صلح؛ لگدمال رقابت های منطقه اي
اما اين شاد ماني وسرور ديري نپائيد، عوامل گوناگوني سر برآوردواين ارزوهارا در محاق نا اميدي فرو برد وهر قدر زمان بيشتر مي گذرد صلح به يك روياي دست نايافتني تبديل مي گردد. اولين واكنش از سوي حكومت افغانستان ابراز گردي د ،حكومت مدعي شد كه بايد رهبري صلح را او به دوش داشته باشد. زيرا حكومت اقاي كرزي نيز همانند بسياري از سياست مداران مي كوشد كه علاوه بررسيدن به صلح، كلاهي ديگري نيز ازاين نمد به سر كند آن هم انتخابات آتي رياست جمهوري در كشور است. وقتي اقاي كرزي به سياست مداران بزرگترين كشور هاي جهان مي نگرد كه از افغانستان را برگ برنده اي براي خودمي سازند؛ اقاي كرز چرا ازاين قافله عقب بماند وصلح را ابزاري براي خودنسازد. ازهمين روي حكومت اعلام داشت كه ما صلح افغاني مي خواهيم نه امريكايي! شايد صلح هم همانند بسياري از متاع ها اصيل وغير اصيل داشته باشند وافغانها خواهان اصالت افغاني آن هستند! . حكومت افغانستالت هم خواهان رهبري صلح است وهم مي خواهد مكان گفت وشنود را تعين كند. ازاين رو پيش نهاد كرد كه بايد عربستان سعودي ياتركيه براي نشست تعين گرددنه قطر. به همين جهت با شتاب سفير خود از قطررا فرا خواند اين اولين اقدام حكومت افغانستا درراه ايجاد صلح با طالبان بود كه سال ها تلاش كرده بود تا مجرا ومنفذي براي مذاكره ايجاد كند كو ناكام مانده بود اما وقتي امريكايي ها دست به اين ابتكار زدند وطالبان وادار به نشست وگفت وشد،حكومت افغانستان شروط وشروطي تعين كردوخواهان رهبري صلح شد.
برخي گفتند كه آقاي كرز ي مي خواهد با مخالفت هاي خود ژست ملي بگيرد وبه دنيا نشان دهد كه به رغم حضور بيش از چهل كشور دنيا در افغانستان هنوزاوازادي عمل دارد وتصميم گيرنده اصلي است واختيار وصلاحيت صلح وجنگ كشور خودرا خود دارد. برخي نيز گفتند كه واكنش آقاي كرزي به امركايي ها است كه از مدتي بدين سوي رابطه ي چندان نيكي ميان دو كشور وجود ندارد . به هرحال بعد از گذشت مدتي مقام هاي امريكايي نيز پذيرفتند كه بايدحكومت افغانستان روند مذاكره با طالبان را به عهده گيرد از حمايت آنان نيز برخوردا خواهند بود .آنچه به ديد مي رسيد آن بود كه اختلاف عمده ميان افغانستان وامريكا است كهانهم باكوتا ه آمدن مقام هاي امريكا حل شد ودفتر طالبان در قطر ايجاد خواهد شد ومقام هاي افغانستان وارد مذاكره صلح با آن گروه خواهد گرديد. به نظر مي رسيد كه حل اختلاف ميان افغانستان وامريكا اولين قدم دراين راه بوده است. زيراصلح براي افغانستان وسيله خود نمايي بسياري از كشورهاي رقيب در منطقه شده است.قطر وعربستان دو كشورعربي خاور ميانه هستند كه هر كدام مدعي هژموني درخاور ميانه مي باشند كه اين رقابت ها ازمشكلات ديگري اسنت كه فراراه روند صلح قرار گرفته است .آن گونه كه تا هنوز آشكار شده است قطري ها با تباني امريكا خواسته است دفتر طالبان در قطر گشايش يابد تا آن كشوربتواند عربستان سعودي را به انزوا بكاشند ونقش آن كشوررا در معادلات خاور ميانه كم رنگ تر كند. زيرا قطر باانكه از شيخ نشين هاي كوچك خليج فارس است اما به رغم كوچكي ادعاي كلاني دارد ومي خواهد جاي سعودي هارا در منطقه بگيرد . به همين جهت تا هنوز كوشيده است در همراهي با ايالات متحده امريكا از سعودي ها پيشي گيرد ونقش پررنگ تري بازي كند مواضع تند قطر در قبال سوريه وتائيد مواضع امريكا در قبال آن كشور،كمرنگ كردن نقش سعودي ها است . البته امريكايي نيز چندا ن بد نمي دانند كه قطر به جاي عربستان بنشيند، براي آن كه دفاع از سعودي ها در مجامع بين المللي براي امريكايي ها دشوار شده است.كشوري كه دران موازين حقوق بشر به سادگي نقض مي گردد،آزادي هاي مدني به صورت صريح ؤاشكار ناديده انگاشته مي شود بسيار سخت است كه بتوان ازاو دفاع كرد. بنابراين مجموعه ي از گزينه هاي پيدا وپنها است كه امريكايي ترجيح مي دهند كه دفتر طالبان در قطر باشد وحكومت افغانستان نيز درهمين مكان با آن گروه مذاكره كند.اختلاف ديگري كه باز هم دراين راه بروز كرده است ريز خواسته هاي امريكا وطالبان از همديگر است . خبر هايي كه منتشر شده است حاكي است كه طالبان پيشنهاد كرده اند كه پرچم امارت اسلامي را بر سر دروازه دفتر منصوب به خود نصب مي كنند ونصب پرچم بدين معنا است كه امارت اسلامي طالبان به عنوان يك حكومت به رسميت شناخته شود وحكومت افغانستان ومجامع بين المللي به عنوان يك حكومت به آن بنگرند ولابد از حقوي مساوي در مذاكرات صلح نيز بهره مند گردند كه اين پيشنهاد از سوي امريكا رد شده وهم چنان طالبان خواستار رهايي سران طالب اززندان گوانتانامو بوده است كه باز هم مورد پذيرش امريكا قرار نگرفته است. آنچه دراين ميان ناديده انگاشته شده بود حكومت پاكستان بود . بحراني كه ميان ارتش وحكومت غير نظامي دران كشوربروز كرده بود، پاكستاني ها دير تر از سايرين وارد ماجراي صلح افغانستان شدند.سفري خانم حنا رباني به افغانستان شايد شكستن اين سكوت بود. اوبا مقام هاي افغانستان با صميميت سخن گفت واظهار داشت كه پاكستان نسبت به افغنستان اجنداي مخفي ندارد . اين سخنان در حالي ابراز گرديد كه اطلاعات محرمانه ي ناتو به بيرو ن داده شد ودران از ازرابطه نزديك ساز مان استخبارات پاكستان با گروه طالبان سخن رفته وتاكيد شده است كه استخبارات پاكستان از محل دفاتر طالبان درآن كشور اطلاع دارند واين سخنان گرچه تازگي نداشت اما تاكيدي بود بر عدم صداقت پاكستانيها نسبت به افغانستان. حال چرااين اطلاعات هم زمان با آمدن خانم رباني منتشر شد؛ كار شناسان بدين باوراند كه افشاي اين اطلاعات با دو هدف منتشر شده است اول اين كه به افغان ها القا كند كه به سخنان خانم كهرنبايد زياد اطمينان كرد، نه در گذشته پاكستان داراي حسن نيت بوده است ونه درآينده خواهد دابود. هدف دوم آنست به مقام هاي پاكستان القا كند كه تا وقتي پاي كشور هاي غربي در منطقه گشوده است ؤآنها در افغانستان حضور فزيكي دارند ،براي پاكستان ابتكار عمل وجود ندارد واين گونه تعبير مي گردد كه پاكستان تا وقتي سر ناساز گاري با غرب داشته باشد، تحرك سياسي آن كشور به بار نخواهد نشست. سفر رضا گيلاني به قطر گرچه با ترديد وتشكيك مقام هاي افغانستان همراه بود وليكن اظهارنظر او صريح بود وگفت كه ازگفت وگو هاي قطر به رهبري افغان ها حمايت مي كند. ممكن است اين گونه برداشت شود كه تاكيد بر قطر به معناي چراغ سبز به ايالات متحده امريكا است . اگر گفته مي شد كه از مذاكرات صلح افغانستان در هر جاي كه صورت گيرد حمايت مي كند يك بر داشت ديگر صورت مي گرفت ولي وقتي تاكيد بر قطر رفت به معناي آنست كه هم چراغ سبزبه امريكا نشان داده است وهم با مقام هاي قطر تباني كرده است كه درمذاكرات طالبان وافغانستان بهره ونصيب پاكستاني ها فراموش نشود. به هر حال آنچه دراين ميان كم رنگ تر وكم بها تر است نفس صلح است دراين كشمكش ها وسيله اي براي، تباني ها واظهار وجود قرار گفته است .حال ازاين گرداب چگونه مي توان به ماهي مرادرسيد. كاري است دشواركه غواص ماهر وبا تجربه مي خواهد.