خبر های منتشر شده حاکی ازآنست که اقای کرزی در حاشیه نشست شیکا گو با عبدلله گل رئیس جمهور ترکیه نیزملاقاتی داشته وقرار شده است که به زودی میان دو کشور قراردادهمکاری های راهبردی امضا شود.  هردو رئیس جمهور برروابط نیک میان دو کشور تاکید کرده اند وخواستار گسترش روابط دو جانبه در قالب پیمان های راهبردی شده اند.موافقت نامه راهبردی  با ترکیه، شاید تاکید براین نکته باشد که افغانستان برای تامین امنیت ومنفعت خود هیچ مرزی نمی شناسد هر کشوری که دست دوستی به سوی افغانستان دراز کند از سوی افغان ها مورد استقبال قرار خواهند گرفت. ترکها ازاین دیدگاه جایگاه ویژه دارد.  ترک ها علاوه برآن که یک کشور مسلمان منطقه است ،یکی از کشور های تاثیر گذار نیز می باشد و تا هنوزدرعرصه های مختلف سیاسی، فرهنگی واقتصادی درافغانستان همکاری کرده است.  به ویژه در عرصه فرهنگی فعالیت ترک ها چشم گیر وکم نظیر بوده است . ترک ها درده سال گذشته در چند جهت فعال بوده وچندین پروژه ی باز سازی را در داخل کابل وسایر ولایات به اتمام رسانده است ودر چند ولایت افغانستان به تاسیس مکتب مبادرت ورزیده است وسازو کارهایی که برای جذب شاگردان با هوش دراین گونه مکاتب در نظر گرفته است  سبب جذب آن شاگردان  شده است  که بی تردید برای اینده افغانستان بسیار مفید خواهد بود  وتسهیلاتی هم که برای دانش آموزان افغانستان فراهم کرده  وهم چنان هزینه هایی را برای آموزش نیرو های امنیتی افغانستان تقبل کرده است درآینده تاثیر فراوانی بر جای خواهد گذاشت.بنابراین ترکیه نقش بسیار پررنگی در درده سال گذشته داشته است وامضای قرارداد راهبردی می تواند این هم کاری های نزدیک را تداوم بخشد . علاوه بران که ترکیه در باز سازی افغانستان تلاش کرده ،شکل نظام سیاسی ترکیه که ترکیبی از دموکراسی ودین است نیز برای افغانستان  الگوی دلپذیری برای حکومت داری مطلوب می باشد. ترکیه با آن که دارای معادن وذخایر زیر زمینی سرشار نمی باشد اما تلاش های حزب بر سر قدرت در آن کشور توانسته است از ترکیه یک کشور رو به رشدودارای ظرفیت های توسعه ارایه دهدو این ظرفیت سازی ها برای حکومت افغانستان می تواند الگوی بسیار مناسب باشد وترک ها می تواند دراین زمینه ها مردم افغانستان را یاری رسانند.  پیمان هایی که تاهنوز میان افغانستان وکشور های جهان امضا شده است در مجموع حمایت تمام نیرو های سیاسی کشوررا همراه اداشته   که می تواند یک  گام مثبت وموثر درراه درک منافع ملی در کشور باشد. اما بی تردید که مشکلاتی نیز فراراه عملی شدن این پیمان وسایر پیمان هایی که تاهنوزبا کشور های غربی وشرقی امضا شده است وجود دارد . اولین مشکل همانند سایر مشکلات آنست که ظرفیت های حکومت افغانستان تا چه حد است؟ وقتی کسی مهمان دعوت می کند لازمست که مطابق با شان مهمان آمادگی های لازم را داشته باشد؛  مکان مناسبی برای مهمان آماده کند سازو کارهایی را برای پذیرایی مطلوب در نظر گیرد؛ اما حکومت افغانستان دربرابر این همه پیمان ها چه کاری انجام داده است وچه آمادگی هایی اتخاذ کرده است ؛ کدام ظرفیت هایی را ایجاد کرده است .همان گونه که دربر خی نوشته های گذشته اشارت رفته است؛ بازهم قابل یاد اوری است که نفس امضا ی  پیمان ممکن است تسکین روحی برای مردم کشور ایجاد کند .این باوررا القا کند که افغانستان بعد از سال 2014 همانند دهه نود به حال خود رها نمی شود. اما اگر ازاین تسکین روانی بگذریم وکمی عینی تر وعملی تر بنگریم این پیمان ها چه سودی  برای کشورما می توان داشته باشد. پیمان راهبردی همانند هزینه  هایی است که برای توسعه بخش تعریف شده در وزارت خانه های کشور وجوددارد اما نبود ظرفیت وتوان لازم انسانی برای به کار گیری آن ،سبب می شود که بودجه های انکشافی به مصر ف نرسد. پیمان های راهبردی نیز همین خاصیت را دارند. اگر توانی نباشد که از ظرفیت های فراوان کشور های غربی وشرقی سود ببرد این پیمان ها چه سودی به حال مردم ما خواهد داشت ؟بنابراین این ایجاد ظرفیت ها است که می تواند زمینه هایی را فراهم اورد تا پیمان ها در جهت بهبود وضعیت مردم  کارساز باشد .

    اگر حکومت افغانستان باتمام کشور های دنیا پیمان ببندد اما ظرفیت عمل به مفاد پیمان هارا نداشته باشد. پیمان ها به چه کاری خواهد آمد؟ یکی از نگرانی هایی که وجودارد آنست اگر مجموع پیمان ها نتواند تضمینی برای آینده ی کشور باشد نه تنها سودی برای افغانستان نخواهد داشت ؛بلکه زمینه های د خالت  همسایگان را بیشتر فراهم خواهد کرد.       البته  استدلال منطقی است که گفته شود که افغانستان به عنوان یک کشور ازاد ومستقل حق دارد با تمام کشور های دنیا پیمان ببندد وبر اساس منافع ملی خود عمل کند؛ اما این استدلال دربرابر کسانی گفته می شود که پای بند منطق وعقل بوده وقوانین بین المللی را محترم بدارند ودر گذشته ها نیز ثابت کرده  باشند که  به عرف بین المللی پای بندی دارند؛  اما اگر همسایگان  افغانستان همان گونه که به قوانین بین المللی پای بند نبوده اند در اینده نیز به سبک وسیاق گذشته عمل کنند این بار پیمان های راهبردی را دست مایه دخالت خود خواهند کرد ومشکلات متعددی برای کشورما ایجاد خواهد نمود.لذا حکومت افغانستان باید دردو جهت عمل کند هم پیمان امضا کند وهم پوتانسیل های دفاع از پیمان ها را ایجاد کند تا پیمان ها کار ساز ودر جهت بهبود وضعیت کشور باشد. ارزیابی این که همسایگان افغانستان چه می خواهند وحکومت افغانستان با کدام معیار خودرا آماده کند تا میزان آسیب پذیری آن از جانب همسایگان افغانستان کاهش یابد؛پرسش چند وجهی است؛ متاسفانه خواسته های همسایگان هنوز تعریف اشکار نیافته است وهیچ همسایه تا هنوز نگفته است که خواستار چه چیزی می باشد. آن گونه که تا هنوز آشکار شده است همسایگان افغانستان خواهان افغانستان با ثبات وسر بلند نیست.

 ولیکن برخورد همسایگان  با افغانستان  مصداق همان ضرب المثل است  که می گوید:  "نزدیک نیا که بدم می ایی دور نرو که گرگ می خورد".  درسی سال گذشته که افغانستان در مضایق فراوان به سر می برد ومردم کشور ازروی ناچاری ونا گزیری به سوی همسایگان روی آوردند تا در امنیت باشند؛ دیده شد که هزاران توهین وتحقیرروا داشتند و انواع تهمت ها وافتراها بستند وبا هزار اکراه واجبار از خود راندندوامروز هم جمعی که دران کشور ها مانده اند با آن که از حمایت ساز مان ملل متحد برخوردارهستند اما ده ها مورد تبعیض وسخت گیری روا داشته می شود.  امروز که  کشور های گونا گون براساس منافع خود دست دوستی به سوی این مردم ما دراز کرده اند ومی خواهند به یاری مردم ما بشتابند به خود وآینده خود خدمت کنند باز هم دیده می شود که همسایگان ما روی ترش کرده اند واز انواع حیله سود می جویند تا پیمان هارا به چالش بکشند. دراین راه کاش ازراه های سیاسی دست به تحریک می زدند و ارزش های های مقدس دینی رابه میدان سیاست ومنفعت وارد نمی کردند آن گونه که همه شاهد بودند درهفته  های اخیر جمعی ازطالبان غیر مسلح را در مسجدی گرد آوردند  سخن ازدین گفتند ؛تااحساست مردم را بر انگیزند ومردم را درخدمت اهداف سیاسی خود بگمارند.البته جای خوش بختی است که مردم ما دین به دنیا فروشان را خوب می شناسند ومی دانند که این نان به نرخ روز خور ها کسانی نیستند که درد دین داشته باشن؛بلکه این ها معامله گرانی هستند که تا دیروز دردامن طالبان قرار داشتند ودست در کاسه جنایت کار ترین مردم فرو برده بودند؛ اما امروز قاتلان دیروزبرای مردم درس دین می دهند وتکلیف تعین می کنند. این گونه واکنش ها می رساند که همسایگان افغانستان ارامش وامنیت برای مردم افغانستان نمی خواهند. همسایگان در کشتن افراد مسلمان لمحه ولحظه ی درنگ روا نمی دارند وبا فرستادن افراد انتحاری دست به هر جنایتی می آ لایند؛ اما درمقام تحریک مردم به نام خدا ودین, احساست مردم را تحریک می کنند تا به اهداف خود دست پیدا کنند. بی تردید این اشفتگی هادوام خواهد یافت وهمسایگان افغانستان دست از دخالت بر نخواهند داشت واز هرفرصتی سود خواهند جست تا ذهنیت مردم را ملوث ومغشوش کنند . این تجربه ای که در چند سال گذشته به ظهور رسیده است. گمان می رود این روند  قطع نخواهد شد مگر آن که حکومت افغانستان به تغیر رویکرد سیاسی خود بپردازند وتصمیم بگیرد که در جهت اهداف مردم حرکت کند وهرچه بیشتر خودرا به مردم نزدیک تر سازد. از توان مردم برای ایجاد ثبات وامنیت کشور بهره مند گردد. بنابراین اگر حکومت بتواند در جهت بهبود وضع خود تلاش ورزد وبرای بهبود معیشت مردم کوشش کند بی گمان هر پیمانی می تواند زمینه های مناسبی رابرای بهتر شدن وتوسعه افغانستان فراهم آورد.