به هر حال نگرانی ها در سطوح مختلف به نظر می رسد اولین مورد نگرانی را باید در انبوه نامزدان انتخاباتی دید زیراتراکم وتجمع بیش از شش صد نامزد در شهر کابل قابل نگرانی وتامل فراوان است ، شایدبرخی نامزد شدن بیش از ششصد نفر رانشانه های دموکراتیک بودن کشور بدانند وبدان مباهات ورزند؛ اما واقعیت نشان می دهد که به هبچ وجه این گونه نیست؛ بلکه تراکم نامزد های انتخاباتی بیانگر توده ای بودن مردم کشورعدم تشکل گرو ه های سیاسی با منافع مشترک می باشد وعدم تشکل نیرو های همسومی باشد  وقتی گرو های سیاسییا اقتصادی منافع مشترکی داشته باشند وبخواهند از منمافع خود به دفاع بپردازند می کوشند با فرستادن نامزد های مشترک به اهداف خویش دست یابند یادریک نظام دموکراتیک انتخابات ناگزیر از احزاب سیاسی است. انتخابات بدوون حزب سیاسی رقابت میان سلایق قومی ،نژادی ئشخص است؛اما دریک انتخابات حزبی  رقابت ها میان اهداف واندیشه های مدون صورت می گیرد در انتخاب حزبی هدف ها توسط کادر های حزبی به بحث گذاشته می شود، مورد نقد وتحلیل قرار می گیرد از نگره های گونا گون مرد تحلیل واقع می شود،آنگاه به عنوان اهداف  انتخاباتی درجریان دید مردم قرار می گیرد؛ اما در انتخاباتی که از سوی نامزد های مستقل صورت می گیرد به این فاکت ها توجه صوت نمی گیرد ونامزد ها از هر ترفه وطرفندی سود می برند تا خودرا بر مردم بقبولانند ورای مردم را به دست آورند. نگاه گذارا به شعار های انتخاباتی می تواند ازاین واقعیت پرده بردارد که بسیاری از نامزد نمایندگان از سواد ودانش لازم بر خوردار نبودند تا بتوانند شعار های خویش را ؛ بنابراین به نظر می رسید دربسیاری از شعارها این گونه دیده می شد که نویسندگان آن شعار ها فقط آن چه برزبان شان جاری شده است گفته اتد بدون آن که اندک  فکر ی کرده باشند ویا آن شعار هارا سبک سنگین کرده باشند که شایسته مطرح شدن است یا نیست ،تراکم بیش ازحد نامزد های نمایندگی، نبود قوانین محدود کننده خود یک یازنگرانی های دیگریاست که درکشور ما وجود دارد اگر دراینده ها نیز وضعیت بدین منوال ادامه پیدا کند نه تنها از بار مشکلات کشور کاسته نخواهد شد چه بسا افزایش نیز خواهد یافت زیر؛ا افراد فاقد صلاحیت های علمی وعملی، همان گونه شعارهای شان دارای بار فکری واندیشگی نمی باشد وبه جای باز تاب خواسته های رمدم وتوانایی های خود نیاز های کاذب را برای مردم به وجود می آورد  از سوی دیگر بازار تقلب وتخلف را نیز داغ وداغتر می سازد ودر نتیجه بر فساد رو به افزایش در کشور می افزاید با توجه به این واقعیت که بیشترین افراد بی سوادی که نامزد نماینگی می شوند فقط ازیک ویژگی برخوردار اند وآنهم داشتن پول وامکانات مادی است وتصور اکثریت آنها نیز آنستکه از طریق پول می توانند به همه خواسته های خویش دست یابند لذا حد اکثر می کوشند تا از طرق گونا گون به نمایندگی دست یابند در نتیجه بازار فسار رنگ ورونق بیشتر می گیردو همین نگرانی در انتخاباتی که گذشت قابل درک است بسیاری از افراد واجد شرایط نماینگی بنا برنداشتن پول وامکانات کافی از رفتن به پارلمان باز می مانند وبه جای آنها افراد بی صلاحیت وفاقد علم ودرایت کرسی های نمایندگی مردم را اشغال خواهند کرد.ودرنتیجه ه مردم کشور به حقوق اساسی خویش دست نخواهند یافت ونه نهادی به  نام مجلس نمایندگان کشور به صورت واقعی تشکیل خواهد ش.

   نگرانی دومی که می تواند قابل درک باشد از سوی نهادهای مدنی ومجامع رو شن فکری در کشور است .نهاد مدنی داخلی وخارجی خواستار شفافیت انتخابات در دو سطح بودند وهستند اول اراین جهت که مجلس نمایندگان تبلور خواسته های مردم در سیستم سیاسی کشور می باشد ؛هر قدر تقلب وتغلب بیشتر صورت گیرد به معنای آنست که میزان مشارکت مردم در نظام سیاسی کم رنگ تر می شود کم رنگ شدن حضورمردم در حکومت معنای دیگری که داردآنست که به تدریج نظام سیاسی به صورت یک سیستم بسته درمی آید یک سیستم بسته ای سیاسی بی تردید یک نظام دیکتاتوری خواهد بود که نه در برابر خواسته های ملی پاسخ گواست ونه در برابر خواسته های بین المللی. با توجه به حضور مجامع بین المللی در کشوروکمک بی دریغ ان ها برای دموکراتیزه کردن کشور وتقبل مصارف هنگفت انتخابات ها ی پارلمانی وریاست جمهوری اگر سیستم سیاسی در کشور رو به سوی بسته شدن وعدم پاسخ گویی به پیش رود معنای جز این ندارد که آن کمک ها به بار ننشسته است وآنها نتوانسته اند برروند  ایجاد شده ی بعد از طالبان تاثیر بگذارند . متاسفانه درسالها ی اخیر نوعی معاضدت میان دولت افغانستان ومجامع جهانی به دید می رسد  کشمکش هایی که جز اتلاف وقت وزور آزمایی های بد فرجام نیست واین بگو مگو ها وزور ازمایی ها کشوررا به سوی سوق می دهد که منافع مردم افغانستان درآن دیده نمی شود وهم چنان دولت عدم پاسخ گویی خودراه به نمایش می گذارد این عدم پاسخ گویی تحت هر نام وعنوان صورت گیرد طفره رفتن اززیر بار مسئولیت های بین المللی است .

   نگرانی های نهاد های مدنی نیز درهمین راستا قابل درک است .اگر سیاست ونظام سیاسی در کشور بعد از سالها ظلم وستم واجحافی که از سوی نظام های سیاسی گونا گون در کشورصورت گرفته بود وحقوق مدنی وانسانی مردم در آن نظام ها آشکار نقض می گردید وهمیشه نظام های سیاسی بدون حضور مردم تصمیم می گرفتند اگر انتخابات - آن گونه که در تعریف آن آمده است که تمثیل کننده ای اراده ای مردم است- به صورت  به اراده وخواست مردم وقعی نگذارد،یا مورد بی توجهی قراردهدویا آین که نتایج آن مورد دست برد قرار گیرد تداعی این معنا است که افغانستان بار دیگر رو به سوی دیکتاتوری می رود.شمرده می شود وپایبندی والزام به نتایج آن به معنای تحکیم پایه های نظام سیاسی دموکراتیک در کشوراست. پاسداری از ارزش های دموکراتیک همان گونه که بردوش دولت دموکرات می باشد همانگونه بر دوش مردم،نهاد های مدنی ورسانه های آزاد در کشورنی قرار دارد لذا جای نگرانی جدی وجود دارد که نسبت به نتایج انتخابات دست کاری صورت گیرد یا کسانی به کرسی نمایند گی مردم برسند  که فقط پارلمان را وسیله ای برای قدرت وثروت بیشتر می خواهند ودرنتیجه سقوط ارزش های دموکراتیک را به دنبال خواهد داشت. انتخابات به هر صورت بود به پایان رسید پاسداری از نتایج واقعی انتخابات کاری نهاد های گونا گون است شاید بسیاری ها فقط کمیسیون مستقل انتخابات را مسئول بدانند وازآنها انتظارد اشته باشند که صیانت نتایج انتخابات را به عهده داشته باشد ؛اما وقتی که حقوق مردم در معرض تهدیدقرار می گیرد و نسبت به سر نوشت آنها معامله های ویا حتا مجامله پنهان وآشکار صورت می گیرد  همه نهاد های مدنی ، رسانه های آزاد ،مجامع حقوق بشری باید مداخله کنند ونگذارند امید های مردم به یاس ونا امیدی تبدیل شود سر نوشت مردم باز هم دردست تعدای آدم های بی باوربه همه ارزش هاقرار گیرد . این نگرانی ها جدی است امید که نهاد های مسئول اآن را درک کنند ونسبت نتایج انتخابات با حساسیت بیشتر عبنگرندتا کسانی که رای مردم حایز شده اند وسزاوار نماینگی مردم می باشند ودارای دانش ودرایت سیاسی هستند در سمت نمایندگی مردم قرار گیرند .