ایا امیدی به تغیرو امید است؟
نسبت به پرسش اول شک وتردید های جدی وجود دارد، برخی کار شناسان به جای آن که به تحلیل آن موضوع بپردازند آن ادعارا یک بلوف سیاسی بیشتر نمی دانند زیرا جبهه ای" تغیر و امید "دراین چند ماهی که ازتولد آن گذشته است دست به کار وابتکار جدیدی نزده است تا بتوان راه یافتن تعداد چشم گیری از نامزد نمایندگان را نتیجه ای آن فعالیت ها دانست وگفتهشود که نتایج آن تلاش ها اینک به ثمر نشسته است وآن ایتلاف رنگ ورونق گرفته است.این ادعا ها بیشتر برای کسب وجهه وامتیاز سیاسی ابراز می شود ؛ آن گونه که در سال های گذشته دیده شده است نیرو های سیاسی در کشور ما شبیه به قوماندان های "وند " گیر شده اند همان گونه که آن وند گیری ها انگیزه ای جز پر کردن شکم وانباشتن انبان نداشته اند نیرو های سیاسی در کشور نیز برای آن که امتیاز سیاسی یا اقتصادی بدست آورند همین راه رادر پیش گرفته اند وهر از گاهی با اعلام چنین گزارش های غیر صادقانه ای می کوشند جلب توجه وجذب منفعت نمایند در زمان جبهه ای ملی نیز دیده شد که اقای ربانی مرده ای را به نام جبهه ای ملی به گردن آویخته بود وبه هر سومی کشید تا بتواند منفعتی بدست آورد ؛ حال جبهه ا ی تغیر و امید نیز با استفاده ازهمان تز وترفندها می خواهند توجه رسانه های داخلی ومحافل خارجی را جلب نمایند؛.امابا این فرض اگر آن جبهه توانسته باشد تعداد نیرو های خویش را در مجلس نمایندگان کشور فرستاده باشد تغیری که ایجاد خواهد شد چه خواهد بود ؟
گویند ملا نصرالدین در چارراهی ایستاده بود مردی از کنار آن گذشت واز ملا پرسید که تا تا مقصد چند ساعت می رسم؛ ملا گفت: راه برو. مرد راه رفت وبعد از چند قدم دوباره ایستاد باز از ملا سوال کرد تا چند ساعت می رسم باز هم ملا در جواب مرد گفت :راه برو، مرد راه افتاد چند قدمی بیش برنداشته بود که ملا از پشت سرمرد صدا کرد تا دوساعت یا سه ساعدت دیگر. مرد برگشت وگفت که چرا ازاول نگفتی؛ملا در جواب گفت راه رفتنت را ندیده بودم ،حال که دیم می توانم بگویم که چندساعت می رسی قصه ای تاثیرجبهه ای تغیروامید گسسته از گذشته ای کاری آن نیست /آدم هایی که درآن جبهه کنارهم آمده اند درسمت های اجرایی یا سیاسی بوده اند ادعاهایی کلانی داشته اند اما دریغ ودرد از یک کار مثبت وارزش مند که از آن ها سر نزده است.ایتلاف های سیاسی بیشتر با راهبرد ها ویا راهکار های سیاسی خویش شناخته می شوند وهم چنان باراهکار های اصلا ح گرایانه ای که در پیش می گیرند شناخته می شوند ؛اما کدام راه اصلاحات را آن جبهه در پیش گرفته است که بتوان به ارایه آن امید وار بود درزمانی که اقای دکتر عبدالله به عنوان نامزد ریاست جمهوری کشور مطرح بود ودر میزد گرد های سیاسی حضور می یافت ودرانجا باید اهداف وبر نامه های خویش را اعلام می کرد وطرح های اصلاحی خویش را ارایه می داد؛ متاسفانه چیزی قابل توجهی در چنته نداشت .تمام سخنان اقای د.کتر عبدالله شبیه بهکلی گویی های رسانه ای بود؛ همان گونه که برخی رسانه های کشور عادت کرده اند که مسایل کلی رابدون پرداختن به جزئیات وبدون طرح راهکاری ارایه دهند، جناب ایشان نیز به همان روال به انتقاد های خود ازدولت پرداختند وبعد ازآن تاریخ نیز سخنی ، طرحی ارایه نداده اندکه بتوان به آن امید وار بود وآینده را با طرح های آن جبهه ای امید وارکننده یافت . این که دولت اقای کرزی غرق در فساد است ،این که تولید مواد مخدر کاهش نیافته است ،وده ها انتقاد ازاین دست اگر هم درست باشد که هست امری است که خود دولت نیز بدان معترف است ؛اما راه بیرون شد از معضل در چه وکجاست وآن ایتلاف سیاسی چه راه کارهایی ر ا برای بیرون شد ازآن معضل ها روی دست دارند تا بتوان به آن اعتماد کرد .البته سیاست مداران از همه بهتر می دانند که سیاست کردن در هر کشورچشم بندی نیست که جمعی با خواندن انتر منتر مردم را به خواب ببرند ویا آن هارا سر گرم کنند تا مشکلات زندگی را فراموش کنند.بلکه سیاست مربوط به امور روز مره ای مردم است این روز مرگی درسطح کلان وخورد خودرا نشان می دهد. سیاست مدارانی که توفیق داشته اند اول کوشیده اند از طرح های خورد شهری اغاز کنند تا توجه مردم جلب شود،مردم از نبود یک شهردار کارآمد دراین شهر رنج می برند هر کوی وکوچه ای این شهرمملو از کثافت وبوی است از هر جای این شهر وقتی گذر کنی آلودگی ،وبویوتعفن به مشام می رسد واین دولت نیز از گماشتن یک آدم قوی ونیرومند واقعا عاجز است حال ایتلافی کهمی خواهد امید بیافرید وتغیر ایجاد کند؛ راجع به بهبود این شهر چه برنامه دارد؛ چگونه می تواند وضعیت این شهررا سامان دهد؟ مردم این شهر خاک می خورند یا شهرداریکوچه های این شهررا کنده است ویا آن که از گذشته بدین صورت باقی مانده است .آن جا ها که ساخته شده است نیز ماه ها می گذرد اما نه جارویی وجود دارد ونه روفتگری.اگر جبهه ای تغیرو ا مید واقعادر صدد تغیر دراین کشور وشهر است باید ابتدا طرحی برای بهبود این شهرارایه دهد؛ مطبوعات ورسانه هارا با خود همراه کند وبردولت فشار وارد آورد تا در بهبوداین شهر بکوشند تا به کی این مردم این همه زجر وشکنجه را تحمل کنندوتا به کی این شهردار به ریش این مردم بخنندند با سخنا ن یاوه ومردم را ریشخند کنند اگر واقعا طرح جبهه صایب بود بتواند در بهبود این شهر گاهی برداشته شود مردم مطمئن خواهند شد وبه آنها اعتماد خواهند کرد وآنان راحامل تغیر وئامید خواهنددانست در غیر آن صورت نه خود را به زحمت اندازند ونه با افکار عمومی بازی کنند.
شاید برخی هواداران جبهه بر این نگارنده خرده گیرند که فعالیت های آن جبهه عریض وطویل رابه کار یک شهر تقلیل داده است وآنها باید سیاست های کلی یک نظام سیاسی را تنظیم کنند نه یک شهررا .ولیکن مردم افغانستان به تجربه در یافته اند کسانی که با سخنان کلان آنان را سر گرم ساخته اند سخنان شان در حد سخن باقی مانده است وکاری از پیش نبرده اند این کشور به قهرمان های افسانه ای نیاز ندارد به آدم های دلسوز ، کاردان نیاز دارند که از سطح کوچک اغاز کنند. ایتلاف هایی که تشکیل می شود برای آنست که راه حل ارایه دهند، طرحی پیش بکشند ودر نهایت با فشارافکار عمومی دولت را وادار سازند که به طرح های شان گردن گذارد وآن را عملی کند .