پارلمان نمود دموکراسی یانماد سر افگندگی؟

 پارلمان درهر کشوری نماد ونمونه ی آگاهی ،حق شناسی ومسئولیت پذیری ملی است.نمایندگان مردم در حقیقت عصاره ای خود آگاهی اجتماعی وسیاسی مردم یک کشوراست .هم چنان نمایندگان مردم باز تاب دهنده ای درد ها،مشکلات واروز های مردم کشورنیز است. مردمی که خود نمی توانند در تصمیم گیری های کلان کشور سهیم باشند وبرای باز گوکردن آرمان ها ودردها ومشکلات خویش حضور مستقیم ومستمر داشته باشند؛ سازوکارانتخابات را بهترین ومناسب ترین گزینه برای ابراز خواسته های خویش ونیل به اروز های خود یافته اند. دردودورتدویر پارلمان، جان به کف در پای صندوق های رای گیری رفتند؛  دهها تهدید را به جان خرید ند،بیم دردل را ندادند تا با رای دادن نمایندگانی را بر گزینند تادرد های شان فریاکنند ورنج های شان مرهم باشند.

  اما پرسشی که پیش می ایند آنست که پارلمان در افغانستان با اروز ها وآمال مردم همگون وهم گین بوده است ؟آیا واقعا پارلمان کنونی افغانستان باز گوکننده ای درد ها والام مردم کشور می باشد؟

برای یافتن این پاسخ گامی به عقب بر می داریم ومروری بر عملکرد مجلس نمایندگان کشوردر سال های گذشته می افگنیم.  نگاه به کارنامه مجلس گذشته به این واقعیت دست می یابیم که آن مجلس متاسفانه کار کر د مطلوب نداشته است. ده ها کاستی را می توان درعملکرد آن نهاد مشاهده کرد؛ ولیکن ازآن جایی که اولین تجربه ازاین گونه بود بسیاری از کاستی ها قابل اغماض بود. مردم امیدوار بودند که در سال های آتی وبا تدویر مجلس جدید کاستی ها جبران گردد ومطالبات به حق مردم جدی گرفته شود.

. اما افتتاح مجلس جدید وبحث وجدل هایی برسر تعین ریاست مجلس در گرفت وبیش از دوهفته تداوم یافت، متاسفانه اب پاکی برروی دستان مردم ریخت واین پیام را اعلام والقا کرد که مجلس جدید به حدی در نا توانی ونادانی غرق است که حتا ازدرک خود وموقعیت کشور نیزعاجز می باشد. یکی از نقاط ضعف عمده ای که در مجلس گذشته به وضوح دیده می شد تکیه برخی از اعضای پارلمان به قوم وزبان ونژاد بودتاکید بر حقوق قومی هم مغایرت ومباینت با اصول وارزش های دموکراتیک دارد وهم چنان مغایرت با اصول وارزش ملی ودینی مردم این کشورد. مردم افغانستان در سی چهل سال گذشته همواره بر اثر حکومت های استبدادی از تعامل مثبت با سایرهم وطنان خویش باز مانده اند وهر کدام چنان کتله های بیگانه از هم زیسته اند.تمام تقصیر ها نیز به دوش حکومت های فاسذ ومستبد گذاشته می شد که عمدا نمی خواستند که مردم افغانستان راه همپذیری را طی کند وبه یک پیوند ملی دست پیدا کند. وقتی مجلس نمایندگان تشکیل گردید مردم می پنداشتند که زمستان واگرایی ها به سر آمده وما اینک در بهار هم رنگی وهم دلی به سر می بریم؛زیرا نماینده های واقعی مردم اینک در کنار هم ودریک تالار نشسته اند ودرد های مشترک هم هی مردم را فریاد می کنند وحق مشترک همه مردم  رامطالبه خواهند کرد که آن همان عدم توسعه ی تاریخی مردم افغانستان درسایه حکومت های استبدادی است ؛اما گذشت زمان نشان داد که مردم توقع بی جای وبی موردی داشتند.

 آنکه چون پسته دیدمش همه مغز            پوست بر پوست بود همچو پیاز

 نمایندگان مردم نه تنها فریاد کننده ای درد های مشترک مردم افغانستان نشد که خود باعث وبانی کثیری از واگرایی ها گردید. اینک که در ابتدای راه مجلس دوم قرارداریم وکشمکش های طاقت سوزی که در تعین ریاست مجلس نمایندگان صورت می گیرد، گویای اینده ای درد ناکی است که بر مجلس کنونی سایه افگنده است.ای کاش این درد در مجلس نمایندگان باقی مانده بود وگریبان مردم افغانستان را گرفتار نمی کرد..دردیست که متاسفانه به جان مردم افغانستان خواهد افتاد وخرمن آروز های مردم را خواهد سوخت .

پارلمان نمود دموکراسی یانماد سر افگندگی؟

 پارلمان درهر کشوری نماد ونمونه ی آگاهی ،حق شناسی ومسئولیت پذیری ملی است.نمایندگان مردم در حقیقت عصاره ای خود آگاهی اجتماعی وسیاسی مردم یک کشوراست .هم چنان نمایندگان مردم باز تاب دهنده ای درد ها،مشکلات واروز های مردم کشورنیز است. مردمی که خود نمی توانند در تصمیم گیری های کلان کشور سهیم باشند وبرای باز گوکردن آرمان ها ودردها ومشکلات خویش حضور مستقیم ومستمر داشته باشند؛ سازوکارانتخابات را بهترین ومناسب ترین گزینه برای ابراز خواسته های خویش ونیل به اروز های خود یافته اند. دردودورتدویر پارلمان، جان به کف در پای صندوق های رای گیری رفتند؛  دهها تهدید را به جان خرید ند،بیم دردل را ندادند تا با رای دادن نمایندگانی را بر گزینند تادرد های شان فریاکنند ورنج های شان مرهم باشند.

  اما پرسشی که پیش می ایند آنست که پارلمان در افغانستان با اروز ها وآمال مردم همگون وهم گین بوده است ؟آیا واقعا پارلمان کنونی افغانستان باز گوکننده ای درد ها والام مردم کشور می باشد؟

برای یافتن این پاسخ گامی به عقب بر می داریم ومروری بر عملکرد مجلس نمایندگان کشوردر سال های گذشته می افگنیم.  نگاه به کارنامه مجلس گذشته به این واقعیت دست می یابیم که آن مجلس متاسفانه کار کر د مطلوب نداشته است. ده ها کاستی را می توان درعملکرد آن نهاد مشاهده کرد؛ ولیکن ازآن جایی که اولین تجربه ازاین گونه بود بسیاری از کاستی ها قابل اغماض بود. مردم امیدوار بودند که در سال های آتی وبا تدویر مجلس جدید کاستی ها جبران گردد ومطالبات به حق مردم جدی گرفته شود.

. اما افتتاح مجلس جدید وبحث وجدل هایی برسر تعین ریاست مجلس در گرفت وبیش از دوهفته تداوم یافت، متاسفانه اب پاکی برروی دستان مردم ریخت واین پیام را اعلام والقا کرد که مجلس جدید به حدی در نا توانی ونادانی غرق است که حتا ازدرک خود وموقعیت کشور نیزعاجز می باشد. یکی از نقاط ضعف عمده ای که در مجلس گذشته به وضوح دیده می شد تکیه برخی از اعضای پارلمان به قوم وزبان ونژاد بودتاکید بر حقوق قومی هم مغایرت ومباینت با اصول وارزش های دموکراتیک دارد وهم چنان مغایرت با اصول وارزش ملی ودینی مردم این کشورد. مردم افغانستان در سی چهل سال گذشته همواره بر اثر حکومت های استبدادی از تعامل مثبت با سایرهم وطنان خویش باز مانده اند وهر کدام چنان کتله های بیگانه از هم زیسته اند.تمام تقصیر ها نیز به دوش حکومت های فاسذ ومستبد گذاشته می شد که عمدا نمی خواستند که مردم افغانستان راه همپذیری را طی کند وبه یک پیوند ملی دست پیدا کند. وقتی مجلس نمایندگان تشکیل گردید مردم می پنداشتند که زمستان واگرایی ها به سر آمده وما اینک در بهار هم رنگی وهم دلی به سر می بریم؛زیرا نماینده های واقعی مردم اینک در کنار هم ودریک تالار نشسته اند ودرد های مشترک هم هی مردم را فریاد می کنند وحق مشترک همه مردم  رامطالبه خواهند کرد که آن همان عدم توسعه ی تاریخی مردم افغانستان درسایه حکومت های استبدادی است ؛اما گذشت زمان نشان داد که مردم توقع بی جای وبی موردی داشتند.

 آنکه چون پسته دیدمش همه مغز            پوست بر پوست بود همچو پیاز

 نمایندگان مردم نه تنها فریاد کننده ای درد های مشترک مردم افغانستان نشد که خود باعث وبانی کثیری از واگرایی ها گردید. اینک که در ابتدای راه مجلس دوم قرارداریم وکشمکش های طاقت سوزی که در تعین ریاست مجلس نمایندگان صورت می گیرد، گویای اینده ای درد ناکی است که بر مجلس کنونی سایه افگنده است.ای کاش این درد در مجلس نمایندگان باقی مانده بود وگریبان مردم افغانستان را گرفتار نمی کرد..دردیست که متاسفانه به جان مردم افغانستان خواهد افتاد وخرمن آروز های مردم را خواهد سوخت .

سقوط یک دیکتاتوروانتخاب نشدن یک رئیس

شام روز جمعه بود که دیکتاور مصر بعد از سی سال حکومت استبدادی سقوط کرد وباعث شادی وسرور مردم مصر گردید. گرچه این تحول عظیم در مصر رخداد ولیکن بسیاری از کار شناسان بدین باوراند که این تحول عظیم نقطه عطفی دیگری است که در جهان عرب وخاور میانه رخ داد است وبی شک این تحول بسیاری از کشور های خاور میانه وشمال افریقارا در بر خواهد گرفت ومناسبات قدرت در خاور میانه را به نفع مردم آن کشور ها تغیر خواهد داد. اگر در خیزش های اخیر تنها تونس بود این دگر گونی ان قدر احساس نمی شد اما ازاین که مصر دچار چنین تحول عظیم شده است بی شک پس لرزه های آن جهان اسلام را نیز خواهد گرفت. گرچه تا هنوز باد آن به سوی ما وزیدن نگرفته است. ولیکن یک درس اخلاقی برای هر ادمی دارد آن اینه به قدرت دوروز دنیا نباید آن قدر چسپید، ارزش دینی وملی خودرا فراموش کرد. دنیا وقدرت دنیا رفتنی است آنچهبرای انسان باقی می ماند نام نیک وپای بندی به اصول وارزش های انسانی است.دراین طرف که ما هستیم دیروزشنبه دووازدهم فبریه یا فبروری مجلس نمایندگان کشور تشکیل جلسه دادند تا ریاست مجلس را انتخاب کنند. این پنجمی بار بود انتبخابات بر گزار شد ولیکن بدون نتیجه پایان یافت ومجلس موفق نشد رئیس خو را انتخاب کند. در اخیر مجلس، همه نمایندگان ناراحت بودند؛ اما هیچ گدام نمی دانستند چه باید انجام دهند تا ازاین بن بست رهایی یابند. لحن سخن گفتن همه نمایندگان تاسف بار ورقت انگیز بود ولیکن راهی برای بیرون رفت وجودندارد. مشکلی که ما افغان ها بدان گرفتاریم، آنست که آنچه سیاسیت مداران مار در ظاهر نشان می دهند آن گونه نیستند بی شک نیمه بیشتر این ها وابسته به خارجی هستند از همه طیف ها آن که داد از اسلام می زند چه آن که داد از دموکراسی یا حقوق بشر می زند هر یک وابسته به خارجی ها وتابع نظریان آنان است . امروز خواسته یا نا خواسته تمام نمایندگان گرو گان دو طیف فکری است . شاخص های هردو سیاف وقانونی است. سیاف ازسوی پاکستان ،سعودی ها، وحکومت کرزیکاندیدای ریاست مجلس است وقانونی هم از طرف چهره های غیر پشتون،تاجیک ها که به نحوی مورد تائید اتحادیهد اوروپایی نیز قرار دارد. قرار خبر های تائید ناشده سعودی ها گفته است که ما حاضریم تمام هزینه های انتخابت افغانستان را بپردازیم تا انتخابات باردیگر بر گزار شود شاید طرفداران آن کشوربیشتر شود. اتحادی اوروپایی نیز گفته اند سیاف آدمی است که پرونده ضد حقوق بشری او بر هیچ کس پوشیده نیست اگر او رئیس شود معنای ان اینست که یک آدم ناقض حقوق بشر به ریاست مجلس نمایندگان افغانستان می رسد .شخص سیاف نیز بدمی اندیشد که با رسیدن به ریاست مجلس بتوند برخی اتهام ها نسبت به خودر رد کنند وباردیگر به نوان یک چهره ای موجه ملی تبارز یابد. حال این ایده واندیشه به فرجام نیک می رسد یانه برای مردم افغانستان بویژه کسانی که چنگ های دهه هفتاد کابل را تجربه کرده اند وعمل کرد سیاف وحزب اورا دیده اند سیاف از کریه ترین چهره ها است. به هر حال

بن بست در تعین رئیس ریاست مجلس

     حدود دو هفته است که مجلس نمایندگلن کشور افتتاح شده است. دراین دو هفته جلسات متعدد وگاهی فشرده نیز بر گزارشده است. اما اعضای مجلس نمایندگان نتوانستند به تعین ریاست مجلس توفیق بیابند گرچه سخنرانان به سخنرانی های آتشین وهیجان بر انگیزی پرداختند  اما آن سخنان خود سخنرانان رابیدار نساخت تا ازخر خود خواهی ها ومنیت ها به زیر آیند وصدای مردم مظلوم وزجر کشیده این کشور بلا زده را بشنوند ودرک کنند که دشواری های زندگی مردم ایجاب می کند که نمایندگان شان بدین رسوایی تن در دهندوبرای تعین رئیس همانند مگس به سر وکله یک دیگر بزنند

ادامه نوشته

افول ستاره ی اقتدار گرایی در خاور میانه

     خیزش هایی که در خاور میانه رخ داده است، بسیاری از رسانه های جمعی جهان را واداشته است به تحلیل وارزیابی آن بپردازند. تا خاستگاه ها وریشه های آن را در یابند. تحلیل گران بر اساس دید گاه های گونا گونی که داشته اند تحلیل های گونا گونی نیز ارایه کردند.  رخداد های خاور میانه همه دنیا بویژه کشور هایی که در مصر منافعی برای خود بر می شمارند، دچادر بهت وحیرت کرد.ازجمله ایالات متحده ای امریکارا دریک سر در گمی قرار داد.  تاهنوز رئیس جمهور آن کشورسخنان ضدو نقیضی ابراز داشته است.  معنای این سراسیمگی سیاسی ازاین جهت است که غربی ها بویژه ایالات متحده امریکا پیش بینی نمی کرد که به این زودی ها درمصر چنین اتفاقی بیفتد وکشور مصر دچا چنان آشوبی شود. از جهت دیگر نیز برای غربی ها نگران کننده است این که کشور مصر کشور تاثیر گزار در خاور میانه بوده است. هر تحولی که در مصر رخ دهد به نحوی دنیارا تحت تاثیر خویش خواهد برد البته این موقعیتی است که مصر در طول تاریخ خویش داشته است از یک جهت مصر مهد مدنیت بوده است، امروزمهم ترین اثار تاریخی دنیا درمصر است از جهت سیاسی نیز بعد از انقلاب 1952 که سیستم پادشاهی در مصر فرو ریخت وجمال عبدالناصر بر قدرت تکیه زود عملا رهبریت دنیای عرب را به دوش گرفت. مصر به عنوان یک کشور الگو برای اعراب درامد حس ناسیو نالیستی اعراب با پیروزی ناصر در مصر رونق تازه یافت .بعد از جمال نیزتعیین کننده ترین کشورد رخاور میانه بوده است
ادامه نوشته

بی نتیجه ماندن جلسات مجلس نمایندگان کشور

 بیت نتیجه ماند مذاکرات مجلس نمایندگان باردیگر مردم را به نا کار آمدی مجلس نمایندگن کشور باور مند کرد مجلسی که این قدر گرفتار مسایل قومی واتنیکی باشد ِبی شک گره از کار مردم نیز نخواهد گشود .

  مجلس که بر قوم پرستی ونژاد گرایی های افراطی خود نتواند غلبه کندُُِ وابستگی های قومی را اصل واساس کار های خود بداند بی تردید. دید کلان ملینیز نخواهدداشت ومشکلات کشوررا به همان دید تنگ خواهد نگریست ودر نتیجه گرهی از مشکلات کشور حل نخواهد کرد.

  وقتی دید ها این گونه باشد مسایل کلان ملی در نظر گرفته نشور این تنها مجلس نیست که میزان کارآیی آن کاسته خواهدشد بلکه اصل دیگری از اصول وظایف مجلس نیز فرو گزار خواهد شد ان اصل نظارت بر کار حکومت است.

چرا سیاف؟؟؟

    به نتیجه نرسیدن انتخابات ریاست مجلس درروزشنبه ومنصرف شدن آقای قانونی از شرکت دردور سوم انتخابات ،اقای سیاف از سران سابق مجاهدان وچهره ای جنجال بر انگیز جهادی سابق ویکی از افرادی که با تغیر نام خود از عبدالرسول به عبدالرب رسول خواسته است خودرا به یکی از کشورهای سرمایه  دارعرب نزدیک تر نشان دهد، هم چنان در مقام مدعی ایستاده است وخواهان رسیدن به پست ریاست مجلس.گرچه تا هنوز ازسوی طرفداران سیاف کوشش صورت گرفته است که نمایدگان را مجاب کند تا بار دیگر انتخابات صورت گیرد واقای سیاف درراس هرم مجلس قرار گیرد؛ ولیکن آن گونه که پیدا است این راه به بن بست خورده است گزیری دیگری غیر از انتخابات مجدد باقی نمانده است. این در صورتی است که طرح.وپلان دیگری از سوی حکومت وطرفداران سیاف روی دست گرفته نشود در غیر آن صورت انتخاب ریاست مجلس نمایندگان هم چنان در بن بست باقی خواهد ماند .

   حال پرسش این جاست ک چرا طرفداران سیاف وهم چنان برخی سران حکومت اصرارادارند که سیاف درراس مجلس قرارداشته باشد؟

ادامه نوشته

افتتاح شورای ملی توسط رئیس جمهور کرزی

   امروز برابر است با ششم دلو ۱۳۸۹ ه.خ دراین روز آقاس کرزی با حضور در ساختمان جلس نمایندگان ُ دور جدید کاری شورای ملی را افتتاح کرد . گرچه ایفتتاح محلس با تاخیر صورت گرفت وقرار ی که از سوی اقای کرزی اعلام شده بود باید مجلس نمایندگان زودتر ازاین افتتاح می گردید ولیکن باز هم تصمیمی که گرفته شد بی شک به سود وثبات کشور تمام می گرد وگام بسیار نیکویی از سوی رئیس جمهور کشور برداشته شد

  افتتاح مجلس بیش از یک ساعت به درازا کشید رئیس جمهور افغانستان هم چنان مطالب مهمی دراین مجلس افتتاحیه ایراد کرد . مشکلات ودشواری های فراروی حکومت افغانستان در مجموع دست اندر کاران دولت گوش زد شدبیان گردید ءاقای کرزی در ضمن به تشریح سیاست های خارجی خود در قبال کشور های همسایه وهم چنان شرکای غربی خود پرداخت .اقای کرز در رابطه با همسایگان افغانستان بویژه ایران وپاکستان با خوش بینی فراوانی یاد کرد این در حالی است متوقف شدن تانکر های سوخت افغانستان  از سوی ایران روابط دو کشور اندکی به سردی گرائیده بود. گرچه اعمال فشار از سوی اران به هیچ وجه اتظار برده نمی شد ولیکن باز هم این فشار ها به بهانه ی این که تیل های وارد شده از سوی نیرو های غربی مورد استفاده قرار می گیرد برمردم افغانستان تحمیل شد.

هم چنان اقای کرزی خطاب به غربی ها گفتکه گرچه ما انتقاداتی برشما داریم ولیکن شما پشت سر گپ نزنید برای این که حق ماست که ما از شما انتقاد کنیم.

 اقای کرزی همانند کذشته از بلند رفتن عایدات سرانه در کشور سخن گفت ُاین در حالی است که طبق آمار های بین المللی تعدا دافراد گرسنه در کشور حدود نه ملیون تن می رسد. اما اقا  ی  کرز ی از ذخیره بانک مرکزی به نیکی یاد کرد در واقع نویدی بود که از سوی رئیس جمهور کر زی به مردم داده شد .

کرزی وتغیر رفتاربا همسایگان

  سفر اقای کرزی به روسیه گرچه مدت زمانی اندک به درازا کشید؛ ولیکن بدون تحلیل وتبصره های رسانه های خارجی وداخلی ..نبود. البته شرایط نیز به گونه ای بود که این تحلیل ها وتبصرهای بیشتری بر می تابید؛ زیرا ازهنگامی که اقای اوباما به قدرت ریاست جمهوری تکیه زد، به نحوی تنش میان حکومت اقای کرزی  ورئیس جمهور امریکا اوج گرفت ودرر خی مقاطع نیزاین ذهنیت چنان افزایش یافت که برخی تحلیل گران بدین امر توجه کردند که اقای کرزی در صدد حذف برخی مهره های امریکا از حکومت خود می باشد واین تنش زایی در حالی بود که رابطه ای حکومت با همسایگان از گرمی خاصی برخوردار گشته بود بویژه زمانی که پول های دریافتی از سفارت ایران آشکار شد واقای کرزی نیز با کمال شهامت از گرفتن پول دفاع کرد واظهار داشت که ازاین پول ها همیشه می گرفته است.این گونه اظهارانظر ها این گمانه را تقویت کرد که او وحکومت افغانستان بدین نتیجه دست یافته اند که ارتباط با همسایگان برای حکومت ازارجحیت واولویت بسیار برخوردار است البته برای بسیاری از مردم حرکت اقای کرزی امر مطلوب ومطبوعی بود؛ زیرا بسیاری بر اساس قرابت های فراوانی که میان ما وهمسایگان وجوددارد، ارتباط نزدیک با همسایگان را مطلوب می شمارندونزدیکی به امریکا وغرب را با دیده ی  شک وتردید می نگرند. با توجه به این که ذهنیت های

بسیار منفی نسبت به غربی ها وجوددارد .درهرصورت همسایگان احترام خاصی  نزد مردم افغانستان دارند اما واقعیت های دنیای سیاست اقتضائات وخواست های دیگری دارد که متسفانه مردم ما کمتر فهم می کنند وحکومت نیز هیچ گاهی نکوشیده است تا ازطریق رسانه های گروهی، زمینه های فهم بیشتری رابرای مردم فراهم آورد . همین پارسال بود که پاره ی از دانشجویان دانشگاه کابل له وعلیه یکی از کشور های همسایه شعاردادند وبرخی آن کشورهارا دوست دانستند وبرخی نیز دشمن. این دشمن سازی ها ودوست شمردن های نا موجه ناشی از بی خبری ما افغان ها از میکانیزم سیاسیت خارجی کشور ها است.دردنیای امروز کمتر دیده شده است که مردم یک کشور برای دفاع از منافع سیاسی واقتصادی کشور دیگر به میدان ها وخیابان ها آمده باشند وبه نفع کشور دیگر شعارداده باشند امادرا کشورما این اتفاق افتاد ومحصلین ودانشگاهیان کشور به جای آن که مدافع منافع کشور باشند برای منافع کشور های بیرونی سینه  سپر کردند .
ادامه نوشته

کرزی وتغیر رفتاربا همسایگان

  سفر اقای کرزی به روسیه گرچه مدت زمانی اندک به درازا کشید؛ ولیکن بدون تحلیل وتبصره های رسانه های خارجی وداخلی ..نبود. البته شرایط نیز به گونه ای بود که این تحلیل ها وتبصرهای بیشتری بر می تابید؛ زیرا ازهنگامی که اقای اوباما به قدرت ریاست جمهوری تکیه زد، به نحوی تنش میان حکومت اقای کرزی  ورئیس جمهور امریکا اوج گرفت ودرر خی مقاطع نیزاین ذهنیت چنان افزایش یافت که برخی تحلیل گران بدین امر توجه کردند که اقای کرزی در صدد حذف برخی مهره های امریکا از حکومت خود می باشد واین تنش زایی در حالی بود که رابطه ای حکومت با همسایگان از گرمی خاصی برخوردار گشته بود بویژه زمانی که پول های دریافتی از سفارت ایران آشکار شد واقای کرزی نیز با کمال شهامت از گرفتن پول دفاع کرد واظهار داشت که ازاین پول ها همیشه می گرفته است.این گونه اظهارانظر ها این گمانه را تقویت کرد که او وحکومت افغانستان بدین نتیجه دست یافته اند که ارتباط با همسایگان برای حکومت ازارجحیت واولویت بسیار برخوردار است البته برای بسیاری از مردم حرکت اقای کرزی امر مطلوب ومطبوعی بود؛ زیرا بسیاری بر اساس قرابت های فراوانی که میان ما وهمسایگان وجوددارد، ارتباط نزدیک با همسایگان را مطلوب می شمارندونزدیکی به امریکا وغرب را با دیده ی  شک وتردید می نگرند. با توجه به این که ذهنیت های

بسیار منفی نسبت به غربی ها وجوددارد .درهرصورت همسایگان احترام خاصی  نزد مردم افغانستان دارند اما واقعیت های دنیای سیاست اقتضائات وخواست های دیگری دارد که متسفانه مردم ما کمتر فهم می کنند وحکومت نیز هیچ گاهی نکوشیده است تا ازطریق رسانه های گروهی، زمینه های فهم بیشتری رابرای مردم فراهم آورد . همین پارسال بود که پاره ی از دانشجویان دانشگاه کابل له وعلیه یکی از کشور های همسایه شعاردادند وبرخی آن کشورهارا دوست دانستند وبرخی نیز دشمن. این دشمن سازی ها ودوست شمردن های نا موجه ناشی از بی خبری ما افغان ها از میکانیزم سیاسیت خارجی کشور ها است.دردنیای امروز کمتر دیده شده است که مردم یک کشور برای دفاع از منافع سیاسی واقتصادی کشور دیگر به میدان ها وخیابان ها آمده باشند وبه نفع کشور دیگر شعارداده باشند امادرا کشورما این اتفاق افتاد ومحصلین ودانشگاهیان کشور به جای آن که مدافع منافع کشور باشند برای منافع کشور های بیرونی سینه  سپر کردند .
ادامه نوشته