مسئولیت زندان بگرام وتوهم حاکمیت ملی!
. سر انجام این وعده تحقق یافت وهفته گذشته کنترل زندان به نیرو های داخلی سپرده شد اما نگرانی ها وپی آمد های آن ،هم چنان ادامه دارد. با این که مسئولیت این زندان به نیرو های داخلی واگذار شده است اما این که فقط با سپردن این زندان حاکمیت ملی تامین گردد ،تردید های جدی وجود دارد زیرا؛ تا تامین حاکمیت ملی به صورت تام فاصیله زیادی وجوددارد ؛هنوزاز وابستگی کشور به نیرو ها ی امنیتی خاررجی کاسته نشده است؛ از نظر اقتصادی نیز تا رسیدن به حد اقل معیشت برای مردم فاصیله ی فروانی وجوددارد. این ها همه به نحوی به حاکمیت ملی بستگی دارد به سخن دگر امنیت ، سیاست واقتصاد کشور ما هنوزوابسته به خارج است ؛تا وقتی این وابستگی ها وجوداشته باشد دشوارمی توان سخن از حاکمیت ملی گفت؛ البته این گونه شعار ها می تواند احساسات مردم عوام را تحریک کند وحکومت کنونی کارکرد خودراموجه ومطلوب نشان دهد که توانسته است در جهت خارجی زدایی حرت کند ؛اما این گونه عوام فریبی ها برای صاحبان عقل واندیشه چندان دلی نمی ربایدواین گونه حرکت هارا عوام فریبی بیش نمی دانند؛ زیرا حاکمیت ملی با ایجاد یک حکومت داری مطلوب وخدمت گذار وتلاش در جهت خود کفایی های اقتصادی وبالا بردن زندگی رفاهی مردم میسر است. به هر حال این روند به ظاهر خاتمه یافت وزندان بگرام دردست نیرو های داخلی قرار گرفت لیکن نگرانی ها افزایش یافت .عمده ترین نگرانی ا ز سوی دو گروه مطرح شده است .نخست از سوی مدافعان حقوق بشرودوم از جانب مردم افغانستان ...
نگرانی از سوی مدافعان حقوق بشر بر این مبنا استوار است که گفته می شود که بی تردید بخشی ازاین زندانیان مردم عادی هستند که به ظن مشارکت یا هم دستی با نیرو های طالبان والقاعده دستگیر شده اند؛لازم است پرونده های این گونه افراد هرچه زودتر مورد بررسی وارزیابی قرار گیرد وآنها از بند رها شوند به خانه های خود برگردند وبه زندگی عادی خود مشغول شوند؛ اما وهزار اما ،وضعیت حاکم بر حکومت افغانستان چگونه می توان انتظا رداشت که این ایده واقعیت پیدا کند وآن عده از زندانیان به حقوق انسانی خود دست یابند وپرونده های آنها زودترمورد بررسی قرار گیرد وآنان آزاد شوند. از سوی دیگر با توجه به فساد حاکم دردستگاه های قضایی کشور،آیا می توان انتظار داشت که حکم عادلانه در مورد آنها صادر شودانها از بند رها شوند. نگرانی ای که از جانب مردم افغانستان به ویژه انهایی که طعم تلخ جنایت های طالبان را چشیده اند نیز به مشاهده می رسد بدین معنا که حکومت افغانستان در گذشته کوشیده است تا انواع حیله را به کاربندد تا طالبان از حبس رها شوند. یا دروازه زندان را گشوده اند وبه بهانه ای طالبان را رها کرده اند یا آنکه فساد حاکم دردستگاه قضایی کشور باعث شده است که آنها بدون محاکمه عادلانه به دستورمقام های بالا از بند رها شده یا هم آنکه مورد عفو شخص رئیس جمهور کرزی قرار گرفته ازبند رها شده اند ودوباره به صفوف طالبان پیوسته وجنایت آفریده ودست به خشونت وکشتار برده اند.
علاوه براین که نگرانی هایی که از سوی نهاد های داخلی نسبت به مسئولیت زندان بگرام ابراز می شود نهاد های بین المللی نیز ابراز نگرانی کرده اند ونسبت به آمادگی نیرو های افغان در گرفتن امنیت زندان بگرام تردید روا داشته اند از سوی دیگر این نگرانی وجوددار که ممکن است حکومت افغانستان با گرفتن برخی امتیاز ها از طالبان، سران و برخی فرماندهان آن گروه را از بند رها سازدوآنان بتوانند بار دیگر به صفوف آن گروه بپیوندند جنگ وخشونت تشدید شود. حتا برخی نمایندگان مردم درصحن علنی مجلس نمیایندگان اظهارداشتند که برخی نمایندگان مردم با ارتباطی که با طالبان دارند یا برای تضمین زنده ماند ن خود از شر وخشونت طالبانی یا برای آن که پیوند فکری وعقیدتی با آن گروه دارند؛ تمام کار ویژه های شان دررها ساختن آن گروه تعریف وخلاصه می شود؛ اگر این گونه اظهار نظرها قرین به واقعیت باشد – که هیچ بعید نیست – بعد ازاین آن گروه نیز به دست به کار خواهند شد وازخلاهای موجود و فساد حاکم دردستگاه های قضایی کشور سود خواهند جست وتلاش خواهند ورزید تا برخی چهره های موثر زندانی طالبان را اززندان رها سازند . گرچه گفته می شود که برخی سران طالبان هم چنان زیر نظر منابع خارجی به ویژه امریکایی ها خواهند ماند اما رها ساختن افراد رده دوم آن گروه نیز بار خشونت هارا افزایش خواهند داد.