گر امروز در افغانستان نه ارزش واعتبار دینی را دارند ونه اعتبار جوامع مدرن را. کار گر امروز افغانستان نه تنها حق وحقوقی ندارند که حتا تعریفی  نیز ندارند.  کار گر وقتی تعریف می شود که در قالب نهاد های کار گری تشکل یافته باشد و.نمایندگان آن بتوانند در صدد احیای حق وحقوق خود باشند . این آشفتگی در حالی دراین کشور حاکم است که براساس گزراش هایی که از سوی وزارت کار ارایه شده است بیش از بیست هزار نفر کار گر غیر قانونی در کشورمشغول کار هستند . این تعداد کار گران که گفته می شود اکثریت آنها پاکستانی ها هستند نه تنها  زمینه های کاررا ازکار گران ما گرفته اند که بی شک بخشی ازانها برای خشونت ورزی وهراس افگنی حضو ر دارند یا به جاسوسی برای ساز مان استخبارات پاکستان مشغول هستند یا‌ان که عملا در هراس افگنی دخالت دارند. خشونت هایی که چندی قبل در کابل اتفاق افتاد وامنیت شهر کابل را بر هم زد وده ها شهروند این شهر به خاک وخون افتاد ند ؛یکی از عوامل این خشونت ها کارتروریستانی بود که لباس مقدس کار گری به تن داشتند وبه کمک آنها هم وطنان ما به خاک وخون افتادند وشهید شدند. بر اساس گزارش ها ،ساختمان نیم کاره ای که رو بروی  پارلمان کشور قرار دارد ومورد استفاده تروریستان واقع گردید یکی از نقاطی بود که کار گران پاکستانی دران حضور داشته اند وگفته می شود که در جابه جایی مواد منفجره نیز دخالت داشته است . به گفته برخی مقام های سفارت روسیه تحرک های مشکوک از مدت ها قبل بدین سو درآن مکان صورت می گرفته است اما از سوی نیرو های امنیتی جدی تلقی نشده است. به هر حال کار گر وروز کاگر اگر در جوامع امروز برای ارج نهادن به کار آنها گرامی داشته می شود اما در کشور از اهمیت چند برابر بر خوردار است توجه به کار گران می تواند اهمیت چند برابر داشته باشد.زیرا با غیبت کار گران هم وطن، جای شان را کار گران پاکستانی پر خواهند کرد  عدم توجه حکومت افغانستان به کار گران ونداشتن بر نامه ی مشخص برای بهبود وضعیت اشفته کارگری در کشور ما، پی‌امد های منفی فراوانی به بار می آورد. از جمله می توان به چند مورد اشاره کرد.

     نبود کار گران ماهر باعث می گردد که کار گرانی از خارج از کشور وبدون هماهنگی با نهاد های امنیتی وارد افغانستان شوند که به جای کار ممکن است  جاسوسی کنند درصدد جمع آوری اطلاعات باشندکه اعمال تروریستی  راسبب شوند. تروریست هایی که از برخی  شرکت ها گرفتار شدند گویای این دروازه باز واستخدام های بی حساب وکتاب است که جاسوسانی بدو ن کم ترین بیم وارد شوند وبه جاسوی بپردازند.بنابراین حکومت افغانستان با توجه جدی به کار گران کشور وتوجه جدی آموزش های حرفوی، می تواند هزینه ای فراوانی را از دوش نیرو های امنیتی کشوربردارد. دوم‌انکه توجه  به کار گران واستخدام آنها در واحدهای تولیدی می تواند زمینه های سر باز گیری خشونت طلبان  راکم تر کند. وقتی  گفته می شود کشت تریاک یکی از فاکتور های مهم خشونت ورزی در کشور است بی تردید بیکار نیز یکی از معضل های مهم دیگر در خشونت ورزی ها است  اگر چنانچه زندگی بخور ونمیری ایجاد شود علاوه بر آن که از میزان خشونت ورزی ها کاسته می شود زمینه های  نا امنی های اجتماعی ودزدی وخشونت های اجتماعی نیز کاسته می شود.اگر تقویت نیرو های امنیتی کشور یکی از مولفه های عمده ایجاد امنیت در کشور باشد بی شک که توجه جدی به معیشت مردم کشور می تواند زمینه های زیست بهتررا برای مردم ما فراهم کند واز بار خشونت ها بکاهد به سخن دیگر چنین می توان بیان داشت که ایجاد امنیت یک واقعیت چند پهلو است،  دست یابی به‌آن وقتی میسر است که به همه جنبه های آن توجه صورت گیرد.سومین موردی که می تواند حکومت را ملزم سازد که به کار گران توجه کنند سرازیر شدن کار گران از روستاها به شهر ها است. حکومت آگاه است که مهاجرت روستائیان به شهر ها علاوه بر تراکم جمعیت که مشکلات فراوانی فراراه حکومت به بار می اورد باعث بی رونقی زراعت می شود. در کشوری که بیش از 80 در صد‌ آن را کار گران رزاعتی تشکیل می دهند سرازیر شدن کار گران به شهر می تواند بار سنگینی بر حکومت تحمیل کند؛ بنابراین، هم از نظر امنیتی وهم از نگاه اقتصادی می طلبد که حکومت نگاه چند برابر به بهبود وضعیت کار گران کند. ممکن است حکومت بدین باور باشد که هزینه آ ن را ندارد اما متا سفانه دراین حکومت ذهن های خلاق وحسابگر وجود ندارد واگر نسبت میان امنیت ٰو مشکلات اجتماعی ومیزان خشونت هار رزیابی صورت گیرد با اطممینان می توان گفت که توجه به کار گران از هزینه های سایر بخش ها خواهد کاست .درنتیجه هزینه ای اضافی بر حکومت تحمیل نخواهد شد.اما باید گفت که دراین حکومتی که وزیران آن هزینه های انکشافی خودرا نمی توانند به مصرف برسانند؛ تا این حکومت باشد نباید توقع کرد که وضعیت مردم یا به صورت مشخص کار گران دراین کشور بهبود یابد.