دولت وتلاش هاي نا فرجام براي مهار فساد!
اگر دولت بخواهد تلاش هايش به ثمر بنشيند به جاي ايجاد سمينار هاي يك روزه يا چند روزه تم هاي تحقيقي تشكيل دهد از كار شناسان دعوت كند تا ريشه هاي علتي يا دليلي فساد را شناسايي كنند؛البته اين كار هزينه بردار وزمان مند خواهد بود واز ومي تواند چندسال را در بر گيرد اما اين حسن را خواهد داشت كه راه هاي عملياتي -تحقيقاتي مطئمن تري فراراه دولت قرار خواهد داد.
گرچند بسط وتفصيل موارد ذكرشده فراوان است اما به صورت اجمال مي توان چنين توضيح داد كه غزض از زمينه هاي ياد شده چيست ؟
بدون شك يكي علت هاي فساد اداري در كشور ريشه هاي اقتصادي دارد؛ كا رمندي كه در جايي كار مي كند توقع دارد كه روز گار خويش رااز آن طريق سپري كند وزندگي ابرومنداه اي براي خود فراهم آوردوليكن درادارات دولتي كسي كه هشت ساعت مشغول كار است اما مزدي كه در يافت مي كند كفاف زندگي اورا نمي دهد لاجرم دست به كار خلاف مي زند ومي كوشد از طريق دست آندازي به جيب ديگران زندگي خودرا تامين كند. حال دولت اگر ده ها سمينار بر گزار كند وافرادي را بگمارد تا ازاين فساد جلو گيري كند نمي تواند زيراوقتي كسي گرسنه بماند ونتواند از طرق شغلي كه دارد زندگي خودرا تامين كند لاجرم دست به هر رنگ ونيرنگي مي بردتا اهل وعيال خويش را از خطر مرگ نجات دهد
دولت ده ها سمينار برگزار كند مليون ها پول مصرف كند چه تاثير در زندگي آن ماموري خواهد داشت كه با كم نرين معاش روز گرا سپري مي كند .را ه حل آنست كه دولت در حد امكان در افزايش معاش هاي ماموران بكوشد واز سوي ديگر مديراني رابر گزيند تا تابا مديريت صحيح ونظارت صواب از ميزان جرايم كاسته شود. زمينه اي ديگر فساد درادارات دولتيزمينه ئهاي سياسي است ؛كه باز هم نياز مند توجه بيش از پيش دولت است تركيبي كه دولت دارد وراهي را كه بر گزيده است تصور نمي رود كه راه حل هاي پيش نهادي از سوي كار شناسان نيز مورد توجه وعمل قرار گيردوراه حل آنست كه دولت بر عقلانيت تكيه كند به سخن ديگر در تعين مديران بايد احساسات قومي ، سمتي، وغيره ... كمتر دخالت داشته باشد وكوشش صورت گيرد مديران بر اساس شايستگي هايي كه دارند انتخاب شوند؛ آما آن چه تا هنوز صورت گرفته ترجيح روابط بر ظوابط در گزينش مديران بوده است. اين كار درواقع متضمن دو نوع فساد است از يك سو نفس اين كار فساد است از سوي ديگر وقتي كسي با واسطه ي به يك جاي منصوب مي شودتا اخير در كنف حمايت آن شخص باقي مي ماند ودر هر موقف ازاو حمايت صورت مي گيرد واو در سايه سار امن دست به فساد مي الايد ودر صوت مواجه گشتن با مشكلي از سوي مرجع واسطه مورد حمايت قرار مي گيرد. حال وقتي اين گو.نه گزينش ها وجود داشته باشد .ودست گاه دولت خود دراين گرداب افتاده باشد كار شناسان چه كار خواهند كردوچه راه حلي را فراراره دولت خواهند گذاشت؛ در صورتي دولت دراين زمينه وقوف دارد كه دردستگاه دولتي چنين امري وجود داردوبه صورت يك نرم درآمده است براي در هم شكستن آن نرم نخست از ر همه بايد دولت دست به كار شود؛ بنا براين دراين صورت بدون اراده ي قوي ونيرومند هيچ كس قادر نيست كه اين نرم رابرهم زند وفساد را كاهش دهد اگر نركيب كلي دولت چنين باشد درآن صورت بايد همان شعر حافظ را خواند كه:
تو خود حجاب خودي حافظ از ميان بر خيز
دراين صورت جز آن كه دولت خود باعث وباني فساد است وبايد خانه تكاني را از خود شروع كند وبه فسا خاتمه دهد چاره اي ديگري ندارد كه دراين صورت مشكل منطقي پيش مي ايد كه دولتي به فساد الوده چگونه مي تواند فساد را از خود دور كند وخود را نفي كند؟
به ريشه هاي ديگر نيز مي توان به صورت مبسوط اشاره كرد اما براي پرهيز از تطويل نوشته به مورد اعتقادي اشاره ي گذرايي صورت مي گيرد. البته منظور اين نيست كه خداي نا كرده اعتقادات وباور هاي مردم باطل اند ودولت بايد باور هاي جديدي به وجود اورد ومردم ملتزم به التزام هاي جديد اعتقادي شوند منظوراينست كه بسياري از باور هاي اخلاقي جامعه كه ريشه در باور هاي ديني مردم دارد رو به نقصان گذاشته است. حساسيت نسبت به حلال وحرام ازميان رفته است تاثير مال حرام درزندگي ،در خانواده درايجاد نسل يا بكلي فراموش شده است يا اين كه گذر زمان از ياد مردم برده است ؛ اين كه جايگاه رشوت دهنده وگيرنده در ديدگاه اعتقادات وباورهاي ديني دركجاست به طاق نسيان سپرده شده است .در مجموع آخرت گرايي وباور داشتن به جهان پس از مرگ كه تاثير بسيار مهمي در ايجاداخلاق نيك جايش را به دنيا گرايي داده است . اگر واقعيت هاي جامعه اي خويش راقبول كنيم بايد بي پرده گفت كه امروز نيرنگ ، دروغ ، ريا كاري ، چا پلوسي سكه اي رايج اين بازار است يعني اخلاق نيك وپاي بندي به ارزش هاي برين انساني به صورت استثنا وجوددارد قاعده بر بد اخلاقي وبي اخلاقي است . حال شايد برخي اين وضعيت را به دوش خارجي ها بيندازند كه چون خارجي ها آمده اند وضع بدين گونه شده است. حال ريشه هاي اين وضعيت به دوش هر كه باشد واقعيتي است كه وجود دارد يكي از پي آمد هاي ملموس ومحسوس آن همين فساد گسترده اي است كه وجود دارد ومتاسفانه تمامي وجوه زندگي مردم را در كام خود برده است.
حال پرسشي كه ايجاد مي شود اينست كه چگونه مي توان با اين فساد مبارزه كرد يا مي توان از طريق تديور سيمينا رازآن كاست ؟ شايد تدوير همايش ها بتواند وجوه ومراتب اين امر را بيش از پيش اشكار سازد اما نمي توان راه حل يك روزه يا ده روزه وچند ماه راي آن در نظر گرفت راه حل آنست كه بايد مدارس ديني ، معارف كشور ، مساجد وملا امام هاي مساجد در مجموع همه نيرو هاي مذهبي دراين راه تلاش ورزند تا جوهر از دست رفته اي مردم به آنان باز گردانده شود. بسياري از ريشه هارا مي توان يافت وعلاج كرد اما بي رنگ شدن اخلاق واعقادات مذهبي تدبير ديگر وزمان بلندي مي طلبد دولت افغانستان مي تواند راه حل هاي كوتاه مدت را از طريق همايش به دست آورد وبدان عمل كند اما براي ترميم باور هاي اعتقادي بايد بر نامه ريزي كند.ساز و كار هاي ديگري را مد نظر قرار دهد