بعد ازجمال عبدالناصر نیز وضعیت  کشومصررادر معادلات خاور میانه بسیار ممتاز بوده،شایدثبات نسبی درمصروایجاد ارتباط این کشور با غرب بوده که اسرائیل به عنوان متحد غرب در خاور میانه نفس به راحتی بکشد. حتا دست به مانورهای گونا گون وتجاوز های مکررنیزبزند.  گرچه تلاش هایی صورت گرفت تا موقعیت مصردچا رتزلزل شود کشوری دیگری برجای مصربنشیند  از جمله کشوری که با پول هنگفت نفت وبا مذهب وهابیت قصد جانیش یمصررا داشت عربستان سعودی بود که بر اثر تلاش های فراوان نه وهابیت به عنوان یک مذهب دردنیای اسلام مقبولیت یافت ونه رهبران آن کشور از موقیعیت ممتازی برخوردار گشتند وحتا جهان عرب، رهبران عربستان را جدی نمی گیرد.همین موقیعیت ممتاز مصر در خاور میانه وشمال افریقا است  که جنبش های اعتراضی درآن کشور غربی هارانگران کرده است.بنابراین امروز غربی ها و از جمله اسرائیل نگران اینده ای خود است که چه کسی بر سریر قدرت مصر تکیه خواهد کرد.زیرا تعین رهبری اینده در مصر تحولات خاور میانه بویژه بر روابط اعراب واسرائیل تاثیر به سزایی بر جابی خواهد گذاشت. همین تاثیر گزاری ها درروابط بین المللی مصر است که برخی کشورها را در اعلام مواضع خود نسبت به اینده مصر  دچار افراط وتفریط کرده است از جمله کشور هایی که بیش از سایرین موضع افراطی وتفریطی گرفته اند، ایران واسرائیل است.

  مقامات ایران جنبش مصر را یک جنبش اسلامی وبر گرفته از انقلاب دراین کشور می دانند که در سال 1357 توسط اقای خمینی رهبری شد وبه پیروزی رسید واو بعد از انقلاب در یک اظهار نظر گفت که ما انقلاب مان را صادر می کنیم ولذا مقام های ایران جنبش مصر رانتیجه صدور انقلاب ایران می داند وباور دارد که آنچه در ایران درسی سال پیش اتفاق افتاده بود، امروز در مصر اتفاق می افتدو البته این خوش بینی تنها در میان دولت مردان ایرانی نیست؛ بلکه برخی مراجع دینی آن کشورنیز با انتشار اعلامیه هایی پشتیبانی خویش را از جنبش مصر اعلام کرده اند که این گونه اعلامیه ها بیانگر خوش بینی افراطی سران جمهوری اسلامی ایران به جنبش های اعتراضی  مصر است. البته پیام دیگری نیز این گونه اظهار نظرها دارد.  آن این که در فردای پیروزی سهم بیشتری درآن قیام داشته باشند.البته قابل یاد آوری است که جنبش اخوان المسلمین که تنها تکیه گاه مقام های ایران شمرده می شد به صورت رسمی اعلام داشت که جنبش مصر، انقلاب اسلامی نیست بلکه تمام اقشار مردم از هر مذهب وملیت در ان نقش دارندوخیزش ان مردم برای رسیدن به خواسته های خود آن مردم است. کشوردیگری که با ترس واضطراب به جنبش کنونی مصر می نگرد اسرائیل است. تحلیل هایی که از طرفداران اسرائیل دیده وشنیده می شود نگرانی واضطراب عجیبی را می توان در لحن آن تحلیل گران دید واغلب بدین نظرهستند که جنبش مصر بی تردید دردست اخوان المسلمین خواهد افتاد و حکومتی که جانشین حکومت مبارک خواهد شد یک حکومت اسلامی ، مشابه حکومت درایران خواهد بود در آن زمان است ستاره اقبال آن کشور افول خواهد کرد بنابراین همان گونه که مقام های اسرائیل گفته اند اوضاع آن کشوررا زیر نظر  دارندتا بنگرند که مصر به کدام سمت حرکت خواهد کرد. اما پرسش این جاست که آیا واقعا می تواند چنین شباهت هایی میان انقلاب ایران ومصر مشاهده کرد وهم چنان ایا با پیروزی جنبش اخوان المسلمین اسرائیل  رادر چنان تنگنایی قرار خواهند داد؟

   کار شناسان وصاحب نظرانی که تا هنوز اظهار نظر کرده اند گرچه مشابهت هایی میان قیام مردم مصر وانقلاب سال 1979 ایران می بینند ولیکن بدین نکته تاکید می نهند که افتراق ها بیشتر از تشابه ها است .

  کار شناسان بدین باوراند که صدور انقلاب شاید برای ایت الله خمینی تعریف شده بود اما انقلاب لزوما ازنوع اشیای صادراتی نیست که همانند شامپو صدر صحت بتوان آن را صادر کرد وپشت آن نیز نوشت ساخت ایران !هر کسی که اندک مایه اطلاعات سیاسی داشته باشد می تواند در یابد که وقوع هر انقلاب وابسته به شرایط داخلی همان کشور ها است.همان گونه که جوامع از نظر اقتصادی ، سیاسی واجتماعی تفاوت دارند، همان گونه نیز عین تجربه در دو جای تکرار نشدنی است. شباهت هایی که وجود دارد بر اساس تشابهات اجتماعی کشور است نه آن که خواسته های آنان نیز یکی باشد . مردمی که در مصر در خیابان ها آمده اند مسلمان هستند  درهرکشوراسلامی ممکن است مسلمان ها دست به چنین اعتراض هایی بزنند ولیکن هیچ گاه خواسته های مشابه ندارند ؛ در تونس وقتی رهبر حزب النهضه از تبعید بر گشت وجوه افتراق خودرا با انقلاب اقای خمینی بیان کرد ودر واقع آب سرد روی دست کسانی ریخت که انتظارزیادی داشتند . وجه تشابه دیگر ی که میان اعتراض های مصر وایران وجو دارد حکومت های وابسته به غرب یا امریکا یی آنانست. ایرانی ها در سی سال پیش شعار می دادند که شاه باید برود امروزهم مردم مصر شعار می دهند که مبارک باید از کشور خارج گردد با وصف این تشابهات نمی توان هردو قیام را عین چیز ویکی را بر گرفته ازدیگری  پنداشت.

  بی تردیدچنین چیزی وجود ندارد ایران بعد از انقلاب آن کشور همواره کوشیده است که برخی حرکت آزادی خواهانه را تشبیه به انقلاب اسلامی کند از جمله جنبش هایی که به آن انقلاب اسلامی خطاب می شد قیام ها ی مردم افغانستان در برابر تجاوز های شوروی سابق بود که این شورش ضد استعماری سر انجام توسط سران جهاد به بازار سیاست عرضه شد وبه بهای اندکی فروش رفت وحاصل آن جهاد جز، بی باوری، بی دینی ونا هنجاری وددمنشی وظهور طبقه ای جددیدی به نام رهبران جهادی  چیزی دیگری نبودهمین شورش با این ویژگی ها روزگاری به نام انقلاب اسلامی یاد می گردید وامروز نیز جنبش اعتراضی مصر که یک حرکت اصلاح طلبانه  است  به نام انقلاب اسلامی یاد می شود در حالی که نقاط اقتراق کمتر از نقاط مشترک نیست  وجوه افتراق جنبش مصر وانقلاب ایران فراوانست به صورت مختصر می توان به چند مورد ازآن اشاره کرد در انقلاب ایران ر ا اعلامیه ها به هم پیوند می داد؛در حالیب که در مصر این شبکه های اجتماعی انتر نت است که تعین کننده است حتا شعار ها نیز از طریق انتر نت به خورد مردم دا ده می شود . اگر این اعتراض ها به انقلاب انترنیتی نیز گفته شود چندان بی مناسبت نیست. ممکن است گفته شود که اکثریت مردم که با انترنت دست رسی نداشته اند چگونه در تظاهرات وراه پیمایی ها شرکت جسته اند؛ واقعیت آنست که در هر جنبشی همه مردم به آگاهی دست پیدا نمی کنند بلکه سران ورهبران جنبش هاست که اهداف را تبیین می کنند ومردم رابه دنبال خود می کشاند.

   وجه افتراق دیگر خود اسلام است این سوال مطرح است که آنچه ایران در سی سال گذشته بدان پای بند بود؛ مصر امروز بدان پای بند است؟ آیت الله خمینی هدف انقلاب اسلامی را پیاده کردن احکام اسلام در ایران می دانست واسلام در نزد رهبران جمهوری اسلامی به عنوان یک ایدولوژی مطرح بود که هم خاستگاه خودرا اسلام می دانستند وهم هدف را پیاده کردن اسلام می شمردند؛ اما  اگراز حضور ووجود سایر رهبران  سیاسی در جنبش مصر چشم پوشی شود واین گونه پنداشته شود که تنها اخوانی ها است که در آن کشور از نفوذ واعتبار بر خورد اراند؛ بازهم نمی توان گفت که آن جنبش خواهان ایجاد حکومت اسلامی در مصر می باشند

  تحلیل هایی که ازآن جنبش ارایه شده است بیان می دارد که  جنبش اخوان، جنبشی نیست که دردهه شصت قرار داشت  گروه هایی افراطی ای که خواهان  ایجاد حکومت اسلامی در مصر بودند از جنبش اخوان فاصیله گرفته اند وجنبش امروزی اخوان یک جنبش سیاسی میانه رو است که به گفته ی بسیاری از تحلیل گران به حزب عدالت وتوسعه ترکیه شباهت بیشتر دارد تا به ایدولوژی اتقلابی ایران . بنابراین اگر وجه تشا به وتفارق  آن بر شمرده شود شاید اظهارات رهبران ایران را دارای پایه ومبنای درستی ندانست

  به هر حال به قول حضرت مولانا هر کسی از ظن خود شد یار من هر که نیتی در سر دارد قاعدتا روند های دنیا را با پیش فرض های خود تحلیل می کند در حالی که باور غالب آنست که جنبش مصر ناشی از وجود حکومت اقتدار گرای مصر ازیک  سو ووجود فساد ، بیکاری وپائین بودن زندگی مردم از سوی دیگر است. برابر باخبر هایی که منتشر شده است؛ خانواده ای مبارک دارای هفتاد ملیارد دالر سر مایه است.به گفته برخی منابع اگر این آمار درست باشد به معنای آنست که مبارک از قدرت سیاسی به نفع خود وخانواده خود استفاده کرده است وهمان فساد افسار گسیخته اس است که در مصر مبارک وجودداشته است. علاوه براین ها شعار هایی که از سوی معترضان مصری گفته می شده چندان رنگ مذهبی نداشته است.به هر حال ،حال آن جنبش با هر انگیزه ای که ایجادشده باشد همین که ملتی اززیر بار ظلم وخود کامگی حکومتی رهایی پیدا می کند خود بزرگترین ارزش را می آفریند.