پاكستان؛ بحران ادامه دارد
. اين رفت آمد ها واتهام
بستن ها به معناي آنست كه بحران درپاكستان هم چنان ادامه دارد بحراني كه از
فرستادن يك نامه از سوي زرداري به همتاي آمريكايي آن آغاز يافت وهرروز كه مي
گذرد بيشتر مي شود وابعاد بيشتري مي گيرد. وهيچ اشكار نيست كه اين بحران تا كجاآدامه خواهديافت. به نظر مي رسد كه در پيش گرفتن راه هاي قانوني
براي سر نگون كردن حكومت غير نظامي ،تاكتيك
هاي جديد از سوي ارتش آن كشورباشد.وبر كنار كردن حكومت غير نظامي ابزار هاي نوي است كه به كار گرفته مي شود وزمينه هاي
مصادره قدرت از غير نظاميان را فراهم مي آورد .اما آنچه ادامه اين بحران را از
اهميت برخوردار كرده است تاثير آن بر كشور هاي منطقه وبه ويژه افغانستان است .
يعني افغان ها با دو نگر به بحران كنوني پاكستان مي نگرند؛ يكي ازاين جهت كه ادامه
بحران به صورت غير مستقيم بروابط ميان دو كشور تاثير خواهد گذاشت ؛از سوي ديگر
پيروزي هريك از دو جنا ح قدرت در پاكستان تاثير مستقيم برروند مصالحه با طالبان
خواهند گذاشت . از جهت ديگر بحران پاكستان بي ترديد محصور ومنحصر در آن كشور باقي
نخواهد ماند وزمينه هاي دخالت قدرت هاي فرا منطقه اي را نيز فراهم خواهد كرد. قراين معلوم مي دارد كه حكومت غير نظامي حد
اكثر تلاش خودرا به كار گرفته است تا ااين بحران را موفقانه پشت سر بگذارد ونقش
وجايگاه ارتش را در معادلات قدرت محدود كند . فرستادن وزير خارجه ي پاكستان به
افغانستان وسفر نخست وزير آن كشور به قطر واعلام حمايت آن ازايجاد روند گفت و گو
ميان افغانستان وپاكستان مي تواند تلاشي در جهت تحت شعاع قرار دادن بحران و ختم آن
به نفع حكومت غير نظامي تلقي گردد. اين كه اين بحران چگونه ختم خواهد شد بستگي به برخي گزينه هاي داخلي وحمايت بين
المللي دارد. اولين گزينهآنست كه حكومت غير نظامي بتواند سياست مستقل وخارج از
نفوذ ارتش آن كشور اتخاذ كند وراوبط ميان آن كشور وهمسايگان را بهبود بخشد. آن چه
تا كنون از زمام داران پاكستاني به ديد رسيده است همگامي با سياست هاي استخبارات
آن كشور بوده است . همان گونه كه سال هاي گذشته نشان داده است تعين كننده سياست
خارجي حكومت در پاكستان را نظاميان آن كشور به عهده داشته وآن چه نظاميان ديكته مي
كرده است حكومت غير نظامي عمل كرده است به ويژه درمورد افغانستان غير قابل انكار
است. گزينه دوم تلاش در جهت مهار قدرت استخبارات آن كشور. تعين خط مشي مستقل از
استخبارات آن كشور. آنچه تا كنون به ديد رسيده است پيروي بي چون و چرا از ديكته
هاي استخبارات آن كشور بوده است همين پيروي غير منطقي از استخبارات آن كشور بوده كه
توان وظرفيت مستقل بودن را در اذهان عامه مغشوش وملوث كرده است. امروز كمتر كشوري
در دنيا ميان سياست نظاميان وغير نظاميان تفكيك قايل هستند آن چه انجام مي گيرد بر
خاسته از تفكر نظاميان است كه توسط حكومت غير نظامي عمل شده است. تا آن هنگام كه
اطمينان خارجي ها به ويژه كشور هاي غربي نسبت به پاكستان جلب نشده است وتنش ها ميان پاكستان وكشور هاي غربي وجودداشته
باشد وپاكستان مواضع روشن در قبال تروريزم وطالبان اتخاذ نكند ومواضع چند گانه
وچند پهلو داشته باشد وهم چنان با افكار عمومي دنيا به بازي بپردازد، قدرت نظاميان
به تضعيف نگردد اينده بحران پاكستان لاينحل باقي خواهند ماند چه بسا پاكستان روز
هاي سخت تري را در پيش رو داشته باشد . شواهد حاكي ازانست كه وضعيت كنوني پاكستان
هم چنان كه براي زمام داران غير نظامي آن كشور قابل تحمل نيست براي ساير كشور هاي
منطقه وكشور هاي خارجي غير قابل تحمل است .اما اين بحران بر اوضاع افغانستان چه
تاثير برجاي خواهد گذاشت . پرسشي است كه ذهنيت بسياري از افغان هارا به خود مشغول
داشته تاثير اين بحران وابسته به ميزان هم
كاري پاكستان با ايجاد روند صلح در افغانستان دارد. سياست هاي كجدارومريز پاكستان در مبارزه با
تروريزم واستفاده ابزاري از طالبان براي مقاصد سياسي باعث شده است كه كشور هاي
متحد امريكا را نسبت به شفافيت سياست هاي پاكستان
به شك وترديد وادارد. به باور برخي كار شناسان همين سوي ظن نسبت به پاكستان باعث
شده است كه ايالات متحده امريكا با هندوستان رابطه ي گرم تري داشته باشد ورابطه ي
ايالات متحده امريكا با هندوستان كه از رقيبهاي سر سخت پاكستان شمرده مي شود به ابعاد گونا گون گسترش يافته است . رابطه ي گسترده
اي سياسي ، اقتصادي وفني وتجارتي ا مري است كه به رغم نا خوشنودي پاكستان صورت
گرفته وهرروز كه مي گذرد ميزان آن بيشتر مي شود. اين سياست ايالات متحده امريكا
براي نظاميان پاكستان چندان خوش ايند نيست
با توجه به ظرفيت بالايي كه در هندوستان وجوددارد وزمينه هاي همكاري ميان
امريكا وهندرابيش از پيش توسعه مي دهد. دراينده نه چندان دور هندوستان به يكي از
قدرت هاي بزرگ منطقه تبديل خواهد شد . كاري كه ايالات متحده امريكا بعد از جنگ دوم
جهاني با جاپان انجام داد . بعد از شكست چاپان از امريكا وتسليم شدن جاپان، ايالات
متحده امريكا به جاي دشمني با آن كشور كوشيد با جاپاني ها همگاري كند وبنيان هاي
سياسي واقتصادي جاپان را رنگ ورونق بخشد والبته اين ظرفيت براي جاپاني ها نيز وجود
داشت كه از كمك هاي امريكا كمال استفاده را ببرد وبتواند در مدت اندك از اقتصاد
پيشرفته برخوردار گردد. آنچه كه در هندوستان مي گذرد هزينه هاي به مراتب كمتر از
جاپان دارد زيرا زمينه وبستر رشد اقتصاد هندوستان به دلايل فراوان مستعد تر از
جاپان بعد از جنگ دوم جهاني است. بنابراين همان گونه كه جاپان در كمك ايالات
متحده از شر كمونيسم چين مصئونيت يافت بي ترديد هندوستان نيز به عنوان يكي از بزرگترين قدرت منطقه تبديل خواهد شد ووپاكستان
هم چنان از نزاع قدرت ميان ارتش وحكومت غير نظامي رنج خواهد برد.گواه ديگري كه
باعث مي گردد پاكستان زندگي طبيعيخود ادام دهد وتنش هايقدرت طلب ميان نظاميان
وحكومت ملكي ـم كشور باقي بماند، حمايت غربي ها از جنبش هايتجزيه طلبانه بلوچستان
پاكستان است. لهذا مي توان گفت كه پاكستان با معضل هاي فراواني از جمله نيرو هاي
فرار از مركزمواجه است اگر با سياست هاي
كجدار خود ادامه دهد، بي ترديد درآينده اين جنبش هاي مركز گريز مورد تائيد كشور
هاي خارجي وغربي ها نيز قرار خواهد گرفت ودر نتيجه بخشي از پاكستان تجزيه خواهد
گشت . چندي قبل از يكي از تحليل گران شبه قاره در تحليلي آن كشور را در آستانه فرو
پاشي دانسته بود.آن تحليل گر بدين باور داشت كه آنچه پاكستان را به صورت كنوني آن
نگاهداشته است نه خواست سياست مداران پاكستان كشور بلكه خواست كشور هاي غربي به
ويژه ايالات متحده امريكا است. اگر چنانچه حمايت هاي آن كشور نباشد بي ترديد
پاكستان فرو خواهد پاشيد وپي آمد هاي ان متوجه منطقه خواهد شد بنابراين بيم از پي آمد
هاي گسستان كشور است. اما اين بيم تا چه وقت ادامه خواهد داشت وتا چه وقت مي تواند
پاكستان با بازي هاي چند گانه خود ادامه دهد؟پر سشي است كه بازيگران قدرت در
پاكستان پاسخ خواهند داد.
همان گونه كه كارشناسان باوردارند وشواهد
نيزنشان مي دهد اين وضعيت تا وقتي دوام خواهد كرد كه كشور هاي منطقه از جمله
هندوستان بتواند پي آمد هاي اين گسست را مهاركند هر گاه چنين ظرفيتي ايجاد شود بي
گمان پاكستان به چند كشور تجزيه خواهد شد.
شرايط داخل پاكستان نيز چنين آماگي هايي را دارد.از جمله شرايط اجتماعي
جامعه پاكستان خواستار چنين گسستي است . نيتجه اي كه مي تواند گرفت انست كه حل بحران كنوني متصور نيست زيرا نظاميان آن
كشور قدرت تحمل حكومت غير نظامي را ندارد وغير نظاميان نيز تا هنوز كوشيده است از
طرح بازي هاي سخيف وچند گانه به منافع خود دست پيدا كند واين بازي ها ادامه خواهد
يافت تا آن كه دركي درستي از اوضاع زمان ايجاد شود. وضعيت بحراني در افغانستان نيز
تاثير منفي برجاي خواهد گذاشت . آنچه مقام هاي افغانستان توقع دارند از حكومت غير
نظامي آن كشور است . زيرا نظاميان واستخبارات آن كشور با ذهنيت هاي بسته وتوسعه ي
نايافته طالباني زيست مي كنند. تا وقتي اين طرز تلقي وديد حاكم باشد برخورد ها با
افغانستان همين كه است خواهد بود. گرچه
اين بازي ها روزي خاتمه خواهد يافت وليكن براي مردم افغانستان وهم چنان براي
پاكستاني ها هزينه هاي هنگفتي را تحميل خواهد كرد.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 13:4 توسط سید مظفر دره صوفی
|