افغانستان، پی امد خروج نیرو های بین المللی( پیام مجاهد)
گزارش های منتشر شده حاکی است که تا پایان سال 2012م حدود سی و سه هزار نیروی نظامی امریکا از افغانستان خارج خواهند شد.
تا هنوز پرسش های فراوانی به نحو ه ی بیرون شدن این نیروها، عوامل تاثیرگذار بر آن تصمیم و پی آمدهای آن بری افغانستان چه خواهد بودمطرح شد است.
این پرسش ها با توجه به تا هنوز انتقاداتی آشکاری از سوی سیاست مداران حزب مخالف و موافق آقای اوباما بر او وارد آمده است، آخرین انتقاد از سوی "جان مک کین "سناتور جمهوری خواه و رقیب انتخاباتی اوباما، مطرح شد که او در اظهارات خود بیرون شدن نیروهای امریکایی از افغانستان را زودهنگام دانست. این سخنان علاوه بر سخنانی است که قبلاً نیز از سوی پاره ای از سیاست مداران هردو حزب مطرح شده بود.
کارشناسان مسایل سیاسی تصمیم خروج را برخاسته از تشخیص شخص اوباما می دانند و بدین باور اند که اوباما در عین این که نظرات و دیدگاه های کارشناسان، و دستیاران خویش می شنود و لیکن در نهایت تصمیم نهایی را خود اتخاذ می کند و این یک تحول قابل توجه در سیاست خارجی امریکا محسوب می شود. برای آن که قبل از این آقای اوباما تحت تاثیر دیدگاه اطرافیان خود بود و حتا نقش شخصی او در حاشیه قرار داشت اما در چند ماه گذشته نقش شخصی او افزایش یافته است.
کارشناسان مثال های نیز مبنی بر پررنگ شدن نقش اوباما در سیاست خارجی ایالات متحده امریکا می آورند؛ از جمله نقش شخص اوباما در برکناری حسن مبارک از سمت ریاست جمهوری.
وقتی حلقه تظاهرات بر گرد کاخ حسنی مبارک تنگ تر شد، بسیاری از اطرافیان اوباما بدین پندار بودند که باید امریکا به هر نحوی مبارک را در قدرت حفظ کند، ولیکن دیدن صحنه های تظاهرات مردم مصر و مشاهده ی آن از سوی اوباما او را مجاب کرد که باید امریکارا در برابر خشم مردم مصر قرار ندهد و او خواستار کناررفتن مبارک از قدرت شد.
حال دلیل این رویکرد چه می تواند باشد، دلایلی را بر شمرده اند، اولین گزینه آنست که شاید منظور از اتخاذ این گونه رویکرد تصمیم اوباما ماندن در قدرت باشد که این قاعده همیشه تاثیر خویش را بر سیاست ایالات متحده امریکا برجا نهاده است.
ولیکن برای بیرون شدن اوباما از افغانستان تنها تصمیم شخص اوباما کافی نیست، بلکه باید به استراتژی ایالات متحده ی امریکا در منطقه نگریست. بعد از به قدرت رسیدن اوباما استراتژی او الویت دادن به افغانستان بود و او میان سیاست پاکستان و افغانستان پیوند برقرار کرد و شخصی را به عنوان نماینده ی ویژه امریکا در منطقه گماشت. به دنبال این رویکرد بر افزایش نیرو در افغانستان تأکید کرد و حدود سی هزار نیروی تازه نفس به تعداد نیروهای امریکایی افزوده شد.
گرچه افزایش نیرو از سوی اوباما همراه با موفقیت چشم گیر نبود ولیکن کشتن بن لادن برای اوباما وجهه ی جدید بوجود آورد و اعتماد به نفس بیشتری به او بخشید و اعلام داشت که امریکا در کشتن جانشینان بن لادن نیز مصمم است.
افزایش نیرو از سوی اوبامابه شکست طالبان منجر نشد ولیکن فشارهای قابل توجهی برطالبان وارد آورد و طالبان بیش از هر زمان دیگر از جنگ جبهه ای فرومانده اند و به عملیات دزدانه و انتحاری بیش تر می پردازند، در حالی که در چند سال قبل همواره شنیده می شد که فلان ولسوالی از سوی طالبان به محاصره افتاده است و چند قریه دیگر سقوط کرده است و ... اما وضعیت طالبان هیچ گونه به صورت قبلی نیست همین که طالبان در پای میز مذاکره نشسته اند و شرط و شروط تعیین می کنند خود می تواند پیروزی مهمی برای نیروهای امریکایی محسوب می شود.
اما این که افزایش نیرو باعث پیروزی کامل برای حکومت ایالات متحده امریکا به ارمغان نیاورد، کارشناسان بدین باور اند که بنابر ماهیت جنگ در افغانستان و عراق، نتایجی که افزایش نیرو در عراق بدست داد افغانستان به د نتایج مشابه دست نیافت. آنهم به دلیل آن بود که جنگ در عراق ماهیت شهری داشت، تروریستان اکثراً در داخل شهرهای آن کشور حضور داشتند. اما در افغانستان جنگ از ابتدا جنگ روستایی بود و تا هنوز نیز ماهیت خود را حفظ کرده است و این نقطه ی افتراق نتایج دوگانه ای را نیز به باور آورد.
اما پی آمد های بیرون شدن نیروهااز افغانستان چه خواهد بود؟
واقعیت آنست که پی آمدهای بیرون شدن نیروهای غربی وابسته به علمکرد حکومت افغانستان است. عملکرد حکومت در دو عرصه قابل توجه است.
یکی آن که در راه حل کردن بحران های موجود کشور مصمم باشد و این مردم دردمند را بیشتر ازاین به پرتگاه نیستی نکشاند.
دوم آن که توجه خاص به کیفیت نیروهای پولیس و ارتش ملی افغانستان کند تا آنان توان آمادگی در برابر مخالفان را داشته باشد، البته قابل یادآوری است که هر قدر میزان کارآیی حکومت در امر خدمات رسانی به مردم افزایش می یابد، قوم گرایی ها، نژاد پرستی ها و افزون طلبی ها کاهش می پید کند برروح روان نیرو های نظامی تاثیر مثبت به جامی گذاشت.