این پرسشها پاسخ نمی یابد مگر آن که چالش گذشته را بتوان دسته بندی ومشخص کرد وآن گاه راه حل هایی احتمالی برای آن پیش بین شد.گذشته از کاستی هایی در ترکیب مجلس نمایندگان در گذشته وجودداشت، انتظار برده می شد که مجلس به عنوان یک نهاد ملی  و مدنی دو کار ویزه را مورد توجه وامعاننظر قرار می داد  وبستر هایی رابرای تحقق آن فراهم می آـورد؛ اول این  که جایگاه مجلس نمایندگان به عنوان یک نهد مدنی ودور از گرایش های اتنیکی تثبیت می گردید وقدم هایی رادرراه ذهنیت سازی برداشته می داشتند .دوم این که تلاش صورت می گرفت تا جایگاه مجلس به عنوان یک نهاد ناظر بر کار های حکومت مسجل می گردیدوجود هیئت اداری ضعیف ونا توان بود که سبب گردیده بود بسیاری از وکلای مردم در جلسه های رسمی مجلس حضور پیدا نکند ودر نتیجه بسیاری از مشکلات مردم حتا مجال طرح نیز نیافت . البته برای کسانی که خودرا در مقام نمایندگی مردم قرار می دهند لازم است که تعهد اخلاقی لازم را داشته باشند و نسبت به حل مشکلات مردم  خودرامتعهد بدانند ؛اما در نبود یک تعهد اخلاقی ،بودن یک هیئت اداری قوی ونیرو مند می توانست وکلای وظیفه گریزراوادار سازد تا به وظایف خویش به نحوبهتر عمل کنند ودر نشست های رسمی مجلس حاضر شوند .بود که در گذشته فراروی مجلس وجود داشت وگرچه کاستی های مدیریتی  بر هیچ کس پوشید ه نیست اما دردوم نیز بر خی نمایندگان منتخب می پندارند که غیر از قانونی کسی دیگری واجد احراز ریاست مجلس نیست  ؛اما اگر نیک نگریسته شود چه ویژگی های مثبتی را می توان در وجود آقای قانونی دید که اعضای مجلس اینده فاقد آن خواهد بود وچه کاری مثبتی را می توان در عمل کرد اقای قانونی مشاهده کرد که دیگران توان اجرای آن رانداشته باشند ؟ یکی از کار کرد های غیررسمی اما مهم مجلس نمایندگان کوشش در جهت ایجاد هم بستگی ملی یا حد اقل حفظ وضع موجود کشور بود؛اماایا اقای قانونی توانست از گسست های قومی وملیتی جلو گیری کند وشکاف عدم اعتمادی که میان نمایندگان مردم ایجاد شد را رفع ودفع سازد؟

   دیده شد که ریاست مجلس در امر پیش گیری یا رفع این مشکل هیچ نقشی نتوانست ایفا کند ودر نتیجه زمان کاری دور اول مجلس نمایندگان زمانی خاتمه یافت که گسست های فراوانی بیش از پیش میان نمایندگان مردم بوجود آمد واین نا کارآمدی در مدیریت مجلس تاثیر خودرا حتابر انتخابات مجلس آ ینده  نیز گذاشت، وصل ها وفصل به جای آن که به صورت مدنی تبارز یابدبیشتر به صورت قومی تبارز کرد. بی تردید اگر مجلس گذشته به عنوان یک نهاد مدنی مدرن می توانست نقش وجایگاه خویش را در اذهان عمومی وذهنیت حاکمان تثبیت کند، هیچ گاه مردم در سر در گمی به سر نمی بردند ودولت واز جمله شخص کرزی راه نیافتن برخی چهره های قومی را خدشته دار شدن وحدت ملی به حساب نمی آورد. بنا براین می توان عمل کرد ضعیف ریاست مجلس  رایکی از عمده ترین کاستی های مجلس گذشته عنوان داشت وایندگان را متوجه کرد که بار دیگر بدان چاه نیفتند ودر انتخاب رئیس اینده با دید عمیق تر بنگرند.مردم وجامعه ی مدنی ومطبوعاتی وکسانی که به ایجاد یک روند دموکراتیک باوردارند بدین باور بودند که با تدویر انتخابات وتعین نمایندگان مردم ،کشور از حالت قومی به تدریج به سوی یک جامعه ی مدنی حرکت کند وحد اقل ذهینتی توسط نمایندگان مردم القا شود که بر اینده ای کشور تاثیر گزار باشد؛اما دیده شد که نه تنها این ذهنیت ایجاد نشد که وضعیت اجتماعی وسیاسی در کشور از پنج سال گذشته کمی عقب تر رفت ،اختلافات منحط ومدنیت سوز فرقه ی حاد تر وشدید تراز گذشته گردید .گرچه این گونه اختلاف ها ریشه های عمیق تاریخی وجامعه شناختی دارد ولیکن بدان معنا نیست که نهاد  مدنی به نام نمایندگی مردم تلاش هایی را صورت ندهند.

چالش دیگری که فراراه مجلس گذشته وجودداشت عدم تثبیت هویت قانونی خودآن نهاد به عنوان یک نهاد مدنی  وتاثیر گزار درروند های سیاسی کشوربود.مجلس به لحاظ قانونی جایگاهد بلندی در ساختار دولت افغانستان دارد گرچه که این امر در قانون اساسی افغانستان وضاحت وصراحت دارد وجایگاه ان را نشان می دهد؛ اما از آن جا که تاریخ افغانستان مشحون ومملو از خود کامگی ها وعدالت ستیزی ها است، تثبیت جایگاه قانونی نیاز  مند تلاش های مدنی پیگیر وخستگی نا پذیر می باشد؛ اما مجلس گذشته متاسفانه دراین راه نیزهیچ قدمی برنداشته است که دودلیل عمده می توان برای آن بر شمردو اول این که  شاید ذهنیت سطحی مجموع نمایندگان وشخص رئیس آن؛ ازآن نهاد مدنی برداشت نازلی داشته است وان را در حد یک نهاد تشریفاتی می دانسته است . دلیل دوم آنست که منافع ومطامع رئیس مجلس وبرخی وکلای مهم وموثر باعث گردیده که همیشه مصلحت ها بر حقیقت ها سایه افگند وچشم هارا از گشودن آن باز دارد.کثیری ازحقیقت ها هم چنان مکتو م وموهوم باقی بماند یا آن که دری به سوی حقیقت ها گشوده نگردد بسیاری از وکلایی که دردور گذشته به مجلس راه یافته بودند، برای آن که بتوانند بار دوم به مجلس راه یابند تا توانستند حس قومیت ونژاد را رنگ ورونق بخشیدند،بر دشمنی ها هیزم ریختند،حساسیت هارا بر جسته کردند تا هم چنان بر موج احساست مردم سوار باشندالبته آنها هیچ گاه نمی خواهند ونمی توانند مبادرت به یک کار مدنی کنند؛ زیرا کار مدنی نیاز مند داشتن ذهنیت مدنی است ، ذهنیت مدنی وقتی ایجاد می شود که دید آدمیان از دامن مادرهای شان فراتر رود  ودید قبیله ی وقومی به هر عنوان وانگیزه ای که باشد در نهایت معنای جزآن ندارد که این باور ریشه در دید تنگ دامن مادران دارد .زندگی قبیله ای یک زندگی طبیعی است کسی دردامان مادر زاده می شود در همان دامن شکل می گیرد ودر نهایت دردامن همان مادر نیز می اندیشد . کلام حضرت مولانا چه قدر زیبا ودلنشین است که می گوید:

 دربن سوراخ بنایی گرفت

ودر خورسوراخ دانایی گفت

 لازمه ی زندگی طبیعی دانش ودانایی طبیعی   وتوسعه نایافته است.حتا خدا وپیامبر اآن قوم نیز همان گونه توسعه نایافته وهمانند خود شان در قالب قبیله های شان تعریف می گردد.

   به هر حال اصل سخن اینست که مجلس نمایندگان کشور بررغم گذشت زمان نتوانست جایگاه خویش را به عنوان یک نهاد مدنی تثبیت کند ودر نتیجه امروز وقتی دور دوم آن مجلس اغاز می یابد، دشواری ها، همان دشواری های اولیه است یعنی کاری که نمایندگان مردم باید پنج سال قبل شرو ع می کردند نمایندگان دور دوم باید از اول شروع کنند.البته وقتی گفته می شود که کاری انجام ندادند، بدین معنا نیست که همه شرایط وبستر ها برای احراز یک هویت ملی ومدنی آماده بود که نمایندگان کشور نتوانست به تثبیت آن همت بگمارند البته توقع مردم آن نیست که نمایندگان کشوراین خارستان تفکر را به گلستان بدل کنند بلکه نمایندگان باید تلاش می کردند تا دراین راه قدم هایی را بردارند اما این گونه نشد. در پنج سال گذشته ذهنیت ها تغیر پیدا نکرد وبسیاری از افرادی که سمت نمایندگی مردم را به عهده داشتند کوشیدند ادبیات قومی را از موضع یک نهاد مدنی بسط دهند. اگر قومندانی با ادبیات مستهجن وسخیف قومی سخن بگوید ودر صدد بسط آن ادبیات  گردد شکایتی نباید کرد؛ اما وقتی که  عضو یک نهاد مدنی در صدد برجسته کردن هویت قومی است بازتاب  وتاثیر منفی آن به مراتب بد تر وسخیف تر است . البته اگر نمایندگان اینده تلاش نورزند وازهمین حالا تصمیمی برای اینده نداشته باشند وتغیراتی را که لازمه ی کار آمدی آن نهاد است بوجود نیاورند ؛ فرصت ها هم چنان از دست خواهند رفت وتغیری در وضعیت کشور ایجاد نمی گردد.گرچه یار گیری هایی پیدا وپنهانی در میان نمایندگان کشور وجود دارد مدعیان ریاست پارلمان کشور می کوشند بادادن وعده ها ی کلان برای نمایندگان، رای یا رای هایی  رابرای خود کمایی کنند ولیکن بر نمایندگان کشور است که با سهل انگاری به اینده ننگرند وریاست مجلس  رابادید تشریفاتی نبینند ومی توانندبا انتخاب درست وصحیح هم هویت مجلس نمایندگان را به عنوان یک نهاد مدنی تثبیت وتسجیل کنند وهم راه بهتری برای اینده ای کشور بگشایند.