رئیس جمهورکرزی؛ اهداف کهنه با روش جدید!
. گذشت زمان وزمانه ودر آمدن فلسفه های جدید سیاسی سبب شد که گفتمان های سیاسی گذشته ممسوخ ومردود شود، انتصاب پسر از سوی پدر مردود گردد ومردم مکلف به پیروی ازخلف شاهان نشوند ودنیا بر نهج ونهاد های جدید به چرخش درآید وزمام داران ازراه های دیگر وبا گفتمان ها ی زمانه انتخاب شوند. دنیای جدید که سخن از دموکراسی ، انتخابات وحق تعین سرنوشت وغیره می رود ذهنیت ها نسبت به حکومت وکار ویژه های آن پاک تغیر یافته است ونحوه گزینش حاکمان با گذشته تفاوت ماهوی پیدا کرده است وهم چنان کارویژه های دیگری برای حکومت ها تعریف می گردد به تعبیر دگر باید گفت که پارادایم تعین حاکم به کلی متفاوت از گذشته شده است؛ در گذشته ها مردم مکلف بودند از حاکم اطاعت کنند ؛اما در نظام کنونی دنیا این حق مردم است که انهارا به پای صندوق های رای می کشاند. کسانی دراین روند شرکت نمی جویند چنانست که از حق مسلم ومسجل خویش در گذشته اند. درپارادایم جدید، علاوه برآن که باید حاکمان را بر اساس انتخابات ازاد ، سری بر گزینند بعد از گزینش نیز باید حق نظارت بر کار کرد حکومت داشته باشد وبه رسمیت شناختن این حق نظارت است که گاه دموکراسی را به صورت سلبی تعریف می کنند؛ بدین معنا که دموکراسی نوعی نظامی سیاسی است که حاکمان بدون توسل به زور از مسند قدرت کنار روندوجای خویش رابه کسی دیگر واگذارند . این مقدمه طولانی را بیان داشتیم تا بدین موضوع اشارت کنیم که مهره چینی های اقای کرزی بر اساس کدام پارادایم صورت می گیرد واوبر چه حقی می خواهد برانتخابات اینده نفوذورسوخ داشته باشد ودر انتخاب ریاست جمهوری دیگر دخالت کند؟ واقعیت آنست که اقای کرزی از نظر قانون اساسی همان گونه که حق انتخاب شدن برای بار سوم را ندارد هم چنان حق دخالت در انتخابات آینده را نیز ندارد. مهره چینی برای تاثیر گزاری در انتخابت اینده به معنای دست بردن به فساد وزیر پای نهادن قانون اساسی وسلب حق گزینش مردم افغانستان است. مردم افغانستان بیش ازده سال است که حکومت نا کار آمد و فاسد را تجربه می کنندودرآینده حاضر نیستند این وضعیت فلاکت با ر همانند گذشته تکرار شود ومردم هم چنان گرو گان مافیای قدرت ومواد مخدر باشند؛اما دخالت اقای کرزی در انتخابات اینده به معنای تحمیل روند ناکام کنونی بر مردم افغانستان است . مردم می گویند که از حکومت باندی وخویش خواری وفساد به ستوه آمده اند، نمی خواهند تجربه ده سال گذشته دیگر تکرار شود آما اقای کرزی می خواهد منویا ت خودرا برمردم تحمیل کند وحق مسلم انتخاب کردن را از مردم بگیرد. اما پرسشی که ایجاد می شود آنست که چرا اقای کرزی درتداوم وضعیت ناکام کنونی اصراردارد ومی خواهد کسی بر مسند قدرت بنشیند که مورد رضایت وتائید اوو باشد؟. دردنیای کنونی حکومت هایی که اصول وارزش های انسانی دموکراسی را پذیرفته اندوحقوق شهروندی را به رسمیت می شناسند وحق انتخاب را یکی از حقوق مسلم ومسجل شهروندان می داند هیچ گاه دست به چپنین تخلف هایی نمی زنند واین گونه بد عت های ناروا را روا نمی دارند وتلاش می ورزند که حقق شهر وندی به عنوان فاخرترین حق به رسمیت شناخته شود ومردم در تعین سرنوشت خود موثر باشند. در افغانستان که رئیس جمهور کرزی درارایه یک حکومت مطلوب و کار آمد ناکام بوده است ونام نا مبارکی از خود بر جای ننهاده است می کوشد این رسم فاسد را هم چنن نگهدارد واز طریق دست درازی ومهره چینی ها بر تدوام رسم نا مطلوب وحکومت داری نا موزون ونا موفق خود بیافزاید.
با دیدن این صحنه ها ودست درازی ها دو پرسش عمده مطرح می شود اول این که چرا آقای کرزی به رسم شاهان گذشته عمل می کند وقبل از رسیدن به پایان حکومت خود دست به مهر چنیی می زند تا زمینه ساز قدرت گرفتن فرد مورد نظر خود باشد دوم آن که اقای کرزی با انکه می داند که حکومت او نا کار امد ونا مطلوب وفاسد ترین حکومت درتاریخ افغانستان بوده است چرامی کوشد این مفاسد دوام یابد؟
پاسخ کوتاه آنست که اقای کرزی در گذشته زندگی می کند نه او دنیای جدید را درک کرده است ونه به گفتمان های جدید ایمان آورده وبه ان گردن نهاده است ونه حق مردم را درداشتن یک حکومت مطلوب کار امد پذیرفته است زیرا: وقتی کسی که به اصل د موکراسی ، برابری انسانها در برابر قانون وکشیدن بارشهروندی باور داشته باشد؛ می کوشد این حق خواهی هرچه فخیم تر وفاخر تر شود؛ اگر مردم به این حق انسانی خود آگاهی ندارند ونمی دانند؛ برحکومت است که به عنوان یک نهاد مدنی مردم را از حق خود آگاه گرداند ودست نهاد های سنتی وحق ستان ر از سر مردم کوتاه کند . اولین مصداق این حق خواهی در تعین حق سرنوشت وانتخاب حاکمان تجلی پیدا می کند.بنابراین بر اقای کرزی بود که به جای این همه جابه جایی ها وتبدیل کردن ها،جای این وزیررا به ان وزیر دادن وبه زحمت انداختن خود، به حقوق شهروندی مردم این کشور توجه می کردومی کوشید با به دوش گرفتن هزینه های بیشتر این حق را بیش از پیش اعلام وابلاغ کند تا مردم در انتخاب اینده بتوانند با چشم باز تر حضور یابند. در حکومت هایستمگر واستبدادی دو انگیزه قوی باعث می گردید که حاکمان دست به تعین جانشین برای خود بزنند اول این که اصالت های خاصی برای خانواده خود قایل بوده اند وچنین فکر می کردند وکه ویژگی ها وخصلت هایی اووجانشینان اورا واجد صلاحیت حکومت کرده است هر گاه حکومت به خانوداه دیگری منتقل شود در حقیقت اصالت ها از میان می رود وحکومت دردست حاکمانی می افتد که فاقد صلاحیت حکومت کردن هستند. همان استدلالی که افلاطون در جمهوریت می کند که می گوید: برخی آدم ها وخاندان هابرای حکومت کردن خلق شده اندوباید حکومت کنندوعدالت نیز آنست که حاکمیت ازاین خانواده ها بیرون نرود. پادشاهان بعد او نیز خواسته نا خواسته به سنتی افلاتونیان راه رفته اند دنباله رو آن فلسفه بوده اند حال آقای کرزی با چه انگیزه ای می کوشد که حکومت کنونی در خانواده وشخص موردنظر او تدوام یابد چه ویژگی هایی او را از سایرین ممتاز ومتمایز و برجسته ساخته است که او تحریص و تحریک شده است که حکومت درداو وخانوده او باقی بماند؟
امابرخی حکومت ها دارای ایده واندیشه ای بوده اند وآن اندیشه را به زعم خود به نفع مردم و می دانستند؛ برای تداوم آن اندیشه وبرخوداری مردم ازآن اندیشه؛ می کوشیدند جانشینانی برای خود منصوب دارند تا آن اندیشه باقی بماند ومردم ازان محروم نشوند اما متاسفانه آنچه در اقای کرزی وحکومت او دیده نمی شود داشتن یک اندیشه است. اندیشه ای که برای بهبود وضعیت مردم به کاررود وتلاش ورزد این ناکامی بیشتر ازین کام مردم را تلخ نکند. بعد ازده سال کمیسیون بازی سرانجام اقای کرزی به این نتیجه رسید که با صدور فرمانی با فساد مبارزه کند راهکاری که با هیچ اصول وضوابط همسان وساز گار نیست. نه فساد طبقه ولایه بندی شده است نه میزان فساد ونوعیت فساد شناخته وشناسانه شده است ونه هیچ کار فکری واندیشیگی دراین زمینه صورت گرفت . به صورت خلق ا لساعه فرمانی با هزار عیب ونقص درونی وبیرنی ارایه شد ونهاد های حکومتی را موظف ساخت که تا چندروز دیگر به مراجع مربوط اطلاع دهد. این رویکرد های ساده انگارانه وسطحی اندیشی های حکومت به معنای آنست که حکومت وشخص کرزی بدون هیچ بر نامه وراهکا عملی برای کم کردن فساد در کشور است. با این همه ناکامی ها ونا مرادی ها چگونه وبا چه وجدانی حکومت وجناب رئیس جمهور کرزی به خود حق می دهد که برای پیروز شدن شخص مورد نظر او دخالت کند. کاندید هایی که د ارای اندیشه وفکر هستند وبرای ابادی افغانستان طرح وبرنامه ای دارند هیچ گاه در کنار آقای کرزی نخواهندبود وفساد قبل از انتخابات را قبول نخواهند کرد. آنانکه دست در کاسه اقای کرزی دارند وبر سنت نا پسند او عمل می کنند بی شک که راه اورا خواهند رفت بر ناکامی ها وفساد کنونی خواهد افزود. به هر حال جا به جایی ها ومهره چینی های اقای کرزی با هیچ ضابطه ومعیاری قابل قبول نیست. اگر اقای کرزی خواستار یک افغانستان ازاد ، ابد ودموکراتیکاست نه تنها خود نباید فسادی بر فساد بیفزاید بلکه تلاش ورزد تا بادخالت نکردن به سرنوشت مردم نفرین مردم را پشت سر خود نداشته باشد آنچه او انجام می دهد بدون هیچ شبهه وشایبه دست آلودن به فساد است وتضییع حقوق شهروندی.