.    برخی عمده ترین مشکل را در حضور نیرو های غربی دیده اند وبدین نکته توجه کرده اندکه برای دست یابی به صلح باید نیرو های خارجی افغانستان را ترک گویند تا افغان ها بتوانند در کنار یک دیگر وبدون نگرانی خاطر بنشینند وبه سرنوشت کشور خود بیندیشند.      بی تردید هر کدام این پاسخ ها جای  تامل  دارد اما به عنوان یک عامل عمده واساسی شمرده نمی شود. آن گونه که مردم افغانستان وهم تحلیل گران شاهد بوده اند؛برای شناخت طالبان نیز تلاش های صورت گرفته وبرخی اندیشمندان توانستند با تلاش وجدیت سنخیت های فکری این گروه رادر تاریخ تفکر اسلامی پیدا کنند وبدین باور برسند که حرکت این گروه بر اساس قرائت خاص ازدین واسلام است که این گروه را چنان خشن وبی رحم ساخته است. درمیان این همه تحلیل ها که هرکدام می تواند مورد توجه قرار گیرد یک  دید عمده نیز وجود داشته است آن اینکه طالبان نه یک جنبش فکری است ونه یک حرکت سیاسی خود جوش؛ بلکه پروژه ای است دردست استخبارات نظامی پاکستان که برای رسیدن به مقاصد خاصی ساخته  شده است تا وقتی که آن خواسته ها بر آورده نشود یا پاکستان تحت فشار افکار جهانی قرار نگیرد صلح در افغانستان تحقق نخواهد یافت. دراین وادی نیز کم نبوده اند افرادی که گام نهاده اند واین پیشنهاد را مطرح کرده اند. حکومت افغانستان وجامعه ی جهانی با آن که براین واقعیت وقوف  داشته است؛ اما هیچ گاه توجه جدی به خرج نداده ودراین وادی با جدیدت قدم ننهاده اند اما باگذشت زمان  ونشست های فراوانی که بر گزار گردید هذاین واقعیت بیش ازپیش را اشکار شده است که پیمودن را صلح جز از طریق ساز مان استخبارات پاکستان میسر نیست. وقتی حکومت افغانستان وشخص رئیس جهمور نیز طالبان را برادر می خواند سر این ابراز احساسات را کسی نمی داند که چرا اقای کرزی این گونه عاشفانه مشتی مزدور تروریست را برادر می خواند واین گونه ابراز احساست جز آن که اورا منزوی کند وانزجار عمومی را نسبت به او بر انگیزد چه نتایجی به بار خواهد آورد؟  اقای کرزی در سخنرانی های اخیرخود نیز گفت که دست از برادری با ان گروه بر نمی دارد. اما گذشت زمان ثابت کرد که طالبان اگر برادر نیز باشند باید حرامی باشند زیرا نه برادران دینی در حق برادر خویش چنین جفاهایی روا می  دارند ونه برادران سببی در قتل  وکشتار برادران خویش چنین اصرار وابرام می ورزند. هفته گذشته باز هم این برادران، جنایت کردند وبا حملات انتحاری خانواده های عزیز این مردم ستمدیده را به سوگ نشاندند. این خشونت ها ودرنده خویی ها در فاصیله اندک هم زمان  بانشست سه جانبه در اسلام اباد صورت گرفت که در آن نشست، ایالات متحده امریکاٰ پاکستان وافغانستان گرد هم‌امده بودند تا راه هایی را جست وجو کنند که چگونه می توانند میکانیزمی را ایجاد نمایند که طالبان متمایل به صلح از طریق آن میکانیزم به روند صلح بپیندند.  هنوز مدتی اندک زمانی ازان نشست نگذشته بود که چند تن ازسران طالبان در پاکستان به قتل رسید ند وحملات بیشتری نیزدر شهر کابل صورت گرفت . این عملیات هنای دد منشانه ووحشیانه نتیجه نشست اسلام اباد بود زیزا؛ مقام های اسلام‌اباد به نتایج دلخواه خود دران نشست دست پیدا نکردند. اسلام ابادمی خواست مقام های امریکایی را وادار سازد که از اسلام‌اباد به دلیل حملات سال گذشته که بیش از بیست وپنج سرباز پاکستان کشته شد به صورت رسمی عذر خواهی کند اما ظاهرا امریکا ازاین عمل طفره رفته است وتن به این عذر خواهی نداده است   واین بهانه  ای شده است برای  حملات بیشتر در خاک افغانستان . این عمل چگونه توجیه می شود؟  زمانی که نشست سه جانبه پایان یافت معاون وزارت خارجه پاکستان اعلام کرد که میکانیزم پیشنهادی قبل ازاین نیز احساس می شد وباید چنین میکنیزمی به وجود‌اید تا روند صلح با طالبان سرعت بیشتر گیرد اما زمانی اعلامیه مشترک صادر می شود وهر سه جانب براین ساز و کار تاکید می گذارد دیده می شود که سران طالبان کشته می شوند وحملاتی درداخل افغانستا صورت می گیرد علت آنست که ساز مان استخبارات پاکستان به اهدافی که داشته است نرسیده است. اما‌ اهداف پاکستان چیست و از کشور ما یا جامعه جهانی خواهان چه چیزی است ؟ دراین که پاکستان از امریکا واز افغانستان چه می خواهد به صورت ضمنی مشخص شده است ودر سال های گذشته نویسندگان وتحلیل گران توانسته به واکاوی خواسته ها ی پاکستان بپردازندوآن را در معرض داوری افکار عمومی قرار دهند ؛اما اصرار برعذر خواهی امریکا نیز می تواند دلایل متعدد داشته باشد.نخست آن که در سالگرد کشته شدن بن لادنحکومت پاکستان می خواست که امریکا عذر خواهی کند تا اتوریته وشخصیت خورد شده حکومت پاکستان در نزد افکار عمومی آن کشور احیا شود ؛زیرا  پیدا شدن بن لادن در خاک پاکستان وکشته شدن آن توسط نیرو های امریکایی ضربه شدیدی به وجه حکومت آن کشور وارد اورد ومردم پاکستان  حکومت و استخبارات  نظامی آن کشورر زیر پرسش های جدی قرار دادند وحکومت پاکستان برای آن که از توجه افکار عمومی رهایی پیدا کند دست به انواع ترفند زد تا افمکار عمومی را منحرف کند. ٰ عذر خواهی ایالات  متحده امریکا می توانست التیام بخش بخشی از ازین جراحت باشد که بر پیکر حکومت پاکستان نشسته است. از سوی دیگر کشته شدن سربازان پاکستانی در مرز میان دو کشور افغانستان وپاکستان باز هم ناتوانی حکومت پاکستان را به نمایش گذاشت وعذر خواهی می توانست برای حکومت پاکستان جایگاه مناسبی در افکار عمومی آن کشور ایجاد کند وزمامداران پاکستان ادعا کنند که دارای حاکمیت ملی واستقلال سیاسی هستند واگر کسی بر آن کشور تجاوز کرده است لاجرم عذر خواهی خواهند کرد. اما  مقام های امریکایی به این خواسته تن  نداده وعذر خواهی نه کرده اند. مقام های پاکستانی در واکنش به این عمل سران طالبان را به قتل رسانده واین پیام نا نوشته را به حکومت افغانستان وایالات متحده امریکا فرستاد ه است که که هیچ میکانیزمی بدون حضور پاکستان میسر نیست وشاید پیام آن برای اقای کرزی چنین باشد که راه رسیدن به مقصد برادری او نیزاز مسیر ساز مان استخبارات پاکستان می گذرد بدون رضایت پاکستانی ها صلحی درافغانستان ایجاد  نخواهد شد وبرای آن که صلحی بر قرار گردد باید خواسته های پاکستان برآورده شود.  کنش های اخیر حکومت پاکستان یک بار دیگر تاکید براین نکته بودکه صلح بدون حضور استخبارات پاکستان میسر نیست. حال حکومت افغانستان دو گزینه در پیش روی دارد . یا  بابرادر خواندن طالبان ودعوت آنها به صلح وقت گذارنی کند ومتوقع باشد که از طریق دادن رشوه وبرخی امتیاز های دیگر طالبان را به دامن صلح بکشانند یا‌آن که از طریق سازو کار بین المللی بر حکومت پاکستان فشار وارد آورد تا پاکستانی ها دست از پشتیبانی طالبان بردارد . البته حال که حکومت افغانستان سند راهبردی با آمریکارا به امضا رسانده است وامریکایی نیز از در خواسته های پاکستان آگاهی یافته اند،بهتر وبیشتر می توانند بر پاکستانی ها فشار وارد اورند وپاکستانی هارا وادار به عقب نشینی از مواضع خود کنند. تصور می شود که وادار کردن پاکستان برای افغانستان کار سخت ودشواری است اما برای امریکایی ها می تواند کار چندان سختی نباشد با توجه به این که پاکستان با کمک های خارجی زنده است . درسال های اخیر کمک های امریکا بوده که ارتش پاکستان را تقویت  وتجهیز کرده است والبته پاکستانی ها می دانند که بدون کمک های خارجی نمی توانند ادامه حیات دهند اما این همه لجاجت ها در پشتیبانی از طالبان به معنای فزون طلبی آن کشور است . حمله در کابل، ره گیری تانکر های تیل نیرو های غربی بیشترینه برای گرفتن امتیاز بیشتر است ولیکن اگرغربی ها دست به اعمال تحریمدر ان کشور بزنند وخواهان صلح دافغانستان باشند بی تردید پاکستانی هارا وادار به تمکین خواهند کرد واین شررا می توانند هم از سرراه خود بردارند وهم مردم افغانستان را کمک کنند. به هر حال آنچه تا کنون دیده شده است جاده صلح چنان جاده یک طرفه بوده است که از جانب حکومت افغانستان پیموده شده وتا وقتی پاکستان واداربه مشارکت در صلح نشود این جاده راه به جایی نخواهد برد وبه مقصدی نخواهد رسید.