گرچه داوری دراین زمینه زود هنگام است؛اما دلایلی وجوددارد که  می توان باور داشت که ایرانی ها امروز دریافته اند که منافع ملی شان در ثبات افغانستان بیشتر تامین می شودتا به تنش ودر گیری درافغانستان وان دلایل هم ریشه درداخل ایران دارد وهم دروابط بین المللی آن کشوروبرخی ازآن دلای را می توان این گونه برشمرد.

 اول این که ایران بعد از انقلاب درآن کشور با ارو پایی ها رابطه چندان دوستانه ی نداشته است وهرروز که می گذرد این رابطه  سرد تروتیره می شود ؛تحریم های فلج کننده ای غربی ها ایران را با مشکلات فراوانی مواجه کرده است .از نظر سیاسی نیز تقریبا دریک انزوای بین المللی قرار گرفته است  باتوجه به سخنان اقای احمدی نژادرئیس جمهورآ ن کشور در لبنان این رابطه هرروز تیره تراز دیروز می شود وامکان آن که غربی ها ویا هم پیمانان منطقه ای آنها فشار بیشتری برایران وارد آورند زیاد است .لذا گمان برآنست که ایران درصدد کاستن از بار دشمنی ها با غرب است ؛زمام داران آن کشورنمی خواهند بیش ازاین بر سر هر موضوعی با غرب خصومت ورزند و شرکت در کنفرانس روم به معنای مواضع نرم تری است که در قبال کشور های غربی اتخاد شده است. از سوی دیگر وضعیت داخلی درایران نیز چندان مطلوب به نظر نمی رسد گزارش هایی که از سوی رسانه های بین المللی منتشر می شودمی رساند که  حوادث بعد از انتخابات سال گذشته دران کشور باعث شد که جنبش حق خواهانه حکومت آن کشوررا با چالش های فراوانی موا جه سازد،گرچه گفته می شود که جنبش سیاسی ایران فرو خفته است اما آظهار نظر هایی که از جانب مخالفان دولت ابراز می گرد مبین این امر است که  جنبش سیاسی سبزدرآن کشورهنوز فعال است؛ فقط از بیم آن که مردم آسیب نبینند لب از اعتراض فرو بسته اند. مسئله دیگری که بازهم اوضاع داخلی ایران را شکننده کرده است برداشت سوبسید از کالاهای اساسی مورد نیاز مردم آن کشور است به گفته ی بر خی آگاهان مسایل ایران عملی شدن حذف سوبسید ها می تواند سبب تورم بیش از حد درآن کشور شود واحتمال بروز خشونت از سوی مردم آن کشور وجودارد لذا برای کم کردن از بار مشکلات ،ایران تصمییم گرفته است در نشست هایی که غربی ها نقش پررنگی دران دارند شرکت جوید تا از بار دشمنی های غربی ها بکاهد.

 دلیل دیگری که باعث شده است که نماینده ایران درنشست روم شرکت کند، اعلام خروج نیرو های غربی از افغانسنان است؛ باحضور نیرو های بین المللی در افغانستان ، ایران به افغانستان به چشم یک کشور اشغال شده می نگریست وکشور های غربی را اشغال گر می خواند، این طرز دید باعث گردیده بودکه زمام داران آن کشورهم دشمنی خودرا نسبت به غرب ابراز کنند وهم اذهان مردم افغانستان را علیه غرب بشوارنند.این توهم  از حضور غربی ها در افغانستان،زمامداران ایران را واداشته بودبرای پیش گیری از زیان های احتمالی غرب  از هراهرمی سود جویدتا نیرو های غربی را ضربه بزند ؛زیرا ایران وغرب  به خصوص امریکارا دشمن خود می داند وضربه زدن به ان هارا درهر جای وهر زمان از راهبرد های مشخص ومشروع خود به  می شمارد. سا لهای گذشته دیده شد که بررغم چراع سبزی که از جانب امریکا وکشور های غربی نشان داده شد در مواضع سیاسی ایران تغیری وارد نگردید لذاسیاست ایران بر ضربه وارد آوردن به نیرو های غربی وامریکا متمر کز بود ؛ اما وقتی رئیس حمهور امریکا اعلام داشت که خروو ج نیرو های آن کشور در سال اینده اغاز خواهد شد ایرانی ها بررغم تردیدی که ازاین اعلام دارند اینک خوش بین شده اند که نیرو های امریکا منطقه را ترک خواهند کرد وایران بدین فکر افتاده است که اگر نیرو های امریکا، افغانستان را ترک کند درآن صورت باید آن کشور جای پایی مستحکمی در افغانستان داشته باشد تا بتواند منافع خویش را تامین کند،این احساس نگرانی وقتی افزایش می یابد که ایرانی ها تصور می کردند که با توجه میزبانی قریب به شش ملیون نفر درآن کشور وقرابت های فراوان فرهنگی ودینی که دارد از نفوذ فراوانی در میان مردم افغانستان برخوردار است؛اما در چند سال گذشته دیده شد که آن گمانه های ایران قرین به واقعیت نبوده است گرچه قرابت های فرهنگی را نمی توان نادیده گرفت ولیکن آن قرابت ها نمی تواند طیف هایی راوابسته به ایران سازد واز مواضع سیاسی آن کشور کورکورانه به دفاع بر خیزد  بنابراین تصور می رود  ایران اینک در فکر جایگاه خود پس از خروج نیرو های غربی باشد .حضور ایران درنشست رم می تواند دلایلی دیگری نیزز داشته باشد . حملات تروریستی وانتحاری در یکسال اخیر درایران نیز صورت گرفت ممکن است ایران نیز بدین نتیجه دست یافته باشد که بدون ریشه کن شدن این مایه های فساد از منطقه،صلح وثبات درکل منطقه از میان خواهد رفت؛ اینک ایران دریافته است که تروریزم از وحشی های رام نا شدنی است اگر کسی تصور کند که تروریزم را دست اموز کندوبه هرسو که ارده کند گسیل دارد درتوهم خام فرورفته است ،این مار وقتی جان گرفت اول از همه صاحب خویش را نیش می زند لذایران به صلاح کشورخویش دیده است که در نشست صلح افغانستان شرکت جوید ودرایجاد وتحکیم پایه های صلح درافغنستان کمک کند .، تاکید نماینده ی ایران بر ایجادراهکارهای منطقه ی نیزبه معنای آنست که ایران می خواهد حضور غربی ها درمنطقه کم رنگ باشد.

   .وجود مها جرین افغانی از مشکلات دیگری است که ایران با آن دست وگریبان است آن مهاجرین بر نخواهند گشت مگر این که صلح وثبات در افغانستان حاکم شود ؛ صلح هم ایجاد نخواهدشد مگر این که کشور های منطقه دران شرکت حویند وبه صورت جدی به این روندکمک کنند.اما مشکلی که مردم افغانستان با پاکستان دارد به مراتب بیش از سایر همسایگان افغانستان است . دشمنی دیرینه ای آن کشور با هندوستان یکی از موارد است که آن کشوررا واداشته است که به افغانستان رویکرد دیگری داشته باشد وزمام داران پاکستان در شرایط کنونی خواهان تضمین های بین المللی خواهد بود تا هم از نفوذ هندوستان در امور افغانستان کاسته شود وهم منافع آن کشور در افغانستان تضمین وتثبیت گردد؛ اما این که غربی ها این تضمین را بتوانند بدهند یاخیر هنوز مشخص نشده است .اما واقعیت انست که پاکستان بررغم اهرم های فشاری که دردست دارد برای همیشه نمی تواند ازآن اهرم ها سود جوید،تفاهم ایران با کشور های غربی تسهیل ارتباط ازراه ها وبنادر آن کشور، پاکستان را در انزوا قرار خواهندداد.یکی از مواردی که پاکستان ازآن نمی تواندصرف نظر کند آنست که باید اموال تجارتی آن کشور ازراه های افغانستان به آسیای میانه برسد واموال تجارتی تاجران افغانی از بنادر آن کشور وارد افغانستان گرددوپاکستانی که اقتصاد آن به کمک کشور های غربی وابسته است چگونه می تواند  با غربی ها ازدر دشمنی دراید وامتیاز هایی که از غربی ها می گیرد ازدست بدهد؟

  کشور هایی همسایه افغانستان که درشمال قراردارندوضعیت شکننده تری دارند با ناا من شدن مناطق شمالی کشور هم اکنون آنان درگردابی ازبیم فرو رفته اند لذا تلاش های آنان نیزدر جهت محو تروریزم خواهدبود .

   نشست رم وشرکت کشور های منطقه وجهان  ونگرانی های آن کشور ها از فعالیت های گروه های تروریستی نشان داد که افغانستان به قول علامه اقبال قلبی دردرون آسیا نیست بلکه قلبی در دردرون تمام دنیا است. نا امنی در افغانسنان می تواند دنیا را متا ثر سازد. شکست تروریزم در افغانستان وتامین ثبات وامنیت در افغانستان می تواند منافع بسیار کلانی برای منطقه وجهان به ارمغان آورد .اگر دنیا –به قول رئیس جمهور کرزی-بعد از شکست اتحاد شوروی سابق افغانستان را به حال خود رها کرد وطعم تلخ آن را چشید وهمسایگان افغانستان هر یک تلاش کردند تا با تخریب زیر ساخت های افغانستان منافع خویش را جست وجو کند بعد از تجربه های نا گوار اینک در یافته اند که نا آرامی در افغانستان وتنش دایمی دراین کشور اثر منفی وسویی بر منطقه وجهان خواهد گذاشت ونشست رم نشان داد که با وفاق وهمدلی بین المللی می توان صلح وارامش را در افغانستان تامین کرد ومنافع کلان اقتصادی نیز بدست آورد به خصوص امروز که این گنج نهان به تدریج از دل کو ه های سر به فلک کشیده این خاک اشکار می شود وبه دنیا وهمسایگان کشور نشان می دهد که اگر صلح وآشتی دراین کشور ایجاد شود نه تنها افغانستان رنج افرین برای آنها نخواهد بود بلکه مشارکت در استخراج معادن افغانستان می تواند گنجی شایگانی را نصیب آن کشور ها کند.

  اگر در گذشته های تاریخی افانستان مانع درگیری کشور های توسعه طلب، روس وانگلیس می گردید اینک آن کشورهارا فرا می خواند در افغانستان مشارکت کنند تا امنیت وثبات شان تامین گردد وبه منافع سر شار ی که درامنیت افغانستان  نهفته است بدست اورند.به هر حال ایجاد ثبات وامنیت در افغانستان می تواند امنیت وثبات بین االملی را تحکیم بخشد در واقع افغانستان  به صورت حلقه اتصال منطقه وجهان به هم دیگر است