1024x768

. تحليل گران به سخنان خانم" كهر"كمتر حسن نيت ديدندو آن را ترفندي ديگري  از سوي زمام داران پاكستاني دانستند . برخي از سران مخالف حكومت افغانستان بدين باور اند كه پاكستان منتظر ومترصد بيرون شدن نيرو هاي خارجي از افغانستان هستند، به محض آن كه نيرو هاي خارجي از افغانستان خارج  شوند بار ديگر افغانستان مورد تجاوز نيرو هاي پاكستاني قرار خواهند گرفت ودر كام استخبارات پاكستان سقوط خواهند كرد.  اين يك طرف ماجرا است. طرف ديگر اين قضيه‌انست كه طالبان براي نشست وگفت وگو آماده مي شوند. بر اساس برخي گزارش ها ي منتشر شده مقام هاي طالبان تا هنوز چندين مرتبه به قطرسفر كرده اند وحتا محل گشايش دفتررا نيز ديده اند. اما تا كنون ا زايجاد دفتر نمايندگي طالبان خبري موثقي دردست نيست . از سوي ديگرگفته مي شود كه درطرز ديد طالبان تغيراتي جديد ي ايجاد شده است. آنها بعد ازاين به دنيا وبه انسان به ديد ديگر مي نگرند. درميان اين همه اظهار نظر ها ي متناقض ومتباعد،  پرسش عمده آنست كه چند درصد اين سخنان مطابق با واقع است ومردم مي تواند به آنها اعتماد كند؛ ايا  رفتار پاكستاني ها تغير كرده است؛چه نشانه يا نشانه هايي دردست است كه نشان دهد كه سياست پاكستان در قبال افغانستان تغير كرده است؛ مي توان به سخنان خانم حنا رباني اعتماد كرد وتغيري را در سياست هاي پاكستان مشاهده نمود يا ان كه آنچه تغير كرده است ايجاد فاصيله اي است كه ميان حكومت غير نظامي ونظاميان پاكستاني به وجود آمده است؟

 امكان تغير طالبان ونشانه هاي آن را به مجال ديگر مي گذاريم به اين مي انديشيم كه علايم ونشانه هاي تغير سياست پاكستان در قابل افغانستان چيست وچگونه مي توان باو رداشت كه سياست آن كشور از صورت خصمانه به سيرت دوستانه در امده است ؟

   واقعيت آنست كه حكومت غير نظامي پاكستان هيچ گاه(درطول تاريخ آن كشور) سياست مستقل از خود نداشته است. به دليل چيرگي بي حد وحصري كه نظاميان بر سياست پاكستان دارند تا وقتي تغير نگرشي در مواضع نظاميان ن واستخبارات آن كشور ايجاد نشده است دشوار بتوان باور كرد كه سياست پاكستان تغير يافته است.آنچه در پاكستان نهادينه شده است وبه منصه ي عمل مي رسد، سياست هايي است كه در ساز مان استخبارات آن كشور اتخاذ مي شود.  حكومت هاي غير نظامي هميشسه متاثر ومنفعل  از نظاميان آن كشور بوده  .تا وقتي سياست نظاميان تغير نكرده است نبايد خوشبين بود كه سياست آن كشور تغير يافته باشد.وقتي خانم رباني سخنان دل فريب وبا بيان زنانه به ميان مي آورد، ممكن است برخي ها باور كنند وآن را نشانه هاي از تغير رويكرداسلام آباد در قبال افغانستان بدانند؛ اما از حرف تا عمل فاصيله فراوان است وبايد پاكستاني ها در عمل به اثبات بر سانند كه رويكرد جديد شان واقعي است نه تصنعي وتا كتيكي. امااين تغير سياست پاكستان در قبال افغانستان د اراي چه نمود ار بيروني مي تواند باشد وچگونه مردم افغانستان مي تواند به آن اعتماد كند؟

   برخي تحليل گران بدين باور اند كه آمدن خانم رباني به افغانستان از ابتكارات پاكستان در قبال افغانستان بود و براي اولين بار بود كه ابتكار از سوي پاكستان مطرح شد وگويا سياست مداران آن كشور بدين امر باور يافته اند كه بدون صلح در افغانستان ثبات در پاكستان بر قرار نخواهد شد ازاين رو مي كوشند تا صلح در افغانستان برقرار شود تا پاكستان به امنيت وثبات دست پيدا كند. همين ابتكار آمدن درنگربرخي ها نشانه هاي تغيير رويكرد پاكستان در قبال افغانستان دانسته وبدان خوش بين شده اند. در حاليكه پاكستان در بيش از شصت سالي كه از عمر آن كشور مي گذرد، اهدا في را در افغانستان براي خود بر شمرده است وتاهنوز هيچ يك ازآن اهداف براورده نشده است تا وقتي آن اهداف به صورت شفاف از سوي پاكستان مطرح نشود ودو كشور روي آن بحث نكنند وبه توافق نرسند؛ دشوار بتوان  بر سخنان مقام هاي پاكستان اطمينان حاصيل كرد واظهارنظر هاي آنا ن را جدي انگا شت . همان گونه كه همه شاهد هستند در سي سال گذشته پاكستان از اهرم هاي گونا گوني سود برده  وبرگ هاي گونا ني  را در بازي با افغانستان  به كارگرفته تا بتواند به اهداف خود دست پيدا كند بنابراين وقتي گامي دراين راه برداشته نشده است، چگونه مي توان بر سخنان خانم رباني اعتماد كرد.

   دومين مشكلي كه پاكستان با افغانستان دارد، آنست كه پاكستاني ها همواره به هندوستان به ديد دشمن مي نگرند . و.به استقلال وتماميت ارضي پاكستان به ديده ترديد مي بينند. همين ديد دشمنانه باعث شده است كه پاكستان براي خود يك عمق استراتژيك تعريف كند وبه اصطلاح افغانستان را مامني براي روز مباداي خود به حساب آورد .اين پنداركه درروز مبادا اين افغانستان است كه جايگاه امني براي آن كشو رباشد و افغانستان زمينه را براي تجديد قوا بر ضد هندوستان فراهم آورد. آيا اين ديد پاكستاني ها تغير كرده است؟ هيچ ترديدي نيست كه پاكستاني ها هنوز به ديد گذشته به هندوستان مي نگرند حتا چنين برداشت مي شود كه اين ديد منفي تر از گذشته نيز شده است. البته مشكل عمده اي كه در پاكستان وجود دارد آنست كه به رغم گذشت بيش نيم قرن از عمر آن كشور، هنوز روند ملت شدن به صورت جنيني نيز ديده نمي شودو فرهنگ ملي كه بتواند كتله هاي جامعه ي پاكستان را بهم پيوند دهند ايجاد نشده است  واين تهديد جدي براي پاكستان وجود دارد كه با تحريك قدرت هاي خارجي پاكستان به ايالت هاي گوناگون تقسيم شود وهر كدام ايالت  تجزيه گرددوهمانند بنگله ديش كشوري ديگري از شكم پاكستان بيرون‌ايد يا‌آن كه پاكستان به چند تكه تقسيم گردد  هر كدام براي خود به عنوان يك كشور اعلام موجوديت كنند.متاسفانه همين ديد گاه منفي بر سياست مداران آن كشور نيز سايه افگنده است وباهمين ديد گاه قبيلوي به دنيا نيز مي نگرند وبا همين ديد گاه سياست هار ارزيابي مي كنند .

 فرايندي كه ممكن است مردم وحكومت افغانستان را نسبت به سياست هاي اسلام اباد خوشبين كند     وتغييردر سياست هاي پاكستان را جدي بدانند مواردي است كه به برخي ازانها اشاره مي شود.

1- اولتر ومهم تر از همه بايد تغير نگرشي دراستخبارات پاكستان نسبت به كل جهان ايجاد شده باشد ؛ آن گونه پيداست سازمان استخبارات پاكستان ديد گاه شصت هفتاد سال گذشته را تعقيب مي كنندو رويكرد هاي جديد سياست دنيا را درك نكرده اند. هنوز فشار نظامي را تنها راه رسيدن به منافع خود مي دانند. تا وقتي پارادايم نظامي مورد قبو ل باشد و انباشته هاي ذهني حاكمان نظامي پاكستان تغير پيدا نكند. آنها ديپلوماسي را مناسب ترين راهكار براي رسيدن به هدف خود ندانند. تغيري در سياست هاي پاكستان ايجاد نخواهد شد. حال تغير نگرش چگونه حاصيل خواهد شد خود جاي گفت وگوي فراوانست.

2-  حل اختلاف ها ي تاريخي ميان دو كشور:وقتي حكومت غير نظامي پاكستان خواهان صلح وثبات در افغانستان است وسخنان خانم كهر قرين واقعيت شمرده مي شود كه پاكستان اختلاف هاي تاريخي خود با افغانستان را به صورت شفاف وبدون پرده پوشي بيان دارد. همان گونه كه مردم افغانستان وپاكستان مي دانند،كه ميان دو كشور همسايه اختلاف هاي مرزي تاريخي وجوددارد . تا وقتي اختلاف هاي تاريخي ميان دو كشور حل وفصل نشده است وهردو طرف براي حل شدن آن اختلاف ها تلاش نورزند دشوار بتوان سخنان خانم رباني را جدي گرفت وازرو ي حسن نيت عنوان داشت.

3- بستن دفاتر طالبان در آن كشور: وقتي دشمنان مردم افغانستان در پيشگاه پاكستاني از موقف بالايي برخوردار باشد، چگونه مي توان ادعاي دوستي آن كشوررا قبول كرد وسخنان مقام هاي ان كشوررا جدي گرفت . گذشته ازان كه مردم افغانستان مي دانند كه تروريستان طالب در خاك آن كشور زندگي مي كنند واز جانب پاكستان مورد حمايت قرار مي گيرند آخرين يافته هاي اطلاعاتي ناتو  نيزحاكي ازانست كه استخبارات آن كشور در كمك به طالبان از هيچ اقدامي فرو گذار نكرده است وهم چنان علاوه شده است كه دفتر طالبان در پاكستان زير نظر حكومت ان كشور فعاليت مي كنند. البته آنچه پيمان ناتو بدان اشاره داشته  آگاهي هاي جديد ي نيست كه در آگاهي هاي مردم ما افزوده مي شود، بنابراين مجموع از پارامتر هاي ريز ودرشت است كه رابطه ميان پاكستان وافغانستان رابه حالت تيره وتارادراورده  وتغيردر سياست پاكستان را وقتي مي توان باور كرد كه مقام هاي ان كشور به رفع اين موانع تلاش ورزند. بدهي ترين وكم هزينه ترين گامي كه پاكستان مي تواند بردارد آنست كه دفاتر طالبان را در كشور خود ببندد ومقام هاي آن كشوررا به مقام افغانستان يا به مراجع ذي صلاح بين المللي تحويل دهدد تا در يك محكمه عادلانه به جنايت هاي آن ها رسيدگي شود .اما در غير آن صورت اگر حكومت پاكستان به هر ترفندي دست يازد واعلام تغير كند ويا آن كه طالبان جامه از تمدن به تن كنند ودرس ومدرسه دختران را ازاد بگذارند، هيچ كس باور نمي كنند كه پاكستان خواستار حل مسايل ميان دو كشور شده باشند.

گروهي كه دست شان تا مرفق به خون مردم الوده است چگونه مي توانند به سخنان شان مردم گوش فرا دهند وانان را  بپذيرند. تلاش هايي كه اكنون صورت مي گيرد چون از پشتوانه منطقي برخوردار نيست تصور نمي رود كه ره به جايي برد وصلحي به ارمغان آورد.