سفر اقای کرزی به روسیه  واهمیت آن

      خبرهای منتشر شده حاکی ازانست که قرار است اقای کرزی به زودی ها به روسیه سفر کند . گرچه آجندای مورد گفت گو ی دو طرف هنوز اعلام نشده است. اما حدس وگما ن هایی در گوشه کنار به گوش می رسد که تصور می شود چندان بی ربط هم نباشد.حال اهمیت این سفر در کجا وچیست دید گاه های متفاوت وجود دارد. برخی بدین باوراند که تنش درروابط میان ایران وافغانستان وکاهش مواد نفتی ازایران اقای کرزی را واداشته است که برای حل این مشکل راه حل دایمی بیندیشد وترانزیت کالا را برای همیشه حل کند ازاین رو به روسیه می رود تا قدری از مشکلات کشور بکاهد وراه حلی دایمی دراین مورد پیدا کند.  تا وقتی همسایه هایی همانند پاکستان وایران وجودداشته باشد باید فکربکری به حال کشور کرد واز هر امکانی سود جست تا کشور با مشکل این چنینی مواجه نشود.کشوریکه محاط به خشکه است وهمسایگان ازاین اهرم برای تحت فشاردادن همیشه سود برده اند باید تلاش هایی به کار گرفته شود تا ازمیزان وابستگی به همسایگان کاسته شود وهمسایگان نیز نشان داده اند که برای تحت فشسار قراردان هیچ معیار وضابطه ی دیگری جز منافع در نظر نمی گیرند .
ادامه نوشته

دادگاه ویژه وپی آمد های آن ( بخش دوم وپایانی

     به دنبال اعلام نتایج انتخابات مجلس نمایندگان توسط کمیسیون مستقل انتخابات وعدم رضایت رئیس جمهور کرزی ازیکی سو وتظاهرات نامزد های ناکام از سوی دیگر باعث شد، که روند انتخابات ونتایج آن از حالت متفارف ومعمول خارج شود به گونه ی رنگ سیاسی به خود گیرد وداد گاه ویژه ای برای رسیدگی به تخلف های انتخاباتی تشکیل گردد تا به تخلف ها وتقلب های انتخاباتی به زعم سران حکومت رسیدگی شودو اگرتخلف ها ویا تقلب با موازین حقوقی وبا میکانیزم هایی که وجوددار بررسی می شد وموارد تخلف اشکار ساخته می شد، کسی شکایتی نداشت وپی آمدی نیز متوجه اینده وحال کشور نمی گردید ؛اما اگر این شکایت وبررسی ان با میکانیزم دیگر وبا انگیزه یا انگیزه های دیگری صورت گیرد ومسایل سیاسی یا قومی دران دخالت می کند بی تردید پی آمد های خواسته یا نا خواسته ای را بدنبال خواهد آورد که در قسمت  اول این مقال به برخی پی آمد های آن اشاره شد.دراین قسمت نیز به برخی پی آمد های دیدیگرآن اشاره خواهد شد، این را نیز بیفزاییم که در هفته ای گذشته وکلا ی پیروز انتخابات در یک گردهم آیی که به ابتکار یونس قانونی (مدعی ریاست پارلمان اینده) برگزار شده بود، قطع نامه ای صادر کردند وهرگونه تصمیم از سوی دادگاه ویژه را غیر قانونی ومردودخواندند، هم چنان نمایندگان فیصله کردند که در اول ماه اینده مجلس نمایندگان را افتتاح خواهند کرد.

 آنچه نمایندگن بدان پرداخته اند خود پرده از بحران جدیدی بر می دارد که در حال شکل گرفتن است،آنچه پیش می اید نمود  پی امد هایی است که درداخل کشور شکل گرفته است ومی گیرد؛ اما پی امد های خارجی وبین المللی ان بسی خطر ناک تر وجان فرسا تر است.

ادامه نوشته

جایگاه اندیشه درسانه های گروهی

مقدمه:

    درتاریخ طولانی بشر،شاید مقطع کوتاهی را بتوان یافت که فیلسوفان این باوررا القا می کردند که انسان آن گونه که می زیند می اندیشند. قاعده ای کلی وغالب آن بوده است که نوع زیست آدمیان مربوط به نوع اندیشه های آنانست وشعار انسان آن گونه که می اندیشد زندگی می کند، در بربر ادمیان آن گونه که می زیند می اندیشند قرار می گیرد.

  گذشت زمان،ابتنا واعتنای آدمیان به اندیشه وخرد ورزی  اثبات کرد،که اندیشه ها جهت دهنده ای زندگی ها است یا نوع زندگی انسان ها با نوع اندیشه ی آن هگره خورده است نه بر عکس .ا گرصلح وصفا یی در جامعه های انسانی بوده است یااگر به حقوق انسانی ،ادمیان توجه صورت گرفته است ،حاصل تاملات اندیشه ورزان و فیلسوفانی است که به انسان  وحقوق او می اندیشیده اند.اگر رسانه های گروهی نیز منادی ومبلغ ارزش های انسانی بوده اند ودر جهت تعمیق ارزش های انسانی به کارگرفته شده اند حاصیل ونیتجه اندیشه هایانسان مدار بوده است .همین مباناست که برخی اندیشمندان ایجاد تیوری های نوین حکومت داری دردنای مدرن را کمبها تر از کشف آکسیجند نمی دانند.قاعده ای کلی براین استوار است که اندیشه های انسانی عمل دانسانی را به دنبال دارد واندیشه های غیر انسانی از بطن ومتن اندیشه ها غیر انسانی نمو می کند .اگر اندیشه هاانسانی باشد وتوجه به شگوفایی ارزش های انسانی داشته باشد رسانه هانیز دراین جهت به کار خواهند افتاد واگر اندیشه های پلید وپلشتی پشت سر رسانه های گروهی قرارگیردمبلغ ومروج پلشتی ها خواهد بود .

   بنابراین وقتی از جایگاه اندیشه دررسانه های گروهی سخن به میان می اید،به معنای مطلق اندیشه نیست بلکه اندیشه ای است که مبتنی بر اخلاق وملاک های انسانی است .اندیشه دراین مقال نگاه  انسانی رسانه ها به انسان واورا هدف وغایت دانستن است وقتی انسان غایت دانسته شد برنامه ریزی ها وسیاست گزاری های رسانه هادر جهتی حرکت می کند وغایات آن یک گونه تعریف می شود اما اگرانسان ابزار تلقی گردد واخلاق درشکل گیری رسانه ها غایب باشد؛ آن گاه رسانه ها جهت دیگر می یابند وغایات دیگری بر می گزینند.

     با توجه به معنای اندیشه دراین مقال ونگاه منتقدانه به رسانه ها درفراز اول این نوشته، بانگاه توصیفی به رسانه هامی پردازیم تا آشکار شود که نگره ای حاکم بر رسانه ها کدام ها هستند. این دید رسانه هارا ازدید ومنظر بی طرفانه می نگرد وروح حاکم بررسانه های گروهی رامد نظرقرار می دهد . در فراز دیگر این مقال با دید گاه تطبیقی به رسا نه های کشورمی نگردوحد اقل های رسالت رسانه ای رامدنظرقرار می دهد ودر فراز دیگر به نقد اخلاقی رسانه های کشور می پردازد. دراین جا باید این نکته را یاد آوری کنم که داشتن اندیشه به معنای طرفداری از نحله های سیاسی وفکری خاصی نیست.بلکه نوعی مسئولیت داری ومسئولیت شناسی دربرابر خود ودیگران است که همان نگاه اخلاق مدارانه به رسانه ها است.بسیار دشواراست  البته این گونه پای بندی به رسانه ها شاید این فکر را القا کند که نویسنده را از مسیر بی منحرف می کند اما کسی ک در جامعه ی زندگی می کند .خود به عنوان یک بازیگر باشد می تواند دید بی طرفانه داشته باشد؟امر قطعی استکه در هیچ جامعه ای منتقدان بی طرف کامل نیستند دید گاهی دارند که با همان دید گاه به نقد پدیده های اجتماعی وسیاسی خمت می گمارند.دراین مقال نیز نویسنده به عنوان فردی ازاین جامعه هیچ گاه در موضع بیطرفی قرار نداردومدعی نیز نیست که بی طرفانه به داوری بپردازد.

  1-جایگاه اندیشه دررسانه های گروهی وپرسش ها

  2- جایگاه اندیشه دررسانه های افغانستان

3-اسیب شناسی اندیشه های حاکم بررسانه ها

  4-  نتیجه گیری

   1- جایگاه اندیشه دررسانه های گروهی:

ادامه نوشته

داد گاه ویژه ونتایج احتمالی (بخش اول  

به دنبال اعلام نتایج انتخابات مجلس نمایندگان وعدم رضایت اقای کرزی از ترکیب مجلس اینده، داد گاه ویژه ای برای بررسی تخلف های انتخاباتی تشکیل گردید.  داد گاه یاد شده درحالی تشکیل شده است که نها د های مسئول انتخابات لیست نهایی انتخابات را تایید کرده اند وهم چنان نهاد های بین المللی از جمله شورای امنیت ساز مان ملل متحد بر نتایج انتخابات صحه گذاشته است ,واز تصمیم کمیسیون انتخابات مبنی بر صحت انتخابات حمایت  وپشتبانی کرده است.

 گرچه اقای کرزی وعده داده است که  مجلس اینده را درآخیر این ما،یا اوایل ماه اینده  افتتاح کند ،ولیکن ناظران سیاسی وبرخی مقام ها از تغیر لیست نهایی خبر می دهند واظهار می دارند که آقای کرزی وتیم همراه او با تمام توان می کوشند تا تغیرات دل خواهی در لیست نهایی بوجود آورند. آنچه  مقام های حکومت را لیست نهایی کمیسیون انتخابات دل نگران وافسرده کرده است وهمانند غریق دست به هر حشیشی می برند، کم شدن تعداد نمایندگان قوم پشتون است ،چون  قاعده ای بازی های سیاسی درکشوربر مبنای قومیت شکل گرفته است وهر کسی پیاده نظام بیشتراز قوم خود داشته باشد برندگی وبرندگی بیشتری خواهدداشت، لذا هر کدام از سران قومی می کوشند این قاعده را به نفع خود تغیر دهند. بنایراین  اقای کرزی ودر مجموع حکومت بر این تصور است که اگر تعداد مهره هارا کم داشته باشند ،نمی توانند نقش مهم ترو موموثری درروند سیاسی کشور ایفا کنند .اقای کرزی در طول حیات سیاسی ده ساله ی خود  به انحای گونا گون  تلاش کرد حس قومی را تبارز ندهد  وکوشید آن حس هم چنان نهان بماند تا با مهره های بیشتر وبا ژست ملی به بازیگری بپردازد؛   اما تحول غیر منتظره ای  که در انتخابات مجلس نمایندگان رخ دادوبرخی از اقوام با احساس مسئولیت بیشتر در صحنه ای انتخابات حضور پیدا  کرد ند، کفه ی ترازو به نفع سایر اقوام سنگین تر شد واقای کرزی خواست با نصیحت یاتطمیع وتحریک بر خی نمایندگان ناکام  وایجاد تظاهرات خیابانی وتحریک احساسات بر نتایج انتخابات تاثیر بگذارد
ادامه نوشته

راه ناهموار دموكراسي

  حدود ده سال پيش وقتي حكومت طالبان برچيده شد، نظام سياسي جديد با رويكرد جديد همراه با شعارهاي جديد در مسند قدرت سياسي كشور تكيه زد كه هيچ سنخيتي با نظام گذشته نداشت، نظام طالباني برخاسته از قرائت ويژه اي از دين بود، قرائتي که باقرائت هاي سنتي دين چندان همگيني وهماهنگي نداشت ،گر چه اکثر نظام هاي سنتي برتكليف مداري آدميان تاكيد مي نهند اما طالبان بارويكرد تحجّر آميز از دين وآموزه هاي ديني، خود را نماينده ويژه‌ي خداوند در روي زمين مي دانستند ومدعي بودند كه آنان حكومت خدا را در زمين پياده مي كنند، اين گونه برداشت، از خود، از خدا ورسالت خود به معناي آنست كه فقط آنان برگزيدگان خداوند اند واز حق ويژه‏اي نيز برخوردار اند وباقي بايد فقط به تكليف خود در قبال آنان عمل كنند، اما وقتي آن حكومت شكست خورد فقط ساختار يك نظام سياسي نبود كه منهدم ومضمحل شد كه برج وباروي يك تفكر منحط وقرون وسطايي بود كه از جغرافياي كشور رخت بربست، حكومت جديد با رويكرد جديد وباشعار جديد بوجود آمد كه تغیير ماهوي با آن نظام داشت، يعني اين حكومت از مردم، حقوق آنها، حقوق اطفال وغيره سخن به ميان مي كشيد، اين دو نگرش برخاسته از دومبناي فلسفي، انسان شناسي است، ديدگاه تكليف مدار آميخته با برتري قومي وديدگاه حق مدار برگرفته از فلسفه هاي سياسي مدرن،اما گذشت ايام، و رخدادهايی كه‌يكي پي ديگري اتفاق افتاد توقع آن بود كه رژيم جديد روز تا روز مستحكم تر، پابرجاتر واستوار تر از گذشته شود، زيرا در رويكرد دموكراتيك، مشروعيت نظام، راي مردم است واين رژيم بالاتر از 50 فيصد راي مردم را نصيب شد اما: به تدريج شعار ها كم رنگ گرديد، عمل ها محدود تر و محدود تر شد. زد وبندها وارتباطات قومي ونژادي به صورت ديگر زنده شد، ضابطه‏هاي قانوني واصولي رنگ باخت، رابطه هاي خرد اتنیكي رنگ ولعاب خاص گرفت. اما پرسشی که ایجاد می شود آنست ،كه چرا وضعيت اين گونه شد،چرخشي درسياست هاي حكومت بوجود آمد. در اين فرايند حكومت مقصراست يا آن كه عوامل گوناگون در ايجاد اين وضعيت مؤثر بوده است ؟
ادامه نوشته

مجلس اینده وباید ها

پشتبانی نهادهای ساز مان ملل متحد ازروند انتخابات کشور، شاید تیری خلاصی بود که به سوی مخالفت های حکومت نشانه رفت  وکیفیت وکمیت ترکیب مجلس اینده رامشخص ومعلوم کرد.  زیرا تمهیداتی که حکومت در نظر گرفته بود وساختار هایی که برای فشار بر کمیسیون انتخابات ایجاد کرده بود ، از یک سو باعث نا امیدی در میان مردم گردیده بود واز سوی دیگر ترتیب وترکیب اینده ی مجلس را در هاله ای از ابهام قرار داده بود .گرچه دادگاه ویژه ی برای پی گیری تخلف های انتخاباتی تشکیل شده است ؛اما با قاطعیت می توان گفت که کاری از پیش نخواهد برد،جز آن که فسادی بر فسادی افزوده شود وپولی از جیب این مردم به پای اداره های نا کار آمد و فاسدی دیگری به مصرف برسد .حال که هویت مجلس اینده معلوم شده است این پرسش مطرح می شود که عمده ترین چالش فراروی مجلس اینده چه خواهد بود ،چه توان وپوتانسیلی برای مقابله با آن چالش هالازم است تا بار دیگر،آن چالش ها تکرار نشود؟
ادامه نوشته