انتقال مسئولیت های امینتیی سمبولیک یا واقعی؟
سومین مرحله انتقال مسئولیت انتقال امنیت به نیرو های داخلی تا چند روز دیگر آغاز می شود. این مرحله که بیش از 230 ولسوالی را زیر پوشش خواهد گرفت حدود 70در صد از افغانستان را احتوا خواهد کرد. امریکا در حالی ازاین مرحله پشتیبانی کرده وآن راپیشرفت استراتژی امریکا دانسته است که پرسش های عمده هنوز وجوددارد وپاسخی نیز ارایه نشده است.
زیرا کثیری از کار شناسان وتحلیل گران بدین باور اند که نیرو های ملی نه از نگاه ادوات وتجهیزات می توانند این مسئولیت بزرگ را به عهده گیرند ونه هم ظرفیت های انسانی لازم ایجاد شده است که روندانتقال را نهادینه سازد . بعداز سپری شدن مرحله دوم انتقال مسئولیت، رئیس کمیسیون انتقال در سخنان شکوه آمیزی بیان داشت که پروسه ی انتقال به پیش می رود بدون آن که اراده ای برای مبارزه با فساد ایجاد شده باشد. این گونه سخن گفتن به معنای آنست که دست اندر کاران پروسه انتقال از این روند بیم نا ک اند واین پروسه را چندان موفق نمی دانند.؛زیرا اگر ساختار حکومت ،هم چنان فساد آلود باشد وحتاچشم اندازی بهتری برای آن آینده نیز وجود نداشته باشد؛ بسیار دشوار است که بتوان به روند کنونی باور کرد وآن را موفق دانست. باور عمومی نیز آنست که پروسه ی انتقال نه به صورت واقعی بلکه به صورت نمادین انجام می یابد وبرای آن که این روند به بار نشیند آرامش روحی وروانی مردم افغانستان را فراهم آورد لازمست که هم زمان با پروسه انتقال، سازو کارهایی دیگری نیز در نظر گرفته شود. روز پنج شنبه گذشته بود که چند فرد انتحاری وارد ساختمان ولایت فراه شدند وبا درگیری که صورت گرفت بیش از بیست نفر از هم وطنان ما کشته شدند. حادثه پنج شنبه مشت نمونه خروار است وبدین معنا است که بعد از پروسه انتقال نیز مردم در امنیت روحی وجسمی به سر نمی برند وهر آن ممکن است تروریستی آرامش مردم را بر هم زند .یا برخی مناطقی دیگری که پروسه انتقال انجام شده است اما وقتی تروریست ها دست به حمله می زنند؛ نیرو های خارجی به کمک نیرو های داخلی می شتابند. بنابراین حکومت افغانستان قبل ازان که مرحله دیگری اغاز کندباید سازو کار های مناسب را در نظر می گرفت تا این پروسه آرامش وامنیت لازم را برای مردم ما به وجودمی آورد. اولین گام انست که یک ارزیابی درست ازمیزان کار آیی پولیس وامنیت ملی کشوروجودداشته باشد. ازکم بود ها وکاستی های نیرو های امنیتی کشور ارزیابی دقیقی صورت گیرد ؛تجهیزاتی که برای مقابله با تروریزم و جلو گیری از نفوذ مخالفان حکومت لازم است آماده شود. مهمتر از همه باید مبارزه جدی با فساد وارتشای موجود درادارات حکومتی صورت گیرد . باند بازی ها وقانون شکنی ها حد اکثر مهار شود.مهم ترو با اهمیت از همه نقش مردم در پروسه ی ایجاد امنیت در کشور است . هیچ حکومتی درایجاد امنیت موفق نبوده است مگر آن که مردم را با خود همراه وهم گام کرده است . هم گامی مردم نیز زمانی می تواند محقق شود که نیاز مندی های اولیه مردم توسط حکومت مرفوع گردد. مردم بدانند ودرک کنند که حکومت برای رفاه واسایش آنها تلاش می ورزد. این باور برای مردم وقتی ایجاد می شودکه حکومت صداقت لازم راداشته باشدو حسن نیت خودرا به مردم نشان داده باشد ومردم به این درک رسیده باشند که حکومت برای آنها است . اما متاسفانه کار کرد حکومت کنونی به گونه ای است که نه تنها مردم کشور ما با این حکومت احساس هم دلی نمی کنند که حکومت را مخل رسیدن به خواسته های مشروع خود می دانند؛ ما بدین باوریم که حکومت بیش ازاین با سر نوشت مردم بازی نکند ومردم رابه نام ها وعناوین واهی دل خوش ندارد. امنیت اساسی ترین نیازمندی های این کشورواین نیاز اساسی باید به صورت واقعی ودور از تبلیغات براورده شود. حکومت اگر دربرابر هراشتباه خارجی ها واکنش سخت نشان می دهد . حال درمقام عمل ودرپروسه انتقال امنیتی باید اشتبا ه خارجی هارا مرتکب نشود اما روند شتاب آلودی که به پیش برده می شود این گمان را تقویت می کند که متاسفانه حکومت افغانستان درک درستی از خواسته های مردم ندارد ومی کوشدبا عملکرد های صوری نشان دهد که توانسته است پروسه ای رابه انجام برساند.
عقب نشینی پاکستان پایان اختلاف با غرب است؟
رئیس جمهوری که با یک جلغوزه گرمی می کند با یک کشمش سردی!
خوانش حد اقلی ازموافقت نامه استراتژیک
نشست های مشترک؛ تلاش بی فرجام
نشست چند جانبه وصلج یک جانبه
روز جهانی کار گرو , وملیون ها بیکار
انتخابات پیش از وقت ،فراراز دشوار ی ها
درهفته های اخیر مطلبی دریکی از رسانه های غرب به نشر رسید که پیشنهاد شده بود برای آن که بار بیرون شدن نیرو های غربی وانتخابات ریاست جمهوری در سال 2014بر حکومت افغانستان سنگینی نکند، بهتر آنست که حکومت افغانستان یک سال زود تر از موعد مقرر به انتخابات ریاست جمهور مبادرت ورزد. این خبرگرچه مورد تائید صریح مقام های حکومت افغانستان قرار نگرفت اما موضع گیری های شفاف هم نشد واز جانب حکومت رد نگردید. زیرا تقدم وتاخر انتخابات برخلاف قانون اساسی افغانستان است وانتظار برده می شد ومی شود که رئیس جمهور کشور بر اساس وظایفی که در قانون اساسی بر عهده اونهاده شده است جدی تر موضع گیری می کرد وموقف حکومت را اعلام می نمود. وپیشنهادهایی را که خلاف قانون اساسی کشور باشد مردود بشماردو رد کند. سکوت ویا پذیرش تلویحی این پیشنهاد چنان بود که مخالفان سیاسی حکومت را واداربه مخالفت صریح با این پیشنهاد کردند ودر یک نشست مشترک رسانه ای کهتوسط دو جریان عمده مخالف حکومت تشکیل شد ،اعلامیه مشترکی از سوی این گروه ها صادر گشت براین نقطه تاکید کردند که حکومت افغانستان وشخص رئیس جمهور کرزی موظف است که بر اسا س قانون اساسی افغانستان عمل کند ودر صورت تمکین به انتخابات زود هنگام، از سمت خود استعفا دهد. اما پرسشی که مطرح می شود انست که چرا اقای کرزی تن به این منظور خلاف قانون اساسی افغانستان دهد؟ ویک روند ضد قانون را پذیرا بابشد؟
پیمان های نهانی وشرایط جهانی
حکومت ،ومولفه های تامین امنیت
هنوز هفته هایی از سال جاری نگذشته است؛ اما میزان خشونت ورزی های طالبان هرروز بیش از روز پیش افزایش می یابد
در هفته ی گذشته اعلام شد که عملیات انتحاری در هرات جان سی تن از هم وطنان را گرفت. در هلمند نیزتعدادی به خاک وخون غلطیدند. در بدخشان یک فرمانده پیشین جهادی با چند تن از محافاظان خود کشته شدند.هم چنان طالبان اعلام کرده اند که دراین سال بیشترین حملات رامتوجه نیرو های امنیتی افغانستان خواهند کرد. این خبرهای نا گوار در حالی اعلام می گردد که زمان بیرون شدن نیرو های خارجی یک سال کاهش یافته است؛ اگر در گذشته اعلام شده بودکه نیرو های خارجی تا آخیر سال 2014 افغانستان را ترک خواهند کرد. اما بعد از حادثه ای که در قندهار اتفاق افتاد وبیش از پانزده تن از افراد بی گناه به قتل رسیدند؛رئیس جمهور کرزی اعلام داشت که نیرو های خارجی پیش از وقت مقرر افغانستان را ترک خواهند کرد. هم چنان اقای کرزی از نیرو های خارجی خواست که روستا های افغانستان را ترک کنند وبه مقر اصلی یا پایگاه های خود بر گردند. تشدید حملات انتحاری وهدف قرار گرفتن نیرو های امنیتی کشور وتصامیم عجولانه رئیس جهور کرزی د رحالی اعلام می شود که گفت وگو های قطر هنوز در بتدای راه قرار دارد. هنوز سران ایالات متحده امریکا دل به پروسه قطر خوش داشته اند؛ امید می برند که سر انجام پروسه ی قطر شکل خواهد گرفت ومشکلات افغانستان ازراه مذاکره ی سیاسی حل خواهند شد .پرسشی که ایجاد می شود آنست که ما به کدام سوی می رویم دروازه صلح به روی ما گشووده خواهد گشت یا آن که کشور در محاق خون ریزی وخشونت ها در خواهد غلطید؟هشت ثور،پایان یک حماسه وآغاز یک تراژدی
پیمان راهبردی وچالشهای فراروی
سخن گوی رئیس جمهوری افغانستان اعلام داشت که مسوده پیمان راهبردی افغانستان وایالات متحده امریکا نهایی شده است. خبر ها حاکی ازآنست که این مسوده قبل از اجلاس سران ناتو در شیکا گو که حدود یک ماه دیگر دایر می شو.دٰبه امضا برسد . این مسوده در حالی نهایی وبرای امضا آماه می شودکه بسیاری از مخالفت هارا پش سر گذاشته گرو ها وطیف های گونا گون شانس خودرا دراین راه آزمودند تا حکومت را وادار به عقب نشینی کنند ودست از پیمان راهبردی با امریکا بردارد حال دیده شود که کدام چالش ها فراروی حکومت افغانستان قرار خواهد داشت وچه موانعی می تواند عمل به این پیمان را با دشواری هایی مواجه سازد. کار شناسان وتحلیل گران بدین باور اند که آنچه رئیس جمهور کرزی پشت سر نهاده اندکی از بسیار است چالش های فزون تری داخلی وخارجی فراراه این پیمان وجود دارد که عملی کردنآن را با دشواری های فروان مواجه خواهند کرد. این تحلیل گران بدین باوراند که اولین چالشی که فراراه عملی شدن این پیمان قرار خواهد داشت مجموعه ای است که اقای کرزی را در کمند خود گرفته است ونفوذ فراوان بر اقای کرزی دارد وبه نام تیماقای کرزی شناخته می شود. این طیف علاوه بر ارتباط هاودلبستگی هایی کهبه خارجی ها دارند باور مند به به عقاید سنتی است که پیمان راهبردی درآن هیچ تعریفی نیافته است . همان که روزی ازآدی بیان رسانه را حرف مفت می خواند امروز در کنار اقای کرزی قرار دارد ویکی از نزدیکان تیم ارگ به حساب می اید. او تامثال اوچگونه می تواند باور کند که حال یک کشور اسلامی با یک ابر قدرت سکولار پیمان دوستی ببندد واحیانا حضور دراز مدت نیزداشته باشد. رسانه ای که متعلق به او است از مدت ها قبل به تحریک افکار عامه پرداخته ومی کوشد زمینه های خشونت علیه حکومت ونیرو هخای امریکایی را فراهم اورد علاوه بران ارتباط های خارجی این گروه نیز چنانست که این گونه رابطه هارا نمی تنابد بنابراین اگر احیانااقای کرزی بدین باور باشد که پیمان راهبردی با امریکا به نفع کشوراست اما معلوم نیست که بتواند دوستان نزدیک خویش را قانع ومجاب کند تا آنها با او همراهی کنند. با توجه به این که چشم امید اقای کرزی نیز به آنها دوخته شده است تا با میانجیگری رابطه مخالفان مسلح حکومت را با ارگ بهبود بخشد. فلهذا تصور می رود اقای کرزی میان دو دوست گیر خواهند کرد ورها کردن یکی ازاین ها نیز دشوار خواهد بود. اگر اقای کرزی بار ها با گذاشتن پیش شرط هایی نهایی شدن این مسوده را به تعویق انداخت گفته می شود برای آن بود که نتوانسته بود تیم کاری خودرا با خود همراه کند .
چالش دوم دربرابر تیم اقای کرزی ممکن است ملاهای سنتی باشند که سیاست ودنیارا از دریچه دیانت می بینند وبدین تصوراند که پیمان راهبردی با امریکا در شریعت اسلام تعریف نشده است. گرچه اقای کرزی در لوی جرگه ای که چندی قبل بر گزار کرد توانست فتوای برخی ازین چهره ها رابا خود همراه کند. اما این جماعت می تواند تحت تاثیر القائات گونا گون قرار داشته باشد فردا اگر گروه دیگر توانست این هارا در خدمت گیرد بی تردید فتوای دیگری صادر خواهند کرد وروی از حکومت بر خواهد گردانید. این روی گردانی چند حدیث را نیز به تفسیر خواهند گرفت .فتوای جدید صادر خواهند کرد. بنابراین آنچه اقای کرزی پشت سر نهاده است تمام مشکلاتی نیست که ازان گذر کرده است؛ شایدعقبه های دیگری باشد هنورچهره ننموده است .
سومین چالش فراروی اقای کرزی کشور های منطقه است. اقای کرزی در دور دوم ریاست جمهوری خود هر از گاهی کوشید تا رابطه خود با غربی هارا به هم بزند وازهر بهانه ای سود جست تا غربی هارا تحت فشار قرار دهد؛ آخرین مورد ازاین دست که رئیس ناتو به فغان آوردٰ اتهام کوتاهی نیرو های ناتو در کشف توطیه های انتحاری بود که چند هفته قبل انجام یافت وامنیت شهر کابل را به هم ریخت. این برخورد ها وموضع گیری ها براین پایه استوار بود کهاقای کرزی تصور می کرد که بارفتن نیرو های غربی از افغانستان جای آنهارا با با نیرو های کشور های همسایه می تواند پر کند یا آن که این ذهنیت وجود داشت ودارد که اگر غربی ها نباشد کشور های همسایه با افغانستان هم کاری خواهند کرد ودر نیتجه ثبات وامنیت فراهم خواهد آمد. خاطر مبارک هماسیه ها بود که اقای کرزی هراز گاهی بانگ بر می آورد وبه کشور های همسایه چراغ سبز نشان می داد که "منآنم که رستم بود پهلوان" تصور آن بود که احساس تشخص در برابر نیرو های غربی می تواند نظر وحمایت کشور های همسایه راجلب کند وآنهارا به افغانستان نزدیک تر سازد. اما تیماقای کرزی غافل ازاین است که همین حضور نیرو های غربی در افغانستان است که همسایه ها اندک احترامی به این حکومت قایل هستندٰ اگر چنانچه این نیرو ها خاک افغانستان را ترک کنندوافغانستان را به حال خود وا گذارند بی تردید که افغانستان میدان بزکشی همسایگان خواهد شد. نباید پنداشت که همسایگان افغانستان از گذشته تغیر کرده است. منافع شان تغیر یافته است؛ راه رسیدن به منافع خودرا درامنیت وثبات افغانستان جست و جو می کنند؛ هر گز چنین نیست. خوب است کهاقای کرزی سخنا ن سخنگوی امنیت ملی کشوررا گوش دهد که برخی رسانه هارا متهم کرد که از کشور ها ی بیرونی تغذیه می شوند این پرسش مطرح است که ایا دل زمام داران کشور های همسایه برای افغانستان می سوزد وبرای آگاهی مردم افغانستان به برخی رسانه ها پول می دهند یا ان که منافعی نا مشروعی دارند ومی خواهند با تبلیغا وشانتاژ های تبلیغاتی به آنان دست یابند؟ بی گمان وتردید که مورد دوم صادق تر است. اگر همسایه ها حکومت افغانستنان را حکومت مشروع می داند وباورمند است که از طریق رابطه سالم سیای به اهداف خود می رسد چرا باید رسا نهایی را در خدمت گیرد؟ به هر حال اگر حضور کشور های غربی در شرایط کنونی افغانستان شرهم باشند اما یک شر لازم هستند اگر این شر نباشد اشرار براین ویرانه خواهندتاخت ودهه نود تکرار خواهند شد. اما این پرسش نیز مطرح است که وقتی پیمان با امریکا امضا شد چالش ها ودشواری هم حل شد می توان با خیال راحت زندگی کرد ودگر هیچ دشواری فراروی ححکومت و مردم نخواهد بود؟
بهتر است مقصد را با مثال واضح سازم ؛می گویند شخص رهگذری از کنار ملا نصرالدین می گذشتٰ، بر گشت به ملا گفت تا فلان مقصد چد ساعت راهست؛ ملا سکوت کرد وهیچ نگفت، بار دیگر پرسید بازهم پاسخی نشنید. راه افتاد همین که چند گامی بیش بر نداشته بود که ملا صدا زد که هی! تا فلان مقصد این قدر ساعت می رسی. مرد رهگذر گفت چرا ازاول نگفتی؟ جواب گفت که ازاول راه رفتنت را نمی دانستم حال که گام هایت را شمردم دانستم که این قدر سی ساعت طول می کشد تا به مقصد برسی. قصه ماهم کمتر از ملا نصرالدین نیست. اگر حکومت افغانستان با همین وضعیت کنونی باشد تغیری در ساختار این حکومت به وجود نیایدٰ فساد اداری وسیاسی وخویش خوری هابه همین صورت ادامه داشته باشد نه تنهاپیمان های راهبردی راه به جایی نخواهد برد که چه بسا دشواری های فراوان تری نیز فراراه مردم ما قرار خواهند گرفت. اگر سازو کار واراده ی در خور ومناسب برای عملی شدن مواد پیمان به وجود نیاید ضرری را که مردم ما متحمل خواهند شد مضاعف خواهد بود. اول این که پیمانی بسته شده است ومفادی داشته است وعملی نشده است که می تواند یک بار منفی داشته باشد. بار منفی دیگر آنست که امضای این پیمان حساسیت های همسایگان افغانستان را بیش از پیش بر خواهد انگیخت وآنها بیش از پیش در امور کشور دخالت خواهند کرد وچه بسا تروریستان را به خاک افغنستان بیشتر خواهند فرستاد تا وانمود کنند که امضای پیمان سبب نا امنی بیشتر را فراهم کرده است. سر انجام این بارمضاعف نیز به دوش مردم خواهد افتاد وهزینه هایی را مردم خواهند پرداخت. بنابراین وضعیت کنونی برای مردم افغانستان یک بار است باری که بردوش این مردم سنگینی می کند. باری که نمی توان برد ونمی توان بر زمین گذاشت . حکومت نا کار آمد ٰو فاسد رشوه ستانٰ وبا هزار درد بی درمان دیگر. اگر همین حکومت با همین ترکیب وبا همین ساختار بر عمر ناکام خوددوام دهد مشکلات ودشواری های مردم ما افزایش خواهد یافت وبار سنگین تری بر مردم ما تحمیل خواد گشت.لذا نفس پیمان راهگشای دشواری های ما نیست بلکه جدیت در عملی شدن پیمان است که می تواند زمینه های بهتر شدن وضعیت مردم مارا فراهم اورد. حال حکومت افغانستان با این ساختار فساد الود خود چه کارهایی کر کرده می تواند؟هیچ معلوم نیست که اراده ای در کار باشد وکاری از پیش ببرد. این حکومت به یک جسد مصرفی تبدیل شده است همانند موتر های مبلایل خور که جز خوردن ودود کردن راهی نمی رود وباری را حمل نمی کند. برای درمان موتر های مبلایل خور تنها گزینه انست که ماشین تعویض شود.حال ماشین این موتر را چگونه تعویض شودباید صب کرد تا 2014 که انتخاقبت صورت گیرد وشر این حکومت از سر مردم کوتا ه شود.