غرض ازاین مقدمه -که چندان بی ربط هم نیست - نقدوبررسی مواضع ودید گاه های رئیس جمهور کرزی  نسبت به امضای موافقت میان افغانستان وایالات متحده امریکا است . امضای پیمان از سوی ایالات متحده امریکا پیشنهاد شد اما بدین معنا نبود که حکومت افغانستان در گذشته با چنین طرحی مخالف بوده وتنها ایالات متحده امریکا مبدع ومبتکر آن  باشد.  وقتی به تاریخ افغانستان مراجعه شود برخی از مورخان کشور نیز ازاین که افغانستان نتوانسته است بایک کشورقدرمند خارجی پیمان راهبردی ببندد اظهار تاسف کرده است و حتا مصیبت های پیش آمده در سی سال گذشته ناشی ازدید های سطحی حکومت های گذشته خوانده است. البته این قدم در حکومت اقای کرز برداشته شد. در سال 2005 اولین معاهده استراتتژیک میان افغانستان وایالات متحده امریکا به امضا رسید ، اقای کرزی بعد ازآن که از سفر امریکا بر گشت، در یک نشست خبری شرکت جست ودر آن نشست چنان مسرور ومشعوف بود که تصور می شد که قله اورست را فتح کرده است البته برای یک رئیس جمهورکه بتواند ساز وکار ایجاد امنیت پایداررا برای کشوررش فراهم کند؛ کمتر از فتح قله اورست هم نیست. رئیس جمهور کرزی نیز  آن سفررا پر از دست اورد خوانده بود وگفت که این افتخاری است که نصیب افغانستان شده است. گرچه این اولین گام ازاین دست بود نه تنها مخالفانی نداشت بلکه موافقان زیادی همراه آورد. دردید کار شناسان حرکت اقای کرزی یک امر بسیار مهم و مطلوب بود.  اما گذشت زمان وبه قدرت رسیدن اقای اوباما وانتقاد های شدید او قبل از رسیدن به ریاست جمهوری وبعد ازان؛ احساست رقیق اقای کرزی را جریحه دار کرد وبعد ازان اقای کرزی لجام عقل را فروهشت وبرمرکب احساسات سوار شد با موج احساست غلیظ  دروازه دوستی ودشمنی گشود به چانه زنی پرداخت. البته  این هوش وذکاوت  اقای کرزی  رانمی توان نادیده گرفت که غلیان احساسات را تحت عنون منافع ملی ابراز می کرد. آنان که شعف بی حد اقای کرزی را در سال 2005 دیده بودند وآن را با احساسات ضد غربی او مقایسه می کردند، نمی دانستند که آقای کرزی تغیر کرده است یا منافع ملی؟  تغیر مواضع اقای کرزی هم چنان تند وتیز می شد هر بار که اشتباه از جانب نیرو های غربی سر می زدوهم وطنان ما کشته می شدند این احساسات چنان غلیانبیشترمی کرد که نزدیک بود همه روابط را خراب کند ونیروهای غربی را تهدید کند که بیرون شوند. یک بار گفته بود که غربی ها سلاح ومهات در اختیار ارتش افغانستان نمی گذارد ما از جاهای دیگر به دست می اوریم. البته برخی تحلیل گران بدین باوراند که تیم اقای کرز ی نیز در بروز احساسات غلیظ اقای کرزی بی نقش نبوده است .اگر احساسات اقای کرزی به آتش زیر خاگستر تشبیه شود بر افروختن این آتش بی تردید که بر عهده اطرافیان وتیم او بوده است .یکی از افراد تاثیر گذار و برجسته تیم اقای کرزی رئیس دفتر شان است که درزمان تصدی وزارت فرهنگ ازادی بیان را حرف مفت گفته بود. این گونه سخن گفتن بیانگر احساسات خام یک فرد می تواند باشد . فردی که با دنیای مدرن اشنایی ندارد ودست اورد های تاریخ تمدن جهان را دست کم می گیرد ونمی داند که ازادی های بیان وعقیده هیچ گاه حرف مفت نبوده ومفت هم به دست نیامده است. کسانی که زحمات ورنج نامه های تاریخ تمدن را می خوانند ومی بینندوبا این گونه احساسات  کودکانه مقایسه می کنند به این نتیجه می رسد که کم بها دادن به ارزش های برین انسانی به معنای کم بها دادن به انسان وتلاش های او برای ایجاد یک زندگی انسانی است.

     به هر حال واکنش های اقای کرزی در چند سال اخیر عاری از بار عقلانی وبر خاسته از احساسات او بوده است . اگر مخالفت با غربی ها صورت گرفته  است واگرطالبان برادر خوانده شده واگر مخالفت یا موافقتی صورت گرفته است بی تردید اکثریت این تصمیم ها ناشی از دید گاه های  سطحی ومبتنی براحساسات نا پخته او بوده است . شاید بسیار ی ها تصور کنند که مخالفت اقای کرزی ناشی از روحیه ملی ووطن دوستی او است اما  اکر اندکی تامل ودرنگ صورت گیرد وکف های احساسات از عقلانیت او کنار زد شود دیده خواهد شد که سطوح عمده ی  دید گاه های اوبر احساسات بنایافته است . اخرین مورد ازاین گونه بروز احساسات را می توان درامضا ی پیمان موافقت نامه راهبردی با امریکا گفت. گرچه در جریان مذاکرات موافقت نامه افغانستان – ایالات متحده امریکا مردم افغانستان ونخبگان سیاسی وفرهنگی کشور قرار نداشتند ولیکن حدس زده می شود که  مذاکره کنندگان روز های سختی را گذارنده اند وچانه زنی های بی شماری صورت گرفته است تا این پیمان به صورت کنونی آن با عیب ونقص کم تر(حد اقل ازدیدگروه های مخالف حکومت) به امضا رسیده است . این کار بدین معنا است که توان وپوتانسیل های فراوانی دراین راه صرف شده است. زحماتی فروانی کشیده شده است واین همه حاصیل تلاش بی وقفه یک تیم کاری است؛ اما همین زحمات فراوان به جای آن که مورد تشکر وتقدیر قرار گیرد واز زحمات آنها به نکویی نام برده شود فقط یک اشتباه کوچک کافی است که رئیس جمهور همه دست اورد هاوتلاش هارا در پای احساسات خود قربانی کند واعلام دارد که موافقت نامه بی موافقت نامه!! .اشتباهی که از جانب نیرو های خارجی سر زدوتعدادی از هم وطنان ما کشته شدند اقای کرزی اعلام کرد که اگر دوباره چنین اشتباهی سر بزند موافقت نامه بی موافقت نامه.  این گونه سخن گفتن به معنای انست که رئیس جمهور در مقام یک تصمیم گیرنده محوری یک نظام سیاسی بر هیچ معیار وضابطه ای پای بند نیست و.حاضر است همه  رادر پای احساست خود قربانی کند.  تردید نیست که کشته شدن هم وطنان برای هرفرد افغان سخت وطاقت فرسا است. اما برای  باقی ماندگان باید از برخی اشتباهات دست برداشت واغماض کردو این چشم پوشی نیز برای منافع شخصی نیست؛ بلکه برای ارامش وامنیت فرزندان این کشور است

    .برای کاهش احساسات راه های فروانی وجوددار اما بی گمان یکی ازهمین راه ها، سود جستن ازاندیشه های اندیشمندان بزرگ تاریخ دنیا است.ما فیلسوفان بزرگی را داشتیم که از سیاست وسیات عقلانی سخن گفته اند وخطرات سیاست های احساساتی را بیان کرده اند اما یکی از همین بزرگان کار ل پوپر دانشمند اطریشی -انگلیسی است.   کاش می شد رئیس جمهور کرزی یک بارکه هم شده کتاب ارزشمند "جامعه باز ودشمنان آن"از کار ل پوپر فیلسوف بزرگ معاصررا می خواند تاشاید قدروقیمت عقل را در سیاست می دانست وبر خطرات سیاست های احساساتی وقوف می یافت تا این همه با سر نوشت مردم افغانستان به بازی نمی پرداخت.  نگارنده وقتی غلیان احساسات اقای کرزی را می نگرد؛ این پرسش مطرح می شود که چرا اقای کرزی حتاخودرا در معرض کم ترین داوری وجدانی قرار نمی دهد واز خود نمی پرسد که: اول این که موافقت نامه ای که امضا شده است به این آسانی آماده نشده است واگرفایده ای به حا ل مردم نداشته است؛ چرا اولتر از همه روی آن بحث نشده است وچرا ابعاد آن مورد ارزیابی قرار نگرفته است .اگر همه موادوموارد آن با کار های کار شناسانه تدوین یافته است ودقت ورزی های لازم  صورت گرفته است با چه معیا روضابطه ی می توان را ملغی اعلام کرد یا آن که تهدید به این کار کرد؟ ایا تهدید کردن این گونه به معنای مسخره کردن خود, حکومت ومردم افغانستان نیست؟

     کاش یک آدم عاقل( عاقل سیاسی) در تیم اقای کرزی بود که اورا از خطر این همه احساسات برحذر می داشت و فرا می خواند که یک کمی مطالعه کند.  اکر اداره ی یک خانواده- دردنیای-کنونی- بدون داشتن آگاهی دشوار باشد اداره ی یک کشور به مراتب دشوار ترخواهد بود. بنابراین سرو کار داشتن همیشگی با مطالعه واندیشیدن می تواندازاین بار احساسا ت بکاهد ودید وداوری عقلانی را برروی ما بگشاید؛ اما در کشوری که مامور پائین رتبه آن کتاب  خواندن را عاروننگ می داند رئیس جمهور که هرگز بدین امر پیش پا افتاده خودر امصروف نخواهد کرد!که البته بهای آن آن بی پروایی هارا مردم ما می پردازند.هم چنان که تا هنوز پرداخته اندو با این همه غلیان احساساتی که از اقای کرزی به مشاهده رسیده است مصداق خوب همان ضر ب ا لمثل است که با یک کشمش سردی می کند وبا یک جلغوزه گرمی!!