امضای موافقت نامه های راهبردی با کشورهای غربی
به ویژه با ایالات متحده امریکا، این ذهنیت را القا کرده بود که حکومت افغانستان
درصدد ایجاد رابطه با کشور های غربی به
ویژه با ایالات متحده امریکا است ورابطه با امریکا به معنای پشت پا زدن به ارزش
های معنوی و دینی و قطع رابطه با جهان اسلام وکشور های شرقی است . برای آن که این
روابط مخدوش شوداز مفاهیم دینی ومعنوی سود برده شد، تلاش های فراوان به کاررفت تا
مردم افغانستان دربرابر موافقت نامه با ایالات متحده امریکا تحریک شوندو این گونه
رابطه هارا به چالش بکشند. گرچه در توجیه
این گونه رابطه ها بار ها ها گفته شد واز سوی حکومت افغانستان سخن رفت واز طرق رسا نه ها به مردم ابلاغ گردید که این
گونه رابطه ها،یک رابطه سیاسی دو طرفه است که حقوق مساوی ر ا بر دو طرف قرار داد
تحمیل می کند ودر متن موافقت نامه راهبردی
نیز به نحوی به آن تاکید رفته است؛ اما مخالفان داخلی چه انان که آگاهانه بدین
باور رسیده اند وچه آنهایی که دین را وسیله کسب معیشت قرار داده اند بار ها براین
نکته تاکید ورزیدند که امضای پیمان با کشور های غربی بر خلاف آیت خدا وحدیث پیامبر
است. حکومت افغانستان یا برای خنثا کردن بار منفی این گونه تبلیغات یا بر اساس ضرورتی که احساس می کرده است؛ کوشید این ذهنیت را از طریق امضای موافقت نامه
با سایر کشور ها نشان دهد وبه مردم وبرخی مخالفان خود بفهماند که افغانستان هیچ
گاه درصدد وابستگی به کشور های غربی وبسط فرهنگ غربی در کشور نیست وامضای پیمان
نیز به معنای پای نهادن به روی ارزش های
دینی وفرهنگی نیز نباید تلقی گردد. ازاین رو در صدد امضای پیمان با کشور ترکیه
برامد که امروزه در میان مسلمانان از جایگاه بلندی برخور دار است ودر خدمت رسانی
وکمک به مردم افغانستان نیز موقف ممتازی در تاریخ گذشته افغانستان به ویژه درده
سال گذشته احراز کرده است . اما به رغم این عمل مثبت که از سوی حکومت افغانستان برداشته
شد وکثیری از ذهنیت هارا باطل کرد وبرای پاسخ به برخی خرده گیری کژ اندیشانه
مخالفان، این بار حکومت افغانستان درصدد امضای موافقت نامه با چین بر آمد . که
امضای موافقت نامه با چین مزایا فراوان برای افغانستان به همراه دارد.
اولین مزایا
ومفاد آن، اینست که دهان مخالفان بسته می شود ودیگر کسی افغانستان را به غرب گرایی
وزمینه ساز تهاجم فرهنگی در کشور متهم نمی دارند؛زیرا رابطه با چین به معنای رابطه
با یک کشور کهن سال ویکی از اقتصادهای رو
به رشد وهم چنان یکی از ابر قدرت های سیاسی ونظامی در دنیای کنونی است و این رابطه به معنای آنست که افغانستان همان گونه که
برای ایجاد ثبات وامنیت به کشور های غربی نیازمند
است به همان میزان کمک های کشور بزرگ چین را خواهان است ومی خواهد میان این روابط
توازنی ایجاد کند.
نفع دوم این
موافقت نامه آنست که به کشور بزرگ آسیایی می فهماند که افغانستان برای تامین
امنیت .توسعه اقتصادی به همه کشور های
جهان از جمله همسایگان افغانستان نیز نیازمند است ودراین راه هیچ اولویتی برای هیچ
کشوری قایل نیست وهر کشوری که بخواهدبا افغانستان موافقت نامه دو جانبه امضا کند،
افغانستان بدون هیچ ملاحظه ای با آن کشور موافقت نامه امضا خواهد کرد هیچ امری
برتر وار جمند تر از منافع ملی افغانستان نیست. نفع سومی که باز هم افغانستان از امضای
پیمان با چین خواهد برد جلو گیری از در غلطیدن به دامن غرب است . گمان برده می شد
که باامضای موافقت نامه راهبردی با ایالات متحده امریکا وبی اعتنایی به کشور بزرگ
چین ممکن است بلو ک بندی های جدیدی در منطقه ایجادشود که به نفع افغانستان نباشد.
برخی از روز نامه نگاران وتحلیلگران بدین باور بودند که با توجه به سردی ای که برروابط
ایالات متحده امریکا وپاکستان سایه افگنده است؛ اگر افغانستان با ایالات متحده پیمان امضا کند ورابطه پاکستان نیز با ایالات
متحده بهبود نیابد ممکن است پاکستان دراین بازی ها به سوی چین در غلطد وبخواهد
منافع امریکا را ضربه بزند که دراین میان افغانستان از شر شرارت پاکستان نیز ایمن
نخواهد ماند ودر نیتجه افغانستان باز هم به محل رقابت چین وایالات متحده امریکا در
خواهد آمد وانتظارات افغانستان از امضای پیمان های راهبردی برآورده نخواهد شد. به
تعبیر برخی تحلیل گران ازاین کشمکش ها نه تنها سودی عاید افغانستان نخواهد شد که
چه بسا زیان های بیشتری متوجه مردم افغانستان نیز شود. اما امضای پیمان با چین می
تواند ازبلوک بندی های جدید جلو گیری کند اگر چنان اتفاقی حادث شود و بلوک بندی ها
شکل گیرد؛ افغانستان به عنوان متحد هردو قدرت بزرگ جهانی محل ومیدان تنازع هردو
کشور واقع نخواهد شد.
اما وهزار اما؛با همه استفاده هایی که پیمان های راهبردی برای افغانستان می
تواند داشته باشد ولیکن برای رسیدن به منافع
ملی،باید مولفه ها وپارامتر های فراوانی را مد نظر قرار داد. اولین و مهم ترین پارامتر
تقویت ساختار داخلی حکومت وکار آمدی آنست .
اگر حکومت
های اینده افغانستان نتواند ظرفیت های متناسب را درداخل کشور ایجاد کند، یا بیرون
شدن نیرو های خارجی افغانستان را به سوی بحران های دگری سوق خواهد داد دهد که امکان
مهار آن از دست حکومت بیرون باشد واحتمال این که افغانستان اازین گونه پیمان ها
سود ببرد اندک است. بنابراین افغانستان باید تمهید های مناسب را مد نظر قرار دهد
وبکوشد برای سختی های بعد 2014 ازخودرا آماده کند ودر غیر آن صوردت امضای پیمان ها
کار آمد نخواهد بود ودردی از مردم افغانستان رامداوا نخواهد کرد.
+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 10:21 توسط سید مظفر دره صوفی
|