اين پرسش ازاين جهت قابل طرح است كه  انتظار برده ميشد كه اولينامضاي پيمان با ايا لات متحده امريكا امضا شود، اولوييت دو كشور هاي اورپايي باشد. اگر تراز وميزان نزديكي وكمك كشور ها به افغانستان باشد درده سال گذشته امريكايي ها در افغانستان حضور پررنگ تر از اروپايي ها دااشته است وهم كمك هاي بيشتري به افغانستان گسيل داشته وهم تعهد سپرده است  كه افغانستان را تا تامين امنيت كامل تنها نخواهد گذاشت وهم خسارات بيشتري را تحمل كرده است لذا منطقي بود كه امضاي پيمان با آن كشور صورت مي گرفت آنگاه باكشور هاي اروپايي پيمان امضا مي شد.

 دراين كه چرا اقاي كرزي چنين شتاب الود دست به امضاي پيمان با اورپايي ها زده است ديد گاه هاي زياديوجود دارد كه در اين مجال به چند مورد اشاره مي شوديك ديد گاه آنست كه8 امضاي پيمان با امريكا چون تابواست. نزديك شدن به آن تابو جرات وجسارت فوقا لعاده مي خواهد كه اقاي كرزي جسارت تابو شكني را ندارد؛ لهذا ترجيح داده است  كه بايد اول اين تابو را در جاي ديگر وبا كشور هاي ديگر بشكند كه جرات وهم چنان هزينه اي كمتري مي خواهد، هم چنان ذهنيت هابه به امضاي پيمان عادت كنند واز بار آن همه فتوا واستفتا كاسته شود، هيجاني كه ايجاد شده بود به حالت عادي برگردد ميزان حساسيت ها كاسته شود، احساس بد بيني ونفرتي كه احيانا وجودداشت كاهش پيدا كند، امضاي پيمان به قدرواندازه ي يك رابطه عادي تنزل يابد آنگاه با امريكا نيز مي توان به سادگي پيمان امضا كرد. اقاي كرزي با مطرح كردن امضاي پيمان با امريكا افكار عمومي را مورد ارز يابي قرار داد ومتوجه شد كه براي امضاي پيمان با بزرگترين كشور جهان كه نام نيكي در جهان ندارد  هزينه هاي گزافي را متوجه حكومت افغانستان مي كند. جامه بسشته وسنتي از يك سو همسايگان ازمند وزياده طلب از سوي ديگر وساده لوحي هاي مردم كشورما همه دسدردست هم داد كه نسبت به امضاي پيمان با امريكا تامل بيشتر صورت گيرد.آقا يكرزي وحكومت افغانستان ديد كه چه فتوا هاي رنگارنگي صادر گرديد،چه مجالس ومحافل گونا گون براي بررسي آينده پيمان تدوير يافت. كساني كه عمري رو به سوي قبله نمي آوردند  يك شبه چنان  ازدين وخدا سخن گفتند كه قريب بود شيطان از تعجب ششاخ دراورد. وكساني كه باور مندي هاي مذهبي شان در هاله ي شك وترديد قرار دارد در باره پيمان همانند ملا ارباب كليساي قرون وسطي متوسل به دين وخدا شدند وكوشيدند تا امضاي پيمان را خلاف خدا وسنت وسيره نشان دهن به هر تقدي دكاندين فروشسي رونق بي سابقه يافته بود. همين حساسيت ها بود كه حكومت دريافت كه شتاب در امضاي پيمان با امريكا ممكن است وضعاشفته ايرافراهم آورد كه  فرو نشاندن آن سخت دشوارا خواهد بود؛ لازاين روي براي كاستن از بار منفي امضاي پيمان وهم چنان شكستن اببار حساسيت هاوبا تكيه به روان شناسي مردم، اولين تابو شكني را با هندوستان انجام داد وپيمان راهبردي با‌ان كشور به امضا رسانيد تا دين داران همه بدانند كه امضاي پيمان با كشور ها نه با دين مردم سرو كار دارد ونه روي گرداني از خدا وپيامبر به حساب مي ايد.   البته در جامعه اي كه نه دين تفسير درست يافته است ونه هم سياست توانسته است به عنوان يك علم تخصصي جايگاه خويش را پيدا كند خلط مباحث امر طبيعي به نظر مي ايد ازاين جهت بود كه رئيس جمهور كرزي گريز گاهي براي خود يافت واولين اقدام ازاين دست را با هندوستان برداشت ؛زيرا هندوستان به دلايل ارتباط طولاني و تاريخي چندان حساسيتي بر نيانگيخت. در مرحله دوم وبا كاهش حساسيت ها با كشور هاي غربي امضا مي شود به همين ترتيب وقتي پيمان ها با كشور ها غربي امضا مي شود بيش از پيش از بار حساسيت ها كاسته مي شود اگر اندك مقاومتي  وجودداشته باشد، مي تواند نا دديده گرفته شوديا ان كه با تبليغات مناسب و موثر خنثا كرد.

  برخي ديد گاه ها بر اين باوراند كه اولويت بندي هاي آقاي كرزي درامضاي پيمان به معناي دلسردي از امضاي پيمان با ايالات متحده امريكا است. از مدت بدين سوي رابطه امريكا وافغانستان به قول معروف شكر آب شده است واقاي كرزي هراز گاهي انتقاد تند گوصريح وگاهيبا نيش كنايه به آدرس حكومت امريكا فرستا ده است  وزمام داران امريكا نيز از نيش زدن وانتقاد كردن حكومت كرزي  تا هنوزترديد به خود راه نمي نداده است .چندي قبل بود كه اقاي كرزي با خطاب عتاب آلود به نيرو هاي خارجي به ويژه به امريكا  گفت كه تا وقتي كه عمليات شبانه نيرو هاي خارجي قطع نشود از امضاي پيمان با امريكا خودرداري خواهد كرد.  اين سخنان به نحوي ابراز گرديد كه گويا اين امريكا است كه به افغانستان وحكومت ما وابسته است  به هر تقدير قرار دادن امريكا دررديف آخر به معناي بي توجي به امريكا تلقي مي گردد واقاي كرزي مي خواهد نشان دهد كه افغاانستان از چنان جايگاهي بر خوردار است كه ميتواند در امضاي پيمان دست باز داشته باشد. اگر امريكا نيز شرايط افغانستان را نپذيرد باز هم ساير كشور هاي هم پيمان امريكا حاضر هستند كه جايگزين امريكا شوند وفراتر از مقام امريكا موقف احراز كنند . ممكن است ترجيح ديگري نيز فراره اقاي كرزي باشد آن حساسيت كشور هاي منطقه نسبت به ايالات متحده امريكا است. بدين معنا كه حضور ايالات متحده امريكا در مكنطقه به همان ميزان كه روي امنيت وثابت افغانستان تاثير مثبت بر جاي مي گذارد وبراي كشور هاي منطقه حكم باز دارندكگي را داردوبدين معنا اگر آمريكا در منطقه حضور داشته باشد ممكن نيست كه كشور هاي همسايه به دخالت هاي آشكار ونهان خود ادامه دهند لذا ترجيح مي دهند كه پيمان با ده كشور امضا شود اما با آمريكا به امضا نرسد. اما آنچه براي مردم افغانستان از اهميت برخورداراست آنست كه مي بينند كه اين پيمان در اينده وحال شان چه تاثير مي تواند داشته باشد. براي مردم ما نفس پيمان هيچ ارزشي نخواهد داشت بادهها كشور مي توان پيمان بست وليكن اصل باور مندي وعمل به‌ان پيمان ها است كه در موقع اضطرار در كنار مردم افغانستان قرارداشته باشد ومردم اطمنان حاصيل كند كه دئر مواقعي كه لازمست مي تواند روي هم پيمانان خود حساب كند.آنچه حكومت افغانستان به آن مبادرت مي ورزد دل خوش داشتن به نفس پيمان است مي پندارد كه داشتن پيمان بيشتر كشوررا بيمه خواهند كرد در حالي كه اگر داشتن پيمان بيشتر با كشور حضور محسوس ونا محسوسآن كشور هار تضمين كند دران صورت نه تنها پيمان براي مردم سود مند نخواهد بود كه چه بسا رقابت هايي ايجاد ش.ود كه باعث ركود بيشتر كشور گرددوليكن آنچه حكومت خود مي داند وبدان معترف است ايجاد پيمان راهبردي با هيچ كشوري نمي تواند منفعتي براي افغانستان داشته باشد مگر آن كه فرصتيبراي حكومت فراهم آورد تا ازبه باز نگري عملكرد خود بپردازد . اگر حكومت در ساختار هاي فاسد آلود كنونيخود تجديد نظر نكند وافراد فاسد الوده به تمام آولدكي هارا از خوددور نكند واگر حكومت دست ازدخالت در امور پارلمان باز ندارد ودخالت ها ودست درازي ها هكما في السابق ادامه داشته باشد واگر نهاد هاي قضايي كشور هم چنان فاسد نا كار آمد وغير موثر باشد وعدالت حد اقلي در كشور اجرا نشود واگر شمروعيت نظام سياسي هم چنين مخدوش باشد اگر با مخالفان سياي با تحكم وآميرانه برخورد صوررت گيرت ومطالبان مدني وغير خشونت ورزانه آنان چنان غير منطقي پاسخ داده شود بايد حكومت در گوش خود فرو كند كه پيمان با صد كشور اكر هم امضا شود راه به جايي نخواهد برد. پيمانها وقتي مي تواند مفيد وموثر باشد كه عاملان باايمان وباورمند به حق مردم داشته باشد اگرزير پيمان را آدم هاي دزد وقلتاق وبي شرم امضا كند نداشتن پيمان به مراتب به تر از داشتن آنست .