جنبش عدم تعهد وجایگاه افغانستان دراین جنبش
رژیم کشورهایی مطلوب ومطبوع است که حکومت های آن به ارزش های انسانی چون حقوق بشر ، حقوق زنان وبسیاری از میثاق های بین المللی پایبند ومتعهد بوده واین اصول را رعایت کنند. نفوذ اندیشه های سوسیالیستی وکمال مطلوب هایی که آن اندیشه ارایه می کرد،بهشتی را نوید می داد وتوهمی را تلقین می کرد اینک شکل ممسوخی به خود گرفته است.دراین پنجاه سال تحولات بسیاری دیگری نیز اتفاق افتاده است، یکی ازاین تحولات انقلابی بود که در ایران به وقع پیوست وبا رهبری عناصر مذهبی به پیروزی رسید.با پیروزی این انقلاب گفتمانی جدید ی در عرصه ی سیاست بین المللی شکل گرفت ،ایران از دایره ی نفوذ آمریکا به در آمد،. اجلاس سران جنبش عدم تعهد که در هفته گذشته در پای تخت ایران برگزار شد در واقع جشن نیم قرن تشکیل این جنبش بود. نشست اخیرچون به میزبانی ایران بر گزار گردید؛ برخلاف نشست های گذشته با واکنش های گونا گون مواجه بود و باز تاب فراوانی دررسا نه های گروهی بین المللی داشت.برخی ها این اجلاس را بی اهمیت دانستند .آن را برای بیرون شدن ایران ازانزوای بین المللی توصیف کردند اما گذشته از نگا ه های منفی ای که نسبت به این همایش بزرگ وجوددارد؛ بی تردید نتایج مثبتی نیز می تواند داشته باشد هم برای ایران به عنوان میزبان این نشست وهم وبرای کشور های عضو جنبش. حد اقل پی آمد های آنست که سران کشور های شرکت جسته دراین نشست،از مواضع ودید گاه های یک دیگر آگاه می شوند که می تواند زمینه ی تفاهم ،همکاری وتاثیر گزاری بالقوه را فراهم آورد؛ودیگر آنکه می تواند در ترکیب قدرت بین المللی تاثیر گزار باشد. بی تردید اعضای جنبش عدم تعهد امکانات فراوان سیاسی واقتصادی دارند که در صورت تمرکز وبه کار گیری ان در جهت منافع جمعی سهم ئتاثیربزرگی در معادلات قدرت بین المللی می توانند ایجاد کنند
به هرروی اجلاس عدم تهعد برای همه مهم خواهد بود امابهره جستن ازآن بسته به میزان ظرفیت ها وتواناهایی کشور هایی است که دراین نشست شرکت جسته بودندواز اعضای این جنبش به شمار می ایند
جایگاه افغانستان درذ جنبش عدم تعهد:
همان گونه که اشارت رفت اعضای جنبش عدم تعهد تحولاتی فراوانی پشت سر گذاشته است. اگر پنجا سال پیش دردنیا دو ابر قدرت وجود داشت و.بر سر دست یابی به منافع بیشتر گاه دنیارا دراستانه جنگ گرم قرار داده بودند ؛اما اکنون قدرت های دیگری در عرصه بین المللی ظهور کرده اند که نه جنبش عدم تعهد ونه هم قدرت های بزرگ جهانی نمی توانند نقش آنهارا در معادلات بین المللی نا دیده انگارند. اما افغانستان در نیم قرن گذش متاسفانه در گیر مسایل حاد داخلی بوده ونتوانسته است از فرصت های پیش امده سود ببرد . دردهه ی شصت میلادی جنبش عدم تعهد وقتی پا به عرصه ی سیاست جهان گذاشت که افغانستان به درد شدید زایمان مبتلا بود؛ مادر استبداد فرزندی به نام مشروطه زائید، داود خان به عنوان نماد ومظهر استبداد خانوادگی از مسند قدرت کنار زده شد وظاهر شاه تن به حکومت مشروطه داد اما این زایمان با دردو سوزی که داشت فرزندی ناقصی به دنیا آورد وسرانجام حکومت مشروطه در عمر ده ساله خود به جای آن که اندیشه جدیدی را برای بیرون رفت افغانستان از توسعه نا یافتگی وفقر سپری کند دچار اختلاف های حادخانوادگی شد درده سال، پنج بارصدر اعظم تعویض گردید، شورش های خیابانی کشوررا فرا گرفت وافغانستان عملا درشکم یک بحران فرورفت. ای کشمکش های قدرت در افغانستان هم توان وپوتانسیل های داخلی را هدر داد وهم نقش افغانستان رادر مجامع جهانی از جمله جنبش عدم تعهد تحت پرسش جدی قرار داد.پایان ده سال با کودتای محمد داود خان همراه بود؛ این کودتا ضربه سنگینی به بی طرفی افغانستان در عرصه بین المللی وارد آورد وافغانستان عملا در مدارقطب قدرت شرق قرار گرفت .گرچه بخشی بزرگی از کشور های عدم تعهد وابستگی شدید ی به شوروی سابق داشتند ؛اما رویاروی افغانستان با پاکستان باعث شد که نسبت به بی طرفی افغانستان تردید جدی ایجاد شود، این وابستگی به قدری بود که زمام داران امریکا از کمک به افغانستان خودداری کرد ندوپاکستان به عنوان یک قدرت باز دارنده دربرابر شوروی تقویت وتجهیز گردید. پنج سال حکومت داود خان نیز به تجربه ناکام گذشت. با کودتای هفتم ثور سال 1357افغانستان عملا در اختیار شوروی سابق قرارگرفت وسیاست های خارجی وداخلی آن از سوی آن کشوردیکته می شد. زمام داران افغانستان فاقد قدرت تصمیم گیری وتعامل با کشور های جهان سوم بود . جنگ های خانمان برانداز دردودهه گذشته افغانستان راسال ها به عقب برگشت داد. شکست طالبان وبه قدرت رسیدن اقای کرزی تمام چشم ها به سوی این حکومت دوخته شد تا حضور نیرو مند قدرت های خارجی در افغانستان ودرک جدید زمام داران کشور از وضعیت جهان،گام های جدی تری برداردتا افغانستان به کشورهای در حال توسعه خودرا نزدیک ترکند. اما مجموع عوامل از جمله موجودیت حکومت نا کارآمد وفاسد باعث شد که افق افغانستان از گرد وخاک یاس ونا امیدی سترده نشود به رغم کمک های هنگفت جامعه ی جهانی افغانستان جایگاه مناسب خودرا در مناسبات بین المللی نتواند احراز کند. وضعیت کنونی چنانست که افغانستان در نظر کشورهای جهان فاقد وجاهت واعتبار است وبیش ازان که افغانستان با مولفه های مثبت شناخته شود با فساد، مواد مخدر ، حکومت نا کار واقتصاد مافیایی و باند باز ی وتبهکاری شناخته می شود .ا حال که اقای کرزی باخیلی کثیری در اجلاس عدم تهد شرکت جستند گمان نمی رود که بتواند ازاین اجلاس به نفع افغانستان استفاده کند. البته باید خاطر نشان کرد که عدم استفاده افغانستان از نشست این جنبش در تهران ناشی از نا خشنودی ایالات متحده ازاین اجلاس نیست – چنانچه برخی کشور های دیگر دچار آن هستند - بلکه نا کار امدی حکومت درداخل افغانستان، عدم مهار مواد مخدر، نا امنی ومهارنشدن خشونت، فساد ونبود یک اراده ی قوی سیاسی برای مبارزه با فساد،عواملی باز دارنده ی است که نمی گذارد افغانستان جایگاه مناسبی در این جنبش پیدا کند. اما با سپری شدن عمر حکومت اقای کرزی وبر گزاری انتخابات آزاد ،عادلانه وبدون تقلب وبه وجود آمدن یک حکومت مسئول وتوانمند وبا اراده می توان امید داشت که افغانستان جایگاه تاریخی خودرا دراین جنبش احراز کند وبتواند از ظرفیت های اقتصاد یوخدماتی کشور های عضو جنبش عدم تعهد سود ببرد.