هفته‌ي گذشته29سنبلهُ‌كاري فوري پيش آمد و بايد به مزار شريف مي رفتم، با عجله رفتم تكسي تهيه كردم و ساعت سه ونيم در موتر 303 حصارك پنجشير نشستم، طبق معمول موتر مملو از مسافرين بود كه عازم مزارشريف بودند، موتر راه افتاد،‌راه بندان هاي متوالي حركت موتر را كند ساخته بود،‌ موتر به آهستگي حركت مي كرد و در ميان مسافران تعدادي زيادي هم سنخ وهمانندچوكي هاي اول تا نيمه هاي موتر را اشغال كرده بودند، يك كمي متفاوت از ديگران مي نمود، ظاهر آن ها نشان مي داد كه از مناطق دور افتاده اي كشور هستند، چهره هاي چروكيده،‌لباس هاي چرك آلود و سروصورت ناشسته؛از مشخصات ظاهري آنها بود، گرچه در اين هواي گردآلود كشور، همه چرك آلود اند؛ اما آنها چك آلودتر از ديگران نمود يافته بود. بوي هاي گنديده اي كه از آن متصاعد بود نشان گر آن بود كه مدت مسافرت آنها به درازا كشيده و از رفتن حمام و شست و شو نيز بي بهره بوده اند، انداختن نصوار در دهن و تفو كردن آن در ميان موتر،‌كمك راننده را وادار كرد كه براي هر يك خريطه ي پلاستيكي را بدهد تا از انداختن نصوار در داخل موتر جلوگيري كند. موتر حركت مي كرد،‌نزديكي نماز عصر شد يكي از آن مسافران بانك برآورد كه د لمونز وقت دي زمزمه ار هر سو شروع شد، راننده موتر را متوقف كرد تا نماز عصر را بخوانند، نزديك سالنگ است و ساعت هم نزديك شش را نشان مي دهد،‌بعد از اداي نماز موتر حركت كرد اما راهي نرفته بود كه بار ديگر بانك برآوردند كه نماز شام قضا شد، بار ديگر موتر توقف كرد، مسافران پياده شدند به اداي نماز پرداختند، اداي نماز كمي به درازا كشيد، عقربه ساعت از شش گذشت، نزديكي هاي دروازه سالنگ موتر متوقف شد و خبر رسيد كه راه مسدود شده است.

تلاش ها بي فايده بود، عذرها پذيرفته نشد، راه داران سالنگ گفتند كه مقررات  به هيچ وجه اجازه نمي دهد كه موتر ها بعد از ساعت شش حركت كنند، مسافران هر يك چيزي مي گفتند، در اين گرودار، زنگ هاي موبايل از هر سو به گوش مي رسيد، يكي با آهنگ هندي خبر مي كرد،‌ديگر با آهنگ ايراني و تركي و افغاني، سازو سرودهاي مختلف از چوكي هاي موتر به گوش مي رسيد.

لحظه ي خود آمدم، فكر كردم و به اين انديشه شدم كه استفاده از هر ابزاري فرهنگ خاص خود را لازم دارد موبايل يا تيلفون همراه نيز از اين قاعده مستثنا نيست؛ شنيدن آهنگ هاي گوناگون  از موبايل، گاهي بسيار مشمئز كننده و زننده است،‌وقتي از تيلفون آدم ريش سفيد و موجهي آهنگ هندي يا تاجيكي شنيده مي شود، واقعاًآدم از شرم آب مي شود  يا اين كه وقتي در مراسم فاتحه نشسته باشي يا جاي مصيبت داري يا جايي كه فضاي سنگين تري حاكم است، شنيدن صداهاي ناهنجار بيانگر آنست كه صاحب موبايل نه خود را شناخته است و نه استفاده از موبايل را، به هر حال وقتي آدم در آن فضا قرار گرفت جز سكوت چه مي تواند بكند. مردي كه سمت چپ من شنسته بود، بالهجة كابلي صحبت مي كرد. و آدم محترمي به نظر مي رسيد، باريش جوگندي و ماشين كرده، پيرمردي كه با جمعي دوستان ژوليده  از پاكستان آمده بود و فرهنگ طالباني را نيز در ذهن خويش داشت، از مرد كابلي پرسيد كه برادر جان از كجاي كابل هستي، مرد گفت كه از خيرخانه هستم، مرد گفت برادر مه ده خيرخانه بودم، "ريش هاي مردم خيرخانه را بسيار كوتاه ديدم"، من متوجه نشدم اول فكر كردم كه شايد حرف به كنايه مي گويد، ديدم كه مرد كابلي به لكنت زبان افتاده و مردي متعرض با ريش بلند اما كم پشت با روحيه ي تهاجمي مي گويد اي اكه همين سنت رسول الله زير پاي مي شود. من كه تا آن وقت بي غرض تماشاچي بودم، و بر مظلوميت مرد كابلي مي نگريستم، من ديدم كه مرد كابلي در موضع ضعف قرار گرفته و به دفاع از خود پرداخته اين كه، من كارگر شفاخانه هستم در شفاخانه جاي مناسبت نيست از اين قبيل، اما مردريش بلند  چهره مغولي بادي به غبغب انداخته و به زعم خودش هي به امر به معروف مي كرد.

دوستانش او را باباي ملت خطاب مي كردند. عصبانيت بر من چيره شد، اختيار را از دست دادم گفتم حاجي چه ميگي تو گفت: ميگم كه همين سنت رسول الله بيخي فراموش شده، گفتم سنت رسول الله چيست كه فراموش شده گفت :همين كم كردن ريش را مي گويم.

گفتم تو از سنت رسول الله چه مي داني؟ گفت ملاها مي گويند، ريش بلند گذاشتن از سنت رسول الله است.

 گفتم به غير از ريش بلند ديگه چي مي داني، گفت ديگرش را خبر ندارم.

گفتم، سنت رسول الله دست گيري از فقرا،‌يتيمان و بيوه زنان مسلمان است، هيچ گاهي اين كار كرده  اي؟

گفتم، سنت رسول الله نماز شب خواندن است، او را خدا موظف كرده بود كه نماز شب بخواند گاهي نماز شب خوانده اي يا ؟

گفتم، يكي از سنت هاي رسول الله پيشي گرفتن بر سلام است،‌هيچ كسي در سلام گفتن از رسول الله پيشي نگرفته است تو اين كار كرده اي؟

گفتم سنت رسول الله احترام به زنان است،

گفتم خبرداري كه رسول الله دست دخترش را مي بوسيد و او را مادر پدر مي خواند تو هيچ گاهي اين كار كرده اي.

گفتم رسول الله هميشه عالمان را محترم مي د اشت تو چطورهيژ .قت به اين امر پرداخته اي

گفت: اي اكه، من اين كار را خبر ندارم، ملا گفته است كه ريش بلند سنت رسول الله است.

گفتم ملا بسيار اشتباه كرده است.

سيرت و معنويت و محتواي دين خدا را در ظاهر آدم ها فرو كاسته است و اين تهمت نابخشودني به اسلام و به پيامبر است.

به هوش باش با اين گونه سخن گفتن خود را گناه بار نسازي

مرد خاموش شد و بار ديگر سخن بر زبان نياورد،‌شب سرد آغاز يافته بود و باد تند و گزنده سالنگ به شدت مي وزيد، بچه هاي كوچك كه داخل موتر بودند هم شروع به گريه كردن كرده بودند، بچه هاي هفت و هشت ساله ي سالنگ با غوري هاي از بولاني موتر را حلقه كرده بودند هي صدا مي زدند بولاني گرم و داغ؛ و ليكن هر بولاني در بدل سي افغاني فروخته مي شد، رستورانت ها نان براي خوردن نداشت و جايي نيز براي خوابيدن نبود، شب در حال نيمه خواب و بيداري سپري شد و ساعت 5:25 دقيقه صبح به موتر ها اجازه اي حركت دادند.

شب خاطره انگيزي بود، خصوصاً مواجه شدن با مهاجراني كه از پاكستان مي آيندو تحت تاثير فرهنگ طالباني قرار گرفته اند و همه ي دين و اسلام را با همه عمق و محتواي آن با چند تار ريش پيوند زده اند و آن را نيز چنان حق مسلم مي دانند كه ديگران را نيز بدان مي خوانند.