پي آمد هاي سياسي خروج نيرو هاي بي

     گام اول از باميان برداشته شد، اشرف غني احمد زي رئيس كميسيون انتقال مسئوليت، وزير دفاع افغانستان وبرخي چهره هاي محلي در مراسم سپردن امنيت به نيرو هاي داخلي حضور داشتند. احمد زي به سختي سخن مي گفت؛ به قدري سخت بود كه پاره اي تحليل گران سختي امنيتي وسياسي اينده را در سخنان او مي نگريستند.گرچه او شور واحساس ملي را زنده مي كرد تا مشكلات فرارو را اسان نشان دهد اما مصاحبه ي والي باميان واظهار نگراني او از نفوذ خشونت ورزان آن احساس ملي را نيز در ذهن مردم كمرنگ كرد.

    اين گونه ابراز احساسات، شايد براي بسياري از افغان ها شايد امر مطلوب باشد. آناهايي  كه هنوز با ذهنيت هاي سنتي زندگي مي كنند ودنيا رانيز به سياه وسفيد تقسيم مي نمايند ،بيرون شدن نيرو هاي بين المللي مايه ي شور وشعف وسر آغازتكميل حاكميت ملي شمرده شود. اما براي همه افغان ها بويژه براي كساني كه وضعيت بعد از خروج را ترسيم مي كنند وهم بر اي كساني كه وضعيت دنيارا در قالب گفتمان هاي جديد سياسي تحليل مي كنند؛ خروج نيرو هاي خارجي درشرايط كنوني نه تنها مايه سرور وشاد ماني نيست بلكه سر اغاز فاجعه ديگر ي خواهد بود.  البته وضعيتي كه پيش خواهد آمد براي پاره اي ازمحافل خارجي نيز قابل پيش بيني است از جمله مجلس نمايندگان بريتانيا از خروج  زود هنگام نيرو هاي آن كشور اظهار ناراحتي كرده است. اما پرسش انست كه افغانستان بعد از خروج نيرو هاي بين المللي با چه مشكلاتي  مواجه خواهد بود آيا اين مشكلات فقط وجه امنيتي خواهد داشت يا انكه به بخش هاي ديگر نيز تسري خواهد يافت؟

   اين پرسش بدون تحليل تاريخ افغانستان ووضعيت سياست ونهاد هاي قدرت در افغانستان قابل پيش بيني نيست. آنچه به چشم مي ايد آنست كه طالبان هرروز نزديك تر مي شود، حلقه محاصره كابل از سوي آنان تنگ تر مي گردد، خشونت ها روند رو به افزايش داشته است. چند ماهي بود كه خشونت ها در كابل كاهش يافته بود واين اميدواري را ايجاد كرده بود كه نهاد هاي امنيتي كشور به قدري از توانايي  وظر فيت برخوردارشده اند كه مانع ورود طالبان به داخل پايتخت شده است اما ديده شد كه اين گمان برپايه هاي محكمي استوار نبوده است. طالبان نشان دادند كه اين توانايي رادارند كه مي توانند افراد بلند رتبه ي حكومتي را در قلب پايتخت ترور كنند. نمونه اي گوياي آن را مي توان در قتل مشاور رئيس جمهور كشور مشاهده كرد واين معناي آن را مي د هد كه پايتخت افغانستالن از حملات تروريستي در امان نيست اين حمله وقتي صورت گرفت كه حملات راكتي پاكستان بر بخشي از خاك  افغانستنان هم چنان ادامه دارد وبه باور برخي تحليل گران با دو هدف صورت مي گيرد. نخست اين كه با فراهم شدن زمينه درداخل خاك افغانستان پايگاه هاي آنها از خاك پاكستان در داخل افغانستان انتقال پيدا كند و طالبان با هزينه هاي كمتري دست به عمليات بزنند ودو م اين كه هزينه هاي حضور طالبان در خاك پاكستان براي آن كشور كاهش بيابد ودر صورتي كه پايگاه تروريست ها در خاك افغانستان ايجاد شود مقام هاي پاكستاني به دنيانشان خواهند داد كه طالبان در داخل خاك افغانستان حضور دارند ودر نتيجه اتهام تجهيز وتمويل تروريست ها بر آن كشورنا موجه است.

   ازسويي ديگرحكومت افغانستان كه دل در كمند شوراي عالي صلح بسته بود، مليون دالر سر مايه گزاريكرد وبا گماشتن افراد ي با نفوذ سنتي درراس آن اين اميد را داشت كه بتواند طالبان را از سنگر هاي خود بيرون كند وبه تدريج به صفوف حكومت بپيوندند. اما گذشت زمان نشان داد كه آن محاسبه ها چندان درست از كار در نيامد وبيش از شش ماه است كه شورا ي عالي صلح تشكيل شده است دوبا صرف هزينه هاي سر سام آور تا هنوز توانسته است حدود هفت صد نفر از طالبان را وادار به هم كاري كند. اين كميت ناچيز در حالي به صفوف حكومت پيوسته است كه هيچ ضمانتي وجود ندارد كه پيوستگان امروز به حكومت، فردا دردامن طالبان نيفتد. البته برخي ازاين جنايت كاران آگاهانه وعامدانه به دولت مي پيوندند تا امتياز بدسـت آورند وبر خي نيز وقتي به حكومت مي پيوندند اميد دارند كه در وضعيت زندگي شان تغيري ايجاد شود وحكومت ازان ها حمايت وحفاظت كند اما بي تفاوتي حكومت افغانستان ونهاد هاي مرتبط دباعدم پايبندي به تعهدات خود در برابر خواسته هاي پيوستگان ،آنان بار ديگر به صفوف طالبان مي پيوندند واين بار شديدتر وخشن تر از گذشته عليه حكومت دست به كار مي شوند.

    اين ها همه ي ماجرا نيست، آنچه براي كثيري از مردم ونهاد هاي مدني وتحليل گران سياسي نگران كننده است وضعيت اشفته بازار سياست وقدرت در افغانستان است. حكومت كنوني با كمك خارجي ها وبا ايده آنان شكل گرفته است وحضور آنها در افغانستان تداوم وتضمين حكومت را سبب شده بود حال كه آن نيرو ها در استانه خروج قرار گرفته است، نگراني اي كه خروج نيرو هاي خارجي در بخش امنيتي ايجادخواهد كرد همان نگراني يا بيشتر ازان در بخش سياست وقدرت نيز ايجاد مي شود.

 قدرت هاي پايدار سياسي زماني مي توانن ددوام واستمرار داشته باشد كه هم بر پايه هاي مطمئن ومطلوب استوار باشد وهم بازيگران قدرت ازذهنيت شفاف بر خوردار باشند  آنچه كه در افغانستان مشاهده مي شود يك پارادوكس است يعني شعر نظام سياسي دموركاسي ، حقوق بشر وپالمان وغيره است اما عمل كرد ها بر مبناي قوميت ون‍ژاد صورت مي گيردبنابراين باور بر آنست كه ميان تيوري قدرت وساختار فزيكي قدرت تفاوت اززمين تا‌اسمالن است واين حالت تنتامه بيشتر از يك استاد نمي شناسمقض آميز با عث شكنندگي قدرت ازدرون مي شود

. يكي از كار وي‍ژه هاي تعريف ناشده نيرو هاي خارجي در افغانستان پشتيباني از روند سياسي در افغانستان بود، نيرو هاي خارجي به تاسي از سياست مداران غربي كوشيدند اصل روند را حفظ كنند ومجاري قدرت را از انحصار در امان نگاهدارنداما در مدت ده سالدر ذهنيت حكومت گران افغانستان تغيري حاصيل نشد. وضعيت ما شبيه به وضع روشنفكري است كه در مقام سخن از مدرنيته ، حقوق بشر دموكراسي سخن مي گويد اما براي اينده اي خود به فال بين هاي سر كوچه مراجعه مي كند .

  وضعيت كنوني ما بد تر ازان روشنفكر اگر نباشد بهتر هر گز نيست زيرا ذهنيت هاي قبيله اي قدرت وسياست را ازديد قبيله وقومي مي نگرند حال اين قبيله نگري چه در حكومت قرارداشته باشد وچه خارج از قدرت حكومتي. آنچه مايه نگراني است آنست كه نيرو هاي سياسي در افغانستان نتوانستند شرايط زمان وشعار هايي كه مطرح كردند درك كنند وذهنيت خودرا همراه وهمگين با آن شعار ها سازند. بنابراين همان گونه كه بعد از خروج نيرو هاي خارجي وضعيت امنيت در كشور اشفته خواهد شد ودندان طمع همسايگان  بويژه پاكستاني ها بيش از پيش تيز تر وبرنده تر خواهد گشت، آشفتگي سياسي نيز دامن كشوررا خواهد  گرفت واينده اي تاريكي را رقم خواهد زد.همين آگاهي از سر نوشت اينده است كه سياست مداران غربي را وادار به واكنش كرده است وبار ها اظهار كرده اند كه هم خروج تدريجي خواهد بود وهم نيرو هاي آن كشورها افغانستان را به حال خود رها نخواهد كرد. اين كه اقاي كرزي اظهار مي دارد كه به هيچ صورت از كشور هاي غربي نخواهد خواست تا بار ديگر به افغانستان بيايند خود ابهام هاي فرواني را ايجاد مي كند.

 ن المللي