نقاط افتراق واشتراك حضور نيرو هاي شوروي وغرب در افغانستان
26 دلو؛شكستي براي ناكامي
26 دلو؛شكستي براي ناكامي
در شش جدي 1358 ه خ نيرو هاي نظامي اتحاد جماهير شوروي سابق وارد افغانستان شدند. قصد بران بود كه در مدت اندك بر تمام افغانستان چيرگي بيابند، نيرو هاي مقاومت مردم را درهم شكنند وجايگاه حزب دموكراتيك خلق را تثبيت كند . براي شوروي ها اين اولين گام بود . گام بعدي هنوز اعلام نشده بود اما گفته مي شد كه خرس هاي قطبي به بلعيدن افغانستان قانع نخواهند بود به سوي غرب وجنوب افغانستان نيز لشكركشي خواهد كرد. اما مقاومت جانانه واز جان گذشتگي هاي مردم افغانستان سبب شد كه نيروهاي متجاوز زمين گير شوندوبه اهداف از پيش تعين شده خود دست نيابد. نه سال واندي در افغانستان ماندند، بدون آن كه به هيچ يك از اهداف خود دست يافته باشد وسر انجام مقاومت دليرانه مردم افغانستان ، سا ختار فرتوت وفرسوده ي نظام ماركسيستي از درون وشرايط بين المللي باعث شد كه اصلاح طلبان شوروي سابق بر اين امر وقوف يابند كه بيش ازاين نمي توانند بر تدوام اشغال زمان بخرد . به رغم آن كه مذاكرات سياسي به نتايح مطلوب دست نيافته بود وشرايط اتحاد شوروي از سوي مجاهدان وقدرت هاي بين المللي پذيرفته نشد؛ اما شوروي ها ترجيح داند تا بيشترازاين مايه سر افگندگي خود نشوند ونيرو هاي خودرا از افغانستان بيرون ببرند بنابراين يكي از عوامل عمده واساسي در بيرون شدن نيرو هاي شوروي از افغانستان حضوردليرانه مردان و زنان اين كشور بود كه از جان خويش گذشتند؛ اما سر تسليم وبردگي در برابر متجاوزان خم نكردند. البته اين اولين بار نبود كه متجاوزان اين گونه سر افگنده وخجل خاك افغانستان را ترك كردند بلكه يك قرن گذشته نيزنيرو ها ي متجاوز امپراتور بريتانيا ني به همين سرنوشت دچار شدند وافغانستان را بدون دست اوردي قابل توجه ترك كردند . افغانستان به استقلال دست يافت وحكومتي ملي تشكيل داد اما وهزار اما كه اين حكومت ديري دوام نياورد ساده لوحي هاي مر دم افغانستان باعث شد كه دركمند تزوير استعمار گران گرفتار ايند ويك فرصت مغتنم وعزيزي را از كف دهند وسر انجادم از آنجايي كه اغاز كرده بودند درفر جام به همان جا باز گشتند. در مقاومت ضد شوروي سابق نيز تاريخ در افغانستان با اندك تفاوت تكرار شد. مردم افغانستان به يك حكومت دلخواه ومورد پسند خويش دست نيافتند. نتيجه آن شد كه گروه مزدور ونا به كاري به نام طالبان سر براورد وافغانستان بار ديگر در اشغال آن گروه مزدور قرار گرفت. اين بار نيز نيرو هاي خارجي سبب نجات مردم افغانستان از شر نيرو هاي طالبان گرديد . اين ها همه حوادث ورخداد هاي تلخ ونا گواري است كه بايد فرد فرد اين كشوررا به تامل وادارد . به جاي سخنان پر طمطراق وتجليل هاي بي مايه، بايد بدين نكته توجه صورت گيرد كه چرا اين مردم در شكستن دشمن يد طولايي دارند اما دربه وجود آوردن يك حكومت مطلوب ناكام هستند ؟ ايا غيرت فقط جنگيدن است يا ان كه غيرت آنست كه دست هيچ يك از افراد اين كشور به سوي خارجي ها دراز نشود؟ زمان آن رسيده است كه از بار احساسي وعاطفي غيرت كاسته شود وبه غيرت افغاني بار عقلاني داده شود وغيرت عجين با عقل تعريف گردد ؟
غيرت احساسي همين است كه امروز در رسا نه هاي خود شاهد آن هستيم همه تعريف وتمجيد وتجليل مي كنيم بدون آن كه به دست آورد هاي ملموس وعيني توجه داشته باشيم. كه ما چنان بوديم وچنين هستيم، انگليس را چنان كشتيم وسر شوروي را چنا بريديم! اما بيائيم يك بار خوب يبنديشيم. اين هم غيرت وشجاعت وشهامت چند فيصد مارا به يك زندگي انساني نزديك كرده است وچه قدرتوانستيم يك دگررا تحمل كنيم، در كجاي اين دنيا قرار داريم. مگر غيرت ومبارزه وتلاش وكوشش براي چيست؟ غير ازاين است كه ما براي ايجاد يك زندگي انساني، باارزش هاي اخلاقي تلاش ورزيديم ايا بهحد اقل آن زندگي ها دست يافته ايم؟
ما باور داريم كه براي مردم افغانستان به ويژه به طيف تحصيل كرده ، روز نامه نگاران وقشر با سواد كشور لازمست كه يك گام فراتر گذارند واز تجليل وتمجيد هاي گزاف ودهن پركن بگذرند وبه تحليل تاريخ خويش همت گمارند. نقطه هاي ضعف خويش را آشكارا اعلام كنند. كدام عناصر وگزينه ها باعث شده است كه ما از ايجاد يك حكومت ملي ومورد قبول عموم مردم افغانستان عاجز بوده ايم وچه راه حل هايي وجوددارد كه بتوانيم به اين امر مهم وانساني دست پيدا كنيم؟ امروز وقتي از خروج نيرو هاي بين المللي سخن مي رود، كثيري از مردم ما بر خود مي لرزند كه بعد از خروج آن نيرو هاي چه روز گاري سختي برما خواهد گذشت . چرا اين نگراني ها مورد توجه قشر تحصيل كرده وبا سواد كشور قرار نمي گيرد وچرا به تحليل اين نگراني ها نمي پردازند؟ در ساير كشور ها وقتي نيرو هاي خارجي از كشور شان بيرون مي شود مردم آن كشوربه سرورو شادي مي پردازند كه فرصت هايي بيشتري براي كاروتلاش فراهم مي شود اما در افغانستان وقتي از خروج نيرو هاي خارجي سخن مي رود نسبت به اينده خود وفرزندان خود نگران مي شويم. اين ها هيچ علتي ندارد جز اين كه نقطه هاي قوت خويش را نشناخته ايم بر ضعف هاي خويش اصرار داريم واز شناخت ودرك متقابل يك ديگر عاجزيم. داشته هاي اندك خويش را بسيار مي دانيم به ديگران ميدان وفرصت نمي دهيم . قوميت وقدرت قومي را فراتر وبرتر از همه ارزش هاي انساني مي شماريم . با تقديم آن همد شهيد ومعلول ومفقود هنوز كانون سياست وحكومت داري ما بر محوريت قوميت مي چرخد.قوميت ريشه در انديشه هاي ماقبل قرون وسطي دارد وما در عمل آدم هاي ما قبل قرون وسطي هستيم.
صلح؛ لگدمال رقابت های منطقه اي
حذف صورت مسئله حل مسئله نيست؟
حكومت وچالش هاي فرارو
مثل پاكستان؛مثل شبان دروغگوي
نقش پاكستان د رروند مصالحه با طالبان
مذاكره با طالبان با چالش هاي عمده اي مواجه است ويكي ازاين چالش ها نفوذ بي حد وحصر استخبارات پاكستان بر طالبان است . زماني كه از مذاكره حكومت افغانستان ويا آمريكايي ها با طالبان سخن گفته مي شود، اين پرسش مطرح مي گردد كه نقش پاكستان در ايجاد وادامه اين روند چيست؛ آيا آنچه تا كنون انجام شده است با رضايت پاكستان بوده ياانكه آن كشور تاهنوزنقشي موثري نداشته است. نشست ها يي كه تا كنون ميان مقام هاي امريكايي وطالبان انجام يافته شكل سيمبوليك ونمادين داشته يا آن كه هردو طرف درصدد گشودن گره هايي بوده اند؟ اگر پاكستان درزمينه سازي گفت گوهاي طالبان -امريكا نقش داشته است چه عوامل سبب شده تا به اين گفت گوها رضايت دهد و چشم داشت چه امتيازي بسترگفت وگوهار فراهم آورده است؟ وپرسش هاي بي شماري ديگري نيز دررابطه با پاكستان ونقش آن مطرح مي شود كه هر يك مي تواند قابل تامل باشد. آمدن حنا رباني وزير خارجه ي اكستان نيز درهمين راستا قابل تحليل است. اين كه خانم رباني با چه پيامي به افغانستان خواهد آمد؛ ايا منظور پاكستان اعلام شركت در پروسه ي صلح افغانستان است ياآن كه ياد آوري اين نكته است كه حكومت افغانستان نبايدنقش پاكستان را درروند مذاكره با طالبان ناديده گيرد يا آن كه پاكستان مي خواهد اين نكته را تذكر دهد كه مقدمات گفت وگوهاي طالبان وآمريكا توسط آنها فراهم شده است؛ لذا نقش كليدي آن كشور دراينده افغانستان نبايد نا ديده گرفته شود.
برخي تحليل گران از حضورخانم "رباني كهر" اظهار نا خرسندي كرده اند وقدم آن خانم محتشم را نا مبارك خوانده اند وبدين گما اند كه پيك پاكستان به طبع حامل خبر خوشايندي نيست زيرا آن كشور نه در گذشته حسن نيت داشته ونه هم دراينده خواهد داشت وآمدن خانم رباني كهر به افغانستان بيشتر ازآن كه به روند مذاكره با طالبان كمك كند درصدد تشديد تنش ميان ايالات متحده امريكا وافغانستان است. با توجه به اين كه پاكستاني ها مي دانند كه حكومت افغانستان به دليل انتقاد هاي صريح واشكار مقام هاي امريكايي، ازان كشور دل خوشي نداردو واقاي كرزي هم هر آز گاهي مي كوشد اين ارتباط را اشفته تر كند وبه اصطلاح ژست ملي گيرد وبه مردم افغانستان نشان دهد كه او هيچ گونه رابطه ي ويژه با ايالات متحده امريكا ندارد! اما اين پرسش درشرايط كنوني وبا توجه به وضعيتاشفته كنوني پاكستان مطرح مي شود كهآيا پاكستان از چنان تواني برخوردار است كه بتواند رابطه ميان افغانستان وامريكا را تيره تركند وبكوشد كه يك اتحاد صوري ميان اسلام اباد -كابل وطالبان به وجود اورد اگر احتمال چنين امري باشد منفعتي كه اسلام اباد ازين عمل خواهد برد چيست؟ گرچه حس بد بيني ونفرتي كه نسبت به پاكستان وجود دارد اين گونه حدس وگمان ها امر طبيعي است؛ اما اين كه پاكستان داراي چنين تواني باشد محل شك وترديد است . پاكستان با بحران هاي گونا گوني دست وپنجه نرم مي كند. ازيك سو با غرب به ويژه با ايالات امريكا سر نا ساز گاري داردو كشته شدن بن لادن در خاك پاكستان وحمله هواپيماهاي بي سر نشين به خاك پاكستان وكشته شدن حدود بيست وشش تن از سربازن آن كشور باعث شده است كه رابطه ميان دو كشور به سردي گرائيده وكمك هاي ايالات متحده امريكا به پاكستان متوقف شود. پاكستان در گذشته كوشش كرده است كه در نزديكي با چين بتواند جاي امريكارا در سياست خارجي خود پر كند؛ اما آن گونه كه پيدا است چين هيچگاه نمي خواهد در رويارويي هاي پاكستان -امريكا جانب پاكستان را بگيرد واز شريك عمده تجاري خود دست بردارد. به هر حال شم اقتصادي زمام داران چيني بيش ازان انكشاف يافته است كه دراين بازي ها شركت جويد ومنافع خودرا به خطر اندازد، اگر به چنين كاري دست زند منفعتي كه به دست خواهد آورد چه خواهد بود؟ بحران ارتباط با غربي ها پاكستان را سخت تحت فشار گذاشته است. همين چند ماه قبل بود كه يكي از وبسايت هاي فارسي زبان نوشته بود كه آنچه امريكارا واداشته است كه كمك هاي هنگفتي به سوي اسلام اباد گسيل دارد، بيم از ورشكستگي وگسست نظام سياسي پاكستان است.يعني امريكايي ها دررابطه با پاكستان با دو گزينه مواجه هستند . يا با فرستادن كمك هاي هنگفت خود، پاكستان را از خطر گسست دور نگاهدارند . گرچه اين كمك ها بر اقتصاد امريكا سخت سنگين است اما گويا چاره اي وجود ندارد . راه دو م آنست كه پاكستان را به حال خود بگذارد وشاهد فرو پاشي پاكستان باشد. حال پي آمد هاي اين فروپاشي چه خواهد بود چيزي است كه كار شناسان امريكا يي محاسبه كرده اند وپي برده اند كه كمك كردن به پاكستان وسر پا نگاهداشتن آن به مراتب هزينه اي كمتري دارد. اما حدود دو ماه مي شود كه رابطه ي اسلام اباد -واشنگتن به شدت تيره شده است واين تيرگي به حدي است كه محاسبات كار شناسان غربي را تحت تاثير قرار داده وامريكايي ها علاوه برآن كه به تعليق كمك هاي خود دست زده اند تبليغات گسترده اي را عليه حكومت پاكستان اغاز كرده وبه گفته برخي رسا نه ها،هيچ روزي نيست كه حكومت پاكستان از سوي رسا نه هاي امريكا مورد انتقاد قرار نداشته باشد ومقام هاي اسلاماباد به دروغ گويي ودورويي متهم نشود.
بحران درراوبط ارتش وحكومت غير نظامي نيز از عمده ترين بحران پاكستان است، گرچه رابطه ميان ارتشي ها وحكومت غير نظامي هميشه پر چالش بوده اما شرايط كنوني براي آن كشور شرايط ويژه است . هردو جناح قدرت اتوريته بين المللي خودرا ازدست داده اندو در حكومت هاي قبلي زماني رابط ميان جناح قدرت با تنش مواجه مي شد، قاعده آن بود كه اگر حكومت غير نظامي نمي توانست مطابق ميل ارتشي ها عمل كند با كودتايي سر نگون مي شد ومعمول آن بود كه كودتا چيان از جانب مقام هاي غربي مورد تائيد قرار مي گرفتند وغايله ختم مي گرديد. اما شرايط كنوني به گونه پيش آمده است كه عملكرد اين دو جناح قدرت به هم گره خورده است. كسي نمي تواند در اين بحران نقش ارتش را كم رنگ از حكومت غير نظامي تلقي كند، بنابراين اين بحران وجوددارد وهردو جناح هم مي خواهند ازاين بحران بيرون ايند. علاوه بر اختلافات جناح هاي طالب قدرت ،كمبود انرژي، ورشكستگي اقتصاد پاكستان نظاميان وغير نظاميان را در حالت يك ساني قرار داده است. بنابراين، نگارنده بدين تصور است كهآمدن حنا رباني به كابل نه براي گسست از واشنگتن كه براي نشان دان چراغ سبز به امريكايي ها ازطريق افغانستان است. حكومت غير نظامي براي ماندن در قدرت وغلبه بر مشكلات داخلي وكند كردن ماشين كودتا چيان به كمك هاي غرب به ويژه ايالات متحده امريكا نياز دارد. ازسوي ديگر همين اختلاف ها ضربه هاي فراواني بر اقتصادور شكسته اسلاماباد وارد آورده است. بنابراين حكومت پاكستان مي خواهد از يك جايي اين اختلاف هارامتوقف كند وبا امريكايي نزديك شود كما اين كه در نشستي كه در يكي از كشور هاي غربي برگزار شده بود، نخست وزير پاكستان گفت كه هم ما وهم ايالات متحده امريكا به اهميت يك ديگرواقف هستيم وهردو خواهان عادي سازي روابط ميان دو كشور مي باشيم، اين گفته ها بدين معنا است كه نخست وزير پاكستان نمي خواهد روابط اسلام اباد وواشنتگتن بيش ازاين تيره باشد .اين قلم تصور مي كند كه آمدن حنا رباني به افغانستان دونشان با يك تيراست . اول اين كه درصدد كاهش تنش ها دروابط ميان اسلاماباد وكابل مي باشد بدين معنا كه روندامضاي پيمان هاي راهبردي با كشور هاي غربي كه درافغانستان پيش برده مي شود آينده اي نيكي براي اسلاماباد نخواهد بود. پاكستان خواهان خروج نيرو هاي خارجي از افغانستان بود كه بتواند ازطريق طالبان بر افغانستان چيره شود وامتياز هايي را كه در پي كسب آن بود به دست آورد. اماپيمان هاي راهبردي اي كه ميان حكومت افغانستان وكشور هاي غربي به امضا رسيده است كه تضمين حضور نيرو هاي آن كشورهارا به دنبال دارد، پاكستان بدين امر وقوف يافته است كه نمي تواند منتظر بيرون شدن نيرو هاي خارجي از افغانستان باشد تا منافع خويش را تامين كند بنابراين ترجيح داده است كه در شرايط كنوني با تعامل با حكومت افغانستان با گرفتن امتياز هاي سياسي از افغانستان ،درروند مذاكره با طالبان شركت كند وتا بتواند حايز امتياز هايي گردد. اما اين كه گفته مي شود كه پاكستان درصدد آنست كه يك جبهه ضد امريكايي تشكيل دهد به نظر مي رسد كه سخن گزاف وبي پايه ي بيش نيست؛ زيرا دو كشور پاكستان وافغانستان هردو با كمك هاي خارجي زنده هستند دراين ميان تنها كشوري كه به هردو كشور تا هنوزبيشترين كمك كرده امريكا بوده است. درواقع هردو مديون ومرهون كمك هاي ايالات متحده امريكا است اگر هردو كشور خواسته باشند از كمند همراهي امريكا بيرون ايند بايد گزينه وبديلي ديگري به جاي امريكا داشته باشند. پرسش انست كه كدام كشور مي تواند بديل بهتري از امريكا براي هردو كشور باشد؟
به هر صورت اين كه پاكستان مي تواند نقش مهمي درروند مصالحه با طالبان داشته باشد جاي انكار نيست. وليكن اگر پاكستان همانند گذشته بخواهد با تمويل طالبان امتياز به دست آورد به نظر مي رسد كه زمان آن گذشته است. هم براي طالبان اين توان وانرژي باقي نمانده است كه بيش ازاين مقاومت كند ونه هم براي پاكستان توان وقدرت تمويل طالبان باقي مانده كه به رغم تحريم هاي امريكا به اين امر مبادرت ورزد. به نظر مي رسد كه پاكستان هم به دنبال حد اقل امتياز ها يي است كه به دستآورد واصرار بيش ازآن از حد اقل امتيازهارا نيز بي بهره خواهد شد.البته دراين جا باز هم قصه ملا نصرالدين باز گو مي شود كه اين ها در صورتي مقدر وميسر است كه حكومت افغانستان ازاين وضعيت اشفتگي بيرون ايد وبايك سياست معقول پشت ميز مذاكره با طالبان بنشيند. در گرداب احساست خام ونا معقول در نغلطد ومنافع ملي كشوررافداي احساسات برادري! خود نكند.
آیا نظام پارلمانی بهترین نظام است؟
از پیمان تا پیمان
سخن گوي وزارت خارجه افغانستان اعلام داشت كه رئيس جمهو كرزي هفته آينده بهاروپا سفر خواهد كرد تا با سه كشور اروپايي پيمان راهبردي به امضا بر ساند. بر اساس گفته هايسخنگوي وزارت خارجه ي افغانستان، قراراست پيمان راهبردي ميان افغانستان و انگليستان وفرانسه وهم چنان ميان افغانستان وايتاليا امضا شود. سخن گوي وزارت خارجه افغانستان اظهار داشت كه اين پيمان ها بر اساس پيشينه ي ار تباطي كه ميان افغانستان وآن كشور ها وجوددارد امضا مي شود. اين گفته ها بدين معنا است كه اولويت بندي هاي امضاي پيمان راپيشينهي روابط دو جانبه موردرقم خواهد زد. شتاب براي امضاي پيمان ميان افغانستان وكشور هاي اروپايي ودر حالي صورت مي گيرد كه گفتگوي پيمان راهبردي ميان افغانستان وايالات متحد امريكا در مرحله ابتدايي خود قرار ارد وهنوز زماني مشخصي اعلام نشده است كه مقام هاي دو كشور چه زمان ودر چه شرايطي روي امضاي پيمان گفت وگو خواهند كرد. هم چنان پيمان راهبردي با اروپايي ها درحالي به امضا مي رسد كه اقدام به امضاي پيمان اولين بار ميان افغانستان وايالات متحده امريكا مطرح شد وانتظار برده مي شد كه اولين پيمان راهبردي ميان همين دو كشور به امضا برسد.حال پرسش آنست كه علت اين همه تاخير در امضاي پيمان ميان ايالات متحده وافغانستان چيست وچرا اين همه شتاب براي امضاي پيمان با كشور هاي اروپايي صورت مي گيرد؟
مولفه هاي صلح پايدار
جنگ هيچ گاه براي هيچ كس امرمقبول وممدوحd نبوده است، مگر كساني كه ازاين راه به منافعي دست مي يابند يا به مطامعي چشم دوخته اند. در سي سال گذشته جنگ برمردم ما يك امرنا خواسته و تحميلي بوده است. چه آن زمان كه شوروي ها تجاوز كردندو مردم براي به دست اوردن حيثيت خويش كمر همت بستند وبه جهاد مبادرت ورزيدند؛ چه درده سال گذشته كه از جانب پاكستان بر مردم ما جنگ تحميل گرديد وخسارت هاي غير قابل جبراني را بر مردم تحميل كرد. دراين ده سال كه جنگ وخشونت از سوي طالبان بر مردم ما تحميل شد،مردم ورهبران سياسي كشور همواره به صلح پايدار و عادلانه انديشيده اند وراه هاي گونا گون را جست وجو می كردند. ديد گاه هاي گونا گوني براي بيرون رفت از جنگ ورسيدن به صلح پايدارمطرح گرديد ه كه به برخي از عمده ترين ديد گاه هاي مطرح شده اشاره مي شود.
حاشیه پررنگ تر از متن
نگاهي به سخنان روز شنبه آقاي كرزي
روز شنبه هفته جاري رئيس جمهور كرزي راهي گرم خانه ي مجلس نمايندگان شد تاسردي زمستان را با سخنان خويش گرمي مضاعف بخشد. اقاي كرزي درآن مجلس به مناسبت اغاز به كار سال دوم مجلس نمايندگان سخن مي گفت اوازهر در سخن گفت از جمله مواردي كه در سخنان اقاي كرزي جلب توجه مي كرد، تائيد دفتر نمايندگي طالبان در قطر ،مذاكره با حزب اسلامي در كابل بود كه رئيس جمهور با خوش حالي وخوش بيني به آن مذاكرات مي نگريست وگفت كه برخورد ها صميمانه وبرادرانه! بود. اما آنچه به ديد نگارنده مهم جلوه كرد لحن آمرانه وتحكم اميز ي اوو پاسخي بود كه اقاي كرزي به برخي مخالفان سياسي خود داد. آقاي كرزي گفت كه افغانستان آزمايشگاه سياسي براي خارجي ها نيست كه هر چند سال يك بار يك نظام سياسي را درآن آزمايش كنند واو گفت كه از نظام كنوني تا پاي جان حمايت مي كند. حال منظور اقاي كرزي از ابراز اين سخنان هر كه بود اما تحليل گران سخنان اورا پاسخ به مخالفان سياسي او دانستند كه چند هفته قبل در آلمان نشستي با برخي سران گنگره امريكا داشتند ونسبت به كار كرد نظام كنوني وضعف هايي موجود آن را به بحث
گرفتند.