شوراي عالي صلح و مصالحه با طالبان
گرچه يافتن پاسخ به پرسش هاي ايجاد شده نيازمند زمان است، بايد زمان بگذرد و تجربه نشان دهد كه آيا اعتماد در ميان اعضاي جرگه ي صلح و سران طالبان ايجاد خواهد شد يا خير؛ اما آنچه در اين زمان لازم است بدان پرداخته شود آنست كه افرادي كه دور هم آمده اند تا با طالبان مذاكره كنند با جامه و قباي حزبي و جرياني گذشته ي خود نيامده اند هر كدام هويت مستقل سياسي خويش را ندارند و هر يك اهداف و تنظيم، حزب، قوم و نژاد و مذهب خويش را مطرح نمي كنند تا مورد اعتماد طالبان قرار گيرند يا نگيرند، بلكه جمعي فراهم آمده از سوي يك دو لت ويك نظام سياسي سخن مي گويند شرازط نظا نظام سياي كشور را مطرح مي كنند، اهداف و برنامه هايي كه دارند با مشورت دولت افغانستان و شركاي سياسي افغانستان طرح و پيش نهاد خواهد شد، مهم ترين و محوري ترين مورد پيش نهادي شوراي عالي صلح نيز همان پيش نهاد هايي مي باشد كه قبل از اين از سوي سخن گويان دولت افغانستان و هم چنان شخص آقاي كرزي مطرح شده است. پذيرش قانون اساسي افغانستان، پذيرش حقوق بشر و برخي ارزش هاي پذيرفته شده اي بين المللي از مواردي است كه هم دولت افغانستان و هم ساير نهادهاي مدني در افغانستان بر آن توافق دارند؛ اما اگر شوراي صلح مورد تأييد طالبان قرار نگيرد و يا طالبان برآن وقعي نگذارندبي ترديد ناشي از تركيب شوراي عالي صلح نخواهد بود،بلكه، ناشي از وضعيت دروني طالبان است . قابل يادآور ي است كه تلاش هاي دولت افغانستان براي طالبان مي تواند يك آزمون عمده شدبراي آن گروه باشد؛ زيرا نهاد هاي بين المللي و ملي افغانستان بدين باورند كه طالبان يك هويت افغاني ندارند، وابسته به كشورهاي بيگانه هستند، آخرين اظهار نظرهاي آقاي كرزي نيز تأكيد براين گفته است، كرزي خطاب به طالبان گفت كه: براي تأمين منافع ديگران، آدم نكشيد، مكتب ها را نبنديد؛ تأكيد بر منافع ديگران گوياي آنست كه طالبان وابستگان و سرسپردگان به بيگانه هستند، اگر سوالي در رابطه با مصالحه با آن گروه ايجاد شود ناشي از شوراي صلح نخواهد بود بلكه پرسش اين گونه مطرح خواهد شد كه آيا اراده اي درميان طالبان بوجود آمده است كه به نداي شوراي صلح دولت افغانستان جواب مثبت دهند يا نه؛ زيرا دو عامل عمده مي تواند باعث ايجاد صلح در كشور گردد، اول اين كه اراده ي صلح طلبي ايجاد گردد، دوم آن كه طالبان دريابند كه خواسته يا ناخواسته در جهت منافع ديگران حركت مي كنند، اراده ي سياسي و گسست از كشورهاي بيروني هردو نيازمند آگاهي هاي دروني در يك سازمان سياسي و حتا در هر فرد است. برخي خبرها حاكي از آنست كه برخي سران ورهبران طالبان به اين و.اقعيت دست يافته اند كه بايد ازدر صلح در آيند؛ لذا تلاش مي ورزند تا در روند صلح شركت جويند، اگر اين خبرها قرين به صحت باشد و واقعاً طالبان بخواهند در روند صلح شركت جويند،شوراي عالي صلح آدرسي خوبي خواهد بود تا طالبان با مراجعه به آن ،تأمين ها و تضمين هاي لازم را ببه دست آورند و برروند صلح بپيوندند.
خود آگاهي كه طالبان به آن نياز دارند ازراه وحي و الهام نخواهد بود- زيرا آن گروه آن قدر به كشتن بندگان خدا مبادرت كرده اند كه حساب شان با كرام الكاتبين است- فقط كافي است چشم بگشايند و اطراف خويش را بنگرند كه كشورهاي خارجي و پاكستان چگونه با آنها معامله مي كنند و در چه جهت آن ها را به كار مي اندازند، اظهارات اخير جنرال حميدگل، رئيس پيشين استخبارات پاكستان در راديو بي بي سي پرده اي از چهره واقعي سازمان استخبارات پاكستان بر مي افگند و عمق نگاه آنان را نسبت به افغانستان و طالبان نشان مي دهد، جنرال حميد گل با استفاده از روحيات طالبان سخنان خويش را عيار ساخته است،اين كه حكومت افغانستان دست نشانده است، اين كه مليون ها پول خارجي توسط دولت افغانستان حيف و ميل شده است، اين گونه سخن گفتن استفاده از ضعف هاي فكري و ناتواني هاي روحي طالبان است،اگر طالبان بينديشند كه حضور نيروهاي بين المللي براي مهار سلطه طلبي هاي پاكستان توجيه مي شود و هر قدر دست اندازي هاي پاكستان بيشتر شود به همان اندازه حضور آن نيروها توجيه پذيرتر مي گردد، لذا آنچه برخي ها به تركيب شورا انگشت مي نهند و آن را پرسش برانگيز مي خوانند بيشتر به شيطنت هاي رسانه اي شباهت دارد؛ آنچه كه روند صلح در كشور را با مشكل مواجه ساخته و خواهد ساخت. نبود يك اراده ي قوي سياسي در ميان طالبان و دخالت هاي ناموجه و غير منطقي خارجي ها در امور داخلي افغانستان است؛ بي شك اگر سازمان استخبارات پاكستان دست از بازسازي طالبان بر مي داشند و در تجهيز و تسليح آن گروه نمي پرداختند،طالبان شكل نمي گرفتند.
به هر حال اميدواري آنست كه طالبان از خواب زمستاني بيدار شوند و با ديد ژرف تر به حوادث و رخدادهاي پيرامون خويش ننگرند، خود و فرزندان خويش را قرباني خواسته ها ناحق و نا مشروع كشورهاي بيروني خواهند كرد اين همه آدم نكشند، اين همه مرتكب جنايت نشوند، كلام خدا حق از آن درس گيرند، خون هايي كه بر زمين ريخته مي شوند، اكثريت آنها خون هايي ناحقي است كه به زمين ريخته مي شود وخون ناحق هيچ گاه پايمال نه خواهخد گشت ،به گفته ي آن شاعر، خون ناحق دست از دامان قاتل بر نمي دارد و روزگار دور يا نزديك چهره هاي قاتلان آشكار و افشا خواهد ساخت، اين ها كه اين همه فرياد مسلماني سرمي دهند آدم را به تعجب مي اندازد كه چگونه در برابر ريختن خون يك انسان بي تفاوت اند، شوراي صلح بايد علاوه بر كارهاي عملي بايد دست به دعا بردارند و از خداوند عالم بخواهند تا با رحمت و رافت خويش بصيرت به اين قوم ظلوم و جهول عطا كند و آنان را نسبت به ريختن خون بي گناهان آگاهي بخشد.