چند هفته متواتر است كه نظاميان خون اشام پاكستان بي محابا وبدون در نظر داشت كم ترين پاي بندي به ارزش هاي اخلاق انساني –اسلامي وحسن هم جواري بر مناطق شرق كشور اتش مي بارند، جمعي به شهادت رسيده اند وخيلي هارا زخمي كرده اند وكثيري از خانواده ها نيز آواره شده اند. از پاكستان واز سياست مداران نا عاقبت انديش آن كشور گيله اي نيست كه طبيعت آنان درنده خويي وخون اشامي وبد اخلاقي بوده است.  يكي از عوامل بد بختي ما همين است كه ما در كنار همسايه اي به نام پاكستان قرار داريم وبه جاي پاكستان هر كشوري بود، بهتر از پاكستان بودو سياست مداراني كه در بستر تزوير ورياوتظاهر ومزدوري زيسته اند ودر طول حيات خويش جز خيانت وجنايت و خباثت ودغلبازي در حق همسايگان خويش روا نداشتند.  خون آشامي ودرنده خويي ودشمن كيشي براي سياست مداران پاكستاني يك روند وپارادايم است.  از وقتي پاكستان از نيم قاره جدا شده ونام پاكستان به خود گرفته است همانند فرزند حرامي  هر كاري خواسته است انجام داده واز هيچ جنايتي ابا نورزيده .  اين خوي هم در ميان سياست مداران سيكولار ودين گريز آنها وجودداشته وهم درميان سياست مداراني كه دم از خدا واسلام مي زده اند. بوتو واولاد او نمونه سياست مداران سيكولار درآن كشور است كه دين وسوسياليزم را بهم در آميخته بود وهم جنرال ضياالحق است كه دست پرورده هاي آن امروز به سادگي آدم مي كشند وجنايت روا مي دارند.  آنچه مايه تعب وتعجب است، سكوت حكومت افغانستان است كه تا هنوزدم فرو بسته هيچ لب به اعتراض واحتجاج نگشوده  و‌آن درنده خويي واين بي عملي را چگونه مي توان توجيه كرد؟

   پاره اي تحليل گران بدين باوراند كه آنچه پاكستان انجام مي دهد روي ديگري از بحراني است كه در كشور ماجريان دارد. ان حملات هماهنگ با مواضع حكومت افغانستان وبراي منحرف كردن اذهان عمومي صورت مي گيرد. اين گروه چنين استدلال مي كنند كه حكومت افغانستان با ايجاد  داد گاه ويژه واعلام نتايج حاصيل از تحقيق آن، با مخمصه بزرگي مواجه شده است و هرروز كه مي گذرد،حكومت افغانستان درتنگناهاي زياد تري قرار مي گيرد. لذا حكومت افغانستان براي آن كه ازاين بحران رهايي پيدا كند وفشار افكار عمومي را كاهش داده باشد به آتش باري هاي پاكستان رضايت داده وسكوت كرده است. تا افكار عمومي را متوجه مرز هاي پاكستان كند تافشار كمتري بر حكومت افغانستان وارد شود.

  اما پاره اي ديگري از تحليل گران بدين باوراند كه آن آتش باري ها همزمان با تصميم مقام هاي امريكايي است كه قرار است تا يك سال ديگر حدود سي وسه هزار نيرو هاي نظامي را از افغانستان بيرون ببرند.  پاكستاني ها مي خواهند به حكومت افغانستان بفهماند كه پاكستان دست از ادعاي خود بر نخواهد داشت.اگر امريكايي ها از افغانستان خارج شوند ادعاي هاي پاكستان پا برجا ي خواهد بود وحكومت افغانستان بايد به خواسته هاي پاكستان تن دردهد.  البته گمانه هاي فراوان ديگري نيز وجوددارد آن اين كه پاكستان ادعاهاي تعريف نا شده اي دارد كه تا هنوز ابراز نكرده است . اين كه پاكستان خواهان گرفتن امتياز هاي سياسي –اقتصادي از امريكا است  وخواهان تضمين آن كشور است كه در صورت خروج از افغانستان بايد آن تضمين هارا به حكومت پاكستان بدهد يا آن كه در آستانه خروج نيرو هاي غرب از افغانستان مي خواهند به غربي ها بفهمانند كه با يد تضمين هايي از سوي حكومت افغانستان بگيرد؛  به هر حال آن چه گفته شد گمانه هايي است كه وجو دارد . حال كدام يك واقعي است هنوز مشخص نيست ممكن است همه خواسته ها مد نظر پاكستان باشد وممكن هم است كه خواسته هاي بيبشتر ي از سوي پاكستان دنبال شود به هر صورت آنچه اهميت دارد آنست كه مقام هاي غربي از جمله امريكايي ها بدين باور رسيده اند كه بدون هم كاري پاكستان نمي توان امنيت لازم را درافغانستان بر قرار كرد وبرخي سران‌ان كشور گمان دارند كه پاكستان كشوري است كه وابستگي شديد اقتصادي به امريكا دارد لذا بيم ازان مي رود كه امريكايي ها از افغانستان خارج شود اما پاكستان تضمين لازم را نگرفته باشد. لذا پاكستان مي خواهد دردو زمينه از غربي ها تضمين بگيرد؛ اول اين كه كمك هاي اقتصادي آن كشور ادامه داشته باشد؛ دو، اين كه هندوستان چشم طمع به‌ان كشور نداشته بياشد

  اما اين كه مقام هاي امريكايي به اين خواسته هاي پاكستان توجه خواهند كرد يانه؛ پرسشي است كه پاسخ گفتن بدان نيازمند زمان وشرايط لازم است.

 آنچه براي مردم افغانستان درد آور وشكنجه زا است آنست كه مردم ما هميشه وجه المصالحه ميان قدرت ها قرار گرفته است،وامروزاز دو جانب مورد تجاوزقرار گرفته، از يك سوي حكومت پاكستان با تجهيز طالبان، به كشتار وخشونت مردم ما دست يازيده اند از سوي ديگر حكومت پاكستان به صورت مستقيم وبا تجاوز بي شرمانه به خاك افغانستان مردم كشور مارا به قتل مي رساند.