شاید در دنیای کهن و سنتی که سیاست بر بنیاد قبیله و قوم و عشیره بنا یافته بود، مردم چندان انتظار نداشتند که حاکمان شان چنان عقل و سیاست را درهم آمیزد که جز منافع چیزی نتوان در آن جست اما هر قدر به دنیا و عصر کنونی نزدیک تر می شویم، حاکمان از آگاهی های زمان خویش بیشتر اطلاع می یابند و علوم سیاسی به عنوان رشته های تخصصی مورد توجه و نظر گرمي گيرد.

انتظارها نیز بیشتر می شود تا گفتار و عمل هردو از یک تعمق انديشه و تأمل بیشتر برخوردار باشد. اگر شهروندي در یک کشور در مقام سخن گفتن بر مبناهای عقلانیت عمل نکند، ضرر و زیان آن در نهایت به شخص او و جمعی کوچکی بر می گردد. ولیکن اگر آن سخنان ازذهن رئیس جمهور یا وزیری ترشح وتراوش كند، بی دریغ پی آمد آن پای یک کشور را خواهد گرفت و زیان آن به همه خواهد رسید.

با این مقدمه مي خواهيم به چند نكته اشاره كنيم و نگاهی به سخنان آقای کرزی به عنوان فرد اول این کشور کرده بيندازيم و بنگریم که سخنان آقای کرزی چقدر مبنای عقلانی دارد.

بدون مبالغه باید گفت که جز اندکی از سخنان آقای کرزی که توسط افرادی نوشته ويا القا می شود و او مجبور است آن را بخواند وبگويد، كثيري  ازسخنان او که خلق الساعه وبدن هيچ زمينه اي ايراد مي شود هیچ مبنای عقلانی نداشته و ندارد و او حتا در موقع سخن گفتن و یا قبل از آن به پی آمدهای سخنان خویش وقوف ندارد وحتا نمي انديشد که ضرر آن متوجه مردم و کشور می شود. اصلا در سیاست، شناخت زمان و زمینه ها و موضع گیری همراه و همگام با آن با يد صورت گيرد، هرگاه در سخن گفتن و موضع گیری این دو عنصر غایب باشد، پی آمدهای آن گریبان مردم آن کشور و جامعه را خواهد گرفت.

آخرین سخنان آقای کرزی در رابطه با عملکرد نیروهای خارجی ایراد شده بود که بازتاب منفی فراوانی یافت از جمله سفیر ایالات متحده امریکارا وادار به واکنش نمود.

در این که نیروهای خارجی دچار خطاهای فاحش شده اند و می شوند جای تردید نیست، اما تذکر آن خطاها می طلبد که تذکرها چنان باشد که هم تاثیر داشته باشد و هم حساسیت  برانگیز نباشد و هم دارای پی آمدي برای مردم کشور نباشد.

البته اظهار چنین سخنانی از سوی آقای کرزی بار اول نیست و بار آخر هم نخواهد بود. در گذشته نيز سخنانی که برضد پاکستان اظهار کرده بود باعث گشت که باعث ندامت و پشیمانی اوشود، سخنان اخیر رئيس جمهور نیز می تواند پی آمدهای ناگواری به دنبال داشته باشد، اظهار این که هیچ گاه از خارجی ها تشکر نکرده است، از سخنان نه چندان اخلاقي آقاي كرزي است كه متاسفانه با آن مباهات نيز كرده است وبه عنوان يك نقطه قوت در سخنان خويش ياد نمورده است كه در مجموع اظهار نظرهای غیر عقلانی و ناشی از نعدم درك رئيس جمهور نسبت به پی آمدهای سخنان خود است.

اگر از آقای کرزی پرسیده شود که تشکر نکردن شما از نیروهای خارجی آیا واقعاً یک عمل اخلاقی است یا غیر اخلاقی؛ بی تردید یکی از بداخلاقی ترین عمل آنست که آدم ها نیکی های دیگران را مدنظر قرار ندهند و همیشه دیگران بدهکار بدانند. هیم که نیروهای خارجی در کشور حضور دارند و فداکاری کرده اند و هر روز چند نفر این ها کشته می شود، خود مایه تشکر و قدردانی دارد. حال اگر حضور آنها در افغانستان نتوانسته است از خشونت طالبان بکاهد وابسته به علت و عوامل گوناگونی است و حد اقل حضور نیروهای خارجی برای آقای کرزی خالی از فایده نبوده است. ده سال ماندن بر قدرت ولو به ناکامی، نتیجه حضور نیروهای خارجی در کشور بوده.

آقای کرزی تصور نمی کند که حضور نیروهای خارجی در کشور است که او داز حملات برادران طالب مصئون مانده  در غیر آن صورتف گلیم حکومت او تا هنوز برچیده شده بود و از کرزی نامی باقی نمی ماند.

به هر صورت اصل آنست که سخنان و عملکرد آقای کرزی در ده سال گذشته همواره بی بهره از بار عقلانی  بوده است و در سخنان او نه مصلحت کشور مدنظر قرار داشته و منافع ملی مورد توجه واقع شده است و هرگز به پی آمدهای سخنان خویش نیندیشديده است و تصوری از بار منفی سخنان خویش نيز نداشته است.

تفسیر این سخن آنست که او به هیچ یک از عناصر و مولفه های حکومت داری با دید عمیق ننگریسته است، مردم و منافع و سرنوشت مردم برای او اصلاً جدی نبوده است، این که سرنوشت کشور چه خواهد شد برای آقای کرزی اصلاً مطرح نه گشته است.

در این دید خوی و خصال آقای کرزی به سردمداران مستبد شباهت تام دارد، زمامدارانی که اهوا و امیال شخصیيا منافع خانوادگی و گروهی از الویت و ارجحیت درجه اول برخوردار هستندتا منافع کشور. و ومنافع شهر وندان در معادلات قدرت او جایي ندارد. اما از آقای کرزی انتظار برده می شد که این همه بر طبل بی عقلی نکوبد، و این همه منافع کشور را فدا ياحساسات خام خویش نسازد آنگونه که دیده می شود یکی از ناعقل اندیشی کرزی گوش ندادن به سخنان دیگران از جمله به گفته ها و نوشته های روزنامه نگاران است، و او متأسفانه مغرور از پندارهای خام و ناخردمندانه خویش چوکی رهبری کشور نشسته است و بی خریطه شلیک می کنند، و نمی داند که این فیرهای هوایی به کجا خواهد خورد؟