. او می نویسد که شرکت چینی در استخراج منابع معدنی افغانستان می تواند تاثیری بر عملکرد پاکستان نیز داشته باشد وچینی ها پاکستان را در پروژه هایی سهم دهد ودر نتیجه وادار سازد که آن کشور دست  ازدخالت  بردارد ومنافع خویش را در ثبات افغانستان جست وجو کند. درحالی که چین عملا در افغانستان حضور دارد ، سرمایه گزاری چین در معدن مس عینک می تواند منافع بی شماری رابرای افغانستان به ارمغان آورد.روسیه نیز می تواند نقش پررنگی درآینده افغانستان ورشد اقتصادی کشور ما به عهده گیرد ومنافع فراوانی را نصیب  خود وافغانستان نماید. اگر این دید گاه تعیمیم یابد همسایه های دگر افغانستان نیز می توانند ازاین خوان گسترده منفعتی بردارند ودست از مخاصمت ها ومخالفت ها بردارند وافغانستان آزاد وآباد را برای افغاندها بخواهند وخود نیز ازاین خوان گسترده نفعی ببرند. اما این نگاه خوش بینانه به یک حل یک مشکل کانونی وچند متغیر وابسته به این کانون وابسته  است؛ اگر آن مشکل حل شود بی تردید افغانستان به تدریج جایگاه خویش را در میان کشور های جهان ومنطقه خواهد یافت واینده درخشانی نصیب کشور ما خواهد شد.

  اما آن مشکل کانونی که یاد کردیم چیست؟

   اولین مشکل، وجود حاکمیت وادره های غیر مدرن  ضعیف در افغانستان است که مردم افغانستان ومجامع جهانی را به فغان آورده است. مقام های بین المللی هراز گاهی که فرصت پیدا می کنند حکومت افغانستان را مورد نقد  تند وشدید قرار می دهند ومراتب نگرانی  خودرا به حکومت افغانستان منتقل می سازند. در نشست شیکا گو آقای اوباما با لحن تند از اقای کرزی انتقاد کرد او هم چنان به کرزی توصیه کرد که برای ایجاد یک حکومت مطلوب تلاش کند. در نشست قلب آسیا که در کابل برگزار شده بود نیز به نحوی حکومت داری خوب مورد توجه وامعان نظر قرا رگرفت وبر آن تاکید رفت در نشستی که به مناسبت آمادگی برای نشست توکیو دایر شده بود حول همین محور مطالبی عنوان شد لذا این گونه برداشت می شود که حکومت داری نیکو ومطلوب یکی از نگرانی های کانونی مجامع جهانی ومردم افغانستان است  که  بسیاری از مشکلا ت کشوربسته به حل آن دارد.  اگر اراده ای برای تغیر ایجاد نشود ممکن است سال های چندی هم چنان ادامه یابد وآنچه به نام تحول  توسعه ای گفته می شود هرگز به وجود نیاید وفرصت ها از دست مردم افغانستان گرفته شود؛ بنابراین تا این مشکل راه حل نیابد ،گرهی از سایر مشکلات کشور نیز گشوده نخواهد شد. اما د رکنار این مشکل کانونی مشکلات دیگری نیز وجود دارد که به نحوی ملهم ومتاثیر از همین مشکل کانونی است؛  یکی ازآن حضور پررنگ تفکر طالبانی دردستگاه حکومت است.حال این تفکر چگونه به وجود آمده است ومنشای آن در کجا است خود داستان مفصل است . اما آنان که به تحلیل تفکر طالبانی پرداخته اند به جای طالبان میانه رو  وتند رو طالبان را به طالبان نرم وطالبان سخت تقسیم کرده اند. طالبان سخت همان هایی هستند که با فرم وقیافه خاصی در برابر مردم افغانستان قرار دارند وبا سلاح گرم به کشتن ودریدن مردم افغانستان می پردازند وتعریف عمده این گروه باتخریب ودشمن کیشی ودد منشی صورت می گیرد.؛ به تعبیر برخی تحلیل گران این طالبان که به طالبان سخت معروف هستند موضع ودید گاه های شان روشن است ازان جایی که دست به خشونت برده اندو حریم مردم را شکسته اندو کوچک ترین رحم ومروتی را از مردم افغانستان دریغ داشته اند جایگاهی در میان مردم افغانستان ندارند وهیچ گاهی هم نخواهند داشت. اما طالبان نرم آنهایی اند که تفکر طالبانی  رااشاعه می دهند. با نام وعنوان دین سخن می گویند وفتوا صادر می کنند واحساسات مردم را بر علیه خارجی ها بر می انگیزند ویک اشتباه را ضرب صد می کنند وبه صورت پررنگ به خورد مردم می دهند. تفرقه دینی ومذهی ایجاد می کنند ودنیارا به کفر واسلام تقسیم می کنند  ومیان پیروان ادیان تفرقه وتششت ایجاد می نمایند. این گروه علاوه بران که در گوشه .وکنار شهر ودهات افغانستان به تبلیغ می پردازند دردستگاه های حکومتی نیز برای خود، شان وشوکتی قایل هستند وحکومت برای آن که کسب مشروعیت کرده باشد؛ با این گروه با مماشات برخورد کرده ومی کند وتصور می برد که  فعالیت های ازاد آنان برای حکومت می تواند مفید واقع شود حد اقل طالبان سخت را به حکومت خوش بین کند. اما واقعیت آنست که تفکر طالبان نه تنها برای حکومت مشروعیتی فراهم نخواهند آورد که چه بسا دراینده مشکلاتی فراوانی را ایجادخواهد نمود وچالشی دیگری را فراراه توسعه کشور به وجود خواهد آورد.  درده سال گذشته حکومت افغانستان در تقویت تفکر واندیشه طالبانی حرکت کرده است واین اندیشه هارا آبیاری کرده ونضج داده است. شاید اقای کرزی  وحکومت او خواسته است با بزرگ نمایی اشتباهات نیرو های خارجی کسب مشرعیت کند اما غافل ازاین که بر انگیختن احساسات مردم وعمده کردن اشتباهات خارجی ها حرکت در جهت اهداف طالبانی است که توسط حکومت صورت گرفته است ونتایج این گونه حرکت ها هم برای توسعه کشور وهم برای ایجاد یک حکومت داری خوب نا گوار خواهد بود. اگرافغان ها خواستار حکومت داری مطلوب باشد بایدبدین نکته تفطن داشته باشد که حکومت داری مطلوب و توسعه متوازن واستخراج معادن افغانستان بسته به سرمایه گزاری های خارجی است وقتی رغبت سرمای هگزاری به وجود می اید که خارجی ها احساس مصئونیت کنند اما تقویت تفکر طالبانی این فرصت را می گیرد وبه جای احساس خوش بینی، تخم نفرت وبد بینی کاشته می شود.در  تفکر منحط طالبانی همین ارتباط متوازن میان کشور ها جایی ندارد وبرای آن تعریفی صورت نگرفته است .  نفرت پراگنی هایی که در چند ماه گذشته نسبت به خارجی ها وجودداشته است وگرد هم آیی های که صورت گرفته است وتحلیل هایی که انجام شده است دریک راستای مشخص بوده است وآن ایجاد نفرت نسبت به خارجی ها وخشونت زایی در میان مردم . این تفکر دنیاراساده می بینند، پیچیدگی هایی که دنیای کنونی با آن مواجه هستندنمی نگرند ازاین رو بسیار ساده تحلیل می کنند وهمین سادگی مورد توجه عوام نیز قرار می گیرد. در سمیناری که چند ماه قبل به مناسبت تحلیل ازپیمان راهبردی افغانستان با امریکا بر گزار شده بود، یکی از نمادهای اندیشه های طالبانی که اینک نام کار شناس را نیز یدک می کشد استدلال می کرد ک حضورخارجی ها در افغانستان باعث می شود که فساد اخلاقی بیشترشود ومثالی هم که می آوردکشور های شرق اسیا واز جمله کوریای جنوبی بود. این طرز دید وتلقی بیانگر شعاع دیدکوتاه این گروه به مسایل مهم معرفتی دردنیای کنونی است -که توضیح ان زمان دیگری می خواهد-؛ اما به اختصار می توان گفت که دید های کوته بینانه وتنگ نظرانه طالبانی سبب می شود  که همواره تبلیغ خشونت شود وبر اشتباهات خارجی ها تاکید گذاشته شود نه بر کا کرد مثبت آنها. درنتیجه تفکر توسعه ودیگر پذیری ها رشد چندانی پیدانکند.     بنابراین می توان گفت که امروز طالبان سخت ونرم هردو در جهت گرفتن فرصت های توسعه از افغانستان هستند اگر چنانچه حکومت ورسا نه های گروهی در یک مبارزه منسجم تر با این گروه ها برخورد نکند بی شک که در آینده با رفتن طالبان سخت باز هم مشکلات افغانستان بر سر جای خود خواهد بود. گر چه این گروه ها دارای انسجام دورنی نیستند همین که شبهه ایجاد می کنند باطل خودرا در جامه حق ارایه می دهند می توانند خطر ناک باشند .همین که بهایی داده می شوند  ممکن است دشواری های فراوانی را فراراه کشور  ایجاد کند ؛لذا می توان گفت که استفاده از ذخایر طبیعی افغانستان وپیمودن راه توسعه کشور وابسته به فرار فتن از بسیار ی مشکلاتی است که به برخیآنهااشاره شد   ومحوری تری آن را ایجاد یک حکومت مطلوب وپاسخگو باید دانست ودومین قدم را ایجاد تفکر توسعه باید شمرد که فرارفتن از تفکر طالبانی ازابتدایی ترین قدم های آن شمرده می شود.