اماپرسش هاي بي پاسخ فراواني را مي توان طرح كرد كه هم پرده از نيت هاي اقاي حكمت يار بر مي دارد وهم پيروزي هاي دولت اقاي كرزي را كم رنگ مي سازد.

  اولين مورد ابهام كه از سوي برخي رسانه هاي گروهي مطرح شد اين بود كه ايا واقعا اقاي حكمت يارخواهان مذا كره با دولت افغانستان است واو مي خواهد صلح وثبات در افغانستان بر  قرارگرد د و يا اين كه آن هيئت بخش جدا شده از حزب اسلامي است كه طرز ديد سياسي اقاي حكمت  را نمي پذيرند واينك در خواست هاي كرزي رابهانه قرار داه اند تا بتوانند ديد گاه هاي خود را مطرح كنند تا هم با پشت كردن به حزب اسلامي از شر افراط گرايي آن حزب رهايي بيابند وهم در دولت اقاي كرزي از وجهه واقتدار لازم بر خوردار باشند. واگر چنانچه آن گروه در قالب يك تشكل نمي امدند وصرف به صورت فردي به اقاي كرزي مي پيوستند ممكن بود از امتيازاتي كه حال بدست آمي آوردند بي بهرهمي بودند .دومين پرسش اين است اگر به فرض كه آن هيئت ازجانب اقاي حكمت يار باشد اما ايا در خواست هاي مطرح شده از سوي آن حزب مورد قبول دولت اقاي كرزي خواهد بود يا خير؟گرچه هنوز تمام مفاد مطرح شده در پيشنهاد اقاي حكمت يار افشانشده است اما كار شناسان وتحليل گران بنا برماهيت پيش نهاد هاي قبلي او بدين گمان اند كه بدون ترديد يكي از مواد پيشنهادي اقاي حكمتيارخروج بي قيد وشرط نيرو هاي بين المللي از افغانستان خواهد بود؛ كه پذيرفتن اين پيش نهاد به معناي سقوط كشوردردام خشونت طالباني وفروافتادن دردام حكومت قرون وسطايي‌ان گروه مي باشد. با اين وصف ايا دولت افغانستا نبر اساس تعريف قانوني خود مي تواند به اين كار مبادرت ورزد؛ دوم اين كه اگر اين ماده را بپيذرد به معناي امضاي امحاي خود است ايا چنين امري ممكن است يا خير ؟

    سوم اين كه وقتي اقتدار اين دولت از هم بپاشد ايا نيرويي كه باز هم بتواند راه انتخابات دوباره را هموارسازد چه نيرو يي خواهد بود؛ وپرسش مهم تراين كه وقتي همين يك ماده اي پيش نهادي حكمت يار مورد تحليل قرار مي گيرد نتايج غير قابل قبولي ازان صادر مي شود اين پرسش اين گونه مطرح مي شود كه ايا حكمت يار براي ايجاد ثبات در كشور هيئت فرستاده است يا براي فرو پاشي وسوق دادن كشور دردام خشونت ودرنده خويي طالباني؟

   اگرحدس وگما نهاي تحليل گران قرين به واقعيت باشد وحكمت يار خواهان اجرايي شدن موادي باشد كه در گمان هاي تحليل گران مطرح شده است نه تنها پيروزي وموفقيتي براي اقاي كرزي محسوب نمي شود كه باعث پيچيده تر شدن اوضاع كشور در سا ل آتي خواهدذ شد.

  اما اگر آن گروه را جدا شده از حزب اقاي حكمت دانسته شود بايد گفت كه براي دولت اقاي كرز يك پيروزي محسوب مي شود كه حد اقل توانسته است در صفوف مخالفان دولت اين رخنه واختلاف راايجاد كند كه بخشي ازآنهارا از صفوف واحد شان جدا كرده و به سوي دولت بكشاند.

   اما در مورد فرستادن هيئت حكمت يار حدس وگمان ها به همين جا خاتمه نمي يابد بلكه ديد گاه هاي ديگري نيز وجود دارد كه چندان بي پايه نيزنيست

   اولين ديد گاه آنست كه فرستادن هيئت از جانب اقاي حكمت يارناشي ازقدرت  اونبوده است بلكه اقاي حكمت يار با فرستادن هيئت خواسته است زماني بيشتري براي خود كمايي كند تا در بازي هاي سياسي هم چنان حضور داشته باشد زيرا حزب حكمت ياردچار اختلاف  وتشتت هاي داخلي فراوان گشته است كه هر از گاهي خود را نشان مي دهد ازجمله در نشست مالديو چنين دانسته شد كه اقاي حكمت يار از اقتدار لازم بر خوردار نيست بلكه جنا ح هاي داخلي آن حزب مي كوشند تا به نحود مستقل از مركز عمل كنند وهر يك خود را به عنوان نمايندگان آن حزب مطرح نمايند اما امري مهمي ديگري كه اقاي حكمت ياررا وادار به نا گزيري فرستادن اين هيئت كرده است قلع وقمع شدن افراد مسلح آن گروه توسط گروه طاليان است . گزارش هاي منتشر شده در ماه هاي اخير از ولايت بغلان حاكي ازآن بود كه يكي از كانون ها  ي تجمع ا صلي آن حزب در شمال كشور بر اثر در گيري داخلي با نيرو هاي طالبان از بين رفته است ،اين در حالي است كه در ساير نقاط كشور آن حزب از اتوريته واقتدار لازم بر خوردار نبوده  افرد آن گروه يا به طالبان پيوسته اند يا آن كه راه صلح با دولت مركزي را در پيش گرفته اند ودر نتيجه مواضع وپايگاه هاي عمده اي خويش را ازدست داده است.اين فطورنظامي اگر درادامه اي تغيرات داخلي ان گروه مورد تحليل قرار گيرد كه بخشي بزرگي  به رهبري اقاي ارغنديوال به دولت پيوست اين واقعيت را بيشتر اشكار مي كند كه كه اينك حزب اسلامي در موقعيت بسيار دشواري قرار گرفته است وارهب آن گروه ازدر نا گزيري سياسي مبادرت به فرستادن هيئت به كابل نموده است.

  ديد گاه ديگر آنست كه امتياز دهي به سران حزب اسلامي  جدا شده ازحكمت يار اينك حكمت يار نيز وسوسه كرده است تا دير نشده به دولت اقاي كرز روي خوش نشان دهد ودست از خشونت بر دارد تا شايد آنهم به وزارت ورياستي دست يابد؛ زيرا او ازاين هوش سياسي بر خورداربوده ومي داند كه تماميت خواهي وبدست اورن تمام قدرت سياسي امروزهچندان آسان نيست بهايي سنگيني  مي طلبد كه ممكن است عمر او كفاف ندهد تا او بدان دست يابد بنابراين او به حد اقل ها بسنده كرده وهيئتي را فرستاه است تا از امتيازات حد اقلي سود جويد .

  اما ديد گاه سومي نيز وجوددارد وآن اينست كه اقاي حكمتيار هيچ گاه در طول حيات سياسي خويش فرد مستقل نبوه است هميشه سا زمان استخبارات پاكستان گرداننده اي او  بوده و همواره در جهت منافع پاكستاني ها به كار گرفته شده است وپاكستاني ها خواسته است با فرستادن هيئتي هم اورا از مرگ سياسي نجات دهد وهم امتيازات مناسبي براي خود كمايي كندو هيچ تحليل گري فراموش نمي كند كه هيئت حكمت يار قبل از سفر وزير خارجه اي پاكستان به امريكا صورت گرفت ودر خواست هاي مشروح ومفصلي نيز داشت براي اين كه پاسخ مثبت به در خواستهاي خود بيابد بايدهديه اي پيشكش كاخ سفيد نمايد براين امريكايي ها بهترين هديه دراين شرايط آنست كه راه هاي صلح با مخالفان دولت افانستان پيموده شود ودولت امريكا از فشار افكار هعمومي امريكائيان اندكي فراغت يابد. فرستادن هيئت از جانب حكمت يار در حقيقت پيش كشي است كه از جانب پاكستاني ها براي گرفتن امتيازت  وامكانات بيشتر از جمله به چنگ آوردن هواپيماهاي بدون سر نشين صورت گرفته است تا در قبال اين پيش كش، دل مقام هاي كاخ سفيد را نرم كنند.اماپاكستاني ها براي اين كه گرفتن امتيازات سياسي  راتكميل كرده باشند وهيچ گاه از گرفتن امتياز بي بهره نمانند به فاصيله اي اندكي كه هيئتي را به كابل مي فرستند تعين معاونان ملا عمر را نيز درر سانه هاي خود مي دمند تا به امريكا وغربي ها بفهماند كه با فرستادن هيئتي از حزب اسلامي هنوز مهره هايي براي بازي كردن دارند.