اگر نگوييم عمده ترين بحران افغانستان اختلافات مرزي ميان دوكشورپاكستان و افغانستان است بايد اذعان كرد كه يكي از عمده تري بحران هاي افغانستان در نيم قرن گذشته  بوده است  اما از آن جايي كه دولت هاي گذشته نه وجاهت ملي داشته ونه هم از اقتدار بين اللملي بر خور دار بوده اند ؛مردم نيز چندان توقع نداشتند كه دولت دراين راستا تلاش ورزد وراه حل بيابد، اما اين توقع از دولت كنوني مي رفت –ومي رود تا بيش از پيش در اين راه تلاش ورزد كه مذاكره با گروه طالبا ن مي تواندنخستين گام باشد درراه تلاش هاي گسترده ي دولت.

 اما؛ديده شود كه دولت افغانستان مواضع گذشته‌ي خويش در قبال خط مرزي ديورندرا خواهد داشت يا آن كه در راستاي حل معضل ديورند نيز تلاش خواهد ورزيد ؟ برخي تحليلگران بدين باورند كه اولين گام براي مذاكره با طالبان حل و فصل اختلافات مرزي ميان دو كشورهمسايه است،خوش بختانه هم تحليلگران پاكستاني در اين راستا تاكيد ورزيده اندوهم رسانه هاي افغانستان بر آن تاكيد گذاشته اند.  مصاحبه ي احمد رشيد  تحليل گرپاكستاني  با يكي از رسانه ها ي كشور ما در سال گذشته بيانگر آنست  خط مرزي ديورند يكي از چالش هاي بسيار عمده ميان دوكشور مي تواند باشد  گرچه هردوكشور هيچ گاه به صورت رسمي روي آن تاكيد نكرده اند؛ دران مصاحبه  دولت افغانستان ترغيب به مذاكره با پاكستان شد ه بودو او اظهار داشت كه بدون پرداختن به خط مرزي ديورند و حل و فصل آن، مشكل ميان دو كشور حل نخواهد شد، و تحليلگران افغاني و برخي از گروههاي منتقد دولت افغانستان نيز گشودن گره ديورند را قدمي در راه حل معضل ميان افغانستان و پاكستان  مي‌دانند،وازحكومت افغانستان بارها خواسته اند كه حل خط ديورند را از صورت يك خط قرمزخارج سازد وبه صورت يك اختلاف مزمن اماقابل حل بنگرند زيرا وجود وحضور طالبان به صورت امروزي آن بايد درراستاي اختلافات مرزي دوكشورارزيابي كرد، زيرازماني كه طالبان از قواي آمريكا و ناتو شكست خورد وحكومت آن گروه بر چيده شدو وبه پاكستان فرار كردندو به تجديد قوا پرداختند و تا امروزكه به عنوان يك نيروي موثر در منطقه درآمده‌است،هميشه اين تحليل وجود داشته كه طالبان ساخته و پرداخته‌ ي سياست‌ها ي پاكستان بوده واست، تا وقتي كه استراتژي پاكستان در قبال افغانستان تغير نيابد و زمام داران آن كشور، افغانستان را به مثابه‌ي يك دشمن تلقي ‌كند هميشه در صدد ضربه زدن به منافع افغانستان خواهد بود.

 اما از تلاشهاي ديپلماتيك در يك سال گذشته دانسته مي‌شود كه  دولت افغانستان نيز به اهميت حل اين معضل واقف گشته است و بيشتر از اين نمي‌خواهد با فرافكني مهر سكوت بردهان بگذاردواهميت حل آنرا از نظر دور دارد  بنابراين برخي تحليلگران بدين باورند كه امروز كشورهاي  غربي متحد افغانستان نيز به اين واقعيت پي برده اند كه بدون گشودن گره ديورند گام هاي ديگر بي اثر خواهد بود، لذا تلاش هايي كه دولت تركيه به عنوان عضو پيمان ناتو و يكي از بازيگرا ن منطقه‌اي در اين راستا بر داشته است قابل توجه وتامل است.

اولين نشست ميان سران دو كشور افغانستان و پاكستان در 10 ثور سال 86 در انكارا بر  گزار شد كه نتيجه ي مذاكرات ميان  دو كشورمعاهده اي بودكه ميان دوكشور به امضا رسيد كه به معاهده‌ي انكارا مسما گرديد؛ و در آن معاهده برعدم مداخله‌ي دو كشور در امور يكديگر تاكيد شده بود، ناظران سياسي و تحليلگران بدين باورند  كه نشست آنكارا در سال گذشته مقدمه‌اي بوده است براي ميانجيگري تركها براي حل معضل ديورند ميان دوكشور همسايه ، اما ان نشست جز اعلاميه‌ي مشتركي كه صادر شد نتايج عملي قابل توجهي نداشت و آقاي مشرف بعد از ان نشست بارها افغانستان را به ضعف و ناتواني متهم كرد و حكومت افغانستان را در امر  مبارزه با تروريزم ناتوان دانست، مسافرت وزير خارجه تركيه در روز هاي اخيربه افغانستان را ،برخي تحلييلگران در آن راستا تفسير مي‌كنند وبه آن با خوش بيني مي‌نگرند زيرا باور عمومي برآنست كه دولت افغانستان و مجامع جهاني نيك دريافته آند كه براي به نتيجه رسيدن مذاكره با طالبان  نخستين گام حل و فصل معضل ديورند ميان دو كشور است.

اما شرايط كنوني حاكم در دو كشور افغانستان و پاكستان ازيك سال بدين سو تغير يافته است ،درپاكستان حكومت غير نظامي بر اريكه ي قدرت تكيه زده است وخواهان اصلاحات در ساختارنهاد هاي نظامي واطلاعاتي درآن كشور است  افغانستان نيز خواهان آنست تا مشكل طالبان را ازراه مذ اكره حل وفصل كند ودراين راه پشتباني دوستان بين المللي خودرا نيز دار كه در هر دو صورت شرايط به نفع مذاكره ميان دوكشوراست ؛اما براي به نتيجه رسيدن تلاش هاي بيش ترمي طلبد تاتلاش هاي ديپلوماتيك بيش ازگذشته صورت گيرد، آنچه به نظر مي‌رسد، پاكستاني ها نيز به تدريج به مغاك خشونت ورزي طالباني فرو مي روند، واگر سال گذشته به اين باور نرسيده بودند اينك بايد به اين نتيجه رسيده باشند كه دودآتش افروخته شده براي افغانستان چشم خود اورانيز مي آزاردوهر روز شهري از شهرها  ي مرزي پاكستان ميان اردوي آن كشورو طالبان دست به دست مي شَود، اگر سياست مداران پاكستاني زودتر به خود نيايند و افراط گرايي طالبان را جدي نگيرند و هنوز ذهنييت سردمداران نظامي را داشته باشند، تجربه‌ي تلخ افغانستان در آن كشور تكرار خواهد شد و خشونت بر بخش هاي وسيع آن كشور حاكم خواهد گشت،اگرچه نشانه‌هايي ديده مي‌َشود كه پاكستاني ها اين خطر  را درك كرده‌اند و مي‌دانند كه پاكستان كم كمك به سوي خشونت طالباني كشانده مي‌شوند و آينده‌آي نا معلومي در انتظار آنان خواهد بود، لذاآنچه توقع مي ‌رود آنست كه تلاش هاي بيشتر صورت گيرد و خواسته هادر قالب لفافه مطرح نشود، زيرا اگر تا چندي قبل فقط افغانها بودند كه نيازمند توجه مجامع جهاني و همسايه‌گان براي حل معضل طالبان بودند، امروز پاكستان نيز به مشكل ديروز افغانستان گرفتار آمده است گرچه تحليلگران افغان بارها سردمداران پاكستانيي را از معا مله با طالبان بر حذرداشته بودندكه طالبان با توجه به تركيب و ايدوئولوژي كه دارند نمي توانند موجودات قابل اعتمادي باشند؛ وليكن متاسفانه گوش سردمداران پاكستاني آن هشدارهاراناشنوده انگاشتند و جدي نگرفتند، اما ديده شد كه پاكستاني هاامروز دريافته‌آند كه باهر وسيله آي نا مشروعي نمي‌توان به هدف دست يافت.

به هر حال توقع آنست كه دولت افغنستان  همان گونه كه امروز درراه مذاكره با طالبان گام گذاشته است بايدمعضل ديورند را نيزجدي تلقي كند واز شرايط بوجود آمده بيشترين سود جويد و تلاش خويش را با مردم افغانستان نيز در ميان بگذارد واز ديد گا ه هاي مردم سود جويد.واگر اين كار صورت گيرد هم معضل تاريخي دوكشور حل  خواهد شدو براي حكومت افغانستان پيروزي هاي فراون ديگري نيز به ارمغان خواهد آورد.