به رویکرد های رسا نه های گروهی کشور در سال های اخیر داشته باشد.

    دردنیای کنونی هیچ پدیده ای را نمی توان به صورت ایستاوبدون حرکت مورد مطالعه وتحقیق قرار داد. اگر این فرایند در همه امورریز ودرشت زندگی صدق کند- که بی تردید این گونه است - رسا نه های جمعی  نمی توانند دور ازاین فرایند  به فرهنگ سازی ورساندن اخبار واطلاعات به مخاطبان خود بپردتازند. رویکرد صواب ویا نزدیک به صواب  رسا نه های گروهی آنست که  وضعیت  دینامیک دنیارا بشناسند وبا  دید گاه جدید دنیا وارتباط دنیارا بهم مورد داوری قرار دهند وبه مخاطاطبان خود نیز القا کند. هم چنان که هرزمان نیازمندخواسته های ویژه خود است بر اصحاب وارباب رسا نه ها است که این دگر گونی را درک کند وبر این مبنا موضع گیری نماید . میزان تاثیر مثبت ومنفی رسانه ها نیز منوط ومربوط به نگاه دینامیک ویا ایستاتیک به پدیده ها است . وقتی گفتمان حاکم بر جهان را به صورت ایستا بتوان تصور کرد ؛بی تردید این حالت ایستایی وتوقف در  گفتار ها ونوشتار ها باز تاب می یابدواین حالت ایستایی را به مخاطب نیز تحمیل یا تلقین می گردد. اگر چنانچه دریافت رسا نه های گروهی از پدیده های جهان حالت دینامیک داشته باشد. بی شک که مواضع نسبت به پدیده های جهان در حالت دینامیک وپویا دیده می شود واین حالت پویایی هم چنان در نگاه او به مخاطب نیز باز تاب می یابد. خطا وصواب گفتمان های رسانه ای با همین دید گاه ها  است که مورد ارزش یابی قرا رمی گیرد ؛ بدین معنا  که راه خطا، مواضع ودید گاه هایی است که مخاطب را  به سوی ناکجا آباد می برد وحالت توهم وتردید ایجاد می کند. .برای آن که   این فرایند دقیق تر مورد توجه وامعان قرار گیرد نا گزیر با ید به دو نگاه معرفت شناسانه  توجه کرد.یکی نگاه معرفتی جدید یامدرن ؛ دوم نگاه معرفتی سنتی ویا  گذشته . تاریخ در نگاه مورخان به دوره های گونا گون تقسیم شده است؛ اما در نگاه معرفت اندیشان، دنیا بیش ازدو دوره ندارد .یا ما به دنیای کهن وجهان اسطوره ومرموز تعلق داریم ویا به  به دنیای جدید و مدرن واسطوره زدایی شده .  دنیای جدید با معرفت جدید خود قابل شناسایی است ودنیای کهنه با معرفت سنتی خود. هردو معرفت دردنیای خود کار آیی  وجاذبه های فراوان داشته  ودارند؛د هردو حامل وواجد گفتمان های بلندی است اما گاه وقتی پدیده های جدید با گفتمان های سنتی مورد تحلیل وارزیابی قرا رمی گیرد مخاطب را دچار تشویش ونگرانی وتوهم می سازد . اگر درک و دریافت واقعیت های دنیای جدید برای هر فردی لازم باشد اما برای اصحاب رسا نه های گروهی ازارجحیت والویت بیشتری برخوردار است. زیرا رسانه ها سازنده ای افکار عمومی است و میزان توفیق یا عدم توفیق بسی از گفتمان ها بسته به نگاه رسا نه های جمعی است.  

    برای آن که برنگارنده  خرده نه گرفته باشندوازذهن گرایی وحالت انتزاعی خارج شده باشیم؛ نا گزیر به واقعیت های دنیای امروز وگفتمان هایی که درپیرامون آن شکل گرفته است توجه می کنیم تا تاثیر این  انگاره هارا ملموس تر درک کنیم

    در یک سال واند  اخیر، افغانستان درصدد امضای پیمان های راهبردی با کشور های گونا گون بوده است . این رویکرد ها اگر ازدید گفتمانی مورد تحلیل قرار گیرد، هم می توان نگاه سنتی به این رویکردها داشت وهم می توان با نگاه جدید ومدرن به آن نگریست. اما از یک نکته نمی توان غافل بود که تحلیل این رویکرد وابسته به دید گاه های انسان شناسی ، جامعه شناسی ودین شناسی هردو گفتمان است.  دردنیای سنتی این رویکرد تعریف ویژه دارد ویک بد عت دینی شمرده می شود یعنی کشوری که مردم آن همه مسلمان هستند با کشور های پیمان دوستی می بندند که چندان سنخیتی با دین وفرهنگ آن مردم ندارد. نهی ازاین گونه رویکرد هامستندات تاریخی دارد وهم از ایت وحدیث می توان نقل قول های فراوان آورد که مسلمان هار ازاین گونه روابط منع می دارند . اما دردنیای مدرن نه آن که دین را اززندگی مردم حذف کرده باشند یا درصد حذف آن باشند بلکه دینارا به دیندار وغیر دیندار تقسیم نمی کنند؛بلکه شکل وقیافه دیگری به دنیا می دهند که با گفتمان گذشته کاملا متفاوت است. دردنیای گذشته آدمیان بیشتر به دو طیف دیندار وغیر دیندار تقشیم می شد روابط نیز برهمین اساس شکل می گرفت وهویت ها نیز با همین معیار و میزان شکل می یافت.  اما دردنیای کنونی نگره ها پاک عوض شده است وتعریف انسان به دینی وغیر دینی نمی شود؛ بلکه دینداری سهم ونقش  کمتری درهویت بخشی آدمیان دارد. دردنیای گذشته دین تمام زندگی انسانی را لا پوشانی می کرد در حالی که دردنیای کنونی بخشی از واقعیت های زندگی آدمیان است . دردنیای گذشته دین هم طبابت را به انسان نشان می داد  وهم معرفت را؛ اما درنیای کنونی سهم هر کدام مشخص شده است. در گذشته دین هم علم بود وهم اید یا لوژی بود وهم درمان گر؛ اما امروز علم پزشکی محدوده های وسیعی را ازدست دین خارج کرده است و مهر حقانیت خودرا بران زده است. دردنیای سنتی مریض قبل ازان که به سوی شفاخانه برود به ملا ی محل مراجعه می کرد وشفای خویش را ازاو می طلبیبد؛ اما امروز بدون آن که کسی تبلیغ کرده باشد بیماران به سوی داکتران بیشتر می رود تا ملای محل.  تلاقی علم ودین ونزاع آنها با عث شده است که هردو به این فکر افتادند که سهم هیچ یک به حدی نیست که بتواند قلمر دیگری را تسخیر کندویا هردو در موضع منفعل قرار گیرند  این هردو حقیقت چنان به هم نزدیک شده اند  که نتاگزیر یک دیگری را به رسمیت بشناسد وبه حاکمییت دیگری تن دردهد. این سهمیه بندی به معنای آنست که در برخورد با سایر کشورها نیزگفتمان های سنتی  نقش وسهم کمتری به دوش دارند.     در امضای پیمان های راهبردی گرچه بر سهم معرفتی آن  تاکید نرفته است اما بی گمان، تاکید صورت گیرد یا نه؛ در اصل واساس تغیری چندانی ایجاد نمی کند.دنیای کنونی وگفتمان های مدرن دراین گونه ارتباط ها نقش وسهم پررنگی  دارد.امضای پیمان های راهبردی با  پیمانه های گذشته سنجیده نمی شود یا آن که این گونه پیوند ها چنان فربه هستند که در قوالب گذشته نمی گنجند وگفتمان ها ی گذشته نمی توانند این رویکرد هارا تعریف کنند یا بربتابند؛ 

     .بنابراین امضای این گونه پیمان هارا می توان با دو رویکر تحلیل وارزیابی کرد وبه داوری ان نشست. سنت گرایان همان هایی هستند که همانند طالبان دنیا  رابه ذهنیت بسته خود به تحلیل می گیرند وآنگاه به این نتیجه دست می یابند که دنیای اسلام با دنیای کفر نباید ارتباط داشته باشد زیرا کفر را بر مسلمانان غلبه ای نیست. اما در گفتمان جدید انسان ها به هم پیوسته اند ، انسان بودن هویت مشترک همه است؛ همه انسانها چه کافر ومسلمان به یک سوی بر می گردند؛ عبد یک خالق اند؛کسی را بر کسی رجحانی نیست. ونباید کسی خویش را از دیگران برتر بنشاند وسهمی بیشتری برای خود قایل باشد وخدا وبهشت را تنها از آن خود بداند . دردنیای کنونی تنها نگرانی آنست که امضای این گونه پیمان ها چه تاثیری می تواند درآینده کشور ها داشته باشد واین نگرانی است  که ارباب واصحاب رسا نه هارا به تکاپو وا می دارد که راه هایی را به حکومت ها نشان دهند که سهم مساوی ازاین گونه پیمان ها به دست آورد؛ نه این که حکومت هارا منع کند که با کافران پیمان نه بندد. درک این گفتمان ها به دو پاردایم عقل واحساس منتهی می شود. عاقلان عیینیت دنیارا می نگرند وبه تداخل منافع می اندیشند ودر  فکر سهم گیری مساوی هستند ؛ برای دست یابی به این منفعت؛ عقل منفعت جوی را به کار می اندازند واین نکته را به خوانندگان ومخاطبان خویش القا می کنند که این نفع وضرر این گونه پیمان هارا مورد ارزیابی قرار دهند. اما این پیمان در دنیای سنتی به رابطه کفرو اسلام تعبیر وتعریف می شود وتلاش صورت می گیرد تا عواطف عوام را بشوراندواحساسات  شان را تحریک کنند وبه آنها القا کند که پیمان های راهبردی با سایر کشور هاراازدید دین وغیر دین بنگرند.نگارنده بدین تصور است که اگر اصحاب رسا نه ها، دنیای جدید وگفتمان های شکل یافته دردنیای جدید را درک کنند با مخاطبان خود می توانند صادقانه ارتباط بر قرار کند وعقل مردم را تحریک کنند تا راه منفعت جویی هموار تر شود وسوء استفاده از احساست مردم کمتر صورت گیرد.

   

پیمان های راهبردی؛امضای آسان وعمل دشوار  

خبر های منتشر شده حاکی ازآنست که اقای کرزی در حاشیه نشست شیکا گو با عبدلله گل رئیس جمهور ترکیه نیزملاقاتی داشته وقرار شده است که به زودی میان دو کشور قراردادهمکاری های راهبردی امضا شود.  هردو رئیس جمهور برروابط نیک میان دو کشور تاکید کرده اند وخواستار گسترش روابط دو جانبه در قالب پیمان های راهبردی شده اند.

ادامه نوشته

پاکستان،خواسته هایی که قبول نشد

     چنین  پیش بینی می شد که نشست شیکا گو بدون حضور پاکستان بر گزار گردد. اما در آخرین روزهایی مانده به آن کنفرانس، پاکستان از خواسته های گذشت  ودر یک چرخش صدو هشتاد درجه ای تغیر موضع داد؛ مقام های اسلام اباد  دریک اقدام غیر منتظره اعلام داشتند که راه های اکمالاتی ناتو از خاک خودرا می گشایند

ادامه نوشته