. به ایذای این خدمت دست اندر کاران  نشست شیکا گو نیز بر آن شدند تا مقام های اسلام آباد را دعوت کنند تا درآن نشست شر کت جویند.  سرانجام زرداری با انبوهی از خواسته های پاکستان، راهی شیکا گو شد تا شاید  ازاین نمد کلاهی برای خود تعبیه کند وخواسته های معوق مانده ودرونی پاکستان را بر میز مذاکره با غرب افگند وبا انبان پر از شیکا گو برگردد . قبل ازان که سران ناتو بر میز مذاکره فراهم آیند وبساط گفت وشنود آن نشست رابگشایند ؛بسیاری از تحلیل گران هم وطن  سخن ا ز رندی وزرنگی پاکستانی ها گفتند  وازروباه صفتی مقام های اسلام آباد نوشتند وبر زرنگی انها درنگ ورزیدند  وحتا گاهی برانها افرین گفتندکه مقام های اسلام اباد آنگاه که آسیاب  بر مدار منفعت شان بچرخد از هیچ  کاری رویگردان نیستند وبا پررویی ودیده درایی در هرنشستی شر کت می جویند  تا حظ وبهره ای نصیب خود گردانند.واز برخی های خواسته های خویش نیز می گذرند تا طعمه بیشتری به دست اورند. از حق نگذریم که برخی از تحلیل گران این دیار این کار پاکستانی هارا ستودند وبرهشیاری وفرصت طلبی ومنفعت جویی آنها تحسین ها کردند وافرین ها گفتند.حق هم همانست؛ دردنیا ی سیات ،گرچه از فضیلت ها فراوان سخن رفته است، اما افضل ترین فضیلت درنزد سیاست مدارن همانا به دست آوردن منفعت یا حفظ آنست  اگر فضیلتی هم باشدتابع منفعت است نه برتر وافضل ترازان. اگر از فضیلت ها نیز سخن رفته است در لابلای کتاب خانه ها مانده وچندان توجه ودرنگی صورت نگرفته است . روز گاری که نیکلای ماکیاول مورد غضب سیاست مدارن قرار گرفته بود که سخن از فضیلت نرانده است؛ اما امروز ازآن مرد تجلیل می گردد،اورا می ستایند که او به حق آنچه در سیاست می رفته ، بیان کرده است نه تنها طعن ولعنی براو وارد نیست که باید هوش وذکاوت اورا ستود که چنان عالمانه سخن گفته واصحاب سیاست را به  جهان واقعی سیاست توجه وتفطن داده است. بگذریم آنان که دراین راه( سیاست ورزی) توفیق داشته اند آنانی بوده اند که در پی کسب منفعت بوده اند  آنانی هم که در پی کسب فضیلت بوده اند و سخن به معیار گفته  وعمل به ضوابط  معطوف داشته اند؛  ازاین میدان تهی دست بیرون امده  وچیزی دندان گیری فراچنگ نیاورده اند. سیاست مدارن پاکستانی اما دراین گونه سیاست ورزی ید طولایی دارند وقتی در قدو قامت وتاریخ  سیاست مداران پاکستانی نگریسته می شود بسیاری ها انگشت حیرت به دندان گزید ه ،انعطاف پذیری آنان را مورد تحسین قرارداده اند. این بار زرداری نیز با این اوصاف که شمرده شد آنگاه که سفره منفعت را گسترده دید سر از پای ناشناخته به سوی شیکا گوتاخت برداشت ،تا ازین خوان گسترده بهره ای بر گیرد.  زرداری اما اما نیندیشیده بود که سیاست مداران غربی  منفعت جو ترازاوست در مقام منفعت طلبی موی را از ماست بیرون می کشند وهم چنان اینک  غربی ها گرمی وشور گذشته را  نسبت به پاکستان ندارند .قرار بود که اقای زرداری دونشست با دو رهبر غربی داشته باشد وخواسته های خودرا با آنها در میان بگذارد وبا دست پر به پاکستان بر گردد وچند وعده دروغ نیز برای غربی ها تحویل دهد که پاکستان چنانچه تاهنوز با غرب همراهی کرده  بعد ازاین نیز یارویاور غرب خواهد بود وهمراه با غرب وافغانستان در صف مبارزه با تروریزم خواهد ایستاد!!. اما گویا این بار بخت با مقام های پاکستان یار نبود وخواسته های پاکستان جدی گرفته نشد یا بهتر است که گفته آید که وضع غربی ها چنان آشفته وپریشانست که سخن از کم کردن هزینه های حکومت های آن دیاروازریاضت اقتصادی درمیان است . قبض های اقتصادی ایکه دامن غرب را گرفته است باعث گردید  که بسط وگشایشی  به خواسته های اقای زرداری نیز صورت نگیرد واو بدون آنکه کدام دست اوردی مثبتی داشته باشد به پاکستان بر گردد .          برخی ارباب خرد که بر ریز بینی های غربی ها وقوف دارند واز لب جنباندن شان ما فی الضمیر شان را می خوانند؛ بدین گمان اند که اقای اوباما در سخنانی که ایراد کرد بدون آن که نامی از پاکستان ببرد وسخت گیری های آن کشورنسبت به کابار تدارکاتی ناتو سخنی برزبان راند؛ از کشور های آسیای میانه به نیکویی یاد کرد وازآنها تشکرکرد که امریکا وغرب را درتدارک نیرو های خود در افغانستان یاری رسانده اندوبعد ازاین نیز با غربی ها همراه خواهند بود. این سخنان این برداشت را ایجاد کرد که گویا پاکستان از حیز انتفاع خارج شده است وبعد ازاین به قول معروف به گفته پاکستانی ها کسی تره هم خورد نخواهند کرد. تا این جا بدین نکته رسیدیم که خواسته های سه گانه پاکستان که همانا پنج هزار دالر در ایذای هر کانتی نراجناس تدارکاتی طالب بوده وهم خواستار توقف عملیات هوا پیماهای بدون سر نشین ایالات متحده در خاک خود، وهم چنان خواست کهنه آن کشور یعنی عذر خواهی مقام های امریکا از پاکستان بوده دست نیافته است ودست از پای دراز تر به پاکستان بر  گشته است.

   تا این جای کار همه ناکامی پاکستانی ها است ودل خوشی ما افغانها. زیرا درده سال گذشته آن قدر ظلم، اجحاف وستم  ازسوی سازمان استخبارت پاکستان بر ما روا داشته شده است؛ آن قدر مردووزن وکودک این سرزمین از پاکستان وعوامل آن به زحمت بوده اند که ناکامی پاکستان برای ما کامیابی شمرده شود. اما وصد اما این بغض وکینه هایی که پاکستان از غربدر سینه پنهان داشته است وغربی ها یا ازروی نا گزیری یا از هر جهت دیگر مقام پاکستانی را با دست تهی روانه اسلام اباد کردند؛ حال مابه ایذای آن را که پس خواهد داد ،رنج  شرمساری پاکستانی هارا چه کسی خواهند پرداخت ؟ پرسش های سختی است که پاسخ آن بستگی به عملکرد غربی ها بعد ازاین خواهد ادشت ؛واین که آیا پاکستان می تواند در برابر غرب ایستادگی کند وبار دیگر امتیازهایی  به دست اوردو هم چنان کدام اهرمهای فشار دردست پاکستان قرار دارد که بتواند با آن، بر غربی ها فشار وارد اورد وداد خویش را ازغربی ها بستاند؟

    بی شک که پاکستان درقدو وقواره ای نیست که بتواند با غربی ها دست وپنجه نرم کند و یا کدام عامل فشار مهمی دردست پاکستانی ها باشد که با ان بر غربی ها فشار وارد اورد فقط یک عامل فشا دردست پاکستانی ها است آن فرستادن انتحاری وانفجاری در افغانستان است تا به غربی ها نشان دهد که بی توجهی نسبت به خواسته های آن کشور این هزینه را بر حکومت های غربی تحمیل خواهند کرد. حال پرسش این جا است که دراین زور ازمایی که درمیدان افغانستان انجام می شود برد با چه کسی است؟ این بی توجهی مقام های غربی درنادیده گرفتن خواسته های پاکستان به معنای آنست که پاکستان عملا ازفایده رسانی غرب رهایی یافته است وغربی ها بدون پاکستان می تواند به اهداف خود در افغانستان دست پیدا کنند. تا حال اگر به پاکستان توجه می شد(بخویژه درسالهای اخیر) از برکت مبارزه با تروریزم بود که پاکستان این همه مورد مهر ومحبت غربی ها قرار داشت ومقام های اسلام اباد نیز برای به دست آوردن غنیمت های بیشتر می کوشیدند تا عرصه جنگ را داغتر نگاهدارند تا منفعت بیشتری به دست اوردند؛ اما بعد ازاین چه ؟ آیا پاکستان باز هم ازاین نمد کلاهی برای خود خواهد ساختوافغانستان بار دیگر صحنه وعرصه ی تاخت وتاز پاکستان قرار نخواهد گرفت؛ آیا هزینه هایی که غرب در افغانستان از بابت تجاوز پاکستان تحمل خواهند کرد به مراتب کمتر از امتیاز هایی است که برای پاکستان نپرداختند؟

   بی توجهی غربی ها نسبت به خواسته های پاکستان این ذهنیت را تداعی می کند که غربی ها هیچ گاه بدون محاسبه کاری انجام نمی دهند؛ ممکن است  هزینه هایی که بعدازاین به مصرف خواهند رساند به مراتب کمتر از در خواستهای پاکستان باشد. در غیر آن صورت غیر منطقی است که غربی ها در برابر خواسته های پاکستان بی توجهی کند وهزینه های بیشتری تقبل نماید. اگر این محاسبه صورت گرفته باشد وغربی ها بر اساس یک محاسبه حساب شده از خواسته های پاکستان سر باز زده باشند بی تردید که پاکستان در مضایق بی شماری گرفتار خواهند آمد .عدم پذیرش خواسته های آن کشور سر اغاز این مضایق خواهد بود. اما ویژگی انعطاف پذیری ای که در حکومت پاکستان مشاهده می شود ممکن است بار دیگر آن کشور را از موضع کنونی خود عقب بنشاند وباز هم پاکستانی ها با ترفندی در کنار غرب قرار گیرد واز توبره غرب بخورد وبخشی را نیر برای فرستادن انتحاری در خاک افغانستان هزینه کنند. بنابراین در شرایط کنونی وبا توجه به وضعیت پاکستان پیش بینی دشوار خواهد بود ونمی توان پیش بینی کرد که درآینده چه اتفاقی پیش خواهد آمد.