طرح تجزیه افغانستان برچه منطقی استوار است؟
اوایل هفته گذشته خبرهایی منتشر شد مبنی براین که یکی از نمایندگان محافظه کار مجلس بریتانیا طرحی را تهیه دیده است که دران طرح، افغانستان به هشت منطقه تقسیم می شود وهر قسمت توسط گروهایی که در اطراف مرکز زیست می کنند اداره می شود.اقای" ال وود"گفته است که طرح خودرا بامقام های کاخ سفید امریکا نیز در میان گداشته است وقرار است به صورت مشترک روی آن بحث وگفت وگو کنند. گرچه این طرح درروز نامه اندی پندنت چاپ انگلستان منتشر شد؛ اما دیری نگذشت که در مطبوعات ورسا نه های افغانستان نیز مورد توجه وتحلیل قرار گر فت .تحلیل گران وروز نامه نگاران کشورما روی آن بحث وگفت وگو کردند.بر اساس این طرح افغانستان به هشت حوزه تقسیم می شودکه مرکز این حوزه هشتگانه مرکز اقتصادی این حوزه است. این مراکزعبارت اند از کابل ، جلال آباد،مزار شریف ، قندهار ،هرات،خوست ،قندز،وبامیان است. درسطح کلانتر افغانستان دارای یک پست نخست وزیری می شود ورئیس جمهور درقدرت باقی می ماند وبه یک قدرت تشریفاتی تبدیل می گردد. این طرح که به نام طرح "سی " نیزیاد می شودتا هنوز واکنش های فراوانی را به دنبال داشته است . واکنشی که از سوی حکومت افغانستان وتوسط جانان موسی زی ابراز شد بار سیاسی ودپلماتیک نداشت وبه صورت زننده وهمراه با کلمات هیجانی ابراز گردید. اقای موسی زی اعلام داشت که دردنیا افراد احمق یافت می شود که این گونه طرح هارا ارایه می دارد. البته قابل یاد اوری است که مقام های افغان در بسیاری وقت ها به صورت کیلویی تحلیل کرده وواکنش نشان داده اند واکنش دربرابر این طرح نیز به همان مترو میزان گذشته انجام یافت بدون آن که اطراف واهداف طرح را مورد بررسی وتحلیل قرار گیردوبا منطق وقلانیت پاسخ داده شود به سبک سیاق عوام وبه دور از عرف سیاسی پاسخ داده شد. غیر از مقام های افغان برخی تحلیل گران خارجی نیز واکنش نشان داده اند از جمله"توماس رو تیگ " که گفته می شود ازمحققان شبکه تحلیل گران افغانستان است او نیز گفته است که طرح تجزیه افغانستان بدین صورتی که ارایه شده است سبب قدرت گرفتن دلالان قدرت منطقه ای وجنگ سالاران گذشته می شوند که با عملکرد ضعیف خودباعث افزایش قدرت طالبان در سال ا992-1996 شدند. حال پرسشی که ایجاد می شود آنست که دلیل این همه واکنش دربرابر آن بر چه مبنایی استور است ؟
به نظر می رسد که شدت وضعف واکنش ها وابسته طرز تلقی وبرداشت خوانندگان این طرح است. برخی کار شناسان واکنش حکومت افغانستان راناشی از عدم درک وتحلیل درست این طرح می دان ووزارت خارجه افغانستان را متهم می دارند رکه بدون آن که این طرح خوانده باشد آن را با لحن زننده ای رد کرد. برخی کشور های همسایه از جمله جمهوری اسلامی یاران نیز واکنش تند نشان داده است ؛از جمله وبسایت مربوط به روز نامه "سیاست روز" نوشته است:هم زمان با آشکار شدن نا توانی ا اشغال گران برای تامین منافع شان در افغانستان ،یکی از نمایندگان حزب محافظه کار انگلیس برای اعمال فشار بر کابل وسلطه امریکا وانگلیس بر منطقه طرحی را برای تجزیه افغانستان آماده کرده است". به نظر می رسد آنچه کشور های منطقه را واداربه واکنش کرده است تنهاناظربه تجزیه افغانستان نیست بلکه نتایج وپی آمد های آنست که در صورت عملی شدن این طرح برآن مترتب خواهد بود.آگاهان سیاسی بدین نظر هستندکه این طرح ممکن است تمام منطقه را تحت تاثیرقراردهد وجغرافیای منطقه به کلی تغیر پیدا کند. اگر برداشت ها از تجزیه افغانستان تنها آن چیزی باشد که طراح آن بیان داشته است؛ چندان واکنش های تندی بر نمی انگیخت؛ زیرا منطقی که پشت آن نهفته انست که غربی ها نگران آینده افغانستان بعد از 2014 هستند وبدین گمان اند که بیرون شدن نیرو های خارجی از افغانستان ونا کار آمدی حکومت کنونی، ممکن است اوضاع را آشفته تر کند وافغانستان به سوی گذشته بر گردد که دران صورت تمام دست آورد های چند سال گذشته به خطر مواجه شود. آشکار است که واکنش های تند به این مواضع نیست نه واکنش مقام های افغانستان متناسب با این پیشبینی ها است ونه هم واکنش شدید کشور های منطقه. اما آنچه واکنش های تند کشورهای منطقه را فراهم اورده است تاثیر این طرح بر کل منطقه وایجاد جغرافیای جدید است .اصل درونمایه این نگرانی آنست که گفته می شود که ایالات متحده امریکا درصدد تغیر جغرافیبانی منطقه است. یکی از علت های آن همین ناساز گاری های حکومت پاکستان با حضور نیرو های غربی در افغانستان وعدم هم کاری آن کشور با نیرو های غربی در مبارزه با دهشت افگنی است ودر صورت تجزیه افغانستان به هشت منطقه، این تجزیه جغرافیای سه کشورهمسایه تغیر خواهد داد. که از مدتها بدین سو ایالا تم تحده با پاکستان سر نا ساز گاری گذاشته است؛ کمکهای مالی ایخود از پاکستان را قطع کرده است ، فشار های سیاسی افزایش یافته است، گروه های جدایی طلب فعالتر از گذشته شده است وذهنیت امریکا نسبت به پاکستان تغیر کلی یافته است به گفته پزشک پاکستانی در بند آن کشو، سران استخبارات پاکستان به امریکا به دید دشمنی می نگرند وبا هر وسیله ای می خواهند این دشمن راضربه بزنند این کنش بر سیاست های امریکا در قبال پاکستان نیز بی اثر نیست اگر وضعیت به همین منوال ادامه پیدا کند بی شک پاکستان در آینده دچار دگردیسی جدی خواهد گشت و تجزیه افغانستان بر پاکستان نیز اثر خواهد شد،اقوام دوطرف مرز را در کنار هم قرار خواهند داد وکشور های جدیدی با رنگ نژادی در منطقه شکل خواهد گرفت. ازاین لحاظ است که کشور های منطقه تجزیه افغانستان را سرآغاز تحولات مهم منطقه ای می بینند که روزی دامن آنهارا خواهد گرفت ومشکلات فراوانی را بر کشورهای همسایه افغانستان وارد خواهد آورد. اما این که تنها واکنش های تند بتواند از این گونه طرح ها جلو گیری کند نیز چندان عملی به نظر نمی رسد، اگر سه کشور منطقه یعنی افغانستان ایران وپاکستان رویکرد خود در قبال تروریرم را تغیر ندهند وبا یک همکاری نزدیک در کنار هم قرار نگیرند واز منافع مشترک به دفاع نپردازند، هریک در پی تضعیف یک دیگر باشند، بی تردید اگر این طرح عملی نشود طرح های دیگری ممکن است ارایه شود وبه نتیجه بیانجامد. آنچه که این طرح را خنثا خواهد کرد تغیر دید گاه مردم افغانستان نسبت به پاکستان است . وقتی مقابله با پاکستان مطرح می شود صد ها نفر به خیابان هایپایتخت می ایند وتقاضای سلاح می کنند تا با پاکستان وارد جنگ شوند اما متاسفانه پاکستانی ها این احساسات را جدی تلقی نمی کنند ونسبت به سیاست های خود در قبال افغانستان تجدید نظر نمی نمایند.اگربی تفاوتی از سوی مقام های پاکستانی ادامه یادواز حضور جنایت کاران در افغانستات جلوگیری نکند ، بی دریغ وشک که مردم افغانستان برای مصئون ماندن ازحملات طالبان وتروریستان به هرراه حل ممکن تن خواهد داد. .وزارت خارجه افغانستان اگر بداند که یکی از محور ها ویا علت این طرح وجود حکومت فاسد نا کار آمد است که خارجی هارا بعد از 2014 به تکا پو افگنده است این گونه واکنش نشان نمی داد حد اقل می کوشید راه های منطقی مقابله با این طرح را بیابد وتوضیح منطقی بدهد وتلاش ورزد که یک راهکار منطقی ارایه دهد آما شواهد وقراین نشان می دهد که حکومت افغانستان با فرافگنی ها می خواهد این گونه طرح هار ا یا نادیده انگارد یا آن که کم اهمیت جلوه دهد،اما نمی توان نگرانی های مردم را نا دیده گرفت؛ این که فساد ونا کامی حکومت گلوی مردم را هررزو بیش ازروز قبل فشار می دهد. مردم به بعد از آقای کرزی می اندیشیدند که روزنه ای به سوی بهبودی گشوده شودمردم ازاین تنگاناها بیرون روند؛اماوقتی می بینند که اقای کرزی با مهره چینی ها، این امکان را از مردم سلب می کند باید پذیرای تحولات نا خواسته باشد.بنابراین حکومت افغانستان نباید مسایل کشوررا بی ارتباط بهم تحلیل کندواین گونه فکر کند که هیچ چی بر چیزیدیگریتاثیر نخواهد گذاشت بسیار مهم است که حکومت بداند که مردم ازاین وضع سر خورده وا نا امید هستندشده اند وهرطرحی که راه بیرون رفت از وضعیت کنونی را نشان دهد ازآن حمایت خواهند کرد.