داد گاه ویژه ونتایج احتمالی (بخش اول
اما عواقب وپی آمد های داخلی :گرچه اقای کرزی دست به هر قماری می زند تا به نفع قوم خاصی عمل کند وبه تعبیری ان هارا به هر نحو ممکن بالا بکشد ویک حکومت کاملا قومی به سبک وسیاق حکومت های نیم قرن گذشته ایجاد کند. تمام فرمان روایی ازآن آن قوم باشد وبه عنوان برادر بزرگتر در صدر نشیند وتصمیم های کلان کلان اتخاذ کند وسایر اقوام در حاشیه باشند ودست نگر برادر بزرگتر.اگر سفره ی قدرت ته مانده هایی داشت در اختیار دیگران قرار گیرند وضعی که زمان سلطنت ظاهر شاه وجمهوری داود خانی حاکم بود .گرچه این حس نوستالژیک همواره برای بدنه ای حکومت مطلوب ومطبوع بوده است؛ اما ازآن جاکه زمان این بازی های کودکانه سپری شده است،بسیاردشور است که بازیگران سایر اقوام به ته مانده های سفره ی قدرت بسنده کنند.
سی سال جنگ وخشونت وضعیت جدیدی را پی ریزی کرده است وهاضمه سران سایر اقوام نیز چنان انبساط یافته است که همانند جهنم هر لحظه ندای" هل من مزید "سر می دهند وبه حقی کمتر از برادر بزرگتر قانع نیستند. مخالفت معاونان رئیس دولت باتصمیم های اقای کرزی پرده ازاین واقعیت بر می دارد که رابطه ای تابع ومتبوع اکنون جای خودبه رابطه ی حقوق برابر داده است .حق خواهی به صورت دیگری تعریف می گردد.در کشور های دموکراتبک حق خواهی فردی نماد ونمود حق خواهی شهروندی است ؛اما در افغانستان چون قدرت مداران کوشیده اند به صورت قومی عمل کنند و تنور این بازی ضد مدنی را گرم نگاه دارند لذا سایر اقوام نیز می کوشند با همین ابزار ها به بازی گری بپردازند وحق قومی خویش را طلب کنند . اگر چنانچه این بازی مضحک ادامه پیدا کند ، اطرافیان وآتش بیاران این معرکه یعنی تیم حکومت، دست از سماجت بر ندارند وهی تلاش ورزند تا لیست نهایی را تغیر دهند، زمینه های اشوب های قومی را بیشتر فراهم می اورند وعواقب آن نیز پیش بینی نا پذیر است وحکومت نیز نخواهند توانست آن را مهار کند. وپی آمد دیگری که ممکن است ایجاد کند آنست که تا هنوز اگر بازی های قومی به صورت نا مریی صورت می گرفت. اگردر گذشته ده هاعمل قومی بالفافه وشعار دموکراتیک انجام می گرفت، بعد ازاین سران سایر اقوام نیز به صورت برهنه تر با صدای رساتر قد خواهند بر افراشت وتجربه های تلخ گذشته به صورت دیگری تکرار خواهند شد. بحرانی که بوجود خواهد آمد با هیچ ابزاری قابل کنترول ومهار نخواهد بود . دراین وضعیت اقای کرزی وحکومت او با گزینه های دشوار رو درر و می باشد یا نتایج انتخابات را بپذیرد وبه آن تن دردهد وبگذارد که همین مجلس با همین ترکیب اتشکیل شودیا آن که نا خرد مندانه وبا احساسات خام دست به تغیر نتایج انتخابات ببرد وبحرانی را بیافریند که همین اندک قدرت نیز باقی نماند. اگر حکومت های نیم قرن گذشته توانسته بودند سلطه ای خویش را دوام بخشند؛ ابزارهای مهمی دردست داشتند که می توانست بر حاکمیت خویش دوام دهد.
اول این که آگاهی سایر اقوام بسیار اندک بود. دوم این که حکومت از اردوی قوی در سر کوب شورش ها برخوردار بود.
سوم این که حس حق خواهی وتساوی طلبی همانند امروز شکل نگرفته بود . در زمان ظاهر شاه ،سلطان سایه ای خدا بود وحق خواستن از سایه خدا بی حر متی به خدا به حساب می آمد. ازاین رو مردم دم فرو می بستند تا در مخالفت با شاه گرفتار گناه کبیره نشوند ودرآتش خشم خداوند نسوزند؛ اما امروزنه سایه ای خدایی وجود ونه فر ایزدی ،تا مردم بهراسند واز حق خویش دم نزنند وعسل قدرت را در کام قدرت مندان به حنظل بدل نکنند. آنان که ازبصیرت کافی برخوردارند در ده سال گذشته وبا تحولاتی که رخ داده است ورسانه هایی که در سطح کشور فعال اند، می دانند که نگاه تمامیت خواهانه به قدرت چه عواقبی را به دنبال خواهدداشت؛ اما برخی از قوم مداران ما براین امر نمی نگرند یا آن که از تشخیص آن عاجزند.عاقلان وکاملان همواره در زندگی خویش زمان وشرایط را در نظر می گیرند آنگاه دست با بازی می زنند ؛لیکن نا پختگان وخامان همواره کورکورانه دست به عمل می زنند ودر نتیجه به جای آن که راهی برای بیرون رفت بیابند درچاه می افتند.آقای کرزی وحکومت محترم او اگر به این پارامتر بسیار مهم وموثر توجه می کرد خرد مندانه قدم بر می داشت اول شرایط شکننده در کشور را می نگریست آن گاه تصمیم می گرفت ودر صدد تغیر لیست بر می آمد ،از جمله این که ، این حکومت باحضور کشور های خارجی است که باقی مانده است. هر گاه قوای خارجی در کشور نباشند؛ حکومت اقای کرزی در شش روز هفته از میان می رود لذا برای دولت مردان کشور قبل از همه چیز باید حفظ این جغرافیا مهم باشد اگر این جغرافیا وجود نداشته باشد حتا همین بازی های سخیف قومی نیز نخواهد بود ولیکن وقتی حکومت دست به اعمال نفوذ وتغیر درنتایج انتخابات می زند به معنای آنست که زمان وشرایط کشور وجهان را نمی شناسدو این گونه اعمال نفوذ ها وزیاده خواهی ها در شرایطی ممکن ومیسر است که حکومت از ابزار های لازم در تحکیم پایه های قدرت بر خوردار باشد؛ در حالی که وضعیت کشور چنان بهم ریخته است که نان صبح رئیس جمهور از خزانه ای همسایگا ن فرستاده می شود. ازسوی دیگر اگر حکومت بخواهخد آینده ای مردم وکشوررا در نظر داشته باشید وهمانند یک نهاد دموکراتیکعمل کنند به جای تغیر نایج انتخابات ودست زدن به آن در صدد باشد تا رای مردم به رسمیت شناخته شود ودر برابر زیاده ها خواهی بیاستد تا انتخابات سر آغاز ی باشد برای ایجاد یک روند دموکرایتک تر ومطلوب تر.اما اگر افراط کاری ها صورت گیرد وتصمیم بر حاکمیت قومی ،هار چوب بازی بههم چنان حفظ شود، به گفته ا حضرت حافظ "گر پرده بر افتد نه تو مانی ونه من "لذا عاقلان می کوشند برای بازی وتداوم ان زمین بازی را حفظ کنند اما تکیه برمحاسبه ومحاکمه وبیرون کردن برخی وداخل کردن بر خی دیگر در نهایت اصل بازی را به خطر انداختن است.
گرچه نگارنده باورد اردکسانی که در صحنه آمده اند وبه نام قوم ونژاد وغیره به بازی می پردازند، جز به شکم وزیر شکم خویش نیندیشیده اندوجز به پر کردن شکم خویش نپرداخته اند.همان گونه که بسیاری به نام خدا وپیامبر تسمه از گرده ای این ملت فقیر وبد بخت کشیدند وبه نوایی رسیدند حال که می بینند که بازار خدا وپیامبر رو به کسادی گذاشته است از ابزار قوم سود می برند تا شکم پر کنندوبه نان ونوایی برسند؛ اماگر دولت به عنوان یک نهاد مدنی وظایف خویش را می شناخت وبه آن عمل می کرد، شاید زمینه های سوی استفاده از عنصر قوم ونژاد کاهش می یافت وقدرت در مسیر انسانی خود حرکت می کرد ،اما وقتی کفر از کعبه برخیزد کجا ماند مسلمانی .
ادامه دارد