اما پاره ی از تحلیل گران بدین گمان اند که ممکن است که سخنان اقای کرزی گاهی از روی احساست بیان شودکه دران عقلانیت سیاسی ومنافع ملی کشور مد نظر قرار نگیرد ؛اما موقعیت کنونی کشور وحوادثی بزرگ وکوچی که درپیرامون می گذرد این گمانه را تقویت می کند که آن سخنان چندان بی ربط ونا سنجیده هم ایراد نشده است .شورای عالی صلح(ازسوی دولت)شکل گرفته است واقای کرزی انتظار می برد که تلاش هایش به ثمر نشیند وشورای صلح بتواند درراه تحکیم صلح گام هایی رابردارد ومی شود گفت که آن سخنا چراغ سبزی است برای گروه طالبان که بیشتر ازاین به پیش شرط خروج نیرو های خارجی تکیه نکنند وایجاد روند صلح را موکول به خرو.ج نیروهای غربی نسازند؛ زیرا غربی ها برای همیشه دراین کشور نیامده اند وبرای همیشه نیز نخواهد ماند لذا بایداز آن شرایط صرف نظر کنند وبه ندای دولت افغانستان پاسخ مثبت دهند.آماپاره ی از تحلیل گران سخنان اقای کرزی را تحریک کننده می دانند وبدین باور اند که ازسخنان ااقای کرزی ممکن است هر کسی برداشت خودرا داشه باشد ؛اما صراحت ووضاحت سخنان کرزی نشان می دهد که تهیج افکار عامه علیه کشور های غربی ونیرو های آن کشورها بیانگر دید گاه های اقای کرزی در ماه های اخیردررابطه به غربی هااست این موضع گیری می تواند دو وجه داشته باشد؛ اول ازاین جهت که اقای کرزی خواسته است نشان دهد که با کشور های غربی ونیرو های بین المللی هنوز مشکل دارد،تنش هایی که درروابط افغانستان با کشور های غربی به ویژه ایالات متحده ای امریکا ایجاد شده بود هنوز پا بر جاست  بررغم ادعای دو طرف مبنی بر فرو کش کردن تنش ها هنوز راه حلی یافته نشده است ؛وکشورهای غربی از جمله حکومت ایالات متحده ای امریکا نیز از مواضع خود عقب ننشسته است. چنانچه دراین اواخر اعلام شد نهاد های قضایی ایالات متحده ای امریکا دارایی های محمود کرزی برادر اقای کرزی را مورد ارزیابی قرار داده وبدین نتیجه رسیده است که بخش بزرگی از دارای های اودر سال های گذشته ودر زیر لوای حکومت اقای کرزی بدست امده است واین نشان گر فساد گسترده وخویش خوری هایی است که در حکومت آقای کرزی وحود دارد ومتهم داشتن احمد ولی کرزی برادر دیگر .کرزی در قاچاق مخدروا از زمره ی  اتهام های دیگری است که بر نزدیکان کرزی وارد می شود که برروابط غرب آقای کرز تاثی داشته است. اگر دولت اقای کرزی مورد اتهام قرار گیرد شاید  آن را بپذیرد وبا ایجاد کمیسیون هایی بخواهد نشان دهد که علیه فساد مبارزه می کند؛ اما آن گونه که دیده شد ه است هیچ گونه اتهام فسادرانسبت به برادران وخویشاوندان خویش نمی پذیرد ودر برابر آن سخت واکنش نشانداده ومی دهد .

    اما وجه دوم سخنان اقای کرزی متوجه کشور های همسایه است در همین سخنان چند روزپیش خود وقتی اظهار می دارد که به نفع افغانستان است که با کشور های همسایه روابط نیک داشته باشد با کشور های دیگر همانند امریکا روابطی مبتنی بر منافع دو طرف، معنای آن جزاین نیست همسایگان فرصت طلب وبرخی دغل کاررا بر غربی ها ترجیح می دهد.در اخیرهم اقای کرزی سخنان خویش را به چند توصیه های اخلاقی به پایان می رساند این که  از جانب افغانستان باید خطری متوجه کشور های همسایه نشود وازکشور های همسایه هم هیچ خطری به افغانستان نرسد".

  حال از سخنان اقای کرزی می توان دو گونه برداشتت کرد اول اینکه بدین باور باشیم که همانند بسیاری از دیکتاتور های جهانی با استفاده از هیجان مردم بر بالهای آن هیجانات سوارمی شود ومردم را به دنبال خویش می کشاند ومی خواهد با آن به مقاصد سیاسی خویش دست پیدا کند کما این که نمونه های تکامل یافته ی این احساسات گرایی را می توان در شیوه ی عمل هتلر وموسیلنی از دیکتاتور های هیجان مداراروپایی مشاهذه کرد که وبسیاری از دیکتاتور های دیگردنیا نیز از همین شگرد ها استفاده کرده اندو یا این که غلبه هیجان بر عقل برای اقای کرزی یک امر طبیعی دانسته شود – چنانچه غالب  راهبران جهادی بویژه آنان که دست شان به خون مردم آلو ده است برای آن که اذها عامه را منحرف کند می کوشد که به نام قوم سخن بگوید واز حقوق آنها حلقوم پاره کنند - که هیچ گاه برای اقای کرزی سیاست عقلانی یک امر جدی نبوده است وصد ها انتقاد اگر صورت گیرد نیز اقای کرزی باز هم همه سخنان را ناشنیده می انگارد وبر مواضع خویش تاکید می گذارد در هر دو حال این مردم افغانستان است که باید بار منفی آن سخنان را به دوش بکشند؛ اما مقایسه میان کشور های غربی وهمسایگان یک قیاس مع الفارق است.زیرا غربی ها وهمسایگان درجهت عکس هم دعمل کرده اند

    اگراز اقای کرزی پرسیده شود که با کدام منطق همسایگا ن را بر نیرو های غربی ترجیح می دهد؛ فکر نمی کنم جواب قانع کننده ی داشته باشدوتصور نمی شود که هیچ فردی دراین کشور وجودداشته باشد که مخالف ارتباط منطقی با همسایگان باشد زیراهمسایگان باما سنخیت های مهم فرهنگی ، سیاسی وغیره داشته اند ؛ اما آنچه از اهمیت برخوردار است آنست که: زمامدار یک کشور بداند که ارتباط با کدام کشورها می تواند منافع ملی ماراتا مین کند همسایگان یا کشور های غربی؟اگر همسایگان می تواند منافع ملی افغان هارا تامین می کند نباید ونشاید که اقای کرزی با تهیج احساسات مردم همانند دیکتاتور هاُ بر موج احساسات مردم سوار گردد واز تحریک عواطف مردم سود جوید. اگر همسایگان تامین کننده ای منافع افغانستان است پس حضور نیرو های غربی دراین کشور برای چیست؟

    مگر غیر ازآنست که دست درازی های همین همسایگان افغانستان بود که جوی خون دراین کشور جریان پیدا کرد.کاش اقای کرزی بیان می داشت که تنها رها کردن غربی وبسته شدن سفارت خانه های کشور غربی نبودها  که فجایع بی شماری دراین کشوراتفاق افتاد، بلکه وقتی غربی ها افغانستان رارها کردندوسفارت خانه های خودرا (به تعبیرآقای کرزی بسته کردند؛کشور های همسایه بود که بسان کفتار به جان نیمه جان این کشور افتادند.همین امروز وقتی اقای کرزی از طالبان سخن می راند با صراحت ووضاحت اعلام می دارد که پایگاه های القاعده وطالبان درخاک پاکستان است وباید نیرو های خارجی متوجه پایگاه های اصلی طالبان در منطقه شود.اگر ازقای کرزی پرسیده شود که طالبان درکجای پاکستان زندگی می کنند شاید این پرسش را نا موجه بدانند اما همین طالبان کرام در ظل حمایت نیرو های استخبارات پاکستان قرار دارند واگر بیانات جنرال حمید گل رئیس اسبق استخبارات پاکستان وبیانیه ی اخیر طالبان در واکنش به ایجاد شورای عالی صلح مقایسه شود  دیده می شود که هر دو از یک ذهن تراوش کرده است این به معنای آنست که مرزبندی میان پاکستانی ها وطالبان دشورا است.

   به هر حال خواست واقعی مردم افغانستان انست که اقای کرزی به جای آن که سخنا نش به عنوان یک قهرمان افسانه ای در تاریخ افغانستان بماند بهتر است و به عنوان یک سیاست مدار واقع گرادر تاریخ افغانستان ثبت شود که عقب ماندگی را خوب شناخته است  وبرای بیرون شدن از عقب ماندگی یک قرن راه تعامل مثبت با همه کشورهارا درپیش گرفته است.وقتی دیده می شود که اقای رئیس جمهور به شدتن گران اینده است وبرای سر نوشت میرویس وامثال میرویس اشک می ریزد؛ معلوم می دارد که او نگران آینده ای کشور است اما این آـینده نگری نباید اورا ازرابطه منطقی ومعقول با کشور ها غربی باز دارد . این نگارنده همانگونه که بار ها تکرار کرده است این بار نیز به تکرار می گوید که کشور غربی وهمسایگان همه بدون استثنا به دنبال منافع خود می باشند –که رئیسجمهور نیز آن را تکرار کرده است –اما با این تفاتوت که بعد از حضور نیرو های غربی دراین کشور خونیک قوم با دست دیگر اقوام ریخته نشده است در حالی که حضور  همسایگان افغانستان در کشور باعث خون ریزی های فراوان قومی ونژادی در کشور شده بود با آن که هنوز لکه های خون پاک نشده است اما درتعجبم که چگونه  اقای کرزی آن همه دست درازی های غیر منطقی را از یاد برده است واز ارتباط با همسایگان به صورت نوستالژیک سخن می راند.