اما آنچه از تلاشهاي ديپلماتيك دانسته مي‌شود بيانگر آنست كه  دولت افغانستان نيز به اهميت حل اين معضل نيز وقوف يافته است و بيشتر از اين نمي‌خواهد با فرافكني مهر سكوت بر آن بگذارد؛ بنابراين برخي تحليلگران بدين باورند كه امروز كشورهاي  غربي متحد افغانستان نيز به اين واقعيت پي بوده اند كه بدون گشودن گره ديورند گام هاي ديگر بي اثر خواهد بود، لذا تلاش هايي كه دولت تركيه به عنوان عضو پيمان ناتو و يكي از بازيگرا ن منطقه‌اي در اين راستا صورت مي‌گيرد.بيان گر مواضع ناتو در قبال افغانستان ومشخص تر خط مرزي ديورند است

اولين نشست ميان سران دو كشور افغانستان و پاكستان در 10 ثور سال 86 در انقره ي تركيه ندوير يافت ،مذاكراتي كه  ميان  دو كشور صورت گرفت و معاهده ي نيز به امضا رسيد كه به معاهده‌ا انكارا مسما گرديد و در آن معاهده برعدم مداخله‌ي دو كشور در امور يكديگر تاكيد صورت گرفته بود، ناظران سياسي و تحليلگران بدين باور بودند كه نشست آنكارا در سال گذشته مقدمه‌اي است براي ميانجيگري تركها براي حل معضل ديورند ميان دوكشور همسايه يعني پاكستان و افغانستان، اما ان نشست جز اعلاميه‌ي مشتركي كه صادر شدنتايج قابل توجهي  نداشت و آقاي مشرف بعد از ان نشست بارها افغانيستان را به ضعف و ناتواني در امر مهار تروريزمتهم كرد و حكومت افغانستان را در امر  مبارزه با تروريزم ناتوان دانست،اما  مسافرت وزير خارجه ي تركيه به افغانستان در ما ههاي اخيررا برخي تحلييل گران در آن راستا تفسيروتحليل مي‌كنند و به آن با خوش بيني مي‌نگرند زيرا باور عمومي برآنست كه دولت افغانستان و مجامع جهاني نيك دريافته اند كه براي به نتيجه رسيدن مذاكره با طالبان  نخستين گام حل و فصل معضل ديورند ميان دو كشور است.

اما شرايط كنوني حاكم در دو كشور افغانستان و پاكستان مي‌طلبد تا هر دو كشور تلاش نمايند تا راه حلهاي ديپلوماتيك هموارتر گردد، اما آنچه به نظر مي‌رسد، پاكستاني هارا بيشتر ترغيب كندآنست كه دامنه اي خشونت ورزي روز تاروز در آن كشور بشتر وبيشتر شده است و به تدريج خشونت ورزي طالباني تمام وجوه زندگي پاكستاني هارادر خود فرو مي برد ، و هر روز شهري از شهرها ي مرزي پاكستان ميان نيروهاي اردوي آن كشورو طالبان دست به دست مي‌َشود، اگر سياست مداران پاكستاني زودتر به خود نيايند و افراط گراييي طالبان را جدي نگيرند و هنوز ذهنييت سردمداران سابق را داشته باشند، تجربه‌ي تلخ افغانستان در آن كشور تكرار خواهند شد و خشونت بر بخش هاي وسيع آن كشور حاكم خواهد گشت، اگرچه نشانه‌هايي ديده مي‌َشود كه پاكستانيي اين خطر  را درك كرده‌اند و مي‌دانند كه پاكستان به تدريج به سوي خشونتطالباني كشانده مي‌شود و آينده‌آي نا معلومي در انتظار آنان خواهد بود، اما آنچه توقع مي ‌رود آنست كه تلاش هاي بيشتي صورت گيرد و خواسته‌ها در قالب لفافه  مطرح نشود، زيرا اگر تا چند ي قبل فقط افغانها بودند كه نيازمند توجه مجامع جهاني و همسايه‌گان براي حل معضل طالبان بودند، امروز پاكستان نيز به مشكل ديروز افغانستان گرفتار آمده اند، گرچه تحليلگران افغان بارها سردمداران پاكستانيي را از معامله با طالبان بر حذز داشته بودندو به آنان هشدار دادهاند كه طالبان با توجه به تركيب و اييدوئولوژيي كه دارند نمي توانند موجودات قابل اعتمادي باشند وليكن متاسفانه گوش سردمداران پاكستاني آن فرياد هارا نشنيدند و آن راجدي نگرفتند، اما ديده شد كه پاكستانيها امروز دريافته‌آند كه باهر وسيله آي نمي‌توان به هدف دست يافت به هر حال اگرچه مذاكره باطالبان خوش بيني هايي را برانگيخته است تا افغانستان به سوي وآرا مش حركت كند وليكن لازمه اي رسيدن به جزيره اي امن نيازمند تلاش هاي مضاعف است كه بايد از سويدوكشور صورت كيرد .