طرح تجزیه افغانستان برچه منطقی استوار است؟

     اوایل هفته گذشته خبرهایی منتشر شد مبنی براین که یکی از نمایندگان محافظه کار مجلس بریتانیا طرحی را تهیه دیده است که دران طرح، افغانستان به هشت منطقه تقسیم می شود وهر قسمت توسط گروهایی که در اطراف مرکز زیست می کنند اداره می شود.اقای" ال وود"گفته است که طرح خودرا بامقام های کاخ سفید  امریکا نیز در میان گداشته است وقرار است به صورت مشترک روی آن بحث وگفت وگو کنند. گرچه این طرح درروز نامه اندی پندنت چاپ انگلستان منتشر شد؛ اما دیری نگذشت که در مطبوعات ورسا نه های افغانستان نیز مورد توجه وتحلیل قرار گر فت .تحلیل گران وروز نامه نگاران  کشورما روی آن بحث وگفت وگو کردند.بر اساس این طرح افغانستان به هشت حوزه تقسیم می شودکه مرکز این حوزه هشتگانه مرکز اقتصادی این حوزه است. این مراکزعبارت اند از کابل ، جلال آباد،مزار شریف ، قندهار ،هرات،خوست ،قندز،وبامیان است. درسطح کلانتر افغانستان دارای یک پست نخست وزیری می شود ورئیس جمهور درقدرت باقی می ماند وبه  یک قدرت تشریفاتی تبدیل می گردد. این طرح که به نام طرح "سی " نیزیاد می شودتا هنوز واکنش های فراوانی را به دنبال داشته است .      واکنشی که از سوی حکومت افغانستان وتوسط جانان موسی زی ابراز شد بار سیاسی ودپلماتیک نداشت وبه صورت زننده وهمراه با کلمات هیجانی ابراز گردید. اقای موسی زی اعلام داشت که دردنیا افراد احمق یافت می شود که این گونه طرح هارا ارایه می دارد. البته قابل یاد اوری است که مقام های افغان در بسیاری وقت ها به صورت کیلویی تحلیل کرده وواکنش نشان  داده اند واکنش دربرابر این طرح نیز به همان مترو میزان گذشته انجام یافت بدون آن که اطراف واهداف  طرح را مورد بررسی وتحلیل قرار گیردوبا منطق وقلانیت پاسخ داده شود به سبک سیاق عوام وبه دور از عرف سیاسی پاسخ داده شد. غیر از مقام های افغان برخی تحلیل گران خارجی نیز واکنش نشان داده اند  از جمله"توماس رو تیگ " که گفته می شود ازمحققان شبکه تحلیل گران افغانستان است او نیز گفته است که طرح تجزیه افغانستان بدین صورتی که ارایه شده است سبب قدرت گرفتن دلالان قدرت منطقه ای وجنگ سالاران گذشته می شوند که با عملکرد ضعیف خودباعث افزایش قدرت طالبان  در سال ا992-1996 شدند. حال پرسشی که ایجاد می شود آنست که دلیل این همه واکنش دربرابر آن بر چه مبنایی استور است ؟

    به نظر می رسد که شدت وضعف واکنش ها وابسته طرز تلقی وبرداشت خوانندگان این طرح است.  برخی کار شناسان واکنش حکومت افغانستان راناشی از عدم درک وتحلیل درست این طرح می دان ووزارت خارجه افغانستان را متهم می دارند رکه بدون آن که این طرح خوانده باشد آن را با لحن زننده ای رد کرد. برخی کشور های همسایه از جمله جمهوری اسلامی یاران نیز واکنش تند نشان داده است ؛از جمله وبسایت مربوط به روز نامه "سیاست روز" نوشته است:هم زمان با آشکار شدن نا توانی ا اشغال گران برای تامین منافع شان در افغانستان ،یکی از نمایندگان حزب محافظه کار انگلیس برای اعمال فشار بر کابل وسلطه امریکا وانگلیس بر منطقه طرحی را برای تجزیه افغانستان آماده کرده است". به نظر می رسد آنچه  کشور های منطقه را واداربه واکنش کرده است تنهاناظربه تجزیه افغانستان نیست بلکه  نتایج وپی آمد های آنست که در صورت عملی شدن این طرح برآن مترتب خواهد بود.آگاهان سیاسی بدین نظر هستندکه این طرح  ممکن است تمام منطقه را تحت تاثیرقراردهد وجغرافیای منطقه به کلی تغیر پیدا کند.  اگر برداشت ها از تجزیه افغانستان تنها آن چیزی باشد که طراح آن بیان داشته است؛ چندان واکنش های تندی بر نمی انگیخت؛ زیرا منطقی که پشت آن نهفته انست که غربی ها نگران آینده افغانستان بعد از 2014 هستند وبدین گمان اند که بیرون شدن نیرو های خارجی از افغانستان ونا کار آمدی حکومت کنونی، ممکن است اوضاع را آشفته تر کند وافغانستان به سوی گذشته بر گردد که دران صورت تمام دست آورد های چند سال گذشته به خطر مواجه شود. آشکار است که واکنش های تند به این مواضع نیست نه واکنش مقام های افغانستان متناسب با این پیشبینی ها است ونه هم واکنش شدید کشور های منطقه. اما آنچه واکنش های تند کشورهای منطقه را فراهم اورده است تاثیر این طرح بر کل منطقه وایجاد جغرافیای جدید است .اصل درونمایه این نگرانی آنست که گفته می شود که ایالات متحده امریکا  درصدد تغیر جغرافیبانی منطقه است. یکی از علت های آن همین ناساز گاری های حکومت پاکستان با حضور نیرو های غربی در افغانستان وعدم هم کاری آن کشور با نیرو های غربی در مبارزه با دهشت افگنی است ودر صورت تجزیه افغانستان به هشت منطقه، این تجزیه جغرافیای سه کشورهمسایه تغیر خواهد داد. که از مدتها بدین سو ایالا تم تحده با پاکستان سر نا ساز گاری گذاشته است؛ کمکهای مالی ایخود از پاکستان را قطع کرده است ، فشار های سیاسی افزایش یافته است، گروه های جدایی طلب فعالتر از گذشته شده است وذهنیت امریکا نسبت به پاکستان تغیر کلی یافته است به گفته پزشک پاکستانی در بند آن کشو، سران استخبارات پاکستان به امریکا به دید دشمنی می نگرند وبا هر وسیله ای می خواهند این دشمن راضربه بزنند این کنش بر سیاست های امریکا در قبال پاکستان نیز بی اثر نیست اگر وضعیت به همین منوال ادامه پیدا کند بی شک پاکستان در آینده دچار دگردیسی جدی خواهد گشت و تجزیه افغانستان بر پاکستان نیز اثر خواهد شد،اقوام دوطرف مرز را در کنار هم قرار خواهند داد وکشور های جدیدی با رنگ نژادی در منطقه شکل خواهد گرفت. ازاین لحاظ است که کشور های منطقه تجزیه افغانستان را سرآغاز تحولات مهم منطقه ای می بینند که روزی دامن آنهارا خواهد گرفت ومشکلات فراوانی را بر کشورهای همسایه افغانستان  وارد خواهد آورد. اما این که تنها واکنش های تند بتواند از این گونه طرح ها جلو گیری کند نیز چندان عملی به نظر نمی رسد، اگر سه کشور منطقه یعنی افغانستان ایران وپاکستان رویکرد خود در قبال تروریرم را تغیر ندهند وبا یک همکاری نزدیک در کنار هم قرار نگیرند واز منافع مشترک به دفاع نپردازند، هریک در پی تضعیف یک دیگر باشند، بی تردید اگر این طرح عملی نشود طرح های دیگری ممکن است ارایه شود وبه نتیجه بیانجامد. آنچه که این طرح را خنثا خواهد کرد تغیر دید گاه مردم افغانستان نسبت به پاکستان است . وقتی مقابله با پاکستان مطرح می شود صد ها نفر به خیابان هایپایتخت می ایند وتقاضای سلاح می کنند تا با پاکستان وارد جنگ شوند اما متاسفانه پاکستانی ها این احساسات را جدی تلقی نمی کنند ونسبت به سیاست های خود در قبال افغانستان تجدید نظر نمی نمایند.اگربی تفاوتی از سوی مقام های پاکستانی ادامه یادواز حضور جنایت کاران در افغانستات جلوگیری نکند ، بی دریغ وشک که مردم افغانستان برای مصئون ماندن ازحملات طالبان وتروریستان به هرراه حل ممکن تن خواهد داد. .وزارت خارجه افغانستان  اگر بداند که یکی از محور ها ویا علت این طرح وجود حکومت فاسد نا کار آمد است که خارجی هارا بعد از 2014 به تکا پو افگنده است این گونه واکنش نشان نمی داد حد اقل می کوشید راه های منطقی مقابله با این طرح را بیابد وتوضیح منطقی بدهد وتلاش ورزد که یک راهکار منطقی ارایه دهد آما شواهد وقراین نشان می دهد که حکومت افغانستان با  فرافگنی ها می خواهد این گونه طرح هار ا یا نادیده انگارد یا آن که کم اهمیت جلوه دهد،اما نمی توان نگرانی های مردم را نا دیده گرفت؛  این که فساد ونا کامی حکومت گلوی مردم را هررزو بیش ازروز قبل فشار می دهد. مردم به بعد از آقای کرزی می اندیشیدند که روزنه ای به سوی بهبودی گشوده شودمردم ازاین تنگاناها بیرون روند؛اماوقتی می بینند که اقای کرزی با مهره چینی ها، این امکان را از مردم سلب می کند باید پذیرای تحولات نا خواسته باشد.بنابراین حکومت افغانستان نباید مسایل کشوررا  بی ارتباط بهم تحلیل کندواین گونه فکر کند که هیچ چی بر چیزیدیگریتاثیر نخواهد گذاشت بسیار مهم است که حکومت بداند که مردم ازاین وضع سر خورده وا نا امید هستندشده اند وهرطرحی که راه بیرون رفت از وضعیت کنونی را نشان دهد ازآن حمایت خواهند کرد.

طرح تجزیه افغانستان برچه منطقی استوار است؟

       اوایل هفته گذشته خبرهایی منتشر شد مبنی براین که یکی از نمایندگان محافظه کار مجلس بریتانیا طرحی را تهیه دیده است که دران طرح، افغانستان به هشت منطقه تقسیم می شود وهر قسمت توسط گروهایی که در اطراف مرکز زیست می کنند اداره می شود.اقای" ال وود"گفته است که طرح خودرا بامقام های کاخ سفید  امریکا نیز در میان گداشته است وقرار است به صورت مشترک روی آن بحث وگفت وگو کنند. گرچه این طرح درروز نامه اندی پندنت چاپ انگلستان منتشر شد؛ اما دیری نگذشت که در مطبوعات ورسا نه های افغانستان نیز مورد توجه وتحلیل قرار گر فت .تحلیل گران وروز نامه نگاران  کشورما روی آن بحث وگفت وگو کردند.بر اساس این طرح افغانستان به هشت حوزه تقسیم می شودکه مرکز این حوزه هشتگانه مرکز اقتصادی این حوزه است. این مراکزعبارت اند از کابل ، جلال آباد،مزار شریف ، قندهار ،هرات،خوست ،قندز،وبامیان است. درسطح کلانتر افغانستان دارای یک پست نخست وزیری می شود ورئیس جمهور درقدرت باقی می ماند وبه  یک قدرت تشریفاتی تبدیل می گردد

مسئولیت زندان بگرام وتوهم حاکمیت ملی!

     هفته گذشته مسئولیت زندان بگرام به نیرو های داخلی سپرده شد. این در حالی است که توافق بر سرسپرد ن مسئولیت این زندان حدود شش ماه قبل میان حکومت افغانستاوجنرال جا آلن فرمانده نیرو های آمریکایی مستقر در افغانستان امضا شده بود. به دوش گرفتن مسئولیت این زندان از سوی افغان ها بیشتر جنبه های سیمبولیک دارد ومسئولیت این زندان به زندانبانان خارجی به معنای نقض حاکمیت ملی شمرده می شد ازاین رو است که مقام های حکومت افغانستان وشخص رئیس جمهور کرزی کوشید تا به هر صورت ممکن کنترل این زندان به نیرو های داخلی تحویل گردد.  به دست اوردن کنترل این زندان شاید یکی از عمده مشکلاتی بود که میان حکومت افغانستان ونیرو های بین المللی وجودداشت. حکومت افغانستان تا حدی به آن ارزش واعتبار قایل بود که امضای پیمان استراتژیک با امریکارا منوط به سپردن این زندان به نیرو های داخلی کرده بود.

ادامه نوشته

گروه حقانی به جمع تروریستان پیوست!

    هفته گذشته اعلام شد که دولت ایالات متحده امریکا گروه حقانی را درلیست سیاه تروریستان قرار داده است . لیست سیاه  ایالات متحده امریکا شامل بسیاری از گروه هایی می شود که در جای جای دنیا قرار دارند ومورد سوی ظن ایالات متحده امریکا می باشند.       گروه حقانی باز مانده از دوران جهاد ومجاهدین است که بعد از بیرون شدن روس ها از افغانستان در زیر چتر حمایتی ساز مان استخبارات پاکستان قرا گرفت وبعد از سال 2001 که منجر به سقوط حکومت طالبان شد ؛با قدرت تر ومنسجم تراز گذشته باقی ماند وبعد از استقرار نیرو های بین المللی در افغانستان این گروه توانست عملیات های مهمی را در خاک افغانستان ساز ماندهی کند.قدرت ونفوذ این گروه وابسته به حمایت های بی دریغ ساز مان استخبارت پاکستان ازاین گروه است .هم چنان وابستگی شدید این گروه به سازمان استخبارات پاکستان باعث شده است که اختلاف نظر جدی میان سران اسلام اباد وایالات متحده امریکا بر سر نحوه برخورد با این گروه به وجود اید.  بعد از عملیات مکرر این گروه در کابل ودر نزدیک سفارت امریکا وعملیات این گروه بر پایگاه های سازمان استخبارات امریکا در جنوب افغانستان وکشته شدن ماموران آن پایگاه باعث شد که فشار امریکا بر پاکستان بیشتر شود واز پاکستان بخواهد که برای جلو گیری از عملیات تخریبی این گروه تلاش بیشتر صورت گیرد.اما پاکستان به هر بهانه ای نخواسته است قدرت عملیاتی این گروه را کنترل کند واز تحرک این گروه بکاهد. تنها در ماه گذشته بود که بر اثرتبانی ساز مان استخبارات پاکستان وایالات متحده امریکا بدرالدین حقانی فرزنددوم حقانی توسط هوا پیما های بی سر نشین ایالات متحده امریکا کشته شد و سرکرده طالبان پاکستانی در خاک افغانستان مورد حمله قرار گرفت وکشته شد

ادامه نوشته

رئیس جمهورکرزی؛ اهداف کهنه با روش جدید!

    شاهان قدیم وقتی می خواستند جانشینی  برای خود تعین کنند قبل از فرارسیدن مرگ، سران وبزرگان قلمرو شاهی را فرا می خواندند ودست بزرگان را بر دست جانشین خود قرار می دادند واز آنها تعهد یا بیعت می گر فتند که بعد از من فلان ادمی که منسوب به من  است جانشین وپادشاه شما است.مردم نیز بر اساس سنت دیرینه شاهی، پیروی از سفارش حاکم را تکلیف  می دانستند وبرآن عمل می کردند. بعد از درگذشت حاکم از جانشین او اطاعت می نمودند این بیعت بعداز در گذشت شاه برای مردم تکلیف بود.  مردم نیز بر اساس معلوم ومرسوم معهود بامصلحت هایی که باور داشتندبه جانشین شاه گردن می نهادند وحکم اورا مطاع می دانستند.

ادامه نوشته

نشست جنبش عدم تعهد ونتایج حاصیل ازان نشست

دور شانزدهم نشست جنبش عدم تعهد در تهران بر گزرا گردید. این نشست که شش روز به طول انجامید دردو روز اول هیئات های کار شناسی کشور های عضو روی پیش نویس بیائیه جنبش که 701 ماده داشت کار کردند دو وز دیگر به نشست وزرای خارجه کشور های شرکت جسته در احلاس سپری گردید ر دور سوم که روز پنج شنبه وجمعه 30و31 برج هشتم 2012 بود به نشست سران جنبش غیر متعهد ها اختصاص داشت .

   میزبانی این دور نشست به عهده تهران گذاشته شده بود وگفته می شد که ایران می کوشد کمال استفاده را ازاین نشست ببرد کما این که هزینه یک ملیار دتومانی را تقبل کرده بود. آنچه ایران ازاین نشست می خواست چند مسئله بود.

 1: ارفع تحریم هایی که از سوی غرب براین کشور تحمیل شده است. چند سالی است که به دلیل غیر  شفاف بودن بر نامه های هسته ای ایران ،این کشور در معرض تحریم های کشور های بزرگ جهانی از جمله ایالات تحده امریکا واروپا قرار گرفته است . این تحریم ها نزدیک به نشست سران شدت بیشتر یافت وایران را بیش از پیش تحت فشار قرار داده بود

 2" مسئله دیگر ی که مد نظر ایرا نبود، نشان دادن ثبات و امنیت کامل درداخل خاک ایران بود که با فراخواندن نیرو های  پولیس اط سایر استان ها آن را تامین کرده بود.

  3 تاثیر گزاری بر حوادث سوریه وایجاد هم سویی برای حل بحران سوریه به نفع بشار اسد؛ این ها رئوس برنامه های ایران در این شست بود که البته بر اساس پیش بینی ها وهزینه هایی که کرده بود این امید را دااشت که بتواند توجه کشور های عضو را به مسایلی که خود اهمیت می داد معطوف  دارد واستفاده مطلوبی ازاین نشست داشه باشد . اما بر خلاف انتظار رهبران ایران ؛این نشست نتوانست آن گونه که مد نظر رهبران ایران بود به نتیجه برسد .اول این که عمده ترین وموثر ترین کشور خاور میانه یعنی مصر را نتوانس با خود همراه کند،سخنانی که از سوی محمد مرسی رئیس جمهور این کشور بیان شد نبا اهداف وبر نامه ایران وانتظارت آن کشور مغایر بود. او در سخنانی حکومت سوریه را سر کوبگر خواندوخاهان کناره گیری حکومت اسد شد وبد آن که حتا رسا نه ها ی ایران رسم امانت داری رافرو نهادند وسخنان مرسی را سانسور کردند. از سوی دیگر سر منشی ساز مان ملل متحد از حکومت ایران ونحوه اداره آن انتقاد کردو دولت مردان ایران را به احترام ازادی بیان فرا خواند. ا وگفت که باید حکومت ایران به ازادی  بیان وحقوق بشر توجه کند وبیشتر ازاین با بازرسان اژانس همکاری نمایند. او هم چنان از رهبران ایران خواست که منتقدا ن خودرا ازاد کند. این سخنان در حالی ایراد شد که مخالفان سیاسی حکومت ایران نیز درصدد  امضای تومار ی برامده بودند تا تقدیم سر منشی ساز مان ملل متحد دهند ویاد آور شوند که مخالفان سیاسی حکومت ایران بدون هیچ جرم وجنایتی در زندان به سر می برند.      در مجموع ناظران سیاسی وتحلیل گران بدین باور اند که آنچه حکومت ایران ازاین نشست می خواست براورده نشد حال که ایران  رهبری اجنبش  رادر سه سال اینده  به عهده دارد؛پر سش انست که حکومت ایران با این همه چالش های داخلی وخارجی می تواند این جنبش را به نفع سیاسیت های خود بچرخاند یا نه؟ سوالی است که پاسخ آن درآینده معلو م خواهد شد اماآنچه از حالا روشن است آنست که اگرمقام های ایران با یک مشکل خارجی ویا داخلی مواجه بودند ممکن بود موفق  شوند ازاین جنبش به نفع خود سودببرند؛اما ایران از یک با مخالفت های داخلی مواجه هسن ورهبران مخالفان درزندان به سر می برد  از سوی دیگر رهبران ایران دردشمن سازی نیز هیچ کوتاهی نکرده اندو در گذشته اگر با امر یکا واسرائیل مخالفت صورت می گرفت کثیری از ملت های منطقه از ایران طرفداری می کرد اما به قدرت رسیدن اسلاک گراها در مصر وتونس ووبرخی کشور های دیگر وسیاست هاواقع بینانه با اسرائیل ؛اینک مخالفت های حکومت ایران نیز دردل ملت ها چنگ نمی زند واین وضعیت ایران را در حال دشواری قرار داده است.

افول ستاره طالبان،با درخشش آفتاب دانایی

 

          دهه اخیر قرن بیستم پدیده ی به نام طالبان ظهوریافت که بسیاری رابه تعجب وتحیر فروبرد. افراد ،مراکز ومجامعی درصدد برآمدند تا با دید تبار شناسانه به این گروه بنگرند .وریشه های فکری این گروه را در تاریخ قرائت های دینی به جست وجو بنشینند.تلاش هایی نیکویی دراین راه صورت گرفت ونتایج نیکی نیز به بارآمد. اما  اختلاف جدی میا ن پژوهشگران این پروژه وجودداردآن این که آیاطالبان را در گفتمان مدرن می توان باز شناسی وتعریف کردیا در گفتمان سنتی ؟ برخی محققان را گمان برآن است که پروژه طالبان در دنیای مدرن شکل گرفته است وواکنشی است دربرابرعملکرد دنیای مدرن یا به تعبیری عملکرد منفی سیاست مدارانی که زیرپرچم واژگان  جدید اعمال به غایت نا صواب وناپسند انجام می دهند، حقوق انسانی اقلیت های سیاسی ومذهبی را زیر پای می گذارند واسپ منافع را چنان لگام گسیخته رها می کنند که پای از  سرزمین مافع خود فرا می برد وزحمات همسایگان وهم نوعان را نیزفراهم می آورد. از جمله طرفداری نا موجه ونا میمون قدرت های بزرگ جهانی از اسرائیل که سالها است حقوق فلسطینی هارا زیر پای نهاه  وتمام قطع نامه های سازمان ملل متحد توسط آن کشور نا دیده گرفته شده وزمامداران اسرائیلی به هیچ قانون بین المللی گردن نگذاشته است .این ها ودهها مورد ازاین دست باعث شده است که گروه هایی در برابر این کنش ها واکنش نشان دهند وتنها راه بیرون رفت ازاین تبعیض های آشکاررا خشونت بدانند وعلیه ان قیام کند. این خشونت نیزگاهی چنان کور وبی هدف انجام گرفته است که نه تنهاگلیم بیگانه را سوخته که خانه خودرا نیز به آتش کشیده است .لذا می توان گفت که گروه طالبان دراین گفتمان موردتحلیل  وتبین قرار می گیرند .

ادامه نوشته

جنبش عدم تعهد وجایگاه افغانستان دراین جنبش

    شانزدهمین کنفرانس کشورهای عضو جنبش عدم تعهد هفته گذشته در تهران پایتخت ایران بر گزار گردید. این جنبش دوسوم کشور های عضو سازمان  ملل متحد را در بر می گیرد. از عمر این جنبش بیش از نیم قرن می گذرد ودراین عمر نیم قرنه تحولاتی بسیاری را پشت سر گذاشته است. هدف ابتدایی این جنبش تاثیر گزاری بر سیاست های جهانی بود که در آن زمان دوقدرت مسلط جهان، تعین کننده خط ومشی سیاست های جهان بود.  بی تردید افت وخیز این جنبش وابسته به افت خیز های مجموع جهانست؛ اگر کسی بخواهد تحول دراین جنبش را تحلیل کند نا گزیر است که همه تحولات ریز ودرشت پنجاه سال گذشته را مورد توجه قرار دهد.سرانی که ایده ی ایجاد جنبش عدم تعهد را در سر پروراندند از انگشتان دست تجاوز نمی کردند؛ اما گذشت زمان وقطب بندی های جهانی باعث شدکه کثیری از کشور ها ،بدین جنبش بپیوندند یا آن که منافع خودرا درعضویت این جنبش بنگرند.کسانی که اولین بار بر سفره این جنبش نشستند واین جنبش با نام نامی آنها شناخته می شود اینک زنده نیستند اما کشور هایی که آنان درراس رهبری آن قرار داشتند اینک هم از نظر سیاسی وهم از نگاه اقتصادی دچار دگر دیسی های فراوانی شده اند. هندوستان پنجاه سال قبل با هندوستان کنونی قابل مقایسه نیست این کشور اینک به یکی از کشورهای پیشرو در سطح جهان قرار گرفته واقتصاد در حال رشد را تجربه می کند، علاوه برآن یکی از کشورها ی با ثبات منطقه وجهانست ومی تواند الگوی بسار مناسبی برای کشورهای در حال توسعه باشد که بدون پیمودن راه طولانی سرمایه داری ،راه رسیدن به یک کشور دموکراتیک وپایدار را تجربه کرده است. مصر یکی از دیگر از پایه گزاران کشور های عدم تعهد است . آن کشور زمانی که یکی از بنیان گزاران جنبش عدم تعهد بود که جمال عبدالناصرانقلابی را رهبری کرده بود به پیروزی رسانده بود. بعد از ناصر ، مصردر جنگ با اسرائیل شکست خورد وزمام امور مصر به دست کسانی افتاد که با مرام واندیشه های ناصری چندان هم خوانی نداشت . اینک مصری ها تحولات جدیدی را تجربه می کنند. انقلابی که به پیرورزی رسیده است  بر محور حقوق بشر ودموکراسی دور می زند. علاوه بران که بنیان گزاران جنبش دچار تحولات مهمی شده اند، سایرکشور های دنیا نیز به کلی دگر گون شده اند.بزرگترین اندیشه سیاسی اجتماعی قرن بیست که جاذبه های فراوانی برای جهان سوم داشت؛اینک به تاریخ پیوسته است وامروز اندیشه های مارکس ولنین هیچ جاذبه ی برای هیچ کشور در جهان ندارد. در حالی که دردهه شصت قرن گذشته اندیشه مارکس ولنین ازپر طرفدار ترین وپر جاذبه ترین اندیشه هاونماد وسیمبول روشنفکری ونو اندیشی شمرده می شد. اگر آن زمان کشورها در نسبت دوری یا نزدیکی با اندیشه های سوسیالیسم وگرایش به شرق مورد ارزیابی قرار می گرفتند،اینک دموکراسی، حقوق بشر، جامعه مدنی نسبت های مطلوب وشناخته شده بین المللی است .

ادامه نوشته