دید گاه دیگر نیز وجوددارد آن که حکومت اقای کرزی از مدت ها دین سو با متحدان غربی خود در حال تنش به سر می برد وشخص اقای کرزی  بار ها ازاین امر شکایت کرده است که غربی ها در امور داخلی افغانستان مداخله می کنند وحتا دست دولت مردان را در کار های اداری کشور بسته است .نمونه های فراوانی را می توان از نارضایتی اقای کرزی نسبت به غرب وبویژه نسبت به امریکا مشاهده کرد . چند ماه است که از فرمان اقای کرزی از انحلال شرکت های امنیتی داخلی وخارجی می گذرد اما  تاهنوز غربی ها دربرابرآن مخالفت کرده اند وکشیده اند از انحلال برخی شرکت ها جلوگیری کنند این در حالی است که نافع نبودن آن بارها از جانب حکومت افغانستان اعلام شده است .مورد دیگر آن که حکومت اقای کرزی همواره از سوی غربی ها به فساد متهم شده است .این فساد علاوه براین که بار منفی برای حکومت آقای کرزی است در واقع همانند قافیه در شعر انتقاد غربی ها درآمده است هر سخنی که غربی ها علیه حکوت اقای کرزی بیان داشته اندبه نحوی فساد درادارات افغانستان را در آخر ان اضافه مکرده انداین وضعیت البته برای اقای کرزی بسیار درد آور است . پشتیبانی از کمیسیون مستقل انتخابات وپذیرفتن نتایج انتخابات از سوی غربی ها در حالی صورت گرفت که نتایج انتخابات به هیچ وجه مورد رضایت اقای کرزی نبود وحکومت برای تغیر در نتایج انتخابات کوشید با تعین داد گاه ویژه نتایج را به دلخواه خود تغیر دهد. هنوز آن دادگاه به کار نپرداخته بود که غربی ها رشته های اقای کرزی را پنبه کرد واز کار کرد کمیسیون ها اعلام پشتبانی کرد. علاوه برآن ده ها مورد از دخالت های مقام های سیاسی ونظامی غرب را می توان نام برد که باعث عصبانیت اقای کرزی شده است ومی شود . برخی شنیده ها حاکی ازانست که حتا زیر سوال بردن مشروعیت حکومت نیز از سوی غربی ها دالقا وتلقین می گردد بدین معنا که ناکارآیی حکومت بیش ازآن که ازسوی محافل داخلی مطرح باشد خارجی ها در بوق های رسانه ای خود دمیده اندودر نتیجه حکومت را با چالش های فراوانی مواجه کرده است .

   برخی نیز بدین باوراند که از جهت دیگر نیز غربی ها باعث کدورت حکومت اقای کرزی شده است؛ غربی ها با تفکر لیبرالی خود همواره بر نقاطی تاکید وتکیه داشته اند که قومیت ومسایل مذهبی را در حاشیه قرارداده اند همین دموکراسی خواهی یا حقوق بشر اصطلاحات  وواژگانی است که عملی شدن  آن ،ضربه ای مسختی برتفکر بدن قومیت مداری ومذهب  مداری میزند در حالی که اقای کرزی به دنبال احیای هویت قومی است تلاش های او برای تغیر در ترکیب مجلس نمایندگان  با هر انگیزه ای باشد بعد قوم گرایی را درآن برجسته تر ومبرهن تر کرده است البته این بدین معنا نیست که شخص کرزی بدین تفکر منحط باورداشته باشد ولیکن بدون شکپاره ای از اطرافیان تاو در صدد آن ارزش های بی ادشواری هایی باشد که غربی ها فراراه او کذاشته اند ومی گذارند سوالی که مطرح می شود  آنست ایا مراجعه به روسیه واورا حلال مشکلات خود دانستن درست است یانه دوم این که روسیه درحدی است که بتواند در مقابله با امریکا وغرب بپردازد ؟

  واقعیت انست که نه روسیه به چنین کاری دست خواهدزد که بازی یک طرفه ای با افغانستان آغاز کند وبخواهد با دور زدن امریکا، منافع خویش رابدون حضور امریکا در منطقه تعریف کند واگر در گذشته گاهی این ذهنیت ایجاد می شد که روسیه سیاست مستقل از غرب در پیش گرفته است؛ اما در این اواخر(حد اقل) نشان داده است که سیاست های روسیه با غرب وامریکا بسیار هماهنگ بوده است یعنی هردو قدرت بدین نتیجه دست یافته اند که منافع خویش را جدا از دیگری تعریف نکنند.مواضع مشترک غرب در قبال پرونده ای هسته ای ایران بیانگر دید گاه واحد هردو کشور در قبال مسایل بین المللی است . دعوتی که ایران در هفته های اخیر از کشور های گونا گون کرد تا ازایران واز تاسیسات هسته ای آن کشور دیدن کنند؛ ازروسیه وچین هم دعوت شده بود اما آین دو کشور برای این که از ایجاد شکاف در میان اعضای 1+5 جلو گیری کرده باشد ؛ دعوت ایران را نپذیرفت ودعوت ایران بی پاسخ گذاشته شد وهردو کشور در کنار غرب وامریکا باقی ماندند. علاوه برآن سیاست مداران کشور ما نیز از آن درایت برخوردار نیستند تا بتوانند روسیه وامثال آن را با خود همراه وهماهنگ کنند . گذشته ازاین اگر چنانچه اقای کرزی با چنین توهمی به سراغ روسیه برود اشتباهی دیگری را مرتکب خواهد شد وزمینه های بی اعتمادی بیشتر میان حکومت خودوغرب را فراهم خواهدکرد .شاید برخورد اخیر ایران با افغانستان این ذهنیت را ایجاد کرده باشد که در ایجاد ارتباط با کشور هاُُُُُُُِِ کمال احتیاط را به خرج داد از یک سوی  بیش ازسوی دیگر گرایش پیدا کرد. البته آن چه بر شمردیم بر حدس وگمان هایی استوار است ؛همان گونه  که دراول این نوشته اشاره شد هنوز اجندای مشخصی از جانب اقای کرزی وهیئت همراه او ارایه نشده است تا بتوان نقد ونظری ابراز کرد؛ اما درمیان حدس وگمان ها ازیک مسئله نباید چشم پوشید که آن حضور طالبان در شمال کشور است .شاید اقای کرزی با رفتن به روسیه ازآن کشور را دعوت کند تا در امر مصالحه با طالبان به افغانستان کمک کند و این امر موجه ترین ومطلوبترین کار به نظر می رسد البته تمایل سران روسیه نیز چنین است واز قوت گرفتن طالبان در شمال هراس دارند زیرا قوت گیری طالبان در شمال هم می تواند کشور های اسیای میانه را تحت تاثیر قرار دهد ودر نتیجه روسیه نا امن شود یا ان که جمهوری های روسیه از حضور طالبان درشمال تاثیر بپذیرند وباعث جنجال در روسیه شود البته این احتمال بسیار قوی است وشواهدی دال براین امر نیز وجودداربد.