قرار اطلاعاتي كه به بيرون منتشر شده است؛  اقاي كرزي براي تحليل پي امد هاي  نتايج بررسي هاازسوي دادگاه ويژه، پاره از اطرافيان ومعتمدان  واز جمله معاونان اول ودوم خويش را گرد آورده تا درباره ي بررسي هاي انجام يافته توسط دادگاه ويژه نظر دهند واحيانا درباره ي نقاط مثبت ومنفي آن انديشه كنند، كه ايا صواب است كه  نتايج بررسي هاي آن دادگاه اعلام گردد يا نه؟. البته آنچه  همه مي دانندآنست مشاوران اقاي كرزي اغلب فوسيل هايي هستند كه متاسفانه چندان سخني براي گفتن ندارند وقبل ازان كه براي كشور رايي داشته باشند وديدي.؛مي كوشند مطابق ميل رئيس جمهور سخن گويند تا ماهانه معاش شان از جانب ارگ قطع نشود دراين جمع كه جمعي كثيري  نيز بوده است همه با اقاي كرزي موافق بوده كه بايد داد گاه ويژه نتايج بررسي هاي خودرا اعلام دارد وحتا گفته مي شود كه جناب مجددي راي داد گاه ويژه را واجب الاطاعت دانسته است. البته قابل ياد آوري است اين اولين بار نيست كه آقاي مجددي، دين وسياست وهواي نفس وقدرت طلبي هاي خويش را در هم مي آميزد وفتواي مضحك وچندش آوري را صادر مي كند.  درزمان انتخابات رياست جمهووري نيز الهامي ! به صورت گرفت كه اقاي كرزي از سايرين ارجح تر است  ومردم را دعوت به راي دادن كرد.به هر حال از جمع درباريان اقاي كرزي گفته مي شود كه تنها خليلي بوده است كه در مخالفت با تصميم اقاي كرزي اعلام موضع كرده وازآينده اي نا معلوم آن صميم(  نتايج بررسيها از سوي دادگاه ويژه) اظهار نا رضايتي  نموده است .به هرروي نتايج آن داد گاه اعلام گرديد وكشوررا به سوي التهاب به پيش برد- ومي برد- وهرروز كه مي گذرد شرايط دشوارتر از گذشته  مي شود ومهار بحران دشوار تر از پيش مي گردد.  حال اين متن حادثه است كه حاشيه هايي نيز دارد. آدم هايي كه چندان دركي از اوضاع واينده اي در انتظار مردم  ندارند ومي كوشند تا از شرايط پيش امده نهايت سود مادي را ببرند كه در اطراف كرزي نيز كم نيستند. يكي از همان نزديكان اقاي كرزي جناب مار شال فهيم است كه داراي ويژگي هاي منحصر به خود است  كه دانستن وشناختن انديشه ها وانگيزه هاي او وهم چنان  موضع گيري هاي او در قبال حوادث مي رساند كه اين آدم تا چه حد از دانش تهي واز بينش به دور است. مردمي كه هرروز روز گار بد تراز گذشته را تجربه مي كند،  وهر حادثه ي كوچكي تبديل به بحران  بزرگ مي گرد د؛ او اما انگا ردر جزيره امني نشسته است وفارغ از همه هياهو ها، براي خود مي بافد ومي دوزد.

   باري، نمايندگان مردم وقتي اوضاع را اشفته يافتند وبحران ديگري را فراروي كشور احساس كردند روي به قصر مارشال گذشتند تا درد دل به جناب ايشان باز گويند واز محضر او تظلم خواهي كنند .به او بفهمانند كه به جناب كرزي بفهماند كه جناب رئيس جمهور آنچه شما آب مي پنداريد سراب است وانچه شما راه مي نگريد بن بست است،ازراهي كه بر گزيديد بپرهيزيد كه دزدان وحراميان فراوان در آن كمين كرده اند كه نه قدرتي براي شما خواهند ماند ونه عزتي براي مردم؟ اخر از براي خدا وافتاب  روزقيامت، دست از لجاجت برداريد واين كشور مفولوك را بيش از اين به فلاكت نيدازيد؛ جناب مارشال اما؛ وقتي دانسته است فرصتي براي بدست‌اوردن منافع است چند سخن در نكوهش تصميم هاي كرزي بر زبان رانده وبه نمايندگان نيز گفته است كه من با شما هستم هر كاري كه به صلاح  خود مي دانيد وفلاح مردم،  به كار اندازيد وباور كنيد كه من پشتبيبان شما هستم؛ نمايندگان مردم كه گفته هاي گذشته مبني بر حمايت مار شال از كرزي را شنيده بودند يكي به ديگري نگريستند وتغير مواضع جناب مارشال را به فال نيگ گرفتند واين گونه پنداشتند كه با پشتوانه ي  به قد وقامت مار شال مي توانند كوه را بركنند وپنجه در پنجه ديو افگنند واز پاي نيز در خواهند اورد؛ اما هنوز نقل سخنان "مار شال" دردل نمايندگان معترض آب نشده بود كه خبر رسيد كه جناب مارشال به ارگ رياست جمهوري شتافته است  سر تا آستانه گوش جناب كرزي نزديك كرده است وفر موده است كه اين وكيلان معترض كساني نيستند كه در برابر تدبيرمدبرانه اي شما بتوانند بيايستند؛ شما اعلام كنيد كه تصميم دادگاه ويژه عملي خواهد شد واب ازآب تكان نيز نخواهند خورد.شنيدن اين سخنان اب  سردي از نااميدي بر دل نمايندگان پاشيده شد همه سر در گريبان فرو بردند واز دورنگي ها بر خود پيچيدند، گرچه اين دورنگي  مارشال خدشه اي در تصميم هاي شان وارد نياورده است؛  اما بدين فكر افتادند كه چرا جناب مارشال چنين سخنان تحريك كننده اي برزبان رانده است  ونفاق ودورنگي را سكه رايج زندگي خويش ساخته است؟

     جمعي از نمايندگان حاضر گفتند كه نفس سياست، اين گونه تزويرها ودورنگي را در خود نهفته دارد؛ نبايد از مارشال يا هيچ كس ديگر منتظر بود كه سخن به صواب گويد ورخ در نقاب ريا ودورنگي پنهان ندارد. اما اين پاسخ براي برخي قابل قبول واقع نگرديد ودر صدد شدند تابدانند كه پشت اين ريا كاري چه منفعتي براي مارشال نهفته است؟

  بعد از تفكر وتدبر فراوان چنين گمان بردند كه جناب مارشال را هواي جانشيني رياست جمهوري به سر زده است وبا تشويق نمايندگان خواسته است بحران تا آنجا به پيش رود كه سلب صلاحيت رياست جمهوري مطرح شود،  اگر چنين شود ورئيس جمهور خلع گردد ناگزير سر پرست رياست جمهوري به عهده ي مارشال صاحب قرار خواهد گفرت وشايد انگاه حس سيري نا پذيري اوبر قدرت اندكي اشباع شود. ازاين حاشيه مي توان درس هاي فراوان گرفت كه ازآن مي گذريم.فقط با تذكر اين نكته كه ميان بسياري از مفاهيم ربط ونسبتي وثيقي برقراراست اگر آن ربط گسسته شود چهره هاي درنده اي از پشت آن نمودار خواهد شد؛ از جمله ميان اخلاق وسياست، كه سياست بي اخلاق همه چيز را براي خود خواستن وهمه را براي خود به قربانگاه فرستادن است.

   اگر واقعا چنين باشد از جناب مارشال بايد پرسيده شود كه شما به عنوان يك جهادي كه روز گاري براي دفاع از كشورومردم جان خويش را فدا مي كرديد امروزاين همه اخلاق ومنش انساني تان تنزل يافته است كه حاضر مي شويد براي لختي در قدرت ماندن يك كشوررا فداي تان كنيد؟؟