1024x768

مذاكره با طالبان با چالش هاي عمده اي مواجه است ويكي ازاين چالش ها نفوذ بي حد وحصر استخبارات پاكستان بر طالبان است . زماني كه از مذاكره حكومت افغانستان ويا آمريكايي ها با طالبان سخن گفته مي شود، اين پرسش مطرح مي گردد كه نقش پاكستان در ايجاد وادامه اين روند چيست؛ آيا آنچه تا كنون انجام شده است با رضايت پاكستان بوده يا‌انكه آن كشور تاهنوزنقشي موثري نداشته است. نشست ها يي كه تا كنون ميان مقام هاي امريكايي وطالبان  انجام يافته شكل سيمبوليك ونمادين داشته  يا آن كه هردو طرف درصدد گشودن گره هايي بوده اند؟ اگر پاكستان درزمينه سازي گفت گوهاي طالبان -امريكا نقش داشته است چه عوامل سبب شده  تا به اين گفت گوها رضايت دهد و چشم داشت چه امتيازي بسترگفت وگوهار فراهم آورده است؟ وپرسش هاي بي شماري ديگري نيز دررابطه با پاكستان ونقش آن مطرح مي شود كه هر يك مي تواند قابل تامل باشد. آمدن حنا رباني وزير خارجه ي اكستان نيز درهمين راستا قابل تحليل است. اين كه خانم رباني با چه پيامي به افغانستان خواهد آمد؛ ايا منظور پاكستان اعلام شركت در پروسه ي صلح افغانستان  است يا‌آن كه ياد آوري اين نكته است كه حكومت افغانستان نبايدنقش پاكستان را درروند مذاكره با طالبان ناديده گيرد يا آن كه پاكستان مي خواهد اين نكته را تذكر دهد كه مقدمات گفت وگوهاي طالبان وآمريكا توسط آنها فراهم شده است؛ لذا نقش كليدي آن كشور دراينده افغانستان نبايد نا ديده گرفته شود.

       برخي تحليل گران از حضورخانم "رباني كهر" اظهار نا خرسندي كرده اند وقدم آن خانم محتشم را نا مبارك خوانده اند وبدين گما اند كه  پيك پاكستان به طبع حامل خبر خوش‌ايندي نيست زيرا آن كشور نه در گذشته حسن نيت داشته ونه هم دراينده خواهد داشت وآمدن خانم رباني كهر به افغانستان بيشتر ازآن كه به روند مذاكره با طالبان كمك كند درصدد تشديد تنش ميان ايالات متحده امريكا وافغانستان است. با توجه به اين كه پاكستاني ها مي دانند كه حكومت افغانستان به دليل انتقاد هاي صريح واشكار مقام هاي امريكايي، ازان كشور دل خوشي نداردو واقاي كرزي هم هر آز گاهي مي كوشد اين ارتباط را اشفته تر كند وبه اصطلاح ژست ملي گيرد وبه مردم افغانستان نشان دهد كه او هيچ گونه رابطه ي ويژه با ايالات متحده امريكا ندارد! اما اين پرسش درشرايط كنوني وبا توجه به وضعيت‌اشفته كنوني پاكستان مطرح مي شود كه‌آيا پاكستان از چنان تواني برخوردار است كه بتواند رابطه ميان افغانستان وامريكا را تيره تركند وبكوشد كه يك اتحاد صوري ميان اسلام اباد -كابل وطالبان به وجود اورد اگر احتمال چنين امري باشد منفعتي كه اسلام اباد ازين عمل خواهد برد چيست؟ گرچه حس بد بيني ونفرتي كه نسبت به پاكستان وجود دارد اين گونه حدس وگمان ها امر طبيعي است؛ اما اين كه پاكستان داراي چنين تواني باشد محل شك وترديد است . پاكستان با بحران هاي گونا گوني دست وپنجه نرم مي كند.  ازيك سو با غرب به ويژه با ايالات امريكا سر نا ساز گاري داردو كشته شدن بن لادن در خاك پاكستان وحمله هواپيماهاي بي سر نشين به خاك پاكستان وكشته شدن حدود بيست وشش تن از سربازن آن كشور باعث شده است  كه رابطه ميان دو كشور به سردي گرائيده وكمك هاي ايالات متحده امريكا به پاكستان متوقف شود. پاكستان در گذشته كوشش كرده است كه در نزديكي با چين بتواند جاي امريكارا در سياست خارجي خود پر كند؛ اما آن گونه كه پيدا است چين هيچگاه نمي خواهد در رويارويي هاي پاكستان -امريكا جانب پاكستان را بگيرد واز شريك عمده تجاري خود دست بردارد. به هر حال شم اقتصادي زمام داران چيني بيش ازان انكشاف يافته است كه دراين بازي ها شركت جويد ومنافع خودرا به خطر اندازد، اگر به چنين كاري دست زند منفعتي كه به دست خواهد آورد چه خواهد بود؟  بحران ارتباط با غربي ها پاكستان را سخت تحت فشار گذاشته است. همين چند ماه قبل بود كه يكي از وبسايت هاي فارسي زبان نوشته بود كه آنچه امريكارا واداشته است كه كمك هاي هنگفتي به سوي اسلام  اباد گسيل دارد، بيم از ورشكستگي وگسست نظام سياسي  پاكستان است.يعني امريكايي ها دررابطه با پاكستان با دو گزينه مواجه هستند . يا با فرستادن كمك هاي هنگفت خود، پاكستان را از خطر گسست دور نگاهدارند . گرچه اين كمك ها بر اقتصاد امريكا سخت سنگين است اما گويا چاره اي وجود ندارد . راه دو م آنست كه پاكستان را به حال خود بگذارد وشاهد فرو پاشي پاكستان باشد. حال پي آمد هاي اين فروپاشي چه خواهد بود چيزي است كه كار شناسان امريكا يي محاسبه كرده اند وپي برده اند كه كمك كردن به پاكستان وسر پا نگاهداشتن آن به مراتب هزينه اي كمتري دارد. اما حدود دو ماه مي شود كه رابطه ي اسلام اباد -واشنگتن به شدت تيره شده است واين تيرگي به حدي است كه محاسبات كار شناسان غربي را تحت تاثير قرار داده وامريكايي ها علاوه برآن كه به تعليق كمك هاي خود دست زده اند تبليغات گسترده اي را عليه حكومت پاكستان اغاز كرده وبه گفته برخي رسا نه ها،هيچ روزي نيست كه حكومت پاكستان از سوي رسا نه هاي امريكا مورد انتقاد قرار نداشته باشد ومقام هاي اسلام‌اباد به دروغ گويي ودورويي متهم نشود.

      بحران درراوبط ارتش وحكومت غير نظامي نيز از عمده ترين بحران پاكستان است، گرچه رابطه ميان ارتشي ها وحكومت غير نظامي هميشه پر چالش بوده اما شرايط كنوني براي آن كشور شرايط ويژه است . هردو جناح قدرت اتوريته بين المللي خودرا ازدست داده اندو در حكومت هاي قبلي زماني رابط ميان جناح قدرت با تنش مواجه مي شد، قاعده آن بود كه اگر حكومت غير نظامي نمي توانست مطابق ميل ارتشي ها عمل كند با كودتايي سر نگون مي شد ومعمول آن بود كه كودتا چيان از جانب مقام هاي غربي مورد تائيد قرار مي گرفتند وغايله ختم مي گرديد. اما شرايط كنوني به گونه پيش آمده است كه عملكرد اين دو جناح قدرت به هم گره خورده است.  كسي نمي تواند در اين بحران نقش ارتش را كم رنگ از حكومت غير نظامي تلقي كند، بنابراين اين بحران وجوددارد وهردو جناح هم مي خواهند ازاين بحران بيرون ايند. علاوه بر اختلافات جناح هاي طالب قدرت ،كمبود انرژي، ورشكستگي اقتصاد پاكستان نظاميان وغير نظاميان را در حالت يك ساني قرار داده است. بنابراين، نگارنده بدين تصور است كه‌آمدن حنا رباني به كابل نه براي گسست از واشنگتن كه براي نشان دان چراغ سبز به امريكايي ها ازطريق افغانستان است. حكومت غير نظامي براي ماندن در قدرت وغلبه بر مشكلات داخلي وكند كردن ماشين كودتا چيان به كمك هاي غرب به ويژه ايالات متحده امريكا نياز دارد.  ازسوي ديگر همين اختلاف ها ضربه هاي فراواني بر اقتصادور شكسته اسلام‌اباد وارد آورده است. بنابراين حكومت پاكستان مي خواهد از يك جايي اين اختلاف هارامتوقف كند وبا امريكايي نزديك شود كما اين كه در نشستي كه در يكي از كشور هاي غربي برگزار شده بود، نخست وزير پاكستان گفت كه هم ما وهم ايالات متحده امريكا به اهميت يك ديگرواقف هستيم وهردو خواهان عادي سازي روابط ميان دو كشور مي باشيم، اين گفته ها بدين معنا است كه نخست وزير پاكستان نمي خواهد روابط اسلام اباد وواشنتگتن بيش ازاين تيره باشد .اين قلم تصور مي كند كه آمدن حنا رباني به افغانستان دونشان با يك تيراست . اول اين كه درصدد كاهش تنش ها دروابط ميان اسلام‌اباد وكابل مي باشد بدين معنا كه روندامضاي پيمان هاي راهبردي با كشور هاي غربي كه درافغانستان پيش برده مي شود آينده اي نيكي براي اسلام‌اباد نخواهد بود. پاكستان خواهان خروج نيرو هاي خارجي از افغانستان بود كه بتواند ازطريق طالبان بر افغانستان  چيره شود وامتياز هايي را كه در پي كسب آن بود به دست آورد. اماپيمان هاي راهبردي اي كه ميان حكومت افغانستان وكشور هاي غربي به امضا رسيده است كه تضمين حضور نيرو هاي آن كشورهارا به دنبال دارد، پاكستان بدين امر وقوف يافته است كه نمي تواند منتظر بيرون شدن نيرو هاي خارجي از افغانستان باشد تا منافع خويش را تامين كند بنابراين ترجيح داده است كه در شرايط كنوني با تعامل با حكومت افغانستان با گرفتن امتياز هاي سياسي از افغانستان ،درروند مذاكره با طالبان شركت كند وتا بتواند حايز امتياز هايي گردد. اما اين كه گفته مي شود كه پاكستان درصدد آنست كه يك جبهه ضد امريكايي تشكيل دهد به نظر مي رسد كه سخن گزاف وبي پايه ي بيش نيست؛ زيرا دو كشور پاكستان وافغانستان هردو با كمك هاي خارجي زنده هستند دراين ميان تنها كشوري كه به هردو كشور تا هنوزبيشترين كمك كرده امريكا بوده است. درواقع هردو مديون ومرهون كمك هاي ايالات متحده امريكا است اگر هردو كشور خواسته باشند از كمند همراهي امريكا بيرون ايند بايد گزينه وبديلي ديگري به جاي امريكا داشته باشند. پرسش انست كه كدام كشور مي تواند بديل بهتري از امريكا براي هردو كشور باشد؟

   به هر صورت اين كه پاكستان مي تواند نقش مهمي درروند مصالحه با طالبان داشته باشد جاي انكار نيست. وليكن اگر پاكستان همانند گذشته بخواهد با تمويل طالبان امتياز به دست آورد به نظر مي رسد كه زمان آن گذشته است. هم براي طالبان اين توان وانرژي باقي نمانده است كه بيش ازاين مقاومت كند ونه هم براي پاكستان توان وقدرت تمويل طالبان باقي مانده كه به رغم تحريم هاي امريكا به اين امر مبادرت ورزد. به نظر مي رسد كه پاكستان هم  به دنبال حد اقل امتياز ها يي است كه به دست‌آورد واصرار بيش ازآن از حد اقل امتيازهارا نيز بي بهره خواهد شد.البته دراين جا باز هم قصه ملا نصرالدين باز گو مي شود كه اين ها در صورتي مقدر وميسر است كه حكومت افغانستان ازاين وضعيت اشفتگي بيرون ايد وبايك سياست معقول پشت ميز مذاكره با طالبان بنشيند. در گرداب احساست خام ونا معقول در نغلطد ومنافع ملي كشوررافداي احساسات برادري! خود نكند.