دولت وتلاش هاي نا فرجام براي مهار فساد!

 از مشكلات حاد كشور يكي هم فساد گسترده در ادارات دولتي است كه ازمدت ها است ذهنيت سران دولت را به خود مشغول داشته است وهر از چند گاهي كوشش مي شود از طرق تدوير سمينار هايي به ابعاد وزواياي گونا گون آن پرداخته شود وراه حلي احتمالي رادرظل آن جست وجو كنند؛ اما همين كه گرد هم آيي ها به پايان مي رسد وسخن  سخن رانانبه پايان مي رسد همه چيز همانند سابق ادامه پيدا مي كند؛ نه از ميزان فساد كاسته مي شود ونه هم كسي براي عملي ساختن راه كار ها تلاش مي ورزند در نهايت كميسيوني مسئول رسيدگي به وضع فساد ايجاد مي شود كه افراد تشكيل دهنده اي آن يا فساد آلوده اند يا اين كه به مرور به فساد الوده مي گردند در واقع اداره اي كه بايد با فساد مبارزه كندومشكلا ت را از دوش مردم بر داردخود مشكل ساز مي شود.امروز فساد به حدي گسترش ونفوذ يافته است كه مردم به تنگ امده اند در همين روز هاي اخير اعلام شد كه ساز و كاري در وزارت صحت عامه درمي آيد تا از فساد گسترده درآن وزارت كاسته شود. افزايش روز افزون فساد اداري ، عدم كارايي تدوير سمينار هاي دولت اين پرسش را بر انگيخته است كه چرا تلاش هاي دولت بي ثمر مي ماند وبه نتيجه اي مطلوب نمي رسد
ادامه نوشته

پاره هاي فكر

    خود كفايي نه لفظ زيبايي است ونه معناي مقبول دارد . عزت وازادگي معتاي نيكوتر وعاقلانه تري را افاده مي كند . باري نبايد توقع داشت كه فردي ياجمعي بي نياز شوند تا خود كفايي برآن صادق افتد .چنين وضعي هيچ گاه تحقق نه خواهد يافت.

   سخن بر سر اصل نياز نيست سخن بر سر چگونگي رفع نياز است .عزت وازادگي در گرو اين است كه ذليلانه رفع نياز نكنيم واگر با ديگران دادو ستد مي كنيم خويشتن را دراين سودا نفروشيم وعزت نه در عزلت است و ونه در حراج شخصيت ،بلكه در قناعت است وحريت.واين دوبا نياز مندي ناساز گار نيستند .

    طمع ورزيدن درداشته هاي ديگران ودويدن براي رسيدن به ديگران وتقلا براي پشت سر نهادن آنان هيچكدام عزت آور نيستند .اين دويدن نفس گير هيچگاه پايان ندارد وازاين رو چنان عزت موهوم هيچ گاه حاصل نخواهئد شد. پاي درراه بي عافيت نهادن شرط عقل نيست ودويدن را براي دويدن پيشه كردن نشان غلبه سود است . بايد برخود آشكار كنيم كه به كجا مي خواهيم برسيم. خود كفايي كه از طريق رقابت بي امان با ديگران به چنگ افتد ،هر گز فرارسيدني نيست .ما به آن نمي رسيم اما او مارا به هلاكت مي رساند اين نه به خاطر ناتواني ما از سبقت گرفتن است، بلكه به خاطر مذموم بودن وبي عافيت بودن اصل تخاصم وتكاثر است.

  براي جهانيان بايد الگوي قناعت بود نه الگوي صنعت. از گذشته خود درس بگيريم :ما هر چه خواسته ايم به ديگران برسيم از خود عقب مانده ايم به جاي رسيدن به ديگران قدري به خود برسيم .نياز هاي تازه اي كه تكنيك درراه ما مي نهد نهايتي ندارد وما كي مي خواهيم ازرفع اين نياز ها فارغ شويم وبه خود بپردازيم .آخر بينديشيم كه وظيفه اي ما گشودن گرههاي تكنيك است يا گشودن گره هاي وجود خويش؟ خود كفايي يعني در چنبر بيگانگان گرفتارنيامدن وپيداست كه راه انان را در پيش گرفتن براي رهايي ازآنان عين گرفتاري دردامي است كه ازآن مي گريزيم چنان كه امام علي فرمود :الغالب بالشر مغلوب))

(آن كه به شيوده اي ناپسند دست مي برد تا بررقيب چيره شود از همان ابتدازمين خورده است ).پس عزت واستقلال در گرو روش ماست دررفع نياز

   .عزت درخود كفايي نه دربي نيازي است كه محال است ونه دررقابت ورزيدن براي پيشي گرفتن از ديگران كه عين به هلاكت وفلاكت رساندن خويشتن است. روش عزت مندانه روش قانعانه است . واين روش، البته با تكنيك كه خصم ستبر قناعت است ساز گار نيست . قناعت هم قناعت در حاجات است وهم قناعت در شيوه اي بر آوردن حاجات . واين كجا با تكنيك آشتي مي كند كه مولد حاجات نو ومبتكر شيوه هاي تازه وپيچيده وپايان نا پيدا براي رفع حاجات است ؟

   تكنيك به اانسان معاصر‌اموخته است كه هر چه مي تواند بخواهد وبيشتر بخواهد وحد ومرزي براي خواهش هاي خويش نگذارد وآنگاه تكنيك وي را در برآوردن حاجاتش مدد خواهد كرد. اما قناعت بر عكس برآنست كه آدمي تا مي تواند نخواهد وكم تر بخواهد وتا مي تواند ازراه هاي ساده تر به حاجات خود برسد وهوس ازمودن راه هاي پيچيده تر نكند .

  چرابايد كتاب هايي با كاغذ هاي اعلاتر وطبع هاي نفيست ر را بخواهيم مگر خواندن وآموختن با كتاب هاي ساده تر بر نمي ايد ؟چرا دارو هاي رنگين تر وشيرين تر در جعبه هاي زيباتر ؟

 چرا هرروز خودرو هاي زيباتر ؤاراسته تر وتن پرورتر؟و...

  پس اصل نخست درقناعت زدودن زوايد است .ب جد بررسي كنيم كه حيات صنعتي مدرن با حفظ همه اي پيچيدگي ها وعظمتش چه زوايد فزون طلبانه اي دارد وآنه ارا حذف كنيم هم در توليد وهم در مصرف .

    در مرتبه اي دوم با تبليغات آتش شهوات وحاجات رادامن نزنيم وحيات قناعت آميز ادميان را بر نياشوبيم .نياز هاي تازه خلق نكنيم ووقتي حاجتي به شيوه اي معمول ومانوس برمي ايد حاجتمندان را طالب ومشتاق شيوه هاي تازه تر واسارت زا تر نكنيم وصرف راحتي يا سرعت را معيار نگيريم و هموارهب راين باور باشيم كه تكنيك هر چه به ما بدهد بهتر ازآن از ما خواهد ستاند واز همه مهم تر با شعله وركردن اتش طمع اخلال در حيات معنوي خواهد كرد.

     از كتاب تفرج صنع،مقاله صناعت وقناعت صفحه 309و310

 

 

ديورند؛ مرز چالش بر انگييز!

وقتي دولت افغانستان باب مذاكره را با طالبان گشود، پرسش‌هاي فراواني در اذهان مردم و تحليلگران ايجاد شد.ويكي ازآنپرسش هااين بودكه مواضع دولت افغانستان  در قبال پاكستان و بويژه نسبت به خط مرزي ديورند چه خواهد بود؟

آيا دولت افغاننستان مواضع گذشته‌ي خويش در قبال خط مرزي ديورند آن خواهد داشت يا آن كه در راستاي مذاكره با طاليبان به حل اختلافات مرزي ديورند نيز تلاش خواهد ورزيد ؟ برخي تحليلگران بدين باورند كه اولين گام براي مذاكره با طالبان حل و فصل اختلافات مرزي ميان دو كشور است، هم تحليلگران افغاني در اين راستا تحليل‌هايي ارايه داده اند و هم مصاحبه‌آي احمد رشيدتحليلگر پاكستاني  با يكي از رسانه ها ي خارجي داشت صراحتا دولت افغانستان راترغيب به مذاكره با پاكستان كرد و او اظهار داشت كه بدون پرداختن به خط مرزي ديورند و حل و فصل آن مشكل ميان دو كشور حل نخواهد شد، و تحليلگران افغاني و برخي از گروهها منتقد دولت اقفغانستان نيز گشودن گره ديورند را قدمي در راه حل  ميان افغانستان و پاكستان  مي‌دانند،زماني كه طالبان از قواي آمريكا و ناتو شكست  خوردند وراهي پاكستان شدندو سپس به تجديد قوا پرداختند ، تا امروزكه به عنوان يك نيروي موثر در منطقه درآمده‌اند، هميشه اين تحليل وجود داشته كه طالبان ساخته و پرداخته ي‌ سياست‌هاي پاكستان است، تا وقتي كه استراتژي پاكستان در قبال افغانستان تغير نيابد و آن كشور افغانستان را به مثابه‌ي يك دشمن تلقي ‌كند هميشه در صدد ضربه زدن به منافع افغانستان خواهد وحكومت هاي افغانستان نيز هيچ گاه حسن ظن به پاكستان نداشتنه اند واز بدو تشكيل پاكسنان به آن بديده اي بدبيني نگريسته اند چه بسا اين احساس تا مرزط جنگ گرم در زمان داوود خان نيز پيش رفته است

ادامه نوشته

ديورند؛ مهم ترين چالشميان دوهمسايه!

بيشك حل بحران افغانستان نياز مند تلاش هاي فراگير  وگسترده است زيرابحراني كه با  طالبان آغاز نيافته وبي حضور طالبان نيز خاتمه نخواهد يافت وگشودن درمذاكره باطالبان  مي تواند نخستين گام تلقي شود ازاين جهت بودكه وقتي اخبار مذاكره باطالبان پخش شد نخستين پرسش اين گونه مطرح شد كه آيا مذاكره با آن گروه مي تواند گام آخر تلقي شود يا آنكه دولت افغانستان بايد راههاي ناهمواري زيادي را بپيمايد ؟ زيرا آنچه در ذهن مردم ما نقش بسته ،آنست كه طالبان پروژه ايست به دست زمامداران پاكستان و قبل از آنكه اين پروژه مورد بحث وگفت وگو قرار گيرد، بايد ارزيابي شود كه مي توان با حل اين پروژه به تمام اهداف دست يافت يا آنكه به اصل اختلاف پرداخت وآنرا مطرح بحث قرار داد ؟
ادامه نوشته

گوش اگر گوش تووناله اگر ناله ي من...

    در ابتداي سوره ي مباركه بقره ايه ي است كه خداوند حال مشركان را بيان كرده است مشخصا روحي آنهارا باز گفته است ؛خداوند خطاب به پيامبر اسلام مي گويد:" آنهايي كه كافر شده اند چه بشارت بدهي وچه بترساني آنها ايمان نخواهند آورد ودر ادامه مي فرمايد كه بردلها، گوش ها وچشم هاي آن مهر زده شده است وبراي آنهاست عذاب عظيم"

 اين ايات در رابطه با كساني است كه با پيام بين الهي از در مخاصمت وارد مي شوند وسخن حق  راازروي جهالت نمي پذيرند ؛ جهالتي كه دراين ايه مطرح شده است همانست كه "ايزوتسو "قرآن شناس جاپاني به تفسير ان پرداخته وآن رابه معناي ضديت با سخن حق دانسته است نه به معناي ناداني يا بي سوادي .اگر بسط بيشتري به ان داده شود اين نتيجه حاصل مي شود كه كثيري از ادميان حق رانه از سر ناداني بلكه از سر خود خواهي نمي پذيرند، فرااوان بوده اند افرادي كه سخنان پيامبر عظيم اسلام را از روي نخوت وخود محوري مورد انكار قرار مي داده اند ؛ مي دانستند كه او فرستاده اي خداست اما با آنهم ،تكبر وخود خواهي آنها  باعث مي گشت كه پيامبري پيامبر راانكار كنند وسر تسليم  ورضا در پيش گاه او نگذارند.

ادامه نوشته

ستاري درنسبت دين وآزادي بخش اپاياني)

 

       اما آزادي در حكومت غير ديني را نه دين و فقه ديني كه قوانين حاكم بر كشور ها محدود مي كند و حاكمان مجري و پاسدار آن قانون اند، به تعبير يكي از بزرگان، آزادي ها بدون قانون اصلاً معنا نمي يابد، بلكه آزادي بدون قانون ،همان انارشيسم و يا لاابالي گيري اخلاقي و اجتماعي را به بار مي آورد كه مورد رد انكار هر جامعه مدني و متمدن اند، بنابراين راه محدوديت آزادي نه فتاواي فقهي يا كلامي وغيره بلكه فقط قانون مدون ومشخص در هركشور است كه مي تواند حدود آزادي را تعيين كند و از افراط و تفريط جلوگيري بعمل آورد، اما از يك نكته نبايد غافل شد و آن اين كه آزادي هاي اجتماعي بدون درنظرداشت هنجارهاي اجتماعي نيز تعريف نمي شود، اگر هنجارهاي حاكم در يك جامعه، هنجارهاي ديني باشد، هيچ كس براساس حقوق عمومي حق ندارد، آن هنجار ها را بشكند يا آن كه برآن بي حرمتي روا دارد، برهنه گي در جوامع غرب يك هنجار اجتماعي است، هركس حق دارد هرگونه جامه اي مي تواند بپوشد يا برهنه راه برود، وليكن اگر كسي با تاسي از هنجارهاي غرب بخواهد خود را برهنه كند و هنجارهاي اجتماع ديني را برهم بزند آنگاه قانون گذاران و مجــريان قانــون بايد براي حفظ و حرمت حقوق اجتماعي مردم و جريحه دار نشدن احساسات مــردم بايد از حريم آن دفــاع كنند و حد و حــدودي را مشخص كند تا از حرمت اعتقــاد و بـاور هاي ديني مردم مورد تعرض قرار نگيرد
ادامه نوشته

سال جديد وچالشهاي قديم

    سيستم هاي سياسي بنابر ماهيت  وساختار وجودي خوددر مواجهه باچالش هاي اجتماعي وسياسي دو رويكرد را.بهصورت معمول در پيش مي گيرند. اول حكومت هايي هستند كه درصدد رفع ودفع ريشه اي مشكلات ودشواري هاي فراروي خود هستند؛ اين نوع حكومت ها اول از همه در صدد يافتن ريشه هاي آسيب هستند وبا استفاده از كار شناسان سياسيواجتماعي مي كوشند در بدو امر به درد شناسي مبادرت ورزند وريشه هاي درد را بشناسند وپس ازان داروي متناسب با درد را كشف كنند وبه كار بندند. اين گونه عمل كردن گرچه نياز مند زمان وهزينه ي گزافي مي باشد اما اين حسن را نيز دارد كه آن سيسنم بارديگر به آن اسيب مبتلا نخواهد گشت وبه اصطلاح آن اسيب بار ديگر عود ن خواهد كرد.

ادامه نوشته

جستاري درنسبت دين وازادي(4))

در بخش گذشته به مفهوم قرائت اشارت رفت اكه مي توان ازدين قرائت هاي گ.نا گون داشت  يك؛ قرائتي كه تمام مفاهيم را در دين مي جويد و براي مفهوم آزادي نيز به متون ديني مراجعه مي كنند، اين كه  آيا در دين آمده  مقوله اي به نام ازادي آمده است يا نه؟ اگر آمده است چه تعريفي برداشته و چگونه ارائه شده است و متوليان دين از آن چه تعبير و تفسير ارائه كرده اند..

اين قرائت به تمام مفاهيم از ديد خدا مي نگرند بدين معنا هر چيزي را خدا گفته باشد درست است يا هر آن چه كه در كلام الهي بدان اشارتنشده است نبايد مورد قبول دين داران قرار گيرد

داشتن و نداشتن آزادي نيز مربوط به آن است كه در كلام الهي چه آمده است، اگر آزادي آمده باشد وخدا تاييدكرده باشد درست است  در غير آن نمي توان اعتقاد به آزادي داشت.
ادامه نوشته

جستاري درنسبت دين وآزادي (3)

 

دردو بخش پيشين بدين امر اشارت رفت كه ازادي ازمقولات ومفاهيم جديد دنياي امروز است .      نياز مندي هاي دنياي كنوني فلسفه اي سياسي جديدي را دردامن خويش پرورده است تا آن نياز ها برطرف شوداين فالسفه اي سياسي پرورش گاه ازادي هاي امروزين نيز بوده است. اما كثيري از دين دران وقتي مفاهيم جديد مواجه مي شوند  به سراغ كتاب و سنت مي روند و مي خواهند فلسفه حكومت و سياست را از آن استخراج كنند و مي گويند- يا باظن و گمان يا با قياس- كه دين داراي فلسفه سياسي خاصي است، اما  متكلماني كه هم دين را خوب شناختهاند وهم دنياي معاصر مي شناسند  بدين نظر اند كه درهمه ي دين ها در مجموع و در اسلام  به خصوص نمي توان فلسفه سياسي را يافت كه بتوان بران حكومتي را ايجاد كرد كه نياز مندي هاي آدميان دنياي معاصررا بر طرف كرد
ادامه نوشته

جستاري درنسبت دين وآزادي (2))    

بخش اول اين مقال براين مقوله اشارت رفت كه در ميان دينداران رويكردهاي گوناگوني در پيوند با مفاهيم جديد و خاستگاه آن يعني تمدن كنوني غرب پديد آمده است، از دو طيف اول نام برديم كه يكي از سر دشمني و عداوت با آن برخاستند و هرچه از آن ديار مي آيد آميخته با شرك و كفر و توطئه و دسيسه مي پندارند و توصيه مي كنند كه دينداران از آن كالاي شرك. الود غرب بايد بر حذر باشند وبراي حفظ نام وننگ خويش به گرد آن نگردند.   برخي نيز برق تمدن غرب برق از چشمان شان ربوده است ، توان شناختن خودرا از كف داده اند ودست بسته تسليم بي چون چراي تمدن وفرهنگ غرب گشته اند . اين طيف زحمت شناختن خويش را بر خويش هموار نكرده ان كالايي آماده را بر گرفته اند، به خيال آن كه با جامه ي عاريتي مي توانند قامت بپوشانند وبه منزل رسند .لذا اين قوم دين و فرهنگ خود را فروخته و از غربي ها نيز اندكي غربي تر شده اند،
ادامه نوشته

جستاري درنسبت دين وآزادي (1))      

جستاري درنسبت دين وآزادي (1))     

. افغانستان باپاره اي از كشورهاي پيراموني درحوزه تمدني مشترك قرار دارد؛ واين حوزه سه فرهنگ را درخود جا ي داده است، يا به سخن ديگرفر هنگ اين حوزه بر ساخته ي سه فر هنگ است..يك؛ فرهنگ كهن قبل از تولد  اسلام واستيلاي اعراب مسلمان دراين حوزه  كه داراي ويژگي هاي خاص خود است و زبان فارسي ازمشتركات اين حوزه تمدني است، با ظهور اسلام ورسوخ آن دراين ديار، اين فرهنگ نه تنها خود را در برابر هجوم فرهنگ اسلامي -عربي در نباخته است كه با آن دريك دادوستد متقابل فر هنگي قرار گرفته در نتيجه فرهنگ  غني تر وپر بار تري را بار آورده است
ادامه نوشته

جامعه ي اخلاقي جامعه ي پيامبر پسند

    ماهي كه گذشت مصادف بود باسالگرد ميلاد مسعود ختمي مرتبت حضرت محمد مصطفي (ص) وهم چنان به مناسبت اين مولودشريف مراسم  هم گرايي ووحدت ميان فرق مسلمان نيز در بسياري ازناقط كشور برگزار گرديد.بر گزاري هفته اي  وحدت از چند امر بسيار ممدوح و وپسنديده است؛ اول ازاين حيث كه مسلمانان در شرايط كنوني با دشواري هاي مواجه است وبايد با استفاده ازاين مناسبت هاي وحدت بخش چون  ميلاد رسول مكرم اسلام اين وحدت وهم گرايي همواره گرامي داشته شود  وبر نقاط وحدت بخش پيام آن پيام آور تاكيد رود . از جهت ديگر نيز ازاهميت فرواني بر خوردار است ؛آن اين كه بر گزاري هفته اي وحدت به رسميت شناختن قرائت هاي گونا گون ازدينوتاريخ اسلام است
ادامه نوشته

سال جديد وهديه ي پاكستاني ها به افغانستان!

 اگر بتوان سال جديد را براساس بهار آن به داوري نشست بايد گفت امسال براي اقاي كرزي ودولت اوسال نيكويي خواهد بود.زير او در طي سال هاي اخير بويژه در سال 1388 تمام همت وتوان خويش را به كار بست تا بتواند مخالفان مسلح دولت رامتقاعد سازد كه دست از جنگ بكشند وبه دولت بپيوندند. گرچه مردم افغانستان و هزينه هاي سنگيني را دراين راستا پرداخته اند ودر ماه هاي اخير سال گذشته حملات دد منشانه اي  رااز جانب مخالفان دولت تحميل گرديد تا در خواست هاي اقاي كرزي را نقش براب كند اما فرستادن هيئت حزب اسلامي حكمت يار به كابل ،ديدار با اقاي كرزي ومقام هاي بلند پايه ي دولتي اين گمان را به وجود آورده است كه در سخنانصلح جويانه ي دولت افقاي كرزي  در سالهاي گذشته چندان بي تاثير هم نبوده است وحد اقل اقاي حكمت يار را واداشته است تاراه مذا كره با دولت را در پيش گيرد وبه جرگه اي صلح در كشور بپيوندد. اگر چند سفر آن هيئت يك پيروزي براي دولت اقاي كرزي محسوب مي شود
ادامه نوشته