.  منافع فراوانی که راه پاکستان برای غربی ها دارد، گشایش آن راه یک موفقیت عمده برای کشور های عضو ناتو به حساب می آید . این که انگیزه های پاکستان ازمسدود کردن راه تدارک چه بوده است؛ تحلیل وتبصره های فروانی صورت گرفته است وعذر خواهی مقام های ا مریکایی بیشتر یک بهانه بود تا  مقام های اسلام آباداتوریته  مخدوش شده خودرا دوباره به دست اورد. برخی آگاهان بدین باوراند که علت عمده عقب نشینی پاکستان از مواضع خودبه چند عامل بر می گردد. وضعیت آشفته سیاسی،وابستگی اقتصادی آن کشور به کمک های غربی، گسست های اجتماعی ای در میان اقوام ان کشور وجود دارد ومیزان آسیب پذیری آن کشور باعث شده است که پاکستان از مواضع خود عقب نشینی کند؛ اما پرسشی که ایجاد می شود آنست که آیا با گشایش راه های تدارکات نیرو های ناتو می توان اختلاف میان پاکستان ونا تورا خاتمه یافته تلقی کرد؛یاآن که عقبه های این اختلاف ها بار دیگر دامن پاکستان را خواهد گرفت .        زیرا محوری ترین اختلاف پاکستان با کشور های غربی بر سر راه های تدارکاتی نبود، پیدا شدن رهبر القاعده در خاک پاکستان وپشتیبانی آن کشور از گروه حقانی، ده سال همکاری نزدیک با شبکه تروریستی القاعده، آن  کشوررا در مظان اتهام جدی قرار داده وبر وجهه پاکستان تاثیر منفی فراوانی بر جای نهاده است وچهره ای ممسوخی ازآن کشور ارایه داده است . این که عقب نشینی کنونی پاکستان چقدر می تواندوجهه منفور آن کشوررا بپوشاند خود نیاز مند زمانست که دیده شود که درأینده  چنین اتفاقی پیش خواهد آمد یا خیر؟

    اما این که عقب نشینی آن کشور بتواند جایگاه زمان جنگ سردرابرای آن کشور دوباره زنده کند، تردید جدی وجود دارد. زیرادر جنگ سرد بر اساس بلوک بندی های جهانی ،پاکستان یکی از سد های محکم واستواری در بر ابر هجوم شوروی ها پنداشته می شد وتمام کمک های غربی به آن کشور سرازیر می گردید تا این جبهه ضد شوروی مستحکم باقی بماند . اما فرو پاشی شوروی سابق باعث گردید که جایگاه پاکستان به شدت کاهش یابد،  موقعیت پاکستان دچار آسیب وتزلزل گردد.علاوه بر تنزل جایگاه، مقام های آن کشور نتوانستند بحران های بعد ازجنگ سرد را که پاکستان به آ ن گرفتار آمده بودمهار کنند.  بحرانی که امروز در پاکستان وجودارد به نحوی باز مانده از دوران جنگ سر د است که پاکستان به جای آن که در مهار آن بکوشد وازان بگذرد، کوشید به عنوان یک برگ برنده در معادلات منطقه ی وجهانی ازآن سود جویدس تا امتیاز های سیای واقتصادی به دست اورد.     موقف اینده پاکستان در وضعیت کنونی جهان وابسته به مجموع بازیگران منطقه ای وبین المللی است اگر بازیگران منطقه ای بتوانند با امریکا ودر مجموع با غرب وارد تعامل مثبت شوند وبا توجه به منافع خود منافع کشور های غربی را بر آورده کند، بی تردید پاکستان در انزوا قرا رخواهد گرفت وباز گشایی راه های تدارکاتی نا تو نیز سودی برای  آن کشور نخواهد داشت. اگر  پرسیده شود که کانون بحران در پاکستان در کجا است وچگونه می توان مهار کرد. پاسخ آنست  که گروه های خشونت طلب کنونی در پاکستان برای مقابله با شوروی ساخته شده بودند وکار ویژه های آن در آن زمان تعریف می شد وپایان یافتن جنگ سرد به معنای پایان یافتن  گروه های خشونت طلب بود؛ وپاکستانی ها باید هماهنگ با دنیا در پی بر اندازی گروه های تروریستی بر می آمد ند؛اما پاکستان با این توهم که می تواند ازاین گروهها برای منافع ملی خود سود ببرد نه تنها درصدد نابودی این گرو ها بر نیامد بلکه به تقویت وتجهیزآنها کوشید. تا هنوز نیز آن هارا تقویت می کند.

    زمام داران  پاکستانی فاقد این درک بودند تا در یابند که  با کار ت های کهنه به میدان بازی های جدید نمی توان رفت  . خشونت ورزی مذهبی وسود بردن از دین وتحریک وتهیج احساسات، شاید چندروزی بتواند کا رت برنده باشد، اما درنهایت سود استراتژیک برای آن کشورنخواهد داشت؛ ولیکن مقام های پاکستانی این درک  رانداشتند وهنوز هم با اندیشه های جنگ سرد زندگی می کنند . بنابراین اختلاف های غربی ها با پاکستان تنها بر سر راه های تدارکاتی نا تو نبوده ونیست.وحال اگر باز گشایی راه های تدارکاتی ناتو را یک گام مثبت درراه عادی سازی رابطه با غرب بتوان تعبیر کرد می توان داوری کرد که پاکستان حد اقل در شرایط کنونی توانسته است از تنش ها ومشکلات داخلی خود اندکی رهایی یابد ،ولیکن به معنای آن نیست که پاکستان به این چرخش خود توانسته باشد گام هایی درراه احیای جایگاه خود برداشته باشد. این که پاکستان بتواند به جایگاه خود در مقام یک کنش گر فعال  موقعیت گذشته خودرا دریابد پرسشی است که

   برای یافتن پاسخ مجموعه ی از گزینه هارا مد نظر قرار داد وآن گاه به پاسخ نسبی دست یافت. اولین نکته آنست که باید سیاست های ایالات متحده امریکا در منطقه وسیع خاور میانه وجنوب شرق آسیارا در نظر گرفت آنگاه پاکستان می تواند دراین زمینه تامین کننده منافع امریکا باشد یا خیر؟ اگرچنانچه پاکستان بتواند درراستای منافع امریکا گام بر دارد وبه سخن دیگی بتواند منافع خویش را گره خورده با منافع امریکا تعریف کند؛بی تردید جایگاه پاکستان در نزد امریکایی ها محفوظ خواهد ماندواز برخی خطاهای آن کشور در قبال مبارزه با تروریزم چشم خواهد پوشید. دومین گزینه آنست که افغانستان خواهد توانست جایگاه پاکستان را پر کند یا خیر؟ زیرا ایالات متحده امریکا علاوه بران که منافعی در منطقه دارد ومی خواهد در منطقه حضور داشته باشدو حال که موافقت نامه راهبردی میان افغانستان وایالات متحده امریکا امضا شده است می تواند نقش محوری بازی کند وبتواند محل امنی برای امریکایی باشد؟ اگر حکومت افغانستان درآینده ها بتواند جایگاه خودرا به عنوان یک کشور متحد امریکا ویک بازیگر فعال پر کند؛ بی شک موقف پاکستان بار دیگر احیا نخواهد شد  وقطع شدن کمک های غرب برای پاکستان آن کشوررا با مخاطرات گونا گونی مواجه خواهد کرد. مقابله ی پاکستان با غرب برای آن کشور بسیار سنگین تمام می شودزیرا ؛پاکستان آسیب پذیری های بیش از افغانستان دارد واگر افغانستان محورتعامل برای غربی ها وایالات متحده امریکا قرا رگیرد بدین معنا است که افغانستان نسبت به پاکستان عوامل تنش زایی کمتری دارد وتهدید هایی که از جانب پاکستان متوجه غربی ها است ، افغانستان محل مصئون تر وقابل اطمینان تری برای غرب است و پاکستان جایگاه وسیعی برای گروه های تروریستی است که می تواند نفس این عنوان برای پاکستان خطر ناک باشد.بعد از کنفرانس شیکا گو ممکن است عملیات هواپیما های بی سرنشین آمریکا باردیگر آغاز یابد که باز هم ممکن است تنش های جدیدی درراوابط غرب وپاکستان به وجود آورد تا وقتی وضع پاکستان در مبارزه با ترویزم شفاف نشود وموقف آن کشور به صورت صریح واضح ساخته نشود، دشوار است که ر ابطه  غرب وپاکستان به حال عادی برگردد. مشکل عمده ای دیگری که پاکستان با آن مواجه است ؛حضور ایالات متحده امریکا درافغانستان است . اگر قبل ازامضای موافقت نامه راهبردی افغانستان- امریکا، پاکستانی ها می پنداشتند که امریکا از افغانستان خارج می شود آنگا پاکستانی تصمیم گیر اصلی خواهد بود؛ اما امروز شایددریافته باشند که برای بر کنار ماندن از همه خطرهایک گزینه بیشتر ندارد یا خودرا هماهنگ با حضور دراز مدت امریکا در منطقه کندیا آن که راه مخاصمت ومقابله را در پیش گیر که مقابله کردن با وضعیت شکننده داخلی ووابستگی مفرط اقتصادی عواقب خطر ناکی برآی آن کشور خواهد داشت وچنانچه برخی کار شناسان پیش بینی می کنند،  سرانجام منجر به گسست پاکستان خواهد شد.