.برخی برای یافتن  علت یا علل این بن بست به دنیای احتمالات سیر می کنند تا علت هارا دریابند وبنگرند که چیست وچه علت است که نمایندگان را واداشته است که دریک دور باطل گرفتار آیند  ونتوانند پای ازاین گل بیرون آورند. برخی طبق معمول به سراغ منابع خارجی رفته اند تا بدانند که چه دست هایی در کار است تا این گونه بن بست هارا ایجاد کرده اند. این گروه ازتحلیل گران باورمند هستند که دست های پشت پرده وپبش پرده فراوان در کار بود تا این گونه بن بست هارا ایجاد کنند.  طبق معمول اولین فاکتور تعین کننده در سیاست های کلی افغانستان منابع خارجی گفته می شود یعنی برای تعین ریاست مجلس هنوز اراده های پشت پرده به این توافق دست نیافته اند که باید رئیس مجلس چه کسی شود لذا تا این توافق نظر حاصیل نشده است کشمکش هم چنان ادامه خواهد داشت. طبق بر خی گزارش ها برخی شیوخ بی بخار عرب های خلیج فارس از طریق تزریق پول ها ی نفت می کوشند تا در افغانستان جای پایی داشته باشند؛ حال که طالبان در مواجهه با نیروهای بین المللی قرار گر فته اند وامریکایی ها نیز چنگ ودندان نشان می دهند وبراین موضع اصرار دارند که اگر پاکستان هم کاری نکند بازهم بر طالبان غلبه خواهد کرد. شیوخ را دست پاچه کرده است تا فرصت ازدست نرفته است باید کاری بکنند. برای شیوخ هم بهترین گزینه کسی است که نام مبارکش راتغیر داده است تا تا بندگی رسول را رها کند وبه بندگی خدا درآید. این یک طرف ماجراست این قامت دل ارایی که دل ودین ازآن اعراب ربوده است ودالر وریال به مصرف می رساند که او برسر کاراید ظاهرا برای دوستان غربی خوش ایند نیست. خبر های جسته وگریخته حاکی ازآنست که حتا برخی سران غرب تهدید کرده انداگر چنانچه این شمشیر چی سابق روی کار بیاید بسیاری از هم کاری های پارلمانی خویش را قطع خواهد کرد لذا بن بستی که در دو هفته ی گذشته  با آن مواجه هستیم نه از جانب خود افغان ها بلکه از جانب دوستان نزدیک ودورما است که هنوز بر سر "چه کسی باید باشد" توافق نکرده اند.طرف دیگر قضیه نیز دولت افغانستان است. خوب وقتی یک کشور ثروت مند عرب روی یک فردی حساب باز کند وریاست اورا مساوی با بسیاری از امتیاز ها بداند هر حکومتی هم باشد دهنش آب می افتد وبه طرفداری ازآن شخص بر می خیزد ومی کوشد که او برریاست پارلمان تکیه بزند دراین سیاست در واقع دست یابی به احدالحسنیین است. حکومت هم توانسته است پشتبانی عرب هارا در مصالحه با طالبان بدست اورند- چیزی که آقای کرزی بارها وبار ها با عذر والحاح از سعودی ها خواسته است-وهم از پول های نفتی گزافی که در نزد اعراب وجود دارد استفاده کند واین کار باعث می گردد که روابط اندک سرد با عرب ها نیز به گرمی تبدیل گردد وبا پول های نفت هم دیگدان هوس کمی گرم تر گرددو ازاین بهتر چه می شود کرد.تهدید های غرب هم چندان موجه نیست زیرا غرب دراین جا آمده اند تا زانو در گل فرو رفته اند این کمک نمی کنیم نیز چندا ن مورد قبول حکومت واقع نمی شود. غربی ها مجبور هستند برای خود شان کمک کنند لذابه قول معروف "باید پای دارهارا گرفت بی پای ها خود از ماست". جایگاه اعراب در سیاست حکومت همان پای دار ها است . از سوی دیگر غربی ها آن قدر اینده بین هستند که با این گونه بازی ها زود از کوره بیرون نمی روند ومیدان را به رقیب رها نمی کنند لذا برای حکومت افغانستان وشخص اقای کرزی خوب معلوم است که غربی ها چنین کار نخواهند کرد لذا یک سر ر شته بدست عرب ها است وسر دیگر به دست سایرین هفته ها بر سر یک رشته کشاکش ادامه خواهد داشت .

پاکستان هم از زمره ی همسایگان افغانستان است که می خواهد از هر اهرمی سود جوید تا بتواند برروند سیاسی کشور ما تاثیر بگذارد  گرچه خود تا زانودر گرداب افراطی گری غوطه ور است گویا آن کشور تادم مرگ هم دست از سر این مردم بر نمی دارد. قرار شنیدگی ها در مسایل امروزی نیز بوی دال پاکستانی به مشام می رسد وگفته می شود سرسردمداران آن کشو نیز دردیگ چه پارلمان افغانستان گیر مانده است  آنان هم می خواهند ازاین نمد مفت کلاهی برای خودبسازند. البته دراین میان شانس با مردم ما یار است که همسایه دیگر کشوردراین روز ها مشغول بر گزاری مراسیم جشن سالگرد پیروزی خود است وفرصت پیدا نکرده است دراین دیگ چمچه ای بزند.  از یک سووازسوی دیگر گرفتار مبارزه با استکبار جهانی وتوطیه های دشمنان اسلام  می باشد واگرنه سرو کله آن کشور نیز در انتخاب رئیس مجلس نمایندگان افغانستان پیدا می شد وازاین اب گل آلود در صدد صید ماهی مرادبر می آمد. حال دراین گیرو دار وزدو بند نقش حکومت افغانستان چیست؟

نگارنده خودبدین باور است آنچه خارجی ها عمل کرده اند ومی کنند یک طرف قضیه است. جایگاه ما در کجای این معادلات ومعاملات است ایا وکیلان مردم حالت خنثا دارند وهیچ عکس العملی از خود نباید بروز دهند ؟ یا این که دست درازی های خارجی ها باید مارا به این آگاهی برساند که دقیق تر عمل کنیم وموظب رفتار خود باشیم ؟

                           در میان این همه تحلیل های گونا گون که گفته می شود- اگر راست باشد- نمایندگان مجلس در کجای این کار قراردارند ایا این جماعت همانند عروسک هی کوکی از سوی خارجی ها کوک می شوند وبدون آن که خود بخواهند با ساز خارجی ها می رقصند. یا اندک اراده ای به عنوان اراده ملی وجوددارد؟ بی شک که کثیری ازاین جماعت همانند گوسفند کور وکرکر رمه است تعدادی با پاشیدن خاک قومی در چهره ی سایرین وبا برجسته کردن فاکت های زبانی ،سکان هدایت مجلس را به عهده می گیرند وآن گونه که خود می خواهند هدایت می کند. آن گونه که دیده شد دررقابت میان قانونی وسیاف رقابت ها رنگ قومی وزبانی داشت. هردو نیز به این بازی های قومی تن داده بودند وپشت سر آن ایستاده شده بودند.اما پرسشی که به میان می اید آنست که ایا این هردو که از مدعیان سرانجهاد مردم افغانستان می باشند وهردو یک گام هم از مواضع جهاد پائین نمی آیند چگونه دررقابت بر سر قدرت، اسلام وجهاد وارزش های جهادی را همه زیر پای مبارک می گذارند تا بر قله قدرت دست پیدا کنند؟!

 به نظر می رسد در معادلات سیاسی داخلی همانند تعین ریاست مجلس بیش ازان که دست های خارجی در کار باشد . بی ارادگی ، خود باختگی وقدرت طلبی های ضد ارزشی همین داعیه داران است که وضعیت را این چنین اشفته می کند.  ما افغانها متاسفانه عادت کرده ایم که همه نا کارآمدی خودرا به خارجی ها نسبت دهیم  وخودرا راحت احساس کنیم. واقعیت آنست که نا حق پای قدرت های بیرونی را در میان نکشیم ونا حق دیگران را مقصر ندانیم وقتی قدرت ودست یابی به آن منتهای آمال وآروز های یک فرد قرار می گیرد وبرای آن، همه چیز را فدا می شودو به هر وسیله ای تن می دهد وبه هر چیزی توسل می جوید. سر انجامی جزاین همه خفت وخواری نخواهد داشت  قبل ازین که پارلمان افتتاح شود یکی ازاین مدعیان ریاست، طرحی نوشته بود واظهارمی داشت که طر ح خودرا با سفارت خانه های خارجی در میان گذاشته است وبه آن افتخار هم می کرد.البته این مشت نمونه ی خروار است اکثر این خود باختگان مفتون قدرت ،دست به چنین عمل های شرم آوری زده اند ومی زنند. وقتی کسی حاضر به مزدوری نباشد دشواراست که خارجی ها اورا به مزدوری ودریوزگی وادار سازد.وقتی پای قدرت در میان می اید ،دین وایمان وآبرو وعزت خودرا پاک می بازیم وآنگاه همه گناه را به دوش دیگران بار می کنیم.حال شاید برخی بپرسند که علت چیست که ما به این خود باختگی دچار گشته ایم.؟

    بی تردید بزرگترین مرضی که به جان ما افتاده است خود خواهی وزیاده طلبی ها است.

 وقتی جامه ی اخلاق دریده شدوکمند اخلاق ازپای قدرت مندان گسست،آرمان قدرت مندان رسیدن به قله قدرت گردید، همه چیز مجاز می شود.دردنیای مدرن دو عامل سبب می شود که سیاست مداران پای از گلیم خویش فراتر نگذارند اول عقل خود بنیاد ووجدان انسانی؛ دوم قدرت آگاهی ودانش مردم است آنچه که در کشور ما اززمان های دور تا حال غایب بوده است. سیاست مداران جهادی در مقام عمل درس اخلاق به مردم می دهند ومی فهمانند که این بداخلاقی قدرت طلبانه همان ارزش های جهادی است که روز گاری از بنود آن فریاد سر می دادند که ارزش های جهاد نا بود شد.

   اینگونه کشمکش های ایمان سوز یاد آور افول ارزش های اخلاقی در جامعه ای ما است آنان که مدعی ارزش های جهاد هستند وهمیشه سایرین را به پامال کردن ارزش های جهاد متهم می کردند دیده می شود که خود یکی از ناقضین آن ارزش ها می باشد

    این مدعیان در طلبش بی خبرانند    آن را که خبر شد خبری باز نیامد