شوراي عالي صلح و راهكارهاي مصالحه با طالبان!
تنظيم سند جديد؛ چشم انداز آيندهي روابط ميان افغانستان و امريكا
آن گونه كه رسانههاي جمعي اعلام كردند، رئيس جمهور كرزي و آقاي اوباما رئيس جمهور ايالات متحده امريكا در يك ارتباط ويديويي، روابط دوجانبه ميان دو كشور را مورد ارزيابي قرار دادند، سپردن امنيت به نيروهاي امنيتي افغانستان، ارتباط درازمدت ميان دو كشور و تنظيم سند روابط استراتيژيك دراز مدت ميان دو كشور از رئوس صحبتهايي بوده است كه ميان دو رئيس جمهور صورت گرفته است.
اين گفت و گوها از چند جهت مورد توجه و تحليل قرار ميگيرد، اول اينكه تنظيم سند استراتيژيك ميان دو كشور به معناي تاكيد گذاشتن بر اسناد گذشته است كه ميان دو كشور تبادله شده است؛ اين كه تنظيم سند جديد به معناي نفي گذشته و مبناي روابط بر معيارهاي جديد است؟
اولين سند همكاري استراتيژيك ميان دو كشور افغانستان و امريكا در ماه مي سال 2005م ميان حامدكرزي و جورج بوش روساي جمهور دو كشور و با حضور وزراي خارجه وقت هر دو كشور به امضا رسيد و آقاي كرزي از شور و مستي كه از امضاي آن سند حاصل كرده بود در جامه نميگنجيد و آن را يكي از مهم ترين دست آوردهاي زمامداري خود ميدانست و نردباني بلند ميشمرد كه افغانستان با آن به قلههاي ترقي و پيشرفت راه خواهد برد.
دومين سند همكاري راهبردي (استراتيژيك) ميان خانم رايس وزير خارجه ايالات متحده امريكا و رنگين دادفر سپنتا وزير خارجه افغانستان در سال 2007 به امضا رسيد كه بازهم مايه شادماني رئيس جمهور كشور واقع گرديد، گرچه گروههاي مخالف دولت افغانستان از جمله شوراي متحد ملي افغانستان چشم انداز امضاي آن سند را تار و تاريك ارزيابي ميكرد و باور داشت كه باعث حساسيت همسايگان افغانستان ميشود؛ اما دولت افغانستان بدون آن كه به اظهارات مخالفان وقعي گذاشته باشد بر امضا و تداوم عملي آن اسناد مصر بود.
تنظيم سند جديد؛ چشم انداز آيندهي روابط ميان افغانستان و امريكا
عدالت فضیلت زاید نیست
شورای عالی صلح وراه دشورا مصالحه با طالبان
وحدت اسلامی با چه راهکارهایی؟
منافع ملی وستیزه جویی های رئیس جمهور
ایا اژدها طالبان خواهد بلعید؟
آنجا که مقصرو محقق ومفتی یکی است !
بسیاری ازمردم داستان دزد فراری را شنیده اند، که برای فرارازچنگ مردم همراه با مردم بانگ برآورده است که هی دزد را بگیرید ؛این گونه اتفاق هارا می توان دیدید ؛امادر دنیای سیاست به صورت وشکل دیگری تکرار می گردد. قصه ازاین قرار است که انتخابات مجلس نمایندگان کشور به پایان رسید .همان گونه که پبیش بینی می شد انتخابات پر از تقلب وتخلف بود مسئول کمیسیون انتخابات نیز گفته است که تخلف های انتخاباتی برای ما قابل پیشس بی نبود؛ ولیکن تاکید کرده است که کوشش خواهد کرد تا به هر صورت ممکن ازاین تقلب ها جلو گیری صورت کیرد وتفلب هایی که صورت گرفته آشکار شوند ومتقلبین ومتحلفین به محاکمه کشیده شوند. واقعیت آنست که تقلب اززوایای گونا گون برای مردم افغانستان ، جامعه مدنی کشور ورسانه های افغانستان غیر قابل قبول است هر یک ازاین نهاد هااضطراب ونگرانی خاص خود را دارند، که هر کدام درجای خویش ارزش مند وقابل قدر هستند. برخینهاد ها وقتی دشواری های بر گزاری های انتخابات را می نگرند ومبالغ هنگفتی که دراین راه مصرف می گردد و وقتی می شنوند که نسبت به آرای مردم تقلب صورت می گیرد ؛سخت بر می اشوبن وبرخود می پیچند وتقلب را جرمی نا بخشودنی وجفای سخت بر مردم کشور می دانند لذا اصرا می ورزند واز مراجع ذی ربط می خواهند تا برای احترام به رای مردم وحق مسلم آنان تخلف های انتتخاباتی رامورد بررسی قرار گیرد تا دستان جنایت کار متقلبان باز شود چهره ای آن ها در پیش گاه مردم سیاه گردد.
ایا امیدی به تغیرو امید است؟
شعار تغیر وامید داکتر عبدالله نامزد ریاست جمهوری در انتخابات سال گذشته سر انجام به ایتلافی تبدیل شد که اینک شخص اودرراس آن قرار دارد؛ هنوز تحرکی وتموجی ازسوی آن ایجاد نشده است که واقعا به تغیر آوری وامید آفرینی آنان بتوان مقر ومعترف بود؛ ولیکن عبدالله دراین اواخی مدعی شده است که تعداد ی زیادی طرفداران آنها در مجلس نمایندگان کشورراه یافته اند ودر آینده تعداد زیادی ازآن گروه در مجلس نمایندگان حضور خواهند داشت. با ادعای مطرح شده اولین پرسشی که ایجاد می شود آنست که واقعا چنین امری اتفاق افتده است وتعداد نماینگان ازآن ایتلاف در مجلس نمایندگان حضور خواهند یافت ودر صورت صادق بودن چنین ادعایی چه تاثیری برروند سیاسی کشور خواهد گذاشت؟
انتخابات ونگرانی های بعد ازانتخابات
انتخابات به پایان رسید؛اما این اتمام به معنای تمام شدن نگرانی ها ودل مشغولی های انتخابات نیست.
می توان گفت که بخش مهم انتخابات بعدازانتخابات آغاز می یابد ،اگر انتخابات بدون مشکلی خاصی برگزار می گردید، شاید نگرانی ها ودلهره هاودل مشغولی های آن به مراتب کم تر بود؛ ولیکن گزارش هایی که از گوشه و کنار رسیده است وهم چنان گزارشی که از سوی کمیسیون مستقل حقوق بشر به نشر رسیده است؛ گویای آنست که انتخابات آن گونه که پنداشته می شد ،روند عادی وطبیعی خویش را طی نکرد ودست درازی های گونا گونی صورت گرفت وتقلب های فراوانی صورت گرفت. تنها آن قسمت از انتخابات که مربوط به تامین امنیت می شد کم عیب تر از سایر قسمت ها دیده شد؛گرچه آن قسمت نیز بنا به گفته ای برخی کار شناسان نیرو های امنیتی ازروی عمد نا امنی هارا گزارش نداد ند وگرنه در برخی حوزه های انتخاباتی از جمله در ولایت های بلخ وبغلان زدو خورد های پراگنده ای صورت گرفت که در اثنای انتخابات گزارش داده نشدوبا اطمنان می توان گفت هر جا که نا امنی صورت گرفتده باشد در سر نوشت انتخابات تاثیر سويی فراوان بر جای خواهد گذاشت.صلح، آرزوي دست نيافتني
بيست و نهم سنبله مصادف است با روز جهاني صلح ، در اين روز بزرگ از صلح تجليل صورت مي گيرد، و طبق معمول هم وطنان عزيز ما نيز در جاي جاي كشور اين روز عزيز را گرامي داشتند و نفرت و انزجار خويش را از جنگ و جنگ افروزي اعلام داشتند، بررغم گرامي داشت و تجليل از اين روز پرسش هاي فراواني راجع به صلح ايجاد شده ومي شود پاسخ نمي يابد، در بودن جنگ صلح معنا پيدا مي كند، پرسش آنست كه چرا جنگ و خشونت وجود دارد، چرا آدميان از ابزارهاي عقلاني خويش سود نمي جويند و از اين ابزارها براي رفع سوءتفاهم خويش سود نمي برند؟ براي يافتن پاسخ اين گونه پرسش ها نياز مند تلاش هاي فروان نظري مي باشيم دراين جا به قدر لازم وبراي گرامي داشت روز جهاني صلح مطالبي را عنوان مي دارم.
همانگونه دنيا از ديد معرفت شناسان به دو دوره تقسيم شده است و هر مقوله در داخل آن گفتمان معرفتي معنا مي يابد، جنگ و صلح نيز بايد در دو نظام معرفتي تعريف بپذيرد ومعنا پيدا كند.
يك سفر يك خاطره
هفتهي گذشته29سنبلهُكاري فوري پيش آمد و بايد به مزار شريف مي رفتم، با عجله رفتم تكسي تهيه كردم و ساعت سه ونيم در موتر 303 حصارك پنجشير نشستم، طبق معمول موتر مملو از مسافرين بود كه عازم مزارشريف بودند، موتر راه افتاد،راه بندان هاي متوالي حركت موتر را كند ساخته بود، موتر به آهستگي حركت مي كرد و در ميان مسافران تعدادي زيادي هم سنخ وهمانندچوكي هاي اول تا نيمه هاي موتر را اشغال كرده بودند، يك كمي متفاوت از ديگران مي نمود، ظاهر آن ها نشان مي داد كه از مناطق دور افتاده اي كشور هستند، چهره هاي چروكيده،لباس هاي چرك آلود و سروصورت ناشسته؛از مشخصات ظاهري آنها بود، گرچه در اين هواي گردآلود كشور، همه چرك آلود اند؛ اما آنها چك آلودتر از ديگران نمود يافته بود. بوي هاي گنديده اي كه از آن متصاعد بود نشان گر آن بود كه مدت مسافرت آنها به درازا كشيده و از رفتن حمام و شست و شو نيز بي بهره بوده اند، انداختن نصوار در دهن و تفو كردن آن در ميان موتر،كمك راننده را وادار كرد كه براي هر يك خريطه ي پلاستيكي را بدهد تا از انداختن نصوار در داخل موتر جلوگيري كند. موتر حركت مي كرد،نزديكي نماز عصر شد يكي از آن مسافران بانك برآورد كه د لمونز وقت دي زمزمه ار هر سو شروع شد، راننده موتر را متوقف كرد تا نماز عصر را بخوانند، نزديك سالنگ است و ساعت هم نزديك شش را نشان مي دهد،بعد از اداي نماز موتر حركت كرد اما راهي نرفته بود كه بار ديگر بانك برآوردند كه نماز شام قضا شد، بار ديگر موتر توقف كرد، مسافران پياده شدند به اداي نماز پرداختند، اداي نماز كمي به درازا كشيد، عقربه ساعت از شش گذشت، نزديكي هاي دروازه سالنگ موتر متوقف شد و خبر رسيد كه راه مسدود شده است.
تلاش ها بي فايده بود، عذرها پذيرفته نشد، راه داران سالنگ گفتند كه مقررات به هيچ وجه اجازه نمي دهد كه موتر ها بعد از ساعت شش حركت كنند، مسافران هر يك چيزي مي گفتند، در اين گرودار، زنگ هاي موبايل از هر سو به گوش مي رسيد، يكي با آهنگ هندي خبر مي كرد،ديگر با آهنگ ايراني و تركي و افغاني، سازو سرودهاي مختلف از چوكي هاي موتر به گوش مي رسيد.
لحظه ي خود آمدم، فكر كردم و به اين انديشه شدم كه استفاده از هر ابزاري فرهنگ خاص خود را لازم دارد موبايل يا تيلفون همراه نيز از اين قاعده مستثنا نيست؛ شنيدن آهنگ هاي گوناگون از موبايل، گاهي بسيار مشمئز كننده و زننده است،وقتي از تيلفون آدم ريش سفيد و موجهي آهنگ هندي يا تاجيكي شنيده مي شود، واقعاًآدم از شرم آب مي شود يا اين كه وقتي در مراسم فاتحه نشسته باشي يا جاي مصيبت داري يا جايي كه فضاي سنگين تري حاكم است، شنيدن صداهاي ناهنجار بيانگر آنست كه صاحب موبايل نه خود را شناخته است و نه استفاده از موبايل را، به هر حال وقتي آدم در آن فضا قرار گرفت جز سكوت چه مي تواند بكند. مردي كه سمت چپ من شنسته بود، بالهجة كابلي صحبت مي كرد. و آدم محترمي به نظر مي رسيد، باريش جوگندي و ماشين كرده، پيرمردي كه با جمعي دوستان ژوليده از پاكستان آمده بود و فرهنگ طالباني را نيز در ذهن خويش داشت، از مرد كابلي پرسيد كه برادر جان از كجاي كابل هستي، مرد گفت كه از خيرخانه هستم، مرد گفت برادر مه ده خيرخانه بودم، "ريش هاي مردم خيرخانه را بسيار كوتاه ديدم"، من متوجه نشدم اول فكر كردم كه شايد حرف به كنايه مي گويد، ديدم كه مرد كابلي به لكنت زبان افتاده و مردي متعرض با ريش بلند اما كم پشت با روحيه ي تهاجمي مي گويد اي اكه همين سنت رسول الله زير پاي مي شود. من كه تا آن وقت بي غرض تماشاچي بودم، و بر مظلوميت مرد كابلي مي نگريستم، من ديدم كه مرد كابلي در موضع ضعف قرار گرفته و به دفاع از خود پرداخته اين كه، من كارگر شفاخانه هستم در شفاخانه جاي مناسبت نيست از اين قبيل، اما مردريش بلند چهره مغولي بادي به غبغب انداخته و به زعم خودش هي به امر به معروف مي كرد.
دوستانش او را باباي ملت خطاب مي كردند. عصبانيت بر من چيره شد، اختيار را از دست دادم گفتم حاجي چه ميگي تو گفت: ميگم كه همين سنت رسول الله بيخي فراموش شده، گفتم سنت رسول الله چيست كه فراموش شده گفت :همين كم كردن ريش را مي گويم.
گفتم تو از سنت رسول الله چه مي داني؟ گفت ملاها مي گويند، ريش بلند گذاشتن از سنت رسول الله است.
گفتم به غير از ريش بلند ديگه چي مي داني، گفت ديگرش را خبر ندارم.
گفتم، سنت رسول الله دست گيري از فقرا،يتيمان و بيوه زنان مسلمان است، هيچ گاهي اين كار كرده اي؟
گفتم، سنت رسول الله نماز شب خواندن است، او را خدا موظف كرده بود كه نماز شب بخواند گاهي نماز شب خوانده اي يا ؟
گفتم، يكي از سنت هاي رسول الله پيشي گرفتن بر سلام است،هيچ كسي در سلام گفتن از رسول الله پيشي نگرفته است تو اين كار كرده اي؟
گفتم سنت رسول الله احترام به زنان است،
گفتم خبرداري كه رسول الله دست دخترش را مي بوسيد و او را مادر پدر مي خواند تو هيچ گاهي اين كار كرده اي.
گفتم رسول الله هميشه عالمان را محترم مي د اشت تو چطورهيژ .قت به اين امر پرداخته اي
گفت: اي اكه، من اين كار را خبر ندارم، ملا گفته است كه ريش بلند سنت رسول الله است.
گفتم ملا بسيار اشتباه كرده است.
سيرت و معنويت و محتواي دين خدا را در ظاهر آدم ها فرو كاسته است و اين تهمت نابخشودني به اسلام و به پيامبر است.
به هوش باش با اين گونه سخن گفتن خود را گناه بار نسازي
مرد خاموش شد و بار ديگر سخن بر زبان نياورد،شب سرد آغاز يافته بود و باد تند و گزنده سالنگ به شدت مي وزيد، بچه هاي كوچك كه داخل موتر بودند هم شروع به گريه كردن كرده بودند، بچه هاي هفت و هشت ساله ي سالنگ با غوري هاي از بولاني موتر را حلقه كرده بودند هي صدا مي زدند بولاني گرم و داغ؛ و ليكن هر بولاني در بدل سي افغاني فروخته مي شد، رستورانت ها نان براي خوردن نداشت و جايي نيز براي خوابيدن نبود، شب در حال نيمه خواب و بيداري سپري شد و ساعت 5:25 دقيقه صبح به موتر ها اجازه اي حركت دادند.
شب خاطره انگيزي بود، خصوصاً مواجه شدن با مهاجراني كه از پاكستان مي آيندو تحت تاثير فرهنگ طالباني قرار گرفته اند و همه ي دين و اسلام را با همه عمق و محتواي آن با چند تار ريش پيوند زده اند و آن را نيز چنان حق مسلم مي دانند كه ديگران را نيز بدان مي خوانند.
شوراي عالي صلح و مصالحه با طالبان
همانگونه كه رسانه هاي داخلي و خارجي گزارش دادند، شوراي عالي صلح با اعضاي شصت وهشت نفري آغاز به كار كرد. اين شورا در جرگه ي صلح كابل كه چندماه قبل در كابل تدوير يافته بود. پيش بيني گرديده بود. حال اين شورا تشكيل گرديده است؛ اما پرسش هايي را نيز برانگيخته است، پرسش ها بيشتر از سوي رسانه هاي بين المللي مطرح گرديده و آن اين كه اعضاي شوراي صلح را كساني تشكيل مي دهند كه قبلاً با طالبان جنگيده اند لذا دشوار است كه اعتماد متقابل ميان سران طالبان و اعضاي شوراي عالي صلح ايجاد گردد تا روند صلح ايجاد و تداوم يابد.
پرسش دوم آنست كه اين شورا چقدر كارآيي خواهد داشت و چگونه خواهد توانست روندي را ايجاد كند كه بيش از گذشته با پيچيده هاي فراواني همراه بوده است؟