حاشیه ای بر سفر زرداری
هفته گذشته آقای زرداری رئیس جمهور پاکستان سفری به ایران و افغانستان داشت. گفته شد که آقای زرداری برای ابراز تسلیت به کابل آمده است تا با آقای کرزی ابراز همدردی و غم شریکی کند، اگرچه اعلام رسمی آن سفر ابراز تسلیت بهاقاي كرزي بود و لیکن تحلیل گران سیاسی بدین باور اند که تنها کشته شدن احمدولی کرزی نبود که آقای زرداری را به کابل کشانید بلکه مسایل پشت پرده ای وجود دارد که پاکستان مایل است بر زمامداران کابل تحمیل کنند. این سفر همزمان با سفر خانم کلینتون به دهلی نو انجام یافت، خانم کلینتون با وزیر خارجه ی هند دیدار و گفت و گو کرد و روی مسایل منطقه از جمله افغانستان نیز گفت و شنودی انجام دادند،ولی مقامات هندی خروج نیروهای امریکا از افغانستان را زود هنگام دانست و اظهار داشت که ممکن است تروریستان دو باره به افغانستان برگردند. این سخنان وقتی ابراز می گردد که مقام های پاکستان خواستار بیرون شدن نیروهای غربی از افغانستان می باشند.
در نتیجه تقابل دو سیاست را می توان در افغانستان شاهد بود، به سخني می توان گفت که افغانستان عرصه رقابت هند و پاکستان در آمده است. هردو می کوشند که دست بالایی در سیاست افغانستان داشته باشند و سهم بیشتری در رقابت های منطقه ای را نصیب خود کنند. پاکستانی ها که نمی توانند بر سیاست امریکا تاثیر داشته باشند و جهت گیری سیاسی آن کشوررا از هم كراي با هند باز دارند می کوشند از طریق افغانستان این جهت گیری را ایجاد کنند، لذا گمان بر آن است که به تحریک حامدکرزی بپردازند تا حساسیت های بیشتر غربی ها بویژه امریکایی ها را علیه او برانگیزند تا کرزی خواسته یا ناخواسته در کمند سیاست پاکستان گرفتارآيد
پاکستانی ها همیشه این نیت را داشتند و دارند تا لقمه چرب افغانستان را به سهولت ببلعند نمونه ای آن در دهه نودتکرار شد، اما حضور نیروهای غربی باعث شد که این لقمه گلوگیر شود و پاکستان هضم کرده نتواند.
وضعیت پاکستان امروزه به مراتب بدتر از گذشته است، از یک سو با تحریک افغانستان می خواهد پیمان استراتژیک افغانستان و امریکا شکل نگیرد تا افغانستان بعد از خروج نیروهای امریکایی زودتر بلعیده شود، از سوی دیگر می خواهد به امریکایی ها نشان دهد که پاکستان توان آن دارد که یک بازیگر پرقدرت و تاثیر گزار در منطقه باشد تا کمک های امریکا را دریافت دارد بنابر این رفت و آمدهای زرداری را باید دیدگاه سیاسی و استراتژیک پاکستانی ها تحلیل کرد و در نهایت چنین نتیجه گیری کرد که مقام های آن کشور در روابط با افغانستان و با شخص رئیس جمهور کرزی صادق نیستوحتا تحليل گران ايراني نيز بدين باورند كه سفر زرداري به آن كشور استفده ابزاري از آن كشور است. يعني وقتي كمك هاي امريكا در پاكستان متوقف شده است پاكستاني ها مي كوشند با استفاده از فضاي دشمني اي كه ميان امريكا وايران وجود دارد به نفع خود سود ببرد وبا تحريك هر دو جانب استفاده مطلوب كند.
اما این سفر حاشیه هایی هم داشته است، که بازهم بیانگر عدم صداقت مقام های پاکستان نسبت به افغانستان است.
از مدت ها بدین سو مناطق شرق کشور توسط توپخانه ي پاکستانی ها کوبیده می شود تا هنوز ده ها نفر زخمی، کشته و آواره برجای گذاشته است .تا حال هم مقامات پاکستان سخنان متناقض گفته اند و شخص زرداری در حاشيه كنفرنس تهران اظهار بی خبری کرد، که این بی خبری تنها در تجاوز آن کشور خاتمه نیافت و این بار به بی خبری نسبت به حادثه ای دیگری ابراز شد که جای شگفتی فراوان دارد. مدتی است که اموال تجارتی، بازرگان افغان در مرزهای پاکستان متوقف شده است، ملیون ها دالر خسارت وارد شده و بسیاری از آن کالاهاي تجارتی کیفیت خود را از دست داده و فاسد شده است. مقام های افغانستان بارها از پاکستانی ها خواسته اند که اموال تاجران افغان را رها کنند اما تا هنوز گوش شنوایی نبوده است. در میان این همه اظهار نظر ها و گفت و شنود ها، زرداری رئیس تبه کارهای پاکستان اما؛ به آسانی اعلام می دارد که او اصلاً خبر ندارد که اموال تجارتی تاجران متوقف شده است.
این گونه اظهار نظرهای غیر مسؤولانه دو جنبه بیشتر ندارد. آیا واقعاً آقای زرداری از آنچه در کشورش می گذرد خبر ندارد، در این صورت رئیس جمهوری که این قدر بی اطلاع باشد چگونه می توان بر آدم بی خبری مثل او اعتماد کرد و سخنان او را جدی گرفت. یا آن که او خبر دارد و دروغ می گوید که در آن صورت هم می توان گفت که دروغ یک پارادایم عام سیاسی در پاکستان است و زمامداران آن کشور تابع آن است. بنابر این شناخت این پارادایم هشداری است به زمامداران افغانستان که با این جماعت د غلباز و دروغ پرداز محتاطانه برخورد کنند و به سخنان زمامداران پاکستان گوش نسپارند که حاكمان پاكستان جز ریاکاری و دروغ پراکنی و تظاهر به دوستی چیزی دیگری در چنته ندارد.